اسلام و پژوهش‌های تربیتی، سال 1405، جلد هجدهم، شماره اول، پیاپی 35، بهار و تابستان, صفحه‌ها 63-81

    نقش‌ متفاوت جنسیتی زن و مرد در خانواده از منظر قرآن کریم: مطالعه تفسیر موضوعی با دلالت‌های تربیتی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ مهدی شاکری / دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / mahdiyar.shakery@gmail.com
    هادی رزاقی / استادیار گروه علوم تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / razaghi@iki.ac.ir
    اسدالله جمشیدی / استادیار گروه تفسیر و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / jamshidi@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.4348002.1405.18.1.4.3
    doi Registering DOI...
    چکیده: 
    پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش‌های جنسیتی در خانواده از منظر قرآن کریم و استخراج دلالت‌های تربیتی آن انجام شده است. مطالعۀ حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تفسیر موضوعی آیات قرآن کریم صورت گرفته است. داده‌ها از طریق بررسی نظام‌مند آیات مرتبط با نقش‌های جنسیتی جمع‌آوری و با تکنیک تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد قرآن کریم برای زنان دو نقش اصلی «آرامش‌بخشی» و «مادری» و برای مردان دو نقش اصلی «سرپرستی» و «تأمین معاش» را مورد تأکید قرار داده که این تفکیک نقش‌ها مبتنی‌بر اصل تناسب با ویژگی‌های تکوینی طراحی شده است. همچنین تحلیل یافته‌ها نشان داده است که، نقش‌های جنسیتی زن و مرد در عین تمایز، در سطوح عاطفی، تربیتی و مدیریتیِ خانواده، مکمل یکدیگرند و دلالت‌های تربیتی آن نیز در چهار حوزه سیاست‌گذاری تربیتی و فرهنگی، نظام آموزشی، نهاد خانواده و خدمات مشاوره خانواده قابل اجرا است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Distinct Gender Roles of Men and Women in the Family from the Perspective of the Holy Qur'an: A Thematic Exegesis Study with Educational Implications
    Abstract: 
    The present study aims to analyze gender roles within the family from the perspective of the Holy Qur'an and to extract their educational implications. This research employed a descriptive-analytical method utilizing a thematic exegesis approach to the Qur'anic verses. Data were collected through a systematic examination of verses pertaining to gender roles and were analyzed using qualitative content analysis techniques. The findings indicate that the Holy Qur'an emphasizes two primary roles for women -"bestowing tranquility" and "motherhood"- and two primary roles for men -"guardianship" and "provision of livelihood." This role differentiation is predicated on the principle of proportionality with constitutive (ontogenetic) characteristics. Furthermore, the analysis demonstrates that, despite their distinctness, the gender roles of men and women are complementary at the emotional, educational, and managerial levels of the family. The educational implications derived are applicable across four domains: educational and cultural policy-making, the educational system, the family institution, and family counseling services.
    References: 
    • Chaplin, T. M. (2015). Gender and emotion expression: A developmental contextual perspective. Emotion Review, 7(1), 14-21.
    • Christov-Moore, L., Simpson, E. A., Coudé, G., Grigaityte, K., Iacoboni, M., & Ferrari, P. F (2014). Empathy: Gender effects in brain and behavior. Neuroscience & Biobehavioral Reviews, 46, 604–627.
    • Eagly, A. H. (2013). Sex differences in social behavior: A social-role interpretation Psychology Press. New York
    • Jones, R. E. & Lopez, K. H. (2013). Human Reproductive Biology. (4th Edition). Academic Press.
    • Leyk, D. , Gorges, W. , Ridder, D. , Wunderlich, M. , Rüther, T. , Sievert, A. , & Essfeld, D. (2007). Hand-grip strength of young men, women and highly trained female athletes. European Journal of Applied Physiology, 99(4), 415-421.
    • Miller, A. E. , MacDougall, J. D. , Tarnopolsky, M. A. , & Sale, D. G. (1993). Gender differences in strength and muscle fiber characteristics. European Journal of Applied Physiology and Occupational Physiology, 66 (3), 254-262.
    • Patterson, J. M. (2002). Integrating family resilience and family stress theory. Journal of Marriage and Family, 64(2), 349-360.
    • Sung, S. (Ed. ). (2025). Gender, Family and Policy: International Perspectives. Edward Elgar Publishing. 
    • Yang, L., Wang, T., Chen, L., & Ren, J. (2023). Transplantation of the uterus in the male rat. Transplantation, 107(10), 2168–2178.
    متن کامل مقاله: 

    نقش‌ متفاوت جنسیتی زن و مرد در خانواده از منظر قرآن کریم: 
    مطالعه تفسیر موضوعی با دلالت‌های تربیتی
     مهدی شاکری         / دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی
    هادی رزاقی / استادیار گروه علوم تربیتی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی    razaghi@iki.ac.ir
    اسدالله جمشیدی / استادیار گروه تفسیر و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی    jamshidi@iki.ac.ir
    دريافت: 06/07/1404 ـ پذيرش: 04/08/1404
    چکیده
    پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقش‌های جنسیتی در خانواده از منظر قرآن کریم و استخراج دلالت‌های تربیتی آن انجام شده است. مطالعۀ حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد تفسیر موضوعی آیات قرآن کریم صورت گرفته است. داده‌ها از طریق بررسی نظام‌مند آیات مرتبط با نقش‌های جنسیتی جمع‌آوری و با تکنیک تحلیل محتوای کیفی مورد بررسی قرار گرفته‌اند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد قرآن کریم برای زنان دو نقش اصلی «آرامش‌بخشی» و «مادری» و برای مردان دو نقش اصلی «سرپرستی» و «تأمین معاش» را مورد تأکید قرار داده که این تفکیک نقش‌ها مبتنی‌بر اصل تناسب با ویژگی‌های تکوینی طراحی شده است.
    همچنین تحلیل یافته‌ها نشان داده است که، نقش‌های جنسیتی زن و مرد در عین تمایز، در سطوح عاطفی، تربیتی و مدیریتیِ خانواده، مکمل یکدیگرند و دلالت‌های تربیتی آن نیز در چهار حوزه سیاست‌گذاری تربیتی و فرهنگی، نظام آموزشی، نهاد خانواده و خدمات مشاوره خانواده قابل اجرا است.
    كليدواژه‌ها: تفاوت‌های جنسیتی، نقش‌پذیری، قرآن کریم، تربیت اسلامی، خانواده.

    مقدمه
    در عصر حاضر، مباحث مربوط به تفاوت‌های جنسیتی به یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات در حوزۀ خانواده تبدیل شده است. رویکردهای موجود در این زمینه از برابری مطلق تا تفاوت‌گرایی افراطی، هر کدام با کاستی‌های نظری و عملی مواجه هستند (Sung, 2025). این در حالی است که قرآن کریم به‌عنوان منبعی الهی، نگرشی متوازن و فطرت‌محور به نقش‌های جنسیتی در خانواده ارائه می‌دهد که می‌تواند مبنای نظری مناسبی برای پژوهشگران حوزه خانواده و سیاست‌گذاران در نظام‌های تربیتی باشد.
    این پژوهش با هدف پاسخ به پرسش‌های محوری درباره تفاوت‌های نقش‌پذیری زن و مرد در قرآن، ارتباط این تفاوت‌ها با ویژگی‌های تکوینی زن و مرد و کاربردهای تربیتی آنها، به بررسی نظام‌مند نقش‌های متفاوتِ اصلی و مکمل زن و مرد در نهاد خانواده می‌پردازد. ضرورت این تحقیق از چند جهت حائز اهمیت است: نخست اینکه كمتر جامعه‌اي است كه در تنظيم قوانين، سیاست‌ها، برنامه‌ها و نظام‌های خود موضوع «جنسيت» را مد نظر قرار ندهد و نظام خانواده و تربيت نیز از اين امر جدا نمی‌افتد. توجه به تفاوت‌های جنسیتی نقش‌پذیری به‌مثابه یکی از مؤلفه‌های مهم نظام خانواده می‌تواند لایۀ مهمی از هویت، یعنی هویت جنسیتی را شکل دهد. دوم، نیاز به ارائه الگوی بومی در تربیت جنسیتی مبتنی‌بر منابع اسلامی و سوم، ارائه راهکارهای عملی برای نظام‌های آموزشی و تربیتی تا متربیان را جهت ایفای نقش جنسیتی مناسب خود در خانواده و جامعه آماده کنند.
    مرور پیشینۀ پژوهش نشان می‌دهد موضوع پژوهش حاضر در نوع خود، کاملاً بدیع است، اما علاوه بر نو بودن موضوع پژوهشی، جنبۀ نوآورانه این پژوهش در به‌کارگیری روش ترکیبی تفسیر موضوعی آیات قرآن به‌عنوان یکی از منابع اصیل دینی و روش دلالت‌گیری در تحلیل تربیتی تفاوت‌های جنسیتی نهفته است. یافته‌های این تحقیق می‌تواند کاربردهای گسترده‌ای در سطوح مختلف داشته باشد، ازجمله طراحی برنامه‌های درسی متناسب با جنسیت در نظام آموزش و پرورش، تدوین محتوای مشاوره‌ای برای نهاد خانواده و ارائه الگویی برای سیاست‌گذاری‌های کلان تربیتی.
    این پژوهش با رویکردی کیفی و از طریق گردآوری نظام‌مند داده‌ها به روش کتابخانه‌ای از مهم‌ترین تفاسیر قرآن کریم صورت پذیرفته است. در گام نخست، به منظور تحلیل نقش‌های جنسیتی از منظر قرآن، از روش تفسیر موضوعی بهره گرفته شده که بر اساس الگوی ارائه‌‌شده توسط اندیشمندانی همچون الخالدی (۱۴۳۳ق) و مصطفی مسلم (۱۴۲۶ق)، شامل سه مرحله اصلی: شناسایی کلیدواژه‌های محوری، استخراج آیات مرتبط و دسته‌بندی آنها در قالب مقولات مفهومی منسجم است. در گام دوم، برای استنباط نتایج تربیتی از آیات گردآوری‌شده، از روش دلالت‌پژوهی برایشی استفاده شده است. در این روش که بر اساس دیدگاه دانایی‌فرد (۱۳۹۵) طراحی شده، دلالت‌های تربیتی بدون هرگونه چارچوب پیشین و به صورت کاملاً ظهوری استخراج می‌شوند. این رویکرد اجازه می‌دهد دلالت‌ها از متن قرآن نشئت بگیرند و در قالب پیش‌فرض‌های نظری محدود نشوند.
    همچنین برای افزایش اعتبار برداشت‌های قرآنی و غنای یافته‌ها، در سراسر پژوهش از دو منبع مکمل روایات معصومان و مطالعات علمی بهره گرفته شده است.
    پیشینۀ تحقیق
    مرور نظام‌مند مطالعات پیشین نشان می‌دهد که علی‌رغم تحقیقات متعدد در این حوزه (مانند: ویون بار، 1383؛ خدیجه سفیری و سارا ایمانیان، 1388؛ دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، 1391)، سه شکاف پژوهشی عمده شامل عدم توجه کافی به مبانی قرآنی، نبود پژوهش‌های نظام‌مند در تحلیل نقش‌پذیری جنسیتی و فقدان نتایج تربیتی مبتنی‌بر تفاوت‌ها، همچنان وجود دارد. برای مثال، پژوهش‌های (پاک‌نیا و مردیها، 1390؛ جان‌بزرگی، 1396) بر نظریه‌های غربی جنسیت و بررسی تفاوت‌های جنسیتی از منظر روان‌شناسی تمرکز داشته‌اند و کمتر به مبانی دینی پرداخته‌اند. مطالعۀ (بستان، 1394) تنها به بررسی کلی تفاوت‌های زن و مرد در اسلام پرداخته، بدون آنکه نقش‌های خاص را با استناد به آیات قرآن، تحلیل نظام‌مند کند و مطالعۀ (صمدیار، 1391) نیز اگرچه به جنبه‌های فقهی تفاوت‌ها پرداخته است، اما مبتنی‌بر تفاوت‌ها، دلالت‌های تربیتی ارائه نکرده‌ است.
    بنابراین، خلأ یک مطالعه یکپارچه که همزمان، هم بر استخراج مبانی قرآنی استوار باشد، هم به تحلیل نظام‌مند نقش‌ها بپردازد و هم پیامدهای عملی آن را در عرصۀ تربیت مشخص کند، به وضوح احساس می‌شود. این پژوهش درصدد است تا با پر کردن این شکاف‌ها، چارچوبی مستدل و مبتنی‌بر وحی برای نقش‌آفرینی و تربیت جنسیتی فراهم آورد.
    یافته‌ها
    بررسی دقیق آیات و روایات و تحلیل تربیتی آنها نشان می‌دهد که زن و مرد در جوهر انسانی و استعدادهای معنوی کاملاً برابرند. قرآن کریم به صراحت بیان می‌دارد: «أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى» (آل‌عمران: 195) (من عمل هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن، كه همه از يكديگريد، تباه نمى‌كنم) و نیز در جای دیگر می‌فرماید: «وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ» (غافر: 40) (هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد ـ خواه مرد یا زن ـ درحالی‌که مؤمن باشد آنها وارد بهشت می‌شوند و در آن روزی بی‌حسابی به آنها داده خواهد شد) که بر تساوی کامل زن و مرد در دستیابی به پاداش و سعادت اخروی از راه عمل اختیاری، تأکید دارد. یعنی همۀ انسان‌ها چه زن و چه مرد، دارای روح الهی هستند (حجر: 29)، هدف کلی از خلقتشان عبودیت (ذاریات: 56) است و در این مسیر، راهنمایان مشترک (نساء: 165) دارند. بنابراین، هر دو مي‌توانند با اَعمال اختیاری خود به سعادت و بالاترین مراتب قرب و کمال انسانی لایقِ خود برسند. بااین‌حال، تفاوت‌های طبیعی بین زن و مرد به وضوح در منابع دینی مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم نیز با در نظرگیری ویژگی‌های تکوینی، ظرفیت‌های روانی ـ عاطفی متمایز و اهداف تکاملی هر جنس، نقش‌ها و مسئولیت‌های زن و مرد را در چارچوبی هماهنگ تعریف می‌کند. این نقش‌ها که در عین تفاوت، در راستای تکامل و تعالی یکدیگر طراحی شده‌اند، در چهار نقش اصلی و مکمل زیر قابل دسته‌بندی و تبیین است:
    1. نقش آرامش‌بخشی زن در خانواده
    بررسی آیات قرآن نشان می‌دهد خداوند برای اشاره به جنسیت زن، اغلب از واژۀ «زوج» و مشتقات آن استفاده کرده که در اصل به‌معنای قرین، همراه و همنشین است (فراهیدی، 1409ق، ج1، ص166). اگرچه این واژه ذاتاً فاقد بار جنسیتی خاصی است (مصطفوی، 1360، ج4، ص360)، اما در بسیاری از آیات با توجه به قرائن، برای جنس مؤنث به کار رفته است. تحلیل این آیات بافت معنایی خاصی را نشان می‌دهد که در آن، زن به‌عنوان «زوجِ مرد»، رابطه‌ای مبتنی‌بر سکونت، همراهی، الفت و صمیمیت را شکل می‌دهد.
    بر اساس آیات 21 روم و 189 اعراف، زن در تحقق عناصر اصلی زوجیت قرآنی، نقش ویژه دارد؛ چراکه می‌فرماید: «وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» (روم: 21)؛ و از نشانه‌های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت‌انگیز] نشانه‌هایی است برای مردمی که می‌اندیشند. یا «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا» (اعراف: 189)؛ و کسی است که شما را از یک تن (حضرت آدم) آفرید، و همسرش را از (نوع) او پدید آورد تا در کنارش آرامش یابد.
    «لِتَسْكُنُوا إِلَيْها و لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا» به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین عبارات قرآنی نقشی را برای زن در نهاد خانواده و جامعه ترسیم می‌کند که مرد نمی‌تواند چنین نقشی را ایفا کند. با توجه به اینکه «نفس واحده» در آیاتِ مربوطه، به حضرت آدم اشاره دارد، مخاطب اصلی این خطاب قرآن، مردان بوده و «زوجها» به همسر آدم ـ حوا ـ که از جنس خود او آفریده شده است، اطلاق می‌گردد. بر این اساس، ضمیر «إلیها» در آیه نیز به (ازواج) بازمی‌گردد و زن را به‌عنوان عنصر محوری در ایجاد سکون، مودت و رحمت در روابط انسانی مورد تأکید قرار می‌دهد. بنابراین، بر اساس این آیات، زن به‌عنوان عامل اصلی ایجاد آرامش (سکینت) و استقرار طمأنینه در محیط خانوادگی و اجتماعی معرفی شده است.
    با این نگاه، قرآن کریم در مواردی که سازگاری اخلاقی و اعتقادی بین زوجین وجود دارد و آنان صاحب فرزند هستند یا انتظار فرزندآوری می‌رود مانند (بقره: 3؛ بقره: 25؛ اعراف: 19؛ انبیاء: 90) از واژۀ «زوج» استفاده می‌کند، اما هنگامی‌که این همراهی و آرامش از بین می‌رود، ادبیات قرآن تغییر کرده و از واژه‌هایی مانند «إمراه» و «بعل» برای اشاره به جنس مؤنث یا مذکر بهره می‌برد (طیب حسینی و انصاريان، 1397، ص58؛ بهارزاده، 1392، ص40) مانند آیات شریفۀ 83 اعراف، 81 هود، 60 حجر، 57 نمل و 10 تحریم که وقتی درباره همسران حضرت نوح و لوط و سرنوشت آن دو به دلیل خیانت و ناسازگاری آنها در امر دین سخن می‌گوید، تعبیر «إمرأه» دارد. بررسی این مجموعه آیات نشان می‌دهد که واژه «زوج» در بافتی معنایی به کار می‌رود که مؤلفه‌های اساسی رابطه زوجیت مانند سازگاری، صمیمیت و همراهی در آن محقق شده باشد. قرآن کریم با این کار، هم رابطه زوجیت را ارج نهاده و هم بر نقش برجسته زن در تحقق آرامش و الفت تأکید کرده است.
    امام رضا نیز در حدیثی مأثور از پدران گرامی‌شان، زنان را با ویژگی‌های ژرف و معناداری توصیف می‌فرمایند که ابعاد چندلایه و متضاد وجودی آنان را نمایان می‌سازد. این توصیفات حاکی از نقش بی‌بدیل زنان در ایجاد فضایی سرشار از آرامش، نشاط و تعادل در زندگی است. ایشان با بیانی حکیمانه که مضمون آن در روایات دیگری هم آمده است، زن را عامل پیوند اعضای خانواده و مانند بهار که زمین را سرسبز می‌کند منشأ نشاط، طراوت و رشد در زندگی معرفی مي‌کند: «النِّسَاءُ اربع: جَامِعٌ مُجْمِعٌ وَ رَبِيعٌ مُرْبِعٌ وَ كَرْبٌ مُقْمِعٌ وَ غُلٌّ قَمِلٌ» (حر عاملی، 1409ق، ج20، ص30). چنین خانواده‌ای که زن در آن نقش محوریِ وحدت و نشاط‌آفرینی را ایفا می‌کند، به محیطی سرشار از آرامش روانی برای همه اعضای خانواده تبدیل می‌شود. در نقطۀ مقابل، خانواده‌ای که زن در آن نتواند نقش سازنده و مثبت خود را به‌درستی ایفا کند، به محیطی از تنش و ناآرامی تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، زن نه‌تنها منشأ نشاط و انسجام نیست، بلکه به تعبیر امیرالمؤمنین علي در ادامه روایت می‌تواند به عاملی برای ایجاد اندوه، فشارهای روانی و محدودیت‌های آزاردهنده تبدیل شود. این وضعیت همانند زنجیری سنگین و فرسوده، آزادی و رشد اعضای خانواده را محدود ساخته و فضای خانه را به محیطی ناسالم تبدیل می‌کند.
    رسول اکرم نیز با ستودن برخی ویژگی‌های مثبت زنان مانند همراهی و توجه عاطفی، درک احساسات و حمایت روانی و تقویت ایمان و توکل مرد نشان می‌دهند که چگونه یک زن می‌تواند با رفتارهای خود، در ایجاد آرامش و احساس امنیت در خانواده نقش داشته باشد. «مردی نزد پیامبر خدا آمد و گفت: همسری دارم که هرگاه به خانه وارد می‌شوم، به استقبالم مي‌آید، و هرگاه از خانه خارج می‌شوم، بدرقه‌ام مي‌کند، و هنگامی‌که مرا اندوهگین می‌بیند، به من می‌گوید: چه چیز تو را نگران کرده؟ اگر نگران روزی‌ات هستی، پس [بدان که] دیگری [خدا] ضمانت آن را کرده است، و اگر نگران امر آخرتت هستی، پس خداوند بر اندوهت [توجهات معنوی] بیفزاید. پیامبر خدا فرمودند: بی‌گمان برای خداوند کارگزارانی است، و این زن از کارگزاران اوست. برای او نصف پاداش شهید است» (حر عاملی، 1409ق، ج20، ص33). آن حضرت در کلام دیگری داشتن چنین زنی را که منبع آرامش روانی در خانواده است و مرد با دیدن او خوشحال می‌شود، ازجمله نعمت‌های الهی معرفی می‌کند و می‌فرماید: «خدای متعال به وسیله آن، خیر دنیا و آخرت را برای مرد مسلمان اراده کرده است» (حر عاملی، 1409ق، ج20، ص41).
    بر اساس استدلال عقلی، سپردن مسئولیت «آرامش‌بخشی» به زن، مستلزم برخورداری وی از پیش‌نیازهای روانی این نقش است. ازاین‌رو خداوند باید ویژگی‌هایی چون احساسات لطیف، همدلی عمیق و ارتباط عاطفی قوی را در سرشت زنان نهاده باشد تا این هماهنگی کامل بین وظیفه و ویژگی‌های ذاتی، موافق با حکمت در آفرینش باشد. اگر چنین ظرفیت‌های روان‌شناختی به زنان داده نمی‌شد، انتساب آن مسئولیت طبیعی به ایشان ناتمام و ناکارآمد بود.
    علاوه بر این دلیل عقلی، تحقیق در آیات قرآن کریم، روایات ائمه معصومان و یافته‌های روان‌شناسی نیز نشان می‌دهد که سپردن این نقش به زنان، ریشه در مجموعه‌ای از ویژگی‌های ذاتی دارد که موجب می‌شود زنان به‌صورت طبیعی کارایی بیشتری در تحقق آرامش‌بخشی در خانواده داشته باشند. در این زمينه، روایت قرآن کریم از رویدادهای پس از نجات حضرت موسی از نیل ـ همان‌گونه که در آیات ۷-۱۳ قصص منعکس شده است ـ به وضوح تفاوت روان‌شناختی بین زنان و مردان را در بعد احساسات آشکار می‌سازد و بر احساسات لطیف زنانه اشاره می‌کند. قرآن کریم در توصیف ماجرا می‌فرماید: هنگامی‌که مادر حضرت موسی به فرمان خداوند فرزندش را در صندوقچه‌ای قرار داد و به رود نیل انداخت، خاندان فرعون او را از آب گرفتند: «فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ» (قصص: 8)؛ مادرش به الهام خدا او را به دریا انداخت، پس خاندان فرعون او را [از آب] گرفتند تا سرانجام، دشمنشان و مایه اندوهشان شود. مسلماً فرعون و هامان و سپاهیان آن دو خطاکار بودند. بعد از آن همسر فرعون چون دید آنها قصد کشتن کودک را دارند خطاب به فرعون گفت: «وَ قَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ» (قصص: 9)؛ و همسر فرعون گفت: [این نوزاد] برای من و تو مایه شادمانی و خوشحالی است، او را نکشید، امید است ما را سود دهد، یا وی را به فرزندی خود بگیریم، ولی آنان آگاه نبودند که دشمنشان را به دست خود می‌پرورند. تحلیل گفت‌وگوی قرآنی فرعون و همسرش آسیه، الگویی از رویارویی زن و مرد در موقعیت حساس را نشان می‌دهد که در آن روحیه لطیف‌تر زنان و تأثیر آن در زندگی را برجسته مي‌کند. هنگامی‌که فرعون قصد کشتن نوزاد بنی‌اسرائیلی را داشت، آسیه با به‌کارگیری سخنان عاطفی و دلنشین که نشان‌دهنده احساسات لطیف زنانه است، توانست دل او را نرم کرده و با ایجاد آرامش، نظر وی را تغییر دهد.
    مطالعات روان‌شناختی نیز حاکی از آن است که احساسات لطیف زنانه نه‌تنها یک ویژگی ذاتی، بلکه یک ابزار ارتباطی قدرتمند در تعاملات خانوادگی محسوب می‌شود و نشان می‌دهد زنان در متقاعدسازی غیرمستقیم و ایجاد تغییر نگرش و آرامش‌بخشی از طریق جلب عواطف، موفق‌تر عمل می‌کنند (Eagly, 2013, p152). بنابراین، نقش آرامش‌بخشی کاملاً با ساختار روانی زن که به صورت فطری از ظرفیت بیشتری برای ایجاد صمیمیت و همدلی برخوردار است، تناسب دارد (Christov-Moore et al, 2014 Chaplin, 2015;).
    نظر به این برداشت، شاید یکی از وجوه تعبیر به «ریحانه» در کلام امیرالمؤمنین نیز اشاره به لطافت روحی و عواطف ظریف زنانه به‌عنوان یک ویژگی تکوینی باشد که حضرت در توصیف جنس زن مي‌فرماید: «زن گل است و لطيف، نه كارگزار و دلير» (نهج البلاغه، نامه 31). گویا همان‌گونه که گل با لطافت و بوی خوش خود محیط را زیبا و معطر مي‌کند، زن نیز به واسطه برخورداری از روحیۀ لطیف و احساسات عمیق خود فضای روابط خانوادگی را تلطیف می‌کند و محیط خانه را شاداب و معطر و سرشار از آرامش نگه مي‌دارد.
    2. نقش مادری
    در منظومه فکری اسلام، نقش مادری از جایگاهی بی‌بدیل برخوردار است. تکریم مادر به‌عنوان اولین مدرسه تربیتی و پایه‌گذار شخصیت فرزند، موضوعی است که هم در متون دینی و هم در یافته‌های علمی مورد تأکید قرار گرفته است.
    در قرآن کریم، دو آیه به صراحت نقش مادری و رنج آن را مورد ستایش قرار داده و به انسان دستور می‌دهد در کنار شکر خداوند، شکر نعمت والدین را به جا بیاورد. یکی آیۀ 14 سورۀ مبارکۀ لقمان است که مي‌فرماید: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ» (لقمان: 14)؛ و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد؛ (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است. آیۀ دیگر نیز، آیه 15 سورۀ مبارکۀ احقاف است که مي‌فرماید: «وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَوَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا» (احقاف: 15)؛ و انسان را درباره پدر و مادرش به نیکی سفارش کردیم. مادرش او را با تحمل رنج و زحمت باردار شد و با رنج و زحمت او را زایید و دوران بارداری و باز گرفتنش از شیر سی ماه است. این آیات تأکید مي‌کنند که مادر در دوره سی‌ماهه بارداری و شیردهی، بالاترین سطح ایثار و فداکاری را نشان داده و سختی‌های بسیاری را تحمل می‌کند. این دوران با تغییرات فیزیولوژیک قابل‌توجهی همراه است که از تشکیل نطفه آغاز شده و تا پایان بارداری بر سیستم اسکلتی ـ عصبی مادر تأثیر می‌گذارد. با این وجود، مادران همه این ناراحتی‌ها را با صبر تحمل کرده و در دوره پس از تولد نیز با مسئولیت‌های سنگین مراقبت 24 ساعته، تشخیص نیازهای غیرکلامی، شیردهی و مدیریت سلامت نوزاد، نقش خود را ادامه می‌دهند. بنابراین، تمرکز قرآن بر رنج‌های مادر به دلیل مشقت‌های مستمر و منحصربه‌فردی است که عمدتاً بر عهده اوست (مکارم شیرازی و ديگران، 1374، ج‏21، ص327).
    اما در کنار این آیات، ازجمله مواردی که مي‌توان با استناد به آن، جایگاه این نقشِ ویژه را ترسیم کرد آیات 35ـ37 سورۀ مبارکۀ آل‌عمران است. این آیات با توصیف داستان نذر مادر حضرت مریم آغاز مي‌شود. خدای متعال در آیۀ 35 مي‌فرماید: «إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» (آل‌عمران: 35)؛ [یاد کنید] هنگامی‌که همسر عمران گفت: پروردگارا! برای تو نذر کردم که آنچه را در شکم خود دارم [برای خدمت خانه تو از ولایت و سرپرستی من] آزاد باشد، بنابراین از من بپذیر؛ یقیناً تو شنوا و دانایی. اين آيه دلالت دارد که همسر عمران معتقد بوده فرزندى كه در شكم دارد پسر است، چون مناجاتى كه با خدا دارد قاطعانه است و در آن شرط نكرده است كه اگر فرزندم پسر بود او را برای خدمت خانه تو آزاد مي‌کنم، بلكه به طور قطع گفته: « نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً». بنابراین معلوم مى‏شود اطمینان داشته كه فرزندش پسر است. به دلیل همین اطمینان است که در آیه بعد مي‌فرماید، او با دنیا آوردن فرزند دختر با حسرت و تعجب مي‌گوید: «پروردگارا! من او را دختر زاییدم!» (آل‌عمران: 36).
    در ادامه همین آیۀ ۳۶، خداوند با آرامش‌بخشی به همسر عمران و تجلیل از مقام حضرت مریم در مقایسه با پسر مورد انتظار او، جایگاه رفیع نقش مادری را ترسیم می‌کند؛ چراکه خدای متعال در مواجهه با افسوس همسر حضرت عمران مي‌فرماید: «خدا به آنچه او زایید داناتر بود؛ و آن پسر [که زاییدن او را آرزو داشت، در کرامت، عظمت، ارزش و شخصیت] مانند این دختر نیست» (آل‌عمران: 36)؛ یعنی خداوند در پاسخ به همسر عمران که از تولد دختر به جای پسر افسوس مي‌خورد، فرمود: پسر مورد انتظار تو هرگز نمی‌توانست به عظمت این دختر (مریم) برسد که بدون همسر مادر می‌شود و با فرزندش عیسی معجزه‌ای جهانی خواهد بود (طباطبائي، 1417ق، ج3، ص270). اگرچه این داستان منحصربه‌فرد است، اما تجلیل قرآن نشان می‌دهد چگونه یک زن می‌تواند با ایفای نقش مادری و پرورش فرزندانی شایسته، حتی از مردان نیز اثرگذارتر باشد.
    آیۀ دیگری که به صورت غیرمستقیم به نقش مادری اشاره می‌کند، آیۀ 45 سورۀ مبارکۀ آل‌عمران است. این آیه بشارت تولد حضرت عیسی است که به حضرت مریم خطاب مي‌کند: «إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ» (آل‌عمران: 45)؛ یاد کنید زمانی که فرشتگان گفتند: ‌ای مریم! یقیناً خدا تو را به کلمه‌ای از سوی خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می‌دهد که در دنیا و آخرت دارای مقبولیت و آبرومندی و از مقربان است. در این آیه، از حضرت عيسى به «كلمة» ياد شده است كه در فرهنگ قرآن، به‌معناى «مخلوق» مى‌باشد (قرائتی، 1383، ج1، ص514). بشارت ولادت حضرت عیسی در این آیه، که با ذکر ویژگی‌های ممتاز ایشان همراه است، علاوه بر دلالت صریح بر مقام والای آن حضرت، به صورت التزامی بر جایگاه رفیع جنس زن به‌عنوان ظرف وجودی فرزند تأکید دارد. بر این اساس می‌توان برداشت کرد که رسالت مادر از دو بعد حائز اهمیت است: نخست در بعد تکوینی به‌عنوان واسطه تحقق اراده الهی، و دوم در بعد تربیتی به‌عنوان پرورش‌دهنده و شکل‌دهنده شخصیت فرزند.
    علاوه بر آیات مورد پژوهش، برخی روایات نیز با تأکید بر لزوم بررسی سوابق خانوادگی و شرایط تربیتی دختران در فرایند انتخاب همسر، به صورت تلویحی بر نقش محوری مادر در شکل‌گیری شخصیت فرزندان اشاره دارند (حر عاملی، 1409ق، ج20، ص47ـ49). در حقیقت این دسته از روایات با تأکید بر ارزیابی صلاحیت‌های تربیتی خانواده دختر و سابقه اخلاقی خود او با نگاهی آینده‌نگر، چرخه‌ای تربیتی را مورد توجه قرار می‌دهند که در آن مادرانِ امروز به‌عنوان مربیان نسل آینده و دختران امروز به‌عنوان مادران فردا در نظر گرفته می‌شوند.
    مطالعۀ تطبیقی ویژگی‌های فیزیولوژیک و روان‌شناختی زنان در کنار بررسی نقش مادری آنان، نشان می‌دهد که خداوند متناسب با مسئولیت خطیر مادری، ظرفیت‌های جسمی و روانی منحصربه‌فردی مانند قدرت باروری، تاب‌آوری بالا و عطوفت را در زنان قرار داده است. این ویژگي‌ها، لازمه سپردن وظایفی چون پرورش جنین و تربیت فرزند است که بدون تجهیز مادر به این توانایی‌های ویژه، با حکمت الهی در نظام آفرینش ناسازگار خواهد بود. پس تأکید قرآن بر نقش مادری زنان، متناسب با ظرفیت ویژه جسمی و روحی آنان برای پرورش نسل است که در تمایز آشکار با مردان قرار دارد (Jones & Lopez, 2013).
    در این زمينه، آیۀ 189 سورۀ مبارکۀ اعراف، در عین اینکه گوهر وجودی زن و مرد را یکی دانسته و ازدواج و همسر را عامل آرامش در زندگى معرفی مي‌کند، به‌روشنی با عبارت «حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفاً» قدرت حمل و پرورش تدریجی جنین را از ویژگی‌های جنس زن دانسته است: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفاً فَمَرَّتْ بِهِ»؛ او كسى است كه شما را از يك تن آفريد، و همسرش را از او پديد آورد تا در كنارش آرامش يابد، پس هنگامى‌كه مرد با زن آميزش نمود، زن به حملى سبك حامله شد، پس با آن حمل سبك، زندگى را ادامه داد. علاوه بر آیۀ مورد اشاره، در آیات 8 رعد، 11 فاطر و 47 فصلت نیز با تعبیری واحد، به این مطلب تصریح شده است که قدرت بارداری و وضع حمل از ویژگی‌های مخصوص جنس ماده است: «وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ» (فاطر: 11)؛ هیچ جنس ماده‌ای باردار نمی‌شود و وضع حمل نمی‌کند، مگر به علم او یا «اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى‏ وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْداد» (رعد: 8)؛ خدا [حالات، صفات و زمان ولادت‏] جنين‏هايى را كه هر انسان و حيوان ماده‏اى آبستن است، و آنچه را رحم‏ها [از زمان طبيعى حمل‏] مى‏كاهند و آنچه را مى‏افزايند، مى‏داند.
    بر اساس این دیدگاه، هر اقدامی برای حذف این تفاوت‌های تکوینی زن و مرد، مخالف حکمت آفرینش است. امروزه مطالعات علمی نیز نشان می‌دهد دستگاه تولیدمثل زنان با ویژگی‌هایی مانند رحم و سیستم هورمونی پیچیده، به‌طور ذاتی برای باروری و پرورش تدریجی جنین طراحی شده، درحالی‌که مردان فاقد این قابلیت ذاتی هستند (Jones & Lopez, 2013). بنابراین، تلاش‌های اخیر در غرب برای ایجاد رحم مصنوعی مردانه و از بین بردن این تفاوت تکوینی میان زن و مرد، نه‌تنها با چالش‌های پزشکی جدی روبه‌روست (Yang, Wang, Chen, Ren, 2023)، بلکه از دیدگاه اسلامی تغییر در خلقت الهی آنان، محسوب می‌شود.
    اما در کنار آیاتی که به قدرت باروری و پرورش جنین در زنان اشاره کرده است، قرآن کریم با روایت داستان الگوهای برجسته‌ای مانند حضرت مریم (مریم: 16-24)، مادر حضرت موسی و آسیه همسر فرعون (قصص: 7ـ13)، شاخصه‌هایی از مهربانی و عاطفه مادرانه، صبر و تحمل رنج‌های تولد و پرورش فرزند و احساسات لطیف زنان را نیز ترسیم مي‌کند. بنابراین، برخورداری از این ویژگی‌ها، نه‌تنها باعث یک برتری زیستی و روحی برای ایفای نقش مادری در زنان است، بلکه نشان‌دهنده تناسب حکیمانه میان ساختار تکوینی و مسئولیت‌های خانوادگی هم هست که در نظام تربیتی اسلام به آن توجه شده است.
    3. نقش مرد در سرپرستی و مدیریت خانواده
    خانواده به‌عنوان یک واحد کوچک اجتماعی، برای دستیابی به اهداف خود که شامل تأمین آرامش، ساماندهی امور و تربیت نسل است، نیازمند «مدیریت و رهبری» کارآمد است. تجربه تاریخی و مطالعات جامعه‌شناختی نشان می‌دهد که هر نظام جمعی، برای جلوگیری از هرج و مرج و تضاد در تصمیم‌گیری، نیاز به یک ساختار رهبری مشخص دارد؛ خانواده نیز از این قاعده مستثنا نیست. دلالت‌های تفسیری آیه 34 سورۀ مبارکۀ نساء بیانگر آن است که خدای متعال این نقش را به مردان اعطا کرده است. در این آیه با تصریح به اینکه نقش‌ سرپرستی‌ باید ‌به‌ مرد داده‌ شود، در توجیه آن می‌گوید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ بِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» (نساء: 34)؛ مردان، سرپرست و تدبیرکنندگانِ [زندگی] زنانند، به خاطر آنکه خدا مردان را [از جهت توان جسمی، تحمل مشکلات و توان روحی و فکری] بر زنان برتری داده، و به خاطر آنکه [مردان] از اموالشان هزینه زندگی زنان را [به‌عنوان حقی واجب] می‌پردازند.
    برخی مفسران در بیان مراد از عبارت (قَوّامُون) و عمومیت آن گفته‌اند: «مقصود ‌از‌ ‌این تعبیر استبداد و اجحاف‌ و تعدی‌ نیست‌، بلکه‌ منظور رهبری‌ واحد منظم‌ ‌با‌ توجه‌ ‌به‌ مسئولیت‌هاست و این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتى در مرد است، مانند ترجیح قدرت تفکر او بر نیروى عاطفه و احساسات، (به‌عکس زن که از نیروى سرشار عواطف بیشترى بهره‌مند است). و دیگرى داشتن بنیه و نیروى جسمى بیشتر که با اوّلى بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومى بتواند از حریم خانواده خود دفاع نماید. به علاوه، تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه‌هاى زندگى و پرداخت مهر و تأمین زندگى آبرومندانه همسر و فرزند، این حق را به او مى دهد که وظیفه سرپرستى به عهده او باشد. جملۀ ‌بعد‌ ‌که‌ دو بخش‌ ‌است اشاره به همین حقیقت است. ‌در‌ قسمت‌ اول‌ می‌فرماید: «‌این سرپرستی‌ ‌به‌ خاطر برتری‌هایی‌ ‌است‌ ‌که‌ (‌از‌ نظر نظام‌ اجتماع‌) خداوند ‌برای‌ بعضی‌ نسبت‌ ‌به‌ بعضی‌ دیگر قرار داده‌ ‌است‌« و ‌در‌ قسمت‌ دوم‌ می‌فرماید: «و نیز ‌این سرپرستی‌ ‌به‌ خاطر تعهداتی‌ ‌است‌ ‌که‌ مردان‌ ‌در‌ مورد پرداخت‌های‌ مالی مانند نفقه‌ ‌در‌ برابر زنان‌ و خانواده‌ ‌به‌ عهده‌ دارند» (مکارم شیرازی و ديگران، 1374، ج۳، ص۳۷۰). البته ممکن است زنانى در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند، ولى قوانین به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد، بلکه نوع را در نظر مي‌گیرد و شکى نیست که از نظر کلى، مردان نسبت به زنان براى این کار آمادگى بیشترى دارند، اگر چه زنان نیز وظايفى مى‌توانند به عهده بگیرند که اهمیت آن مورد تردید نیست.
    علامه طباطبائی نیز با برداشت عمومیت قیمومت مرد نسبت به زن در توجیه آن مي‌گوید: «قیم» به‌معنای کسی است که عهده‌دار امور دیگری است. با توجه به این معنا، خدای متعال در این آیۀ شریفه قیم بودن مرد را به طور عمومی اثبات مي‌کند و وجه آن را نیز مزیت‌های طبیعی و ذاتی که به مردان عطا کرده، می‌داند. به‌عبارت‌دیگر استدلال مبتنی‌بر «عمومیت علت» در عبارت (بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ)، نشان می‌دهد که حکم قوامیت مردان بر زنان، حکمی عام و فراگیر است و صرفاً محدود به رابطۀ زوجیت نمی‌شود. ایشان در ادامه مي‌گوید: با مطالعه بخش فراوانی از احکام اسلامی مانند تحریم شرابخواری، قماربازی، معاملات ضرردار، دروغ، بهتان، غیبت و مانند آن متوجه می‌شویم که خردورزی و عقلانیت در اسلام جایگاه بالایی دارد، به همین خاطر همه اعمال، حالات و اخلاقیاتی که به استواری عقل آسیب مي‌زند تحریم کرده است. بنا بر این، هر اندیشمندی پس از مطالعه این احکام، به دست مي‌آورد که زمام و اداره امور کلی جامعه را باید به دست کسانی سپرد که از عقلانیت بیشتری برخوردارند. روشن است که مردان به داشتن عقل نیرومندتر و عواطف ضعیف‌تر، از زنان ممتازند و آنها نیز به داشتن احساسات و عواطف بیشتر شناخته شده‌اند (طباطبائي، 1374، ج4، ص547-549).
    البته در مقابل، عده‌ای دیگر عمومیت این آیه و توسعه لفظی آن به غیر از فضای خانواده را نپذیرفته‌اند و با استناد به سیاق این آیات معتقدند آیه تنها در ارتباط با نقش سرپرستی مرد در نظام خانواده مي‌فرماید: «شوهران به دلیل برتری جسمی، برتری در تدبیر و تعقل (به هر حال عموم مردان بر عموم زنان از نظر جسمی و تدبیر و تعقل و حل مشکلات و مدیریت خانه و جامعه برتری دارند) و به دلیل مسئولیت پرداخت نفقه (که بر عهدۀ مرد گذاشته شده است) قائم بر زنان در مدیریت خانه هستند» (علیدوست، 1399).
    آیۀ دیگری که به‌روشنی بر این ویژگی دلالت مي‌کند که سرپرستى و مديريت با مرد است، آیۀ 10 سورۀ تحریم است که خدای متعال وقتی از همسران حضرت نوح و لوط یاد مي‌کند، به نقش سرپرستی مرد تصریح مي‌کند و مي‌فرماید: این دو زن تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند. «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ» (تحریم: 10)؛ خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثل زده که تحت سرپرستی و زوجیت دو بنده شایسته از بندگان ما بودند. دقت در عبارت «كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا» نشان مي‌دهد که سرپرستی (قیومیت) و مدیریت و تدبیر نیازهای همسر، مسئولیتی است که در ساختار خانواده بر عهده مرد نهاده شده است و قرآن کریم آن را به‌عنوان یک اصل در تقسیم نقش‌های خانوادگی پذیرفته است.
    علاوه بر آیاتی که با استناد به برخی ویژگی‌های تکوینی مردان، پیش‌نیازهای مسئولیت‌های مردانه را مشخص می‌کنند و به نقش سرپرستی ایشان نیز تصریح دارند، تحلیل روایت قرآنی سفر حضرت موسی به همراه همسر باردارش به‌عنوان الگوی رفتاری یک خانواده دینی، نشان‌دهنده تقسیم کارکردی مرد و زن و جایگاه سرپرستی و مدیریت مرد در نظام مطلوب خانواده است. در داستان قرآنی مذکور، هنگامی‌که خانواده حضرت موسی راه را در بیابان گم مي‌کنند، الگوی رفتاری ایشان به‌عنوان سرپرست خانواده به‌روشنی ترسیم می‌گردد که به همسرش مي‌گوید: «امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدًى» (طه: 10)؛ (اندکی) درنگ کنید که من آتشی دیدم! شاید شعله‌ای از آن برای شما بیاورم؛ یا نزد آتش برای پیدا کردن راه راهنمایی بیابم. مشابه همین عبارت که در آیه‌های 7 نمل و 29 قصص آمده است و داستان نیاز خانواده موسی به آتش در آن بيابان تاريك و هواى سرد و بارانى را روایت مي‌کند، نشان مي‌دهد حضرت موسی به‌عنوان سرپرست خانواده چطور براى به دست آوردن آتش و آسايش خانواده تلاش مي‌کند. این الگوی قرآنی بر اتخاذ نقش فعال توسط مرد در شرایط دشوار زندگی و محافظت از خانواده تأکید مي‌کند که مطالعات روان‌شناسی خانواده نیز در یافته‌هایی همسو، اهمیت رهبری مرد و واکنش مبتنی‌بر حل مسئلۀ او در موارد بحرانی را نشان داده است (Patterson, 2002).
    با تحلیل آیات مشخص می‌شود که تفکیک نقش‌ها در خانواده، ازجمله سرپرستی مرد، بر پایه حکمت و شناخت خداوند از سرشت زن و مرد است. قرآن در آیۀ ۳۴ سورۀ نساء که پیش‌تر به تفصیل مورد بررسی قرار گرفت، این نقش را بر تفاوت‌های تکوینی استوار کرده است. البته این ویژگی‌های تکوینی در کنار ویژگی‌های ارزشی مشترک مانند تقوا، برای ساماندهی امور زندگی طراحی شده و تحقق کارکرد مطلوب آن منوط به عملکرد فرد است. بر این اساس، مسئولیت سرپرستی مردان، اگرچه با ویژگی‌های شناختی و کالبدی آنان ازجمله توانایی تحلیل عقلانی و قوای بدنی افزون‌تر همخوانی دارد ( Leyk et al,2007,p415؛Miller,1993, p254).
    اما از دیدگاه اسلامی این برتری‌ها معیار ارزش ذاتی یا کمال روحی مرد محسوب نمی‌شود، بلکه این مزیت‌ها، باید در مسیر ساماندهی زندگی و تداوم خانواده به کار گرفته شود تا مرد، به کمال شایسته خود دست یابد.
    4. نقش مرد در تأمین معاش خانواده
    تحلیل محتوای آیاتی مانند «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» (نساء: 34) ـ که شرح آن در تبیین نقش سرپرستی مرد گذشت ـ به‌طور طبیعی مدیریت اقتصادی خانواده و کار و تلاش در تأمین نیازهای همسر را نیز به‌عنوان یکی از شئون مدیریت و سرپرستی، بر عهده مرد مي‌گذارد. تعبیر (بِمَا أَنْفَقُوا) نیز به‌مثابه یکی از مؤلفه‌های اقتصادی در توجیه نقش مدیریت مرد، به‌روشنی حاکی از مسئولیت اقتصادی و نان‌آوری آنها در خانواده است. چون تحلیل این آیه در مباحث گذشته به تفصیل آمده است، در اینجا به همین مقدار اکتفا می‌کنیم که برای اینکه زن بتواند از عهده مسئولیت‌های خانوادگی خویش در آرامش‌بخشی به کانون خانواده، تولیدمثل و پرورش فرزندان برآید، باید نیازهای اولیه جسمانی و عاطفی او چون امنیت، مسکن، خوراک و پوشاک و مانند آن تأمین گردد (مطهری، 1374، ص237). با توجه به دامنه گسترده این نیازمندی‌ها، اگر تأمین اقتصادی بر عهده زن باشد، بخش عمده‌ای از وقت و انرژی او مصرف این امر شده و فرصت و توانی برای مسئولیت‌های خطیر تربیتی و عاطفی خود که منحصر به توانمندی‌های وی است، نخواهد داشت. بر این اساس، خداوند با منظور داشتن مصالح عالی زن و نهاد خانواده، مسئولیت تأمین معیشت را به مرد سپرده تا با تلاش او، کارآمدی و بقای نهاد خانواده تضمین شود.
    اما علاوه بر آیۀ مذکور، به نظر مي‌رسد از آیات 23 و 24 سورۀ مبارکۀ قصص نیز می‌توان همین نکته را برداشت کرد که در شرایط عادی، وظیفۀ نان‌آوری و کار اقتصادی در خانواده به عهده مرد گذاشته شده است و این اصل مورد پذیرش و تأکید قرآن است. این آیات که جریان ورود حضرت موسی به ماء مدین و گفت‌وگوی او با دختران حضرت شعیب را روایت مي‌کند، به این موضوع پرداخته است که چرا در میان گروهی از مردم که برای آب دادن به دام‌هایشان آمده بودند این دو دختر دام‌هایشان را از رفتن به‌سوی آب بازمی‌دارند؟ قرآن کریم در پاسخ به این سؤال حضرت موسی از زبان آن دو دختر می‌گوید: «قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَ أَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ» (قصص: 23)؛ گفتند: ما [این دام‌هایمان را] آب نمی‌دهیم تا [این] شبانان [دام‌هایشان را] برگردانند و پدر ما پیری کهنسال است.
    از عبارت (وَ أَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ) که جملۀ حالیه و از نظر بلاغی، عبارتی کنایی است (الدرویش، 1415ق، ج7، ص304) مي‌توان برداشت کرد که دختران حضرت شعیب با ملاحظه اینکه تأمین معاش خانواده، به طور طبیعی وظیفۀ مرد است، در پاسخ به حضرت موسی توضیح دادند که پدر سالخورده‌شان توانایی انجام این کار را ندارد و رعایت شئون اخلاقی و عفت نیز اجازه هرگونه برخوردی را با نامحرمان به ما نمی‌دهد. بنابراین، مجبوریم گله را رها کرده و سقایى را تا دور شدن چوپانان به تأخیر بیندازیم. این‌گونه، پاسخ آنان با پرسش حضرت موسی همخوانی دارد؛ زیرا او علت دور نگه داشتن گله را جویا شد و آنها هم این‌گونه دلیل آن را بیان کردند. بر اساس این دلالت، پاسخ دختران شعیب به موسی نشان می‌دهد تأمین معیشت خانواده به‌عنوان نقشی مردانه از سوی قرآن تأیید شده است و رفتار موسی پس از شنیدن این دلیل ـ با سیراب کردن گوسفندانشان ـ نیز همین برداشت را تأیید می‌کند (قصص: 24).
    سخن یکی از دختران حضرت شعیب نیز در همین ماجرا و پس از بازگشتشان نزد پدر، می‌تواند شاهد دیگری برای برداشت ذکرشده باشد؛ چراکه پس از بازگرداندن دام‌هایشان، یکی از دختران به پدرش مي‌گوید: «يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ» (قصص: 26)؛ ای پدر! او را استخدام کن؛ زیرا بهترین کسی که استخدام می‌کنی آن کسی است که نیرومند و امین باشد (و او دارای این صفات است). این سخن نشان می‌دهد که اشتغال قبلی دختران در تأمین معاش، به دلیل نبود مرد توانمند بود. اما با حضور موسی که هم توانایی اقتصادی داشت و هم امین بود، امکان استخدام او فراهم شد. شعیب نیز این پیشنهاد را پذیرفت و موسی را برای هشت سال به شبانی اجیر کرد و در ازای آن، یکی از دخترانش را به عقد او درآورد.
    بر اساس برخی روایات نیز، مرد به‌عنوان مسئول اصلی اقتصاد خانواده معرفی شده است. در این احادیث، بدترین مردان کسانی دانسته شده‌اند که مسئولیت مالی در قبال خانواده را نپذیرفته و تأمین معیشت همسر و فرزندان خود را به دیگران واگذار می‌کنند. به‌عنوان نمونه رسول اکرم در بیان ویژگی‌های مردان ناشایست فرموده‌اند: «آیا شما را از بدترین مردانتان آگاه نکنم؟ عرض شد، بله یا رسول‌الله. حضرت فرمودند: بدترین مردان شما کسی است که خانواده‌اش را به دیگران نیازمند کند» (حر عاملی، 1409ق، ج20، ص34).
    نتیجه‌گیری
    بررسی آیات قرآن ازجمله (آل‌عمران: 195 و غافر: 40) نشان می‌دهد زن و مرد در جوهر انسانی و کسب ارزش‌های معنوی برابرند. بااین‌حال، تفاوت‌های فطری و طبیعی بین آنان در ابعاد فیزیولوژیک و روحی و اخلاقی به وضوح مورد تأکید قرار گرفته است. بر این اساس، نظام تربیتی اسلام با شناخت این تمایزات، مسئولیت‌های اجتماعی و خانوادگی را به صورت متناسب تقسیم کرده است: وظایفی چون سرپرستی و تأمین معاش که نیازمند قدرت بدنی و تحلیل عقلانی بیشتری است به مردان، و مسئولیت‌های مبتنی‌بر عاطفه مانند تربیت فرزندان به زنان سپرده شده است. این تقسیم‌بندی مبتنی‌بر طراحی هوشمندانه‌ای است که از استعدادهای ذاتی هر جنس بهره می‌برد.
    علاوه بر این، تحلیل نظام‌مند نقش‌های جنسیتی در خانواده نشان می‌دهد که این نقش‌ها، حلقه‌های به‌هم‌پیوسته یک زنجیره تربیتی ـ معیشتی هستند و در تعاملی پویا، کارکرد کلی نهاد خانواده را محقق می‌سازد. آرامش‌بخشی زن، پشتوانه روانی لازم برای مرد در تأمین معاش فراهم می‌کند و امنیت مالی ایجادشده توسط مرد، بستر مناسب برای ایفای نقش تربیتی زن را مهیا می‌سازد. در بعد تربیتی، تلفیق عاطفه مادرانه با تدبیر پدرانه، رشد متوازن فرزندان را تضمین می‌کند و سرپرستی مرد همراه با مشارکت و نظارت زن، کارآمدی و تعادل خانواده را به ارمغان می‌آورد. چنین تقسیم کاری که هر جنس را در مسیر استعدادهای تکوینی خود قرار می‌دهد، نه‌تنها به شکوفایی استعدادهای فردی و آرامش خانوادگی می‌انجامد، بلکه در نهایت زمینه‌ساز تعالی روحی و معنوی هریک از زن و مرد، در مسیر بندگی و تقرب به خداوند متعال خواهد بود.
    بر این اساس، می‌توان نتیجه گرفت اسلام با شناخت فطرت زن و مرد، نظام متوازنی از نقش‌ها طراحی کرده که هم اشتراکات انسانی و هم تفاوت‌های طبیعی را مد نظر دارد و شرط ضروری برای تشکیل خانواده و جامعه‌ای سالم است. اما جریان‌های فکری که با انکار تفاوت‌های تکوینی در پی برابری مطلق هستند، نه‌تنها به ناکارآمدی خود اذعان دارند، بلکه با مختل کردن تعادل طبیعی، مانع شکوفایی استعدادهای هر دو جنس می‌شوند. در مقابل، رهیافت قرآنی با به رسمیت شناختن تفاوت‌ها در عین اشتراک در هدف نهایی قرب به خدا، الگویی متوازن و همسو با فطرت ارائه می‌دهد که عامل تکامل فرد و جامعه است. بر این اساس، هرگونه تلاش برای از بین بردن یا نادیده انگاشتن تمایزات ذاتی میان زن و مرد، تلاشی مغایر با فطرت انسانی و بازدارنده رشد و کمال آنان محسوب می‌گردد. این اقدام منجر به ایجاد دگرگونی‌های ناهمخوان با سعادت تکوینی انسان و اهداف تشریعی الهی برای وصول به کمال می‌گردد که به استناد آیۀ ۱۱۹ سورۀ مبارکۀ نساء، مصداق آشکار «تغییر در خلقت الهی» و عملی شیطانی تلقی شده است.
    دلالت‌های تربیتی
    با ابتناء بر تفاوت‌های بنیادین استخراج‌شده در حوزۀ نقش‌ها و وظایف اصلی زن و مرد، که بر اساس مبانی دینی تعیین شده‌اند، می‌توان استنتاج‌های تربیتی این پژوهش را در سطوح مختلف و با جزئیاتی دقیق‌تر مورد توجه و تحلیل قرار داد. این دلالت‌های تربیتی در دو سطح کلان و خرد طراحی و ارائه شده‌اند: در سطح کلان، به سیاست‌گذاری‌های تربیتی و فرهنگی می‌پردازند، و در سطح خرد، به ارائه راهکارهای اجرایی و کاربردی برای والدین، مربیان و مشاوران اشاره دارند. این طبقه‌بندی دوگانه، امکان بهره‌برداری از یافته‌ها را هم برای تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران فراهم می‌سازد و هم برای کنشگران مستقیم در عرصه تربیت. بر این اساس، دلالت‌های تربیتی این پژوهش را می‌توان در چهار حوزه اساسی دسته‌بندی کرد:
    1. دلالت‌های مربوط به حوزه سیاست‌گذاری تربیتی و فرهنگی: سیاست‌گذاران و نهادهای حاکمیتی مسئولیت دارند تا با ایجاد بسترهای قانونی، حقوقی و حمایتی لازم، زمینه را برای ایفای طبیعی و بدون دغدغه نقش‌های فوق فراهم آورند. این مهم از یک‌سو شامل تدوین قوانین و مقرراتی برای تسهیل و تکریم نقش بی‌بدیل مادری و همسری زنان (مانند فراهم آوردن حمایت‌های شغلی و اجتماعی از مادران) و از سوی دیگر، شامل ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و متناسب با مسئولیت‌های اصلی مردان در تأمین معاش و مدیریت اقتصادی خانواده می‌گردد. این امر مستلزم سیاست‌گذاری در جهت مهار تورم، شفاف‌سازی بازار کار، گسترش بیمه‌های اجتماعی فراگیر و حمایت از اشتغال‌زایی پایدار است تا مردان به‌عنوان قوام‌دهندگان اقتصادی خانواده، بتوانند با آرامش خاطر و امنیت شغلی به این مسئولیت خطیر عمل نمایند. هدف نهایی این سیاست‌ها باید تقویت و تحکیم کانون خانواده بر اساس الگوی اسلامی باشد.
    2. دلالت‌های مربوط به نظام آموزشی و برنامه‌ریزی درسی: طراحی و تدوین محتوای آموزشی و برنامه‌های درسی می‌بایست بر پایه شناخت دقیق از استعدادها و تمایلات فطری هر جنس استوار گردد، به نحوی که بتواند این قابلیت‌های ذاتی را به شکلی مطلوب و متوازن به فعلیت برساند. در این راستا، برای دختران، باید برنامه‌هایی طراحی شود که آنان را به طور جدی با ارزش‌های متعالی مرتبط با نقش مادری، هنر همسرداری و مدیریت عاطفی و تربیتی خانه آشنا سازد. این آموزش‌ها، که در حقیقت تقویت قلب تپنده خانواده است، می‌بایست همراه با تقویت حس زیبایی‌شناسی، خلاقیت در ایفای نقش‌های خانوادگی و مهارت‌های روان‌شناختی برای ایجاد فضایی سرشار از مهر و تعالی باشد. برای پسران نیز، برنامه‌های آموزشی باید به گونه‌ای باشد که مهارت‌های کلیدی همچون قدرت تصمیم‌گیری به موقع و عقلانی، روحیه مسئولیت‌پذیری در قبال خانواده و جامعه، و توانایی رهبری و مدیریت در عرصه‌های مختلف را در آنان تقویت و نهادینه کند. بنابراین، فرایند تربیت باید زمینه‌ساز پرورش استعدادهای خاص هر جنس، متناسب با نقش‌های متفاوت و در عین حال مکملی باشد که در طرح هستی برای آنان در نظر گرفته شده است. این نگاه توحیدی به تربیت، هدف نهایی را آماده‌سازی هر دو جنس برای ایفای نقش هماهنگ در چارچوب خانواده به‌عنوان واحد بنیادین جامعه، و در نهایت تحقق جامعه‌ای متعادل و الهی قرار می‌دهد. در این پارادایم، برنامه‌ریزی درسی نه به‌عنوان ابزاری برای تحمیل نقش‌ها، بلکه به‌مثابه راهبردی برای شکوفایی استعدادها و هدایت آنان به سوی سعادت قلمداد می‌شود.
    3. دلالت‌های مربوط به نهاد خانواده: ضروری است که فرایند اجتماعی‌سازی و تربیت در خانواده، به‌گونه‌ای سامان یابد که دختران، به‌صورت نظام‌مند و هدفمند، با مهارت‌های ایجاد آرامش روانی و عاطفی در کانون خانواده و هنر شکل‌دهی به فضایی امن و آکنده از مهرورزی آشنا شوند. این آموزش‌ها باید فراتر از مفاهیم نظری باشد و به صورت عملی و کاربردی توسط والدین ارائه گردد. مثلاً مادر مي‌تواند مهارت‌های ارتباط مؤثر مانند همدلی، گوش دادن فعال، بیان احساسات و نیز مدیریت هیجانات را با فرزندان در قالب بازی‌های گروهی یا ایفای نقش تمرین کند. در مقابل، پسران باید از سال‌های نخست زندگی، به تدریج و متناسب با سن خویش، با مفاهیم مسئولیت‌پذیری اقتصادی و ابعاد مختلف مدیریت امور خانواده آشنا شده و این مهارت‌ها را در بستر واقعی زندگی و از طریق مشارکت در امور خانوار به صورت عینی و ملموس فراگیرند.
    4. دلالت‌های مربوط به حوزه خدمات مشاوره‌ای و روان‌شناختی خانواده: مشاوران و درمانگران خانواده و پیش از ازدواج، نقش محوری در تبیین و توضیح حکمت‌ها و فلسفه عمیق نهفته در تقسیم‌بندی نقش‌ها بر اساس آموزه‌های قرآنی ایفا می‌کنند. آنان باید با بهره‌گیری از یافته‌های این پژوهش و تحقیقات مشابه، در جلسات مشاورۀ فردی و گروهی برای زوج‌ها روشن سازند که این تفاوت‌ها نه‌تنها نشانه تبعیض یا برتری یک جنس بر دیگری نیست، بلکه تجلی‌دهندۀ یک نظام تکاملی خردمندانه و مبتنی‌بر عدالت وجودی است که هدف نهایی آن، دستیابی به آرامش و زندگی متعالی برای هر دو طرف است. علاوه بر این، مشاوران موظفند با طراحی و اجرای کارگاه‌های عملی مهارت‌محور، شیوه‌های همکاری و مشارکت بر اساس الگوی «تکامل مکمل‌وار» را به زوج‌ها آموزش دهند. در این الگو زن و مرد همچون قطعه‌های یک پازل، با حفظ استقلال هویتی خود، یکدیگر را تکمیل می‌کنند تا نهاد خانواده در نهایت، تصویری کامل و کارآمد داشته باشد.
    در پایان پیشنهاد می‌شود این الگو در سه سطح مورد توجه جدی قرار گیرد: در سطح نظریه‌پردازی، باید به تدوین نظریه‌های بومی تربیت جنسیتی بر اساس این الگو پرداخت. در سطح برنامه‌ریزی، لازم است برنامه‌های آموزشی و مشاوره‌ای مبتنی‌بر این یافته‌ها طراحی شود و در سطح مهارت‌آموزی، باید دوره‌های عملی برای آموزش مهارت‌های نقش‌پذیری بر اساس الگوی قرآنی به زوجین ارائه گردد. این رویکرد می‌تواند خانواده‌ امروزی را در تحقق زندگی متعادل و سعادتمند یاری کند.
    همچنین پیشنهاد می‌شود مطالعات تطبیقی درباره انطباق این الگوی قرآنی با نیازهای جامعه معاصر انجام گیرد و ابزارهای علمی برای سنجش میزان انطباق خانواده‌ها با این الگو طراحی شود.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • نهج البلاغه.
    • بار، ویون (1383). جنسیت و روان‌شناسی اجتماعی. ترجمۀ حبیب احمدی و بیتا شقایق. شیراز: نوید.
    • بستان، حسین (1394). جامعه‌شناسی جنسیت با رویکردی اسلامی. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • بهارزاده، پروین (1392). بازخوانی مفاهیم «زوج» و «زوجیت» در قرآن کریم. علوم قرآن و حدیث دانشگاه الزهرا، 2، 30-50.
    • پاک‌نیا، محبوبه و مردیها، مرتضی (1390). سیطره جنس. تهران: نشر نی.
    • جان‌بزرگی، مسعود و پناهی، علی‌احمد (1396). روان شناسی زن و مرد. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • جمعی از نویسندگان (1387). قرائت انتقادی نظام آموزشی با رویکرد جنسیتی. قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان.
    • حر عاملی، محمد بن حسن (1409ق). وسائل الشیعه. قم: مؤسسۀ آل‌البیت.
    • الخالدی، صلاح عبدالفتاح (1433ق). التفسیر الموضوعی بین النظریه و التطبیق. اردن: دار النفائس.
    • دانایی‌فرد، حسن (1395). روش‌شناسی مطالعات دلالت‌پژوهی در علوم اجتماعی و انسانی: بنیان‌ها، تعاریف، اهمیت، رویکردها و مراحل اجرا. روش‌شناسی علوم انسانی، ۸۶، 39-71.
    • سفیری، خدیجه و ایمانیان، سارا (1388). جامعه‌شناسی جنسیت. تهران: جامعه‌شناسان.
    • صمدیار، حسین (1391). بررسی فقهی احادیث کتب اربعه شیعه و صحاح سته اهل سنت در مورد تکالیف خاص زنان. تهران: هادیان.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فی تفسیر القرآن. قم: جامعۀ مدرسین.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1374). تفسیر المیزان. ترجمۀ سیدمحمدباقر موسوی همدانی. قم: جامعۀ مدرسین.
    • طیب حسینی، سیدمحمود و انصاریان، نسرین (1397). معناکاوی واژه‌های امرأه، نساء و زوج در قرآن کریم و کاربست آن در تحکیم روابط زوجین. مطالعات اسلامی زنان و خانواده، 8، 51-69.
    • علیدوست، ابوالقاسم (1399). درس خارج فقه القضاء. در: a-alidoost.ir.
    • فراهیدی، خلیل بن احمد (1409ق). کتاب العین. قم: هجرت.
    • قرائتی، محسن (1383). تفسیر نور. تهران: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن.
    • مصطفوی، حسن (1360). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
    • مصطفى مسلم (1426ق). مباحث فی التفسیر الموضوعی. دمشق: دارالقلم.
    • مطهری، مرتضی (1374). نظام حقوق زن در اسلام. تهران: صدرا.
    • مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شاکری، مهدی، رزاقی، هادی، جمشیدی، اسدالله. (1405) نقش‌ متفاوت جنسیتی زن و مرد در خانواده از منظر قرآن کریم: مطالعه تفسیر موضوعی با دلالت‌های تربیتی. دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18(1)، 63-81 https://doi.org/10.22034/eslampajoheshha.2025.5002739.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    مهدی شاکری؛ هادی رزاقی؛ اسدالله جمشیدی."نقش‌ متفاوت جنسیتی زن و مرد در خانواده از منظر قرآن کریم: مطالعه تفسیر موضوعی با دلالت‌های تربیتی". دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18، 1، 1405، 63-81

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شاکری، مهدی، رزاقی، هادی، جمشیدی، اسدالله.(1405) 'نقش‌ متفاوت جنسیتی زن و مرد در خانواده از منظر قرآن کریم: مطالعه تفسیر موضوعی با دلالت‌های تربیتی'، دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18(1), pp. 63-81

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    شاکری، مهدی، رزاقی، هادی، جمشیدی، اسدالله. نقش‌ متفاوت جنسیتی زن و مرد در خانواده از منظر قرآن کریم: مطالعه تفسیر موضوعی با دلالت‌های تربیتی. اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18, 1405؛ 18(1): 63-81