اسلام و پژوهش‌های تربیتی، سال 1405، جلد هجدهم، شماره دوم، پیاپی 36، پاییز و زمستان, صفحه‌ها 99-119

    سنجش خوانایی کتاب‌های فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان بر اساس روش فلش و لافلین

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ حسین کارآمد / استادیار، گروه علوم تربیتی، مجتمع آموزش عالی علوم انسانی اسلامی وابسته به جامعۀالمصطفی العالمیه، قم، ایران / Hossein_Karamadbisheh@miu.ac.ir
    محمد کوثری / دانشجوی دکتری مدیریت و رهبری آموزشی، مجتمع آموزش عالی علوم انسانی اسلامی وابسته به جامعۀالمصطفی العالمیه، قم، ایران / Kawsary1364@gmail.com
    dor 20.1001.1.4348002.1405.18.2.5.6
    doi 10.22034/eslampajoheshha.2026.5003969⏳
    چکیده: 
    خوانایی متون درسی و رعایت اصل ساده به پیچیده از مؤلفه‌های اساسی در طراحی و تألیف کتاب‌های درسی به‌شمار می‌آید. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان خوانایی متون و بررسی رعایت اصل ساده به پیچیده در کتاب‌های زبان و ادبیات فارسی دورۀ متوسطه افغانستان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتوای کمّی است که با استفاده از فرمول‌های خوانایی فلش و لافلین انجام گردیده است. جامعۀ آماری شامل متن کتاب‌های زبان و ادبیات فارسی پایه‌های هفتم، هشتم و نهم بوده و نمونه‌هایی از بخش‌های آغازین، میانی و پایانی هر کتاب به‌صورت تصادفی انتخاب و تحلیل شده‌اند. داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته‌‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهند که سطح خوانایی متون تنها با سطح سنی و تحصیلی دانش‌آموزان پایۀ نهم تناسب دارد و برای پایه‌های هفتم و هشتم نامناسب است. همچنین، اصل ساده به پیچیده در هیچ‌یک از کتاب‌ها، چه در ساختار درونی و چه در ارتباط میان پایه‌ها، به‌طور منسجم رعایت نشده و در برخی موارد توالی مطالب از پیچیده به ساده تنظیم شده است. نتایج پژوهش بر ضرورت بازنگری علمی در تألیف و سازماندهی محتوای کتاب‌های درسی زبان و ادبیات فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان تأکید دارد.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    Assessing the Readability of Afghan Secondary School Persian Textbooks Based on the Flesch and Laughlin Methods
    Abstract: 
    The readability of textbook texts and adherence to the principle of progression from simple to complex are among the fundamental components in the design and authorship of textbooks. The present study was conducted with the aim of assessing the degree of text readability and examining adherence to the simple-to-complex principle in Persian language and literature textbooks of the Afghan secondary level. The research method is descriptive and of the quantitative content analysis type, carried out using the Flesch and Laughlin readability formulas. The statistical population comprised the texts of Persian language and literature textbooks for grades seven, eight, and nine, and samples from the initial, middle, and final sections of each book were randomly selected and analyzed. Data were analyzed using descriptive statistical indices. The findings indicate that the readability level of the texts corresponds only to the age and educational level of ninth-grade students and is unsuitable for seventh and eighth grades. Moreover, the simple-to-complex principle has not been coherently observed in any of the books, whether in internal structure or in the relationship among grade levels, and in some cases the sequence of content has been arranged from complex to simple. The results of the study emphasize the necessity of scholarly revision in the authorship and organization of the content of Persian language and literature textbooks at the Afghan secondary level.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    مقدمه
    یکی از مؤلفه‌های اساسی کیفیت محتوای آموزشی، سطح خوانایی متون درسی، به‌ویژه در کتاب‌های زبان در دوره‌‌های ابتدایی و متوسطه است. با بررسی میزان خوانایی کتاب‌های درسی می‌توان مواردی همچون رعایت اصل ساده به پیچیده در تنظیم محتوا و میزان انطباق آن با سطح سنی و پایۀ تحصیلی دانش‌آموزان را مشخص نمود. در نظام‌های آموزشی متمرکز (centralized educational systems) و محتوامحور (content based instruction)، مانند نظام آموزشی افغانستان که کتاب درسی ابزار اصلی و تنها منبع یادگیری به‌‌شمار می‌آید، خوانایی کتاب‌های درسی از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. در این نوع نظام‌های آموزشی، تألیف و تدوین کتاب‌های درسی که قابلیت استفاده در سطح ملی را داشته باشند، فرایندی پیچیده است که مستلزم توجه هم‌زمان به عوامل روان‌شناختی و زبان‌شناختی فراگیران است. میزان خوانایی متن بدین معناست که متن تا چه اندازه از نظر ساختار زبانی، طول جملات و واژگان به‌کاررفته برای گروه هدف قابل درک و فهم باشد. به‌ویژه در دوره‌های ابتدایی و متوسطه که دانش‌آموزان در مرحلۀ گذار شناختی قرار دارند، می‌تواند منجر به کاهش درک مطلب، افت انگیزش و ناتوانی در ارتباط مؤثر با متن شود. همچنین، رعایت اصل ساده به پیچیده در سازمان‌دهی محتوای آموزشی، یکی از اصول پذیرفته‌شده در طراحی برنامه‌های درسی است که بی‌توجهی به ‌آن یادگیری تدریجی و نظام‌مند را با چالش روبه‌رو می‌سازد.
    افزون بر این، بررسی‌های نظام‌مند و علمی میزان خوانایی کتاب‌های درسی فارسی از اهمیت زیادی برخوردار است. زبان فارسی در ایران و برخی از کشورهای اسلامی همسایه همچون افغانستان زبان رسمی می‌باشد و یکی از بزرگ‌ترین زبان‌های علمی و ادبی جهان اسلام به‌شمار می‌آید تا جایی که بسیاری از آثار علمی، پزشکی، شیمی، فلسفی و اسلامی به زبان فارسی نگاشته شده‌اند. اهمیت زبان فارسی در اسلام، فراتر از یک زبان ارتباطی ساده است و به نقش کلیدی آن به‌عنون دومین زبان تمدن اسلامی بازمی‌گردد. بسیاری از مهم‌ترین آثار در حوزه‌های مختلف اسلامی به این زبان به نگارش درآمده‌اند و عمیق‌ترین مفاهیم و آموزه‌های اسلامی در قالب فلسفه و عرفان و شعر گسترش یافته‌اند. شاهکار عرفانی چون مثنوی معنوي که به قرآن فارسی شهرت یافت، اشعار عطار و حافظ و آثار گران‌سنگ بوستان و گلستان سعدی، عمیق‌ترین معارف اسلامی را به زبانی شیوا و تأثیرگذار بیان نموده‌اند. همچنین، کتاب‌های درسی فارسی مسئولیت توسعۀ بنیان‌های خوانایی و درک متون سایر مواد درسی را در دوره‌های ابتدایی و متوسطه بر عهده دارند و نقش محوری در توسعۀ مهارت‌های زبانی، درک مطلب و توانایی‌های شناختی دانش‌آموزان ایفا می‌کنند و هرگونه نارسایی در سطح خوانایی آنها می‌تواند پیامد‌های آموزشی گسترده‌ای به ‌همراه داشته باشد.
    درنتیجه، به‌منظور شناسایی و یا دست‌کم کاهش نارسایی‌های مربوط به سطح خوانایی متون آموزشی، امروزه روش‌هایی همچون روش‌های فلش و مک‌لافلین به‌عنوان ابزارهای معتبر تحلیل محتوای کمّی، امکان ارائه تصویر روشن از میزان تناسب متن با سطح ‌سنی و یا پایۀ تحصیلی فراگیران و نیز میزان رعایت اصل «ساده به دشوار» را فراهم می‌کنند. بر این اساس، مسئلۀ اصلی پژوهش کنونی این است که میزان خوانایی متون کتاب‌های زبان فارسی دورۀ متوسطۀ نظام آموزشی افغانستان تا چه حد با سطح سنی و پايۀ تحصیلی دانش‌آموزان این دوره تناسب دارد و آیا اصل ساده به پیچیده در سازمان‌دهی محتوای این کتاب‌ها رعایت شده است؟ پاسخ به این مسئله می‌تواند ضمن شناسایی نقاط قوت و ضعف متون درسی موجود، شواهد علمی لازم را برای اصلاح، بازنگری و بهبود محتوای کتاب‌های زبان فارسی در اختیار برنامه‌ریزان آموزشی و مؤلفان کتاب‌های درسی قرار دهد.
    ادبیات پژوهش
    تحلیل ‌محتوا به‌عنوان یکی از روش‌های نظام‌مند پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی، دارای پیشینه‌ای تاریخی و جایگاهی تثبیت‌شده در مطالعات آموزشی و زبانی است. در ادبیات نظری، پژوهشگران متعددی به تبیین مبانی، مراحل و الزامات روش تحلیل محتوا پرداخته‌اند. ازجمله آثار شاخص در این زمینه می‌توان به ‌نوشته‌های هولستی، کریپیندورف و یان‌میک اشاره کرد. این آثار با تأکید بر مفاهیمی چون واحد تحلیل، مقوله‌بندی، کدگذاری و اعتبار نتایج، چارچوبی نظری و روش‌شناختی برای انجام پژوهش‌های مبتنی‌بر تحلیل محتوا فراهم کرده‌اند. با وجود این، بخش عمده این منابع ماهیتی کلی دارند و به‌طور مستقیم به مسئلۀ خوانایی متون درسی، به‌ویژه در زبان فارسی نپرداخته‌اند، چون پژوهش حاضر در زمره پژوهش‌های تحلیل محتوای کمّی و با رویکرد خوانایی‌سنجی قرار دارد و در این حوزه نیز پژوهش گسترده‌ای شکل گرفته است؛ به‌گونه‌ای‌که ‌میک (1394، ص138) گزارش کرده است که در سطح جهانی بیش از 100 فرمول برای سنجش خوانایی معرفی شده است که بخش عمده آنها برای زبان انگلیسی طراحی شده‌اند. برای نمونه، چارزینسکا (Charzynska) و دبوفسکی (Debowski) (2015) رابطۀ میان سطح درک مطلب و دشواری متون را بررسی کرده‌اند و همفریز (Humphreys) (2013) سطح خوانایی متون تخصصی را در ارتباط با سطح تحصیلی مخاطبان تحلیل کرده است، و چن (Chen) (2012) از فرمول‌های خوانایی برای تعیین سطح دشواری کتاب‌های کودک استفاده کرده است. مجموعۀ این مطالعات نشان می‌دهد که خوانایی‌سنجی ابزاری کاربردی برای ارزیابی کیفیت زبانی متون است، ولی استفاده مستقیم از این فرمول‌ها در زبان‌های دیگر، ازجمله فارسی، با محدویت‌هایی همراه است و نیازمند بررسی روایی و سازگاری زبانی است (ر.ک. میک، 1394، ص139).
    در زبان فارسی نیز تحلیل محتوای کتاب‌های درسی و سنجش خوانایی متون آموزشی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. آثار پژوهشگرانی چون ملکی (1398)، حسن مرادی (399) ، شعبانی (1392) و نجفی و همکاران (1394)، چارچوب‌هایی نظری برای تحلیل محتوای کتاب‌های درسی فارسی ارائه می‌دهند. بااین‌حال، بسیاری از این پژوهش‌ها ماهیتی توصیفی دارند و کمتر به سنجش تجربی خوانایی متون بر اساس شاخص‌های کمّی پرداخته‌اند. پژوهش‌هایی نیز در مورد تحلیل محتوای خوانایی‌سنجی کتاب‌های فارسی آموزش و پروش انجام شده است. برای نمونه، پژوهش بلوچ‌پور (1398) با عنوان «تحلیل محتوای کتاب‌های فارسی چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس شاخص‌های فرای، گانیک، فلش، لافلین، ویلیام رومی و کلوز»، حاکی از آن است که سطح کتاب فارسی پایه‌های یادشده از توانایی فراگیران بیشتر می‌باشد و درجۀ سادگی در هیچ کدام رعایت نشده است. در خصوص روایی و کارآمدی فرمول‌های خوانایی در زبان فارسی، پژوهش مسوی (1397) با عنوان «روایی و سازگاری فرمول‌های خوانش‌پذیری در ارزیابی متون فارسی» نشان می‌دهد که با وجود انتقادهای وارد بر فرمول‌های خوانش‌پذیری، این ابزارها همچنان در سطح‌بندی متون آموزشی کاربرد دارند، با این شرط که متغیرها و ضرایب آنها متناسب با ویژگی‌های زبان فارسی بازتعریف شوند. یافته‌های مقالۀ صدیقی‌فر و همکاران (1396) تحت عنوان «خوانایی‌سنجی کتاب فارسی پایۀ هفتم سال تحصیلی (95-96) به سه شیوه فوک، فرای و فلش»، نیز حاکی از آن است که در کتاب فارسی پایۀ هفتم، در برخی موارد ترتیب مطالب از دشوار به ساده تنظیم شده است. همچنین، ‌پورشیرازی (1394) در مقاله‌ای تحت عنوان «تحلیل محتوای متن کتاب فارسی (مهارت‌های خوانداری) ششم ابتدایی بر اساس شاخص خوانایی مک لافلین»، گزارش می‌کند که متون کتاب فارسی پایۀ ششم ابتدایی از نظر سطح خوانایی بالاتر از سطح سنی دانش‌آموزان این پایه قرار دارد.
    اگرچه این نوع پژوهش‌ها و نتایج آن اهمیت خوانایی‌سنجی متون درسی فارسی در نظام آموزشی ایران و یا زبان انگلیسی را نمایان می‌سازد و بانک اطلاعات مناسبی را در اختیار پژوهشگران و علاقه‌‌مندان قرار می‌دهد تا از یافته‌های آن آگاه شوند و قلمرو پژوهش‌های آینده را با دقت بیشتری مشخص سازند، ولی این تحقیقات محدود به نظام آموزش و پرورش ایران هستند و یا در زبان غیرفارسی کاربرد دارند. بررسی پیشینۀ پژوهش در افغانستان نشان می‌دهد که مطالعات مرتبط با تحلیل محتوای متون درسی بسیار محدود است. ازجمله پژوهش‌های موجود می‌توان به پایان‌نامه‌هاي احمدی (1397) با عنوان تحلیل محتوای کتاب‌های تعلیم و تربیت اسلامی دورۀ متوسطۀ افغانستان بر اساس روش ویلیام رومی و یوسف‌زی (1359) با عنوان بررسی و تحلیل محتوای کتب درسی مدارس ابتدایی افغانستان از سال 1352 تا 1357 اشاره کرد. با توجه به اينکه این نوع پژوهش‌ها همچون بسیاری از پژوهش‌های تحلیل کتاب‌های درسی دینی و اسناد آموزش و پرورش ایران (مانند نیکونظر، 1403؛ صباغ حسن‌زاده، 1403؛ کارآمد و دیبایی، 1399) به تحلیل محتوای کتاب‌های درسی افغانستان پرداخته‌اند، ولی از نظر رویکرد روش‌شناختی و حوزه موضوعی با پژوهش حاضر همسان نیستند و به سنجش خوانایی متون زبان فارسی نپرداخته‌اند. ازاین‌رو پژوهش حاضر می‌کوشد با تکیه بر چارچوب تحلیل محتوا و بهره‌گیری از شاخص‌های خوانایی، خلأ موجود در ادبیات پژوهشی را پر کرده و میزان تناسب متون درسی فارسی دورۀ متوسطه با سطح زبانی و شناختی دانش‌آموزان را بررسی کند.
    روش تحقیق
    روش تحقیق در پژوهش کنونی توصیفی ـ تحلیلی از نوع تحلیل محتوای کمّی است که بر پایۀ فرمول‌های خوانایی فلش و لافلین انجام شده است. جامعۀ آماری پژوهش شامل کتاب‌های زبان فارسی (دری) پایه‌های هفتم، هشتم و نهم دورۀ متوسطۀ نظام آموزشی افغانستان ویژه شاگردان گروه سنی 13ـ16 سال است. واحد تحلیل در این پژوهش، جمله است و نمونۀ آماری بر اساس فرمول‌های لافلین و فلش انتخاب شده است؛ بدین صورت که سه نمونۀ ده ‌جمله‌ای (در مجموع 30 جمله از هر کتاب) براساس فرمول لافلین و سه نمونۀ صد کلمه‌ای (در مجموع 300 کلمه از هر کتاب ) بر اساس فرمول فلش با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از ابتدا، میانه و انتهای هر کتاب استخراج گردید. این حجم نمونه مطابق با الزامات، روش و رویۀ رایج در پژوهش‌های خوانایی انتخاب شده و برای برآورد سطح کلی خوانایی متن از کفایت لازم برخوردار است. به ‌منظور افزایش روایی و پایایی و دستیابی به نتایج قابل‌اعتماد در سنجش خوانایی کتاب زبان فارسی، افزون بر فرمول فلش، از فرمول خوانایی‌سنجی لافلین نیز استفاده شده است.
    1. روش خوانایی فلش
    یکی از روش‌های رایج سنجش خوانایی، فرمول فلش است که توسط رودولف فلش در سال 1948 ارائه شد. این فرمول متن را در مقیاسی صددرجه‌ای ارزیابی می‌کند؛ به‌این‌معنا که هر چه نمرۀ به‌دست‌آمده بالاتر باشد، متن از خوانایی بیشتری برخوردار است و درک آن آسان‌تر خواهد بود. بر اساس این فرمول، متون دارای نمره 60 تا 70 از خوانایی مطلوب برخوردار است (مسوی، 1397، ص28). این فرمول از دو متغیر و سه عدد ثابت تشکیل شده ‌است. متغیرها شامل طول جمله (SL) [Sentence Length] که از تقسیم تعداد کل کلمات بر تعداد جملات به‌ دست می‌آید و طول کلمه (WL) [Word Length] که برابر با تعداد هجاها در هر صد کلمه است. اعداد ثابت مورداستفاده شامل (835/262، 846/. و 056/1) است (دیانی، 1366، ص76). با توجه به تفاوت ساختاری زبان فارسی با زبان انگلیسی، عدد ثابت 835/206 در زبان انگلیسی به عدد 835/262 برای زبان فارسی تغییر یابد؛ زیرا در یک نمونۀ صد کلمه‌ای فارسی به‌طور متوسط تعداد 56 هجا بیشتر از زبان انگلیسی است (دیانی، 1379، ص14). با لحاظ کردن این اصلاحات [فرمول اصلاح‌شده برای زبان فارسی] فرمول خوانایی فلش مطابق با شکل (1) ارائه می‌گردد.
    =[ (262,835-0,846 WL) -1,015 SL] فارسی نوشته‌های خوانایی سطح فرمول
    شکل 1: فرمول خوانایی استاندارد فلش
    بر اساس فرمول اصلاح‌شده و ارائه‌شده در شکل (1)، مراحل اجرای آن در هفت گام به شرح زیر است:
    گام ‌اول. انتخاب سه نمونۀ صد ‌کلمه‌ای از متن مورد بررسی به‌صورت تصادفی؛ به‌گونه‌ای‌که یک نمونه از ابتدای متن، یک نمونه از بخش میانی و یک نمونه از انتهای متن انتخاب شود.
    گام ‌دوم. شمارش تعداد هجاهای هر نمونۀ صد کلمه‌ای به‌منظور تعیین طول کلمات، هجاهای اعداد و علائم نیز مطابق با نحوه خوانده ‌شدن معمول آنها محاسبه می‌شود.
    گام ‌سوم. محاسبۀ طول جملات [تقسیم تعداد صد کلمه بر تعداد جملات] و طول کلمات [برابر با تعداد هجاها در هر صد کلمه است] برای هر یک از سه نمونه انتخاب‌شده.
    گام ‌چهارم. محاسبۀ میانگین طول جملات و میانگین طول کلمات از طریق جمع مقادیر سه نمونه و تقسیم آنها بر عدد (3).
    گام ‌پنجم. ضرب میانگین طول کلمات در عدد ثابت 846/0 و کسر حاصل به‌دست‌آمده از عدد ثابت 835/262.
    گام ‌ششم. ضرب میانگین طول جملات در عدد ثابت 015/1 و کسر حاصل آن از نتیجۀ گام پنجم.
    گام ‌هفتم. مقایسۀ عدد نهایی به‌دست‌آمده با جدول (1). جدول استاندارد درجه دشواری / سادگی نوشته‌ها در فرمول فلش به‌منظور تعیین سطح خوانایی متن (دیانی، 1379، ص12).
    جدول 1:  جدول استاندارد درجه دشواری / سادگی نوشته‌ها در فرمول فلش
    تخمینی سطح خوانایی کلاسی    تخمینی سطح خوانایی سنی    درجه دشواری و سادگی نوشته‌ها    تعداد کلمات در هر جمله    معادل تمام هجاها یکصد کلمه    توصیف سبک خوانایی
    پنجم    10-ساله    100-90    کمتر از 9    کمتر از 124    بسیار ساده
    ششم    11-ساله    90-80    9-11    131-124    ساده
    هفتم    12-ساله    80-70    14-11    139-131    قدری ساده
    هشتم و نهم    13تا14-ساله    70-60    17-14    147-139    معمولی
    دهم و یازدهم    15تا16-ساله    60-50    21-17    155-147    قدری دشوار
    اوایل دانشگاه    17تا18-ساله    50-30    25-21    167-155    دشوار
    اواخر دانشگاه    فارغ‌التحصیل    30-0    بیشتر از 29    192-167یا بیشتر    بسیار دشوار
    پس از نمونه‌گیری و استخراج داده‌ها، مقادیر به‌دست‌آمده مطابق با گام‌های پیش‌گفته در فرمول فلش محاسبه و نتیجۀ حاصل با جدول (1) مقایسه می‌گردد. برای مثال، عدد 75 بیانگر آن است که متن قدری دشوار و تناسب آن با پایۀ هفتم و گروه سنی 12 تا 13 سال است.
    2. روش خوانایی لافلین
    روش خوانایی لافلین در سال 1968 توسط اچ. مک‌لافلین با هدف تعیین سطح ‌سنی و سطح کلاسی مناسب برای مطالب کتاب‌های درسی طراحی و معرفی شد. مبنای این روش بر این اصل استوار است که هرچه متن از کلمات ساده‌تر تشکیل شده باشد، خوانایی آن بیشتر و یادگیری آن آسان‌تر است. در مقابل، استفاده از کلمات ثقیل و چندهجایی متن را دشوار و یادگیری آن را زمان‌بر می‌سازد (حسن مرادی، 1399، ص135). این فرمول با هدف تعیین تناسب محتوای کتاب‌های درسی با سطح سنی و تحصیلی فراگیران به کار می‌رود و از دو عدد ثابت 3 و 9 و یک متغیر شامل جذر مجموع کلمات چهار هجایی مطابق شکل (2) تشکیل شده است.
     ( بیشتر و چهارهجایی کلمات مجموعه+3) = خوانایی کلاسی سطح 
    ( بیشتر و چهارهجایی کلمات مجموعه+9) = خوانایی کلاسی سطح 
    شکل 2: فرمول استاندارد مک لافلین
    بر اساس فرمول استاندارد لافلین ارائه‌شده در شکل (2)، مراحل محاسبۀ آن در چهار مرحله به شرح زیر انجام می‌شود:
    مرحلۀ اول. انتخاب نمونه: انتخاب ده جملۀ متوالی از ابتدا، میانه و انتهای متن. در این روش، جملۀ واحدی است که با نقطه (.)، علامت سؤال (؟)، علامت تعجب (!) یا نقطه ویرگول (؛) پایان می‌یابد.
    مرحلۀ دوم. شمارش کلمات: در مجموع 30 جمله انتخاب‌ شده، تمامی کلمات چهارهجایی و بیشتر شمارش می‌شوند. در صورت تکرار این کلمات، هر بار تکرار نیز مجدداً محاسبه می‌شود.
    مرحلۀ سوم. محاسبه مجموع جذر: تعداد کل کلمات چهارهجایی و بیشتر با یکدیگر جمع شده و سپس جذر آنها محاسبه می‌شود. اگر عدد به‌دست‌آمده جذر نداشته باشد، نزدیک‌ترین عدد دارای جذر انتخاب می‌شود. مثلاً عدد 61 جذر کامل ندارد و عدد نزدیک به آن 64 دارای جذر کامل است. درنتیجه، عدد 64 را در نظر می‌گیریم.
    مرحلۀ چهارم. تعیین سطح سنی و کلاسی: با افزودن عدد 3 به جذر به‌دست‌آمده، سطح کلاسی مناسب متن مشخص می‌شود و با افزودن عدد 9، سطح سنی مناسب تعیین می‌گردد (ملکی، 1398، ص131).

    نمودار 1: نتیجۀ فرمول فلش
    بر اساس نمودار (1) که بیانگر و ضعیت استاندارد فرمول لافلین است، سطح کلاسی با سطح سنی رابطۀ مستقیم دارد؛ بدین معنا که با افزایش سطح سنی، سطح کلاسی نیز به ‌همان نسبت افزایش می‌یابد و هر دو متغیر دارای روند صعودی و هم‌زمان هستند. درصورتی‌که این همخوانی در متن رعایت نشود، از منظر فرمول لافلاین متن آموزشی نامناسب تلقی می‌شود.
    یافته‌ها
    پس از تبیین مسئله، ادبیات پژوهش و روش تحقیق، اکنون نوبت یافته‌های پژوهش است. یافته‌های پژوهش مربوط به کتاب‌های فارسی پایه‌های هفتم، هشتم و نهم در قالب سه بخش اصلی زیر صورت می‌پذیرد:
    1. یافته‌های کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم
    در این پژوهش، کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم دورۀ متوسطه در نظام آموزشی افغانستان، شامل بیست و هشت درس و 147 صفحه، به‌عنوان جامعۀ آماری مورد بررسی قرار گرفت. هدف پژوهش، سنجش سطح خوانایی محتوای کتاب، بررسی میزان انطباق آن با سطح سنی و آموزشی دانش‌آموزان پایۀ هفتم و ارزیابی میزان رعایت اصل آموزشی «ساده به دشوار» در سازماندهی مطالب کتاب است. بر اساس اصول و روش‌های تحلیل محتوای کمّی، سه نمونۀ 100کلمه‌ای از متن کتاب، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از بخش‌های ابتدایی، میانه و انتهایی کتاب انتخاب شد. پس از انتخاب نمونه‌ها، داده‌های مورد نیاز شامل تعداد جملات، تعداد هجاها، تعداد کلمات و تعداد کلمات دشوار استخراج، کدگذاری و در جدول (2) ثبت گردید.

    جدول 2: داده‌های استخراج‌شده از کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم
    نمونه‌های انتخاب شده از کتاب فارسی پایه هفتم    تعداد
    جملات    تعداد
    کلمات    تعداد هجاها    تعداد کلمات دشوار
    نمونه‌ها    عنوان دروس    صفحه کتاب                
    نمونۀ اول    سرزمین من    24    17/6    100    192    7
    نمونۀ دوم    ضرب‌المثل‌ها    80    90/6    100    221    13
    نمونۀ سوم    مواد مخدر    128    46/6    100    209    4
    مجموع    53/19    300    622    24
    معادل    51/6    100    207    8
    الف. محاسبه به روش فلش
    بر مبنای داده‌های گردآوری‌شده و ثبت‌شده در جدول (2) شاخص خوانایی متن با بهره‌گیری از روش فلش، طی فرایند نظام‌مند و در هفت گام محاسبه و تحلیل می‌شود. این فرایند به‌گونه‌ای طراحی شده است که امکان سنجش سطح خوانایی متن و تعیین میزان انطباق آن با سطح سنی و کلاسی مخاطبان را فراهم می‌کند.
    گام اول. در گام نخست، طول کلمات نمونه‌های انتخاب‌شده مشخص می‌شود. منظور از طول کلمات تعداد هجاها در 100 کلمه است. در این صورت، طول کلمات نمونۀ اول 192، طول کلمات نمونۀ دوم 221 و طول کلمات نمونۀ سوم 209 می‌باشد.
    گام دوم. ضرب طول کلمات نمونه‌ها در عدد ثابت «0/846»      نمونۀ اول ، (0.846 × 192=162.4)  نمونۀ دوم  (0.846×221=186.9) و نمونۀ سوم  .(0.846×209=176.8)
    گام سوم. کسر حاصل‌ضرب طول کلمات نمونه‌ها از عدد ثابت «262.835»  نمونۀ اول ، (262.835-162.4=100.4)  نمونۀ دوم  (262.835-186.9=75.9) و نمونۀ سوم (262.835-176.8=86)
    گام چهارم. تعیین متوسط طول جملات نمونه‌های انتخاب‌شده  نمونۀ اول، (100/6.17=16.20)  نمونۀ دوم  (100/6.90=14.49) و نمونۀ سوم (100/6.46=15.47)
    گام پنجم. ضرب متوسط طول جملات در عدد ثابت «1/015»  نمونۀ اول ، (1.015×16.20=16.443)  نمونۀ دوم  (1.015×14.49=14.71) و نمونۀ سوم  (1.015×15.47=15.7325)
    گام ششم. کسر عدد حاصل‌شدۀ گام پنجم از عدد حاصل‌شدۀ گام سوم  نمونۀ اول، (100.4-16.443=83.9) ، نمونۀ دوم  (75.9-14.71=61.19) و نمونۀ سوم (76-15.7325=60.27)
    گام هفتم. میانگین نمونه‌ها   (83.9+61.19+60.27=205.36205.36÷3=68)
    تحلیل داده‌ها: نتایج حاصل از محاسبۀ فرمول فلش بر اساس داده‌های استخراج‌شده از نمونه‌های مورد بررسی، عدد 68 را نشان می‌دهد. بر اساس جدول (1) که جدول استاندارد تفسیر شاخص خوانایی فلش است، این مقدار در بازه اعداد 60 تا 70 قرار می‌گیرد و بیانگر آن است که متن از نظر خوانایی در سطح «معمولی» ارزیابی می‌شود. بر این اساس، سطح خوانایی کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم برای دانش‌آموزان پایه‌های هشتم و نهم، با گروه سنی 13 تا 14 سال، مناسب است و با سطح زبانی و شناختی دانش‌آموزان پایۀ هفتم تناسب کامل ندارد؛ زیرا متن حاضر برای این گروه تحصیلی تا حدی دشوارتر از سطح موردانتظار است. افزون بر این، اصل آموزشی «ساده به دشوار» نشان می‌دهد که محتوای کتاب در هیچ‌یک از دو شاخص تعداد جملات و تعداد هجاها از این اصل پیروی نکرده است. این روند به‌روشنی در نمودار (2) قابل مشاهده است.

    نمودار 2:  نتیجۀ فرمول فلش در زبان فارسی پایۀ هفتم
    بر اساس روش خوانایی فلش، هر گاه تعداد جملات نمونۀ اول کمتر از نمونۀ دوم و نمونۀ دوم کمتر از نمونۀ سوم باشد، اصل «ساده به دشوار» رعایت شده تلقی می‌شود. آن‌گونه که در نمودار (2) مشاهده می‌شود، محتوای کتاب در هیچ‌یک از دو شاخص تعداد جملات و تعداد هجاها از این اصل پیروی نکرده است و تغییرات این شاخص‌ها از الگوی تدریجی و منظم برخوردار نیست، این امر بیانگر عدم رعایت اصل ساده به دشوار در سازماندهی محتوای کتاب است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم، هم از نظر سطح خوانایی و هم از نظر اصل ساده به دشوار، مطابق با معیارهای روش فلش عمل نکرده است.
    ب. محاسبه به روش لافلین
    همان‌گونه در روش تحقیق گفته شد، به‌‌منظور افزایش روایی و پایایی و دستیابی به نتایج قابل اعتماد در سنجش خوانایی کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم، علاوه بر فرمول فلش، در این بخش از فرمول خوانایی‌سنجی لافلین نیز استفاده شد. در این روش، محتوای کتاب دوباره به‌عنوان جامعۀ آماری در نظر گرفته شد و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، سه نمونۀ ده‌‌جمله‌ای متوالی از بخش‌های ابتدا، میانه و انتهای کتاب انتخاب گردید. پس از کدگذاری داده‌ها، تعداد کلمات دشوار از هر نمونه بر اساس اطلاعات ارائه‌شده در جدول (3) استخراج گردید.
    جدول 3: داده‌های استخراج‌شده از کتاب پایۀ هفتم بر اساس روش لافلین
    نمونه‌های انتخاب شده    تعداد کلمات دشوار    سطح کلاسی    سطح سنی
    ده جملۀ اول    12    9 = 3+6    15 = 9+6
    ده جملۀ دوم    14        
    ده جملۀ سوم    9        
    مجموع    35        
    معادل    12        
    بر مبنای داده‌های گردآوری‌شده و ثبت‌شده در جدول (3) شاخص خوانایی متن با بهره‌گیری از روش لافلین، طی فرایند نظام‌مند و در چهار مرحله، محاسبه و تحلیل می‌شود.
    مرحلۀ اول. جمع کلمات دشوار سه متن  (12+14+9=35 ≈36)
    مرحلۀ دوم. استخراج جذر مجموعه کلمات دشوار  
    مرحلۀ سوم. جذر حاصله جمع عدد ثابت (9) مساوی است با سطح سنی  (6+9=15)
    مرحلۀ چهارم. جذر حاصله جمع عدد ثابت (3) مساوی با سطح کلاسی  (6+3=9 )
    تحلیل داده‌ها: یافته‌های حاصل از محاسبۀ شاخص خوانایی لافلین نشان می‌دهد که کتاب زبان فارسی پایۀ هفتم از نظر سطح خوانایی، متناسب با پایۀ نهم و گروه سنی حدود 15 سال است. بر این اساس، می‌توان گفت که محتوای این کتاب از منظر خوانایی با توانایی‌های زبانی و شناختی دانش‌آموزان پایۀ هفتم همخوانی ندارد. افزون بر این، بررسی داده‌های مندرج در جدول (3) نشان می‌دهد که میزان خوانایی در نمونۀ دوم نسبت به نمونۀ اول افزایش یافته و در نمونۀ سوم کاهش محسوسی نسبت به دو نمونۀ پیشین داشته است. این تغییرات بیانگر آن است که محتوای کتاب از ساختار منسجم و تدریجی برخوردار نیست و توالی مطالب از الگوی مشخصی پیروی نمی‌کند؛ درنتیجه، اصل آموزشی «ساده به دشوار» در سازماندهی محتوای کتاب رعایت نشده است. در مجموع، نتیجۀ این تحلیل نشان می‌دهد که کتاب زبان فارسی دورۀ متوسطه در نظام آموزشی افغانستان، بر اساس هر دو فرمول خوانایی به‌کار‌رفته، به نتایج همسانی دست یافته است. این همسویی نتایج، حاکی از آن است که کتاب مذکور نه از نظر سطح خوانایی متناسب با گروه سنی مخاطب طراحی شده، و نه در تدوین و ترتیب محتوای آموزشی، اصل تدریجی ‌بودن و حرکت از مفاهیم ساده به دشوار را به‌طور مؤثر رعایت کرده است.
    2. یافته‌های کتاب زبان فارسی پایۀ هشتم
    در این بخش، کتاب زبان فارسی پایۀ هشتم دورۀ متوسطه در نظام آموزشی افغانستان، شامل 28 درس و 178 صفحه، به‌عنوان جامعۀ آماری مورد بررسی قرار گرفت. هدف پژوهش، سنجش سطح خوانایی محتوای کتاب، بررسی میزان انطباق آن با سطح سنی و آموزشی دانش‌آموزان پایۀ هشتم و ارزیابی میزان رعایت اصل آموزشی «ساده به دشوار» در سازماندهی مطالب کتاب است. بر اساس اصول و روش‌های تحلیل محتوای کمّی، سه نمونۀ 100کلمه‌ای از متن کتاب، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از بخش‌های ابتدایی، میانه و انتهای کتاب انتخاب شد. پس از انتخاب نمونه‌ها، داده‌های موردنیاز شامل تعداد جملات، تعداد هجاها، تعداد کلمات و تعداد کلمات دشوار استخراج، کدگذاری و در جدول (4) ثبت گردید.
    جدول 4: داده‌های استخراج‌شده از کتاب زبان فارسی پایۀ هشتم
    نمونه‌های انتخاب‌شده از کتاب فارسی پایۀ هشتم    تعداد جملات    تعداد کلمات    تعداد هجاها    تعداد کلمات‌دشوار
    نمونه‌ها    عنوان دروس    صفحه کتاب                
    نمونۀ اول    سفرنامه ناصرخسرو    18    87/5    100    259    15
    نمونۀ دوم    طبیعت    88    13/7    100    225    8
    نمونۀ سوم    داستان کوتاه    144    83/6    100    197    5
    مجموع    83/19    300    681    28
    معادل    61/6    100    227    3/9
    الف. محاسبه به روش فلش
    بر مبنای داده‌های گردآوری‌شده و ثبت‌شده در جدول (4) شاخص خوانایی متن با بهره‌گیری از روش فلش، طی فرایند نظام‌مند و در هفت گام محاسبه و تحلیل می‌شود. این فرایند به‌گونه‌ای طراحی شده است که امکان سنجش سطح خوانایی متن و تعیین میزان انطباق آن با سطح سنی و کلاسی مخاطبان را فراهم می‌کند.
    گام اول. در گام نخست، طول کلمات نمونه‌های انتخاب‌شده مشخص می‌شود. منظور از طول کلمات تعداد هجاها در 100 کلمه است. در این صورت، طول کلمات نمونۀ اول 259، طول کلمات نمونۀ دوم 225 و طول کلمات نمونۀ سوم 197 است.
    گام دوم. ضرب طول کلمات نمونه‌ها در عدد ثابت «846/0» نمونۀ اول (0.846×259=219.11) نمونۀ دوم (0.846×225=190.35) و نمونۀ سوم (0.846×197=166.66)
    گام سوم. کسر حاصل‌ضرب طول کلمات نمونه‌ها از عدد ثابت «835/262» نمونۀ اول (262.835-219.11=43.73)،  نمونۀ دوم (262.835-190.35=72.48) و نمونۀ سوم (262.835-166.66=96.17)
    گام چهارم. تعیین متوسط طول جملات نمونه‌های انتخاب‌شده  نمونۀ اول                      نمونۀ دوم              سیبسیبسیلبب  و نمونۀ سوم 
    گام پنجم. ضرب متوسط طول جملات در عدد ثابت «015/1» نمونۀ اول (1.015×17=17.22)، نمونۀ دوم (1.015×14=14.21) و نمونۀ سوم (1.015×15=15.225)
    گام ششم. کسر عدد حاصل‌شدۀ گام پنجم از عدد حاصل‌شدۀ گام سوم نمونۀ اول (43.73-17.22=26.51)، نمونۀ دوم (72.48-14.21=58.27) و نمونۀ سوم (96.17-15.22=80.95)
    گام هفتم. میانگین نمونه‌ها(26.51+58.27+80.95=165.73 165.73÷3=55)
    تحلیل داده‌ها: نتایج حاصل از محاسبۀ فرمول فلش بر اساس داده‌های استخراج‌شده از نمونه‌های مورد بررسی، عدد 55 را نشان می‌دهد. بر اساس جدول (1) که جدول استاندارد تفسیر شاخص خوانایی فلش است، این مقدار در بازه اعداد 50 تا 60  قرار می‌گیرد و بیانگر آن است که متن از نظر خوانایی در سطح قدری دشوار بوده متناسب با پایه‌های دهم و یازدهم است، نه برای دانش‌آموزان پایۀ‌ هشتم با گروه سنی 13 تا 14 سال. همچنین اصل آموزشی «ساده به دشوار» نشان می‌دهد که محتوای کتاب در هیچ‌یک از دو شاخص تعداد جملات و تعداد هجاها از این اصل پیروی نکرده است. همان‌گونه که نمودار (3) نشان می‌دهد.

    نمودار 3: نتیجۀ فرمول فلش در کتاب زبان فارسی پايۀ هشتم
    بر اساس روش خوانایی فلش، هر گاه تعداد جملات نمونۀ اول کمتر از نمونۀ دوم و نمونۀ دوم کمتر از نمونۀ سوم باشد، اصل «ساده به دشوار» رعایت شده است، ولی آن‌گونه که در نمودار (3) مشاهده می‌شود، محتوای کتاب در هیچ‌یک از دو شاخص تعداد جملات و تعداد هجاها از این اصل پیروی نکرده است و تغییرات این شاخص‌ها از الگوی تدریجی و منظم برخوردار نیست. این امر بیانگر عدم رعایت اصل ساده به دشوار در سازماندهی محتوای کتاب است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که کتاب زبان فارسی پایۀ هشتم؛ نه از نظر خوانایی‌سنجی و نه از نظر اصل ساده به دشوار، مطابق با معیارهای روش فلش عمل کرده است.
    ب. محاسبه به روش لافلین
    در این روش، محتوای کتاب دوباره به‌عنوان جامعۀ آماری در نظر گرفته شد و به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، مثل کتاب فارسی پایۀ هفتم، سه نمونۀ ده ‌جمله‌ای متوالی از بخش‌های ابتدا، میانه و انتهای کتاب انتخاب گردید. پس از کدگذاری داده‌ها، تعداد کلمات دشوار از هر نمونه استخراج شد و داده‌های حاصل در جدول (5) ارائه شده است.
    جدول 5: داده‌های استخراج‌شده از کتاب زبان فارسی پایۀ هشتم بر اساس روش لافلین

    نمونه‌های انتخاب‌شده از زبان فارسی پایۀ هشتم    تعداد کلمات دشوار    سطح کلاسی    سطح سنی
    ده جملۀ اول    19    9-3+6    15=9+6
    ده جملۀ دوم    8        
    ده جملۀ سوم    5        
    مجموع    32        
    معادل    11        
    بر مبنای داده‌های گردآوری‌شده و ثبت‌شده در جدول (5) شاخص خوانایی متن با بهره‌گیری از روش لافلین، طی فرایند نظام‌مند و در چهار مرحله، محاسبه و تحلیل می‌شود.
    مرحلۀ اول. جمع کلمات دشوار سه متن  (19+8+5=32 ≈ 36)
    مرحلۀ دوم. استخراج جذر مجموعه کلمات دشوار   
    مرحلۀ سوم. جذر حاصله جمع عدد ثابت (9) مساوی است با سطح سنی  (6+9=15) 
    مرحلۀ چهارم. جذر حاصله جمع عدد ثابت (3) مساوی با سطح کلاسی   (6+3=9) 
    تحلیل داده‌ها: یافته‌های حاصل از محاسبۀ شاخص خوانایی لافلین نشان می‌دهد که کتاب زبان فارسی پایۀ هشتم از نظر سطح خوانایی، متناسب با پایۀ نهم و گروه سنی حدود 15 سال است. بر این اساس، می‌توان گفت که محتوای این کتاب از منظر خوانایی با توانایی‌های زبانی و شناختی دانش‌آموزان پایه هشتم مناسب ارزیابی نمی‌شود. افزون بر این، بررسی داده‌های مندرج در جدول (5) نشان می‌دهد که کلمات دشوار، در نمونۀ اول بیشتر از نمونۀ دوم و نمونۀ دوم بیشتر از نمونۀ سوم است. این تغییرات بیانگر آن است که محتوای کتاب نه‌تنها از ساختار منسجم و تدریجی برخوردار نیست، بلکه معکوس آن عمل کرده است. درنتیجه، اصل آموزشی «ساده به دشوار» در سازماندهی محتوای کتاب رعایت نشده است. در مجموع نتیجۀ این تحلیل نشان می‌دهد که محتوای این کتاب بر اساس هر دو فرمول خوانایی به‌کاررفته، به نتایج همسانی دست یافته است. این همسویی نتایج حاکی از آن است که کتاب مذکور نه از نظر سطح خوانایی متناسب با گروه سنی مخاطب طراحی شده و نه در تدوین و ترتیب محتوای آموزشی، اصل تدریجی ‌بودن و حرکت از مفاهیم ساده به دشوار را به‌طور مؤثر رعایت کرده است.
    3. یافته‌های کتاب زبان فارسی پایۀ نهم
    در این قسمت، کتاب زبان فارسی پایۀ نهم دورۀ متوسطه در نظام آموزشی افغانستان، شامل 28 درس و 178 صفحه، به‌عنوان جامعۀ آماری مورد بررسی قرار گرفت. هدف پژوهش، سنجش سطح خوانایی محتوای کتاب، بررسی میزان انطباق آن با سطح سنی و آموزشی دانش‌آموزان پایۀ نهم و ارزیابی میزان رعایت اصل آموزشی «ساده به دشوار» در سازماندهی مطالب کتاب است. بر اساس اصول و روش‌ فلش، سه نمونۀ 100 کلمه‌ای از متن کتاب، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده از بخش‌های ابتدایی، میانه و انتهايی کتاب انتخاب شد. پس از انتخاب نمونه‌ها، داده‌های موردنیاز شامل تعداد جملات، هجاها، کلمات و کلمات دشوار استخراج، کدگذاری و در جدول (6) ثبت گردید.
    جدول 6: داده‌های استخراج‌شده از کتاب زبان فارسی پایۀ نهم
    نمونه‌های انتخاب‌شده از کتاب زبان فارسی پایۀ نهم    تعداد جملات    تعداد کلمات    تعداد هجاها    تعداد کلمات‌دشوار
    نمونه‌ها    عنوان دروس    صفحه کتاب                
    نمونۀ اول    موجودکوجک، دشمن بزرگ    52    11/8    100    212    9
    نمونۀ دوم    استاد قاسم افغان    78    30/4    100    213    3
    نمونۀ سوم    ادبیات فولکلور    172    95/4    100    226    14
    مجموع    36/17    300    651    26
    معادل    78/5    100    217    9
    الف. محاسبه به روش فلش
    بر مبنای داده‌های گردآوری‌شده و ثبت‌شده در جدول (6) شاخص خوانایی متن با بهره‌گیری از روش فلش، طی فرایند نظام‌مند و در هفت گام محاسبه و تحلیل می‌شود. این فرایند به‌گونه‌ای طراحی شده است که امکان سنجش سطح خوانایی متن و تعیین میزان انطباق آن با سطح سنی و کلاسی مخاطبان را فراهم می‌کند.
    گام اول. در گام نخست، طول کلمات نمونه‌های انتخاب‌شده مشخص می‌شود. منظور از طول کلمات تعداد هجاها در 100 کلمه است. در این صورت، طول کلمات نمونۀ اول 212، طول کلمات نمونۀ دوم 213 و طول کلمات نمونۀ سوم 226 است.
    گام دوم. ضرب طول کلمات نمونه‌ها در عدد ثابت «846/0» نمونۀ اول (0.846×212=179.35)، نمونۀ دوم (0.846×213=180.19) و نمونۀ سوم (0.846×226=191.19)
    گام سوم. کسر حاصل‌ضرب طول کلمات نمونه‌ها از عدد ثابت «835/262» نمونۀ اول (262.835-179.35=83.48)، نمونۀ دوم (262.835-180.19=82.64)  و نمونۀ سوم (262.835-191.19=71.64)
    گام چهارم. تعیین متوسط طول جملات نمونه‌های انتخاب‌شده  نمونۀ اول                      نمونۀ دوم  یسبت             و نمونۀ سوم
    گام پنجم. ضرب متوسط طول جملات در عدد ثابت «015/1»  نمونۀ اول (1,015×12.3=12.48)، نمونۀ دوم (1.015×23.25=24.55) و نمونۀ سوم (1.015×20=20.3) 
    گام ششم. کسر عدد حاصل‌شدۀ گام پنجم از عدد حاصل‌شدۀ گام سوم  نمونۀ اول (83.48-12.48=71)، نمونۀ دوم (82.64-23.25=59.39) و نمونۀ سوم (71.64-20.3=51.34) 
    گام هفتم. میانگین نمونه‌ها  (71+59.39+51.34=181.73181.73÷3=61) 
    تحلیل داده‌ها: نتایج حاصل از محاسبۀ فرمول فلش بر اساس داده‌های استخراج‌شده از نمونه‌های مورد بررسی، عدد 61 را نشان می‌دهد. بر اساس جدول (1) که جدول استاندارد تفسیر شاخص خوانایی فلش است، این مقدار در بازه عدد 60 تا 70 قرار می‌گیرد و بیانگر آن است که متن از نظر خوانایی در سطح «معمولی» ارزیابی می‌شود. بر این اساس، سطح خوانایی کتاب زبان فارسی پایۀ نهم برای دانش‌آموزان پایۀ نهم، با گروه سنی 13 تا 14 سال، مناسب است، ولی اصل آموزشی «ساده به دشوار» نشان می‌دهد که محتوای کتاب در هیچ‌یک از دو شاخص تعداد جملات و تعداد هجاها از این اصل پیروی نکرده است. این امر به‌روشنی در نمودار (4) قابل مشاهده است.

    نمودار 4: نتیجۀ فرمول فلش در کتاب زبان فارسی پایۀ نهم
    بر اساس روش خوانایی فلش، هرگاه تعداد جملات نمونۀ اول کمتر از نمونۀ دوم و نمونۀ دوم کمتر از نمونۀ سوم باشد، اصل «ساده به دشوار» رعایت‌شده تلقی می‌شود، ولی آن‌گونه که در نمودار (4) مشاهده می‌شود، محتوای کتاب در هیچ‌یک از دو شاخص تعداد جملات و تعداد هجاها از این اصل پیروی نکرده است و تغییرات این شاخص‌ها از الگوی تدریجی و منظم برخوردار نیست، این امر بیانگر عدم رعایت اصل ساده به دشوار در سازماندهی محتوای کتاب زبان فارسی پایۀ نهم است. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که کتاب زبان فارسی پایۀ نهم، از نظر سطح خوانایی مناسب این پایه است، ولی از نظر اصل ساده به دشوار، مطابق با معیارهای روش فلش عمل نکرده است.
    ب. محاسبه به روش لافلین
    در این روش، محتوای کتاب دوباره به‌عنوان جامعۀ آماری در نظر گرفته شد و مثل کتاب‌های پایه‌های قبلی، به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، سه نمونۀ ده‌جمله‌ای متوالی از بخش‌های ابتدا، میانه و انتهای آن انتخاب گردید. پس از کدگذاری داده‌ها، تعداد کلمات دشوار بر اساس اطلاعات ارائه‌شده در جدول (7) استخراج گردید.
    جدول 7: داده‌های استخراج‌شده از کتاب زبان فارسی پایۀ نهم بر اساس روش لافلین
    نمونه‌های انتخاب‌‌شده فارسی پایۀ نهم    تعداد کلمات دشوار    سطح کلاسی    سطح سنی
    ده جملۀ اول    11    9=3+6    15=9+6
    ده جملۀ دوم    9        
    ده جملۀ سوم    19        
    مجموع    39        
    معادل    13        
    بر مبنای داده‌های گردآوری‌شده و ثبت‌شده در جدول (7) شاخص خوانایی متن با بهره‌گیری از روش لافلین، طی فرایند نظام‌مند و در چهار مرحله، محاسبه و تحلیل می‌شود.
    مرحلۀ اول. جمع کلمات دشوار سه متن  (11+9+19=39 ≈ 36)
    مرحلۀ دوم. استخراج جذر مجموعه کلمات دشوار  
    مرحلۀ سوم. جذر حاصله جمع عدد ثابت (9) مساوی است با سطح سنی  (6+9=15)
    مرحلۀ چهارم: جذر حاصله جمع عدد ثابت (3) مساوی با سطح کلاسی  (6+3=9)
    تحلیل داده‌ها: یافته‌های حاصل از محاسبۀ شاخص خوانایی لافلین نشان می‌دهد که کتاب زبان فارسی پایۀ نهم از نظر سطح خوانایی، متناسب با پایۀ نهم و گروه سنی حدود 15 سال است. بر این اساس، می‌توان گفت که محتوای این کتاب از منظر خوانایی با توانایی‌های زبانی و شناختی دانش‌آموزان پایۀ نهم همخوانی داشته و مناسب است، اما بررسی داده‌های مندرج در جدول (7) نشان می‌دهد که کلمات دشوار در نمونۀ دوم نسبت به نمونۀ اول کاهش یافته است. این تغییرات بیانگر آن است که محتوای کتاب از ساختار منسجم و تدریجی برخوردار نیست و توالی مطالب از الگوی مشخصی پیروی نمی‌کند. درنتیجه، اصل آموزشی «ساده به دشوار» در سازماندهی محتوای کتاب رعایت نشده است. نتیجۀ این تحلیل نشان می‌دهد که کتاب زبان فارسی پایۀ نهم، بر اساس هر دو فرمول خوانایی به‌کاررفته، به نتایج همسانی دست یافته است. این همسویی نتایج حاکی از آن است که کتاب مذکور از نظر سطح خوانایی متناسب با گروه سنی مخاطب طراحی شده است، در تدوین و ترتیب محتوای آموزشی، اصل تدریجی ‌بودن و حرکت از مفاهیم ساده به دشواری را به‌طور مؤثر رعایت نکرده است.
    نتیجه‌گیری
    یکی از مؤلفه‌های اساسی کیفیت محتوای آموزشی، سطح خوانایی متون، به‌ویژه در کتاب‌های زبان در دوره‌‌های ابتدایی و متوسطه است. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان خوانایی کتاب‌های زبان فارسی در این دوره و میزان رعایت اصل ساده به پیچیده در تنظیم محتوای آنها انجام شد تا میزان انطباق متون با سطح سنی و پایۀ تحصیلی دانش‌آموزان مشخص شود. نوآوری پژوهش حاضر در این است که نخستین ‌بار کتاب‌های زبان فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان را به‌صورت نظام‌مند و با بهره‌گیری هم‌زمان از دو فرمول خوانایی فلش و لافلین مورد بررسی قرار داده است.
    یافته‌های به‌دست‌آمده از نمرات خوانایی حاصل از فرمول فلش در کتاب‌های پایۀ هفتم، هشتم و نهم به ترتیب 68، 55 و 61 است. این نتایج نشان می‌دهد که محتوای زبانی در کتاب پایۀ هفتم و هشتم، از نظر ساختاری، با سطح پایۀ تحصیلی آن به‌طور آشکار ناسازگارند و این کتاب‌ها مناسب پایۀ نهم‌ هستند و درنتیجه، تنها کتاب پایۀ نهم مناسب با دانش‌آموزان این پایه است. نتایج فرمول لافلین نیز این یافته را تأیید می‌کند؛ به‌گونه‌ای‌که تعداد کلمات چهارهجایی و بیشتر در کتاب‌های پایۀ هفتم، هشتم و نهم به ‌ترتیب 35، 32 و 39 واژه بوده و جذر هر سه مقدار برابر با 6 به ‌دست ‌آمده است. با اعمال ضرایب این فرمول، سطح کلاسی نهم و سطح سنی 15 سال تعیین شد. همگرایی نتایج دو فرمول نشان می‌دهد که در کتاب‌های مورد بررسی، از نظر خوانایی تنها کتاب پایۀ نهم مناسب و پایه‌های هفتم و هشتم با پایه‌های تحصیلی آنها نامناسب است.
    همچنین، بررسی شاخص‌های مرتبط با اصل ساده به دشوار، ازجمله معادل هجاها در روش فلش و تعداد کلمات دشوار در روش لافلین مطابق با نمودار (5) نشان داد که افزایش دشواری زبانی متون از پایۀ هفتم به نهم از روند منظم و صعودی پیروی نمی‌کند؛ امری که بیانگر عدم رعایت تدریج در تنظیم محتوای زبانی کتاب‌ها است. به‌طور خلاصه، اصل ساده به پیچیده در هیچ‌یک از کتاب‌ها، چه در ساختار درونی و چه در ارتباط میان پایه‌ها، نه‌تنها رعایت نشده، بلکه در برخی موارد از پیچیده به ساده تنظیم شده است.

    نمودار 5: نشان‌دهنده اصل ساده به پیچیده در فرمول فلش و لافلین
    نتایج این پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی برای بازنگری و ارتقای کیفیت کتاب‌های درسی مورد استفاده قرار گیرد. ازاین‌رو به پژوهشگران پیشنهاد می‌شود در مطالعاتی آتی این کتاب‌ها و سایر کتاب‌های درسی را با بهره‌گیری از روش‌های مختلف تحلیل محتوا و سنجش خوانایی مورد بررسی قرار دهند. همچنین، لازم است تا طراحان آموزشی و مؤلفان متون درسی، پیوسته کتاب‌های درسی را ارزیابی و بازنگری نمایند و بر پایۀ شواهد پژوهشی اصلاح کنند. افزون بر این، به مسئولان نظام آموزشی پیشنهاد می‌شود تا با تدوین شیوه‌نامه‌ علمی و استاندارد برای تألیف و ارزشیابی کتاب‌های درسی و بهره‌گیری از دیدگاه‌های کارشناسان، معلمان، والدین و دانش‌آموزان، زمینه ارتقای کیفیت و اثربخشی محتوای آموزشی را فراهم آورند.

    References: 
    • احمدی، زهرا (1397). تحلیل محتوای کتاب‌های تعلیم و تربیت اسلامی دوره متوسطه افغانستان بر اساس روش ویلیام رومی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد. قم: جامعۀ المصطفی.
    • بلوچ‌پور، علی (1398). تحلیل محتوای کتاب‌های فارسی چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس شاخص‌های فرای، گانیک، فلش، لافلین، ویلیام رومی و کلوز. مطالعات روان‌شناسی و علوم تربیتی، 39، 35-39.
    • پورشیرازی، مرتضی (1394). تحلیل محتوای کتاب فارسی مهارت‌های خوانداری ششم ابتدایی بر اساس شاخص خوانایی مک لافلین. در: سومین کنفرانس توسعه پایدار در روان‌شناسی و علوم تربیتی، مطالعات اجتماعی و فرهنگی. تهران.
    • حسن مرادی، نرگس (1399). تحلیل محتوای کتاب درسی. چ ششم. تهران: آییژ.
    • دیانی، محمد‌حسن (1379). سنجش خوانایی نوشته‌های فارسی. مشهد: کتابخانه رایانه‌ای.
    • دیانی، محمدحسین (1366). سه فرمول برای تشخیص سطح خوانایی نوشته‌های ویژه نوسوادان. روانشناسی و علوم تربیتی، دورۀ سوم و چهارم، 60-80.
    • دیانی، محمد‌حسین (1369). معیاری برای تعیین سطح خوانایی نوشته‌های فارسی. علوم اجتماعی و انسانی (دانشگاه شیراز)، 10، 35-48.
    • شعبانی، حسین (1392). تحلیل محتوا به‌عنوان یک روش‌تحقیق: بارویکرد تحلیل برنامه درسی مدارس. قم: بنی‌الزهرا؟عها؟.
    • صباغ حسن‌زاده، طلعت‌سادات (1403). بررسی میزان توجه به مؤلفه‌های زیست عفیفانه در کتاب‌های درسی ابتدایی. اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 31، 79-90.
    • صدیقی‌فر، زهره و همکاران (1396). خوانایی‌سنجی کتاب فارسی پایة هفتم سال تحصیلی (95-96) به سه شیوه فوک، فرای و فلش. نوآوری های آموزشی، 62 (16)، 105-126.
    • کارآمد، حسین و دیبایی صابر، محسن (1399). میزان درگیری اسناد بالادستی آموزش و پرورش ایران با مؤلفه‌های برنامه ‌درسی معنوی. اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 24، 41-56.
    • مسوی، ندا (1397). روایی وسازگاری فرمول‌های خوانش‌پذیری در ارزیابی متون فارسی. پژوهش و نگارش کتب دانشگاهی، 43 (22)، 21-41.
    • ملکی، حسن (1398). تحلیل محتوای کتاب‌های درسی. تهران: آییژ.
    • میک، یان (1394). پژوهش و نگارش کتاب‌ درسی. ترجمۀ شهروز مرادزاده و رامین گلشائی. چ دوم. تهران: سمت.
    • نجفی، حسن و همکاران (1394). تحلیل محتوای میزان توجه به ابعاد هفتگانه اهداف مصوب در کتاب‌های درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه ایران. نظریه و عمل در برنامه درسی، 6، 121-142.
    • نیکونظر، ابوالفضل (1403). تحلیل محتوای کتاب‌ هدیه‌های آسمانی از جهت فعال و غیرفعال بودن عواطف دینی بر اساس روش ویلیام رومی. اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 32، 59-71.
    • یوسف‌زی، محمدنبی (1359). بررسی و تحلیل محتوای کتب درسی مدارس ابتدایی افغانستان از سال 1352 تا 1357. پایان‌نامه کارشناسی ارشد. تهران: دانشگاه تهران.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کارآمد، حسین، کوثری، محمد. (1405) سنجش خوانایی کتاب‌های فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان بر اساس روش فلش و لافلین. دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18(2)، 99-119 https://doi.org/10.22034/eslampajoheshha.2026.5003969.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسین کارآمد؛ محمد کوثری."سنجش خوانایی کتاب‌های فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان بر اساس روش فلش و لافلین". دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18، 2، 1405، 99-119

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کارآمد، حسین، کوثری، محمد.(1405) 'سنجش خوانایی کتاب‌های فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان بر اساس روش فلش و لافلین'، دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18(2), pp. 99-119

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    کارآمد، حسین، کوثری، محمد. سنجش خوانایی کتاب‌های فارسی دورۀ متوسطۀ افغانستان بر اساس روش فلش و لافلین. اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 18, 1405؛ 18(2): 99-119