الگوی تربیت مهدوی مبتنیبر اندیشههای علامه مصباح یزدی: تبیین مبانی، اهداف، اصول و روشها
/ استادیار گروه علوم تربیتی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران. / anikounazar@gmail.comArticle data in English (انگلیسی)
مقدمه
باور به ظهور منجی ازجمله اعتقادات مشترک میان ادیان الهی است. در دین اسلام، این باور در قالب آموزه مهدویت مطرح شده و جایگاه ویژهای در اعتقادات مسلمانان، بهویژه شیعیان، دارد. بر اساس این آموزه، فردی از نسل پیامبر اسلام؟ص؟، در آخرالزمان ظهور کرده و زمین را، که از ظلم و فساد آکنده شده، سرشار از عدل و داد خواهد کرد. چنانکه در حدیثی مشهور آمده است: اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را آنقدر طولانی میکند تا مهدي؟عج؟ ظهور کند و زمین را همانگونه که از ستم و بیداد پر شده، از عدالت و دادگری لبریز سازد (حر عاملی، ۱۳۸۳، ص۲۷۴).
اگرچه درباره مصداق مهدی موعود میان فرق اسلامی اختلافنظرهایی وجود دارد، اصل مهدویت مورد پذیرش تمام مذاهب اسلامی است. این باور، افزون بر ابعاد اعتقادی، تأثیرات عمیقی در حوزههای مختلف، بهویژه تعلیم و تربیت بر جای میگذارد. چنانکه شهید مطهری مینویسد: «آرمان قیام و انقلاب مهدی؟عج؟ یک فلسفۀ بزرگ اجتماعی اسلامی است. این آرمان، گذشته از اینکه الهامبخش ایدهها و راهگشای آینده است، آیینه مناسبی برای شناخت آرمانهای اسلامی نیز محسوب میشود. این نوید، ارکانی دارد که برخی فلسفی و جهانشناختی، برخی فرهنگی و تربیتی، و برخی دیگر سیاسی، اجتماعی و انسانیاند» (مطهری، ۱۳۸۹، ص۵۰).
اعتقاد به مهدویت همواره در میان متفکران و عموم مردم، بهویژه دینداران، جایگاه خاصی داشته است. ازاینرو هم میتواند بهعنوان فرصتی برای رشد و تعالی دینی به کار گرفته شود و هم ممکن است در اثر برداشتهای نادرست، به چالشی جدی تبدیل گردد.
تربیت مهدوی موجب تقویت امید، صبر و مبارزه با ظلم میشود. تربیت نسلی مهدوی لازمه شکلگیری جامعهای است که در انتظار ظهور منجی و تحقق حکومت عدل الهی باشد؛ بدون تربیت چنین نسلی آمادگی فردی و اجتماعی برای ظهور فراهم نمیشود. تربیت مهدوی همچنین انگیزه خودسازی و تهذیب نفس را در افراد ایجاد می کند، به این صورت که منتظران تهذیب نفس میکنند تا شایستۀ همراهی با امام زمان؟عج؟ باشد. بنابراین، تربیت مبتنیبر آموزههای مهدوی ضرورتی انکارناپذیر است؛ رسیدن به چنین سطحی از تربیت، صرفاً از مسیر تجربه فردی یا پیروی از دیدگاههای غیردقیق و ادعاهای سطحی امکانپذیر نیست. اینجاست که وظیفۀ متخصصان تعلیم و تربیت، ارائۀ الگوهایی مبتنیبر معارف اصیل اسلامی و دور از انحرافات فکری و خرافی است. یکی از منابع قابل اعتماد برای طراحی این الگوها، آثار و اندیشههای علما و متفکران دینی است. ازآنجاکه پژوهش در قلمرو تربیت به تأثیر و تأثر عوامل متعددی در موقعیتهای پیچیده میپردازد، استفاده از الگوها میتواند در فهم روابط عوامل و پدیدهها مفید واقع شود. مفهوم الگو در خصوص تعلیم و تربیت، بر حسب سطحی که در آن مورد نظر قرار گیرد، میتواند انواع مختلفی داشته باشد. در بالاترین سطح میتوان الگو را به انتزاعیترین ایدة ساماندهنده به جریان تعلیم و تربیت اطلاق کرد. در این حالت الگو را میتوان همسنگ فلسفۀ تعلیم و تربیت دانست؛ زیرا ایدة فلسفی خاصی در باب ماهیت تعلیم و تربیت است، به نحوی که ساماندهندۀ همۀ افکار و فعالیتهایی بوده که در سطوح پایین جریان دارند. در سطح میانی و فروتر میتوان الگو را ناظر به طرحهای انتزاعی دانست که تنظیمکننده یا هدایتکننده برنامههای آموزشی و درسی برای نظام آموزش و پرورش است (باقری، ۱۳۹۲، ص10). در اين پژوهش، الگو چارچوبی مفهومی است که دربردارنده عناصر مرتبط از قبيل مبانی، اهداف، اصول و روشهای تربیت مهدوی بر اساس دیدگاه آیتالله مصباح یزدی میباشد. مراد از تربیت مهدوی ایجاد زمینههای مناسب برای مهدوی شدن متربی است. بنابراین فرایند تربیت انسان عبارت است از: پرورش و شکوفاسازی استعداد مهدوی شدن در انسان (حيدري کاشاني و آقاطهراني، 1392، ص64).
علامه مصباح يزدي، ازجمله علمای برجستۀ معاصر، همواره دغدغۀ تربیت اسلامی را در سطوح رسمی (دانشگاهی و حوزوی) و غیررسمی (دروس اخلاق و تربیت فردی) داشتهاند. برخی از مهمترین فعالیتهای ایشان عبارتاند از:
ـ تأسیس و مدیریت مراکز تربیتی و پژوهشی، مانند مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی؟رح؟ که نقش مؤثری در تربیت و آموزش در علوم انسانی، تربیت اسلامی و ارتقای مبانی فکری ـ اخلاقی داشتهاند؛
ـ راهاندازی طرح ولایت برای آموزش اساتید و دانشجویان با هدف تعمیق مبانی اندیشۀ اسلامی و تربیت اعتقادی نسل جوان؛
ـ تربیت شاگردان برجسته در حوزههای اخلاق، فلسفه، کلام اسلامی و تربیت دینی، توجه به روشهای عملی تربیت اخلاقی، ازجمله یادآوری معاد، غفلتزدایی، و استفاده از ظرفیتهای محیطی، خانوادگی و اجتماعی برای نهادینهسازی ارزشهای اسلامی؛
ـ تبیین فلسفۀ تربیت و انسانشناسی اسلامی با تأکید بر شناخت ابعاد وجودی انسان، هدفمندی تربیت، جاودانگی روح، اصالت فطرت و تغییرپذیری تدریجی وجود انسان، بهعنوان مبنای تربیت اسلامی (همتیان و همتیان، 1402).
آموزه مهدویت نیز در آثار علامه مصباح يزدي حضوری پررنگ دارد. علاوه بر اینکه کتاب مستقلی با عنوان آفتاب ولایت در حوزه مهدویت از ایشان به یادگار مانده، در بسیاری از آثار ایشان مباحث مربوط به مهدویت به صورت پراکنده مطرح شده است. با توجه به اشراف به معارف اسلامی و تجربۀ عملی ایشان در حوزۀ اخلاق و تربیت، میتوان دیدگاههای ایشان را مبنای طراحی الگویی نظاممند برای تربیت مهدوی قرار داد. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی مبانی، اهداف، اصول، روشهای تربیت مهدوی از دیدگاه علامه مصباح یزدی پرداخته است.
آموزۀ مهدویت از جهات گوناگون مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. بخش عمدهای از این مطالعات با رویکردهای کلامی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی انجام شدهاند؛ اما در سالهای اخیر، توجه به بُعد تربیتی مهدویت ظهور و بروز داشته است. در میان پژوهشهای انجامشده، برخی به بررسی بازنمایی آموزه مهدویت در محتوای کتابهای درسی پرداختهاند. ازجمله پژوهش امینی و همکاران (1391)، که نشان دادند نمادها و مؤلفههای مهدویت در کتاب هدیههای آسمان، بهطور جدی مورد غفلت قرار گرفتهاند. همچنین یافتههای عبدالرحمیان و همکاران (۱۳۹۹)، حاکی از آن است که محتوای مهدوی کتابها، از نظر کمّی و کیفی، متناسب با نیازهای تربیتی دانشآموزان نیست. در مقابل، اسفندیاری (۱۳۹۷) نشان داده است که اصول طراحی پیام آموزشی در بخشهای مرتبط با مهدویت، در دامنه مطلوب قرار دارد.
گروهی دیگر از پژوهشها، بهطور مستقیم به تربیت مهدوی پرداختهاند. بهعنوان نمونه، پژوهش بقایی و همکاران (۱۳۹۲)، راهبردهای عملیاتی تربیت مهدوی را در سه سطح «مغزافزار»، «نرمافزار» و «سختافزار» نظام تعلیم و تربیت تحلیل کرده و پیشنهادهایی ازجمله: شناساندن سیمای واقعی امام زمان؟عج؟، اصلاح بینشهای انحرافی، و طراحی محتوای متناسب با سطح درک مخاطب ارائه دادهاند. همچنین، پژوهشهایی مانند رضوی (۱۳۹۲)، موسوی (۱۳۹۲) و بندهکریم (۱۳۹۲)، میرجلیلی (1400) و انصاری و قلمکاریان (1401) نیز به بررسی ابعاد مختلف تربیت مهدوی پرداختهاند.
برخی مطالعات دیگر نظیر موسوی (۱۳۸۸) و شریفزاده و قاضی (۱۳۹۳)، بر دلالتهای تربیتی مهدویت متمرکز بودهاند. نتایج پژوهش اخیر، بر ضرورت تأسیس نظام تربیتی بر پایۀ تعلیم و تربیت مهدوی در جامعه منتظر تأکید کرده است.
مرور پیشینۀ پژوهش نشان میدهد که اگرچه تلاشهای ارزشمندی در زمینۀ تربیت مهدوی صورت گرفته، اما اغلب این مطالعات یا به تحلیل محتوای کتابهای درسی محدود شدهاند، یا مبتنیبر بنیانهای نظری از منظر متفکران دینی معاصر نیستند. پژوهش حاضر با تمرکز بر آراء و اندیشههای علامه مصباح یزدی، درصدد است تا با رویکردی نظاممند، به تبیین مبانی، اهداف، اصول و روشهای تربیت مهدوی بپردازد و از این طریق، خلأ موجود در این حوزه را تا حدی برطرف سازد.
1. یافته
1ـ1. مبانی تربیت مهدوی از دیدگاه علامه مصباح یزدی
در طراحی الگوی تربیتی توجه به مبانی ضروری است. نخستین دلیل برای ضرورت توجه به مبانی، پیشینی بودن آنها نسبت به سایر مؤلفههاست. همانطور که در فلسفۀ علم نیز بیان میشود، هیچ دانشی فارغ از پیشفرضها و اصول موضوعهاش شکل نمیگیرد. تعلیم و تربیت نیز بهعنوان دانشی ترکیبی و میانرشتهای، مبتنیبر اصول و مبانیای است که از فلسفه، انسانشناسی، معرفتشناسی، الهیات و اخلاق استخراج شدهاند (داودی و همکاران، ۱۳۹۹، ص134). در تربیت مهدوی نیز، این مبانی نقشی بنیادین در تبیین اهداف، اصول و روشهای تربیتی دارند. علامه مصباح یزدی بهعنوان یکی از برجسته ترین فیلسوفان و متفکران معاصر اسلامي، مجموعهای از مبانی تربیتی را عرضه کرده است که به فهم و تبیین تربیت مهدوی کمک شایانی میکند. در این بخش، به بررسی مبانی تربیت مهدوی از منظر این اندیشمند اسلامی میپردازیم.
الف. ولایت و امامت امامان معصوم؟عهم؟
یکی از مبانی اساسی در تربیت مهدوی، اعتقاد به ولایت و امامت امامان معصوم؟عهم؟ است. ایشان تمام مناصب پیامبر اسلام؟عهم؟، بهجز منصب نبوت و رسالت را بر عهده دارند. ایشان منصوب از طرف خدا هستند، علم خدادادی دارند، معصوم از خطا و گناهاند، و به موجب ولایت الهی که بر همه مسلمانان دارند، اطاعت آنها همچون اطاعت خدا و رسول او بر همگان واجب است و برترین الگوی قابل پیروی برای انسانها هستند (گروهی از نویسندگان، ۱۳۹۰، ص۱۶۱).
علامه مصباح يزدي با تأکید بر جایگاه امامت در نظام اعتقادی اسلام، به تبیین این نکته میپردازد که وجود امام، چه در ظاهر باشد و چه در غیبت، برای هدایت بشر ضروری است و هرگونه تربیتی بدون شناخت و پذیرش ولایت امام ناقص خواهد بود. از این مبنا، اصولی نظیر لزوم شناخت امام، اطاعت از اوامر امام و زمینهسازی برای تحقق حکومت امام قابل استنباط است.
ب. غیبت امام زمان؟عج؟
غیبت امام دوازدهم، یکی از موضوعات محوری در مبحث مهدویت است. غیبت بهمعنای عدم حضور امام در عالم هستی نیست، بلکه بهمعنای عدم دسترسی عمومی به ایشان است. درعینحال امام زمان؟عج؟ در دوران غیبت نیز نقش هدایتگری خود را به واسطه علمای ربانی، صالحان، و عنایات غیبی ایفا میکند. غیبت، آزمونی برای جامعه است؛ آزمونی در ایمان، استقامت، انتظار سازنده، و آمادگی برای ظهور. بر اساس این مبنا، تربیت مهدوی باید بهگونهای طراحی شود که افراد در عصر غیبت نیز احساس حضور امام را درک کنند، مسئولیت دینی خود را فراموش نکنند، و در جهت آمادگی برای ظهور تلاش نمایند. انتظار، تنها در صورت فهم صحیح مفهوم غیبت و حضور معنوی امام، میتواند آثار حقیقی خود را در پی داشته باشد. با توجه به این مبنا میتوان نتیجه گرفت که زمینهسازی برای ظهور امام عصر از اهداف تعلیم و تربیت اسلامی است (گروهی از نویسندگان، ۱۳۹۰، ص۱۶۲).
ج. ولایت فقیه در عصر غیبت
از مبانی مهم دیگر در اندیشۀ تربیتی علامه مصباح يزدي، اصل ولایت فقیه در عصر غیبت است. «ولایت فقیه هنگامی مطرح میشود که مردم، برای رسیدگی به امور اجتماعیشان، به امام معصوم؟عهم؟ دسترسي نداشته باشند و بهناگزیر، برای حل و فصل آن امور، به کسی مراجعه کنند که از طرف ایشان نیابت داشته باشد. در این صورت، اطاعت از فقیه جامعالشرایط، در همان چیزهایی که اطاعتش از امام معصوم؟عهم؟ واجب بود، لازم میشود» (مصباح یزدی، ۱۳۹۴، ص۴۶). متربی باید بیاموزد که اطاعت از ولیفقیه در دوران غیبت، بخشی از اطاعت الهی است. بهعلاوه، ولایتمداری و مسئولیتپذیری اصول تربیتی ناشی از این مبناست.
د. امام زمان؛ مجرای فیض الهی
امام زمان؟عج؟ همچون سایر امامان معصوم؟عهم؟، واسطۀ فیض الهی است؛ یعنی تمام برکات و نعمات معنوی و حتی مادی از طریق وجود مقدس ایشان به انسانها میرسد (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۴). وجود مقدس ولیعصر؟عج؟، مجرای فیض الهی است و لحظه به لحظه عنایات و فیوضات آن حضرت بر بندگان خدا سرازیر میگردد و ازجمله بر اساس شواهد قطعی و اخبار متواتر، آن حضرت به وسیلۀ علما و دوستان خود مردم را از امدادها و فیضهای خود برخوردار میسازند (مصباح یزدی، ۱۳۹۰، ص۷۹).
این مبنا موجب تقویت رابطۀ قلبی و روحی با امام، و زمینهساز ایجاد حس حضور، امید، و تضرع به درگاه الهی میشود. متربی میآموزد که ارتباط معنوی با ولی خدا، وسیلهای برای رشد، کمال، و رفع موانع تربیتی است. با توجه به این مبنا می توان اصل توجه و توسل به حضرت ولیعصر را استنباط کرد.
هـ . ناظر بودن امام زمان؟عج؟ بر اعمال انسانها
بر اساس معارف دینی، اعمال انسانها بر امام عصر؟عج؟ عرضه میشود. این باور که امام ناظر بر رفتار و افکار پیروان خویش است، جنبهای اخلاقی و تربیتی دارد. علامه مصباح يزدي با تأکید بر این آموزه، آن را ابزاری قوی در تهذیب نفس و اصلاح رفتار میداند. این نظارت از سر محبت و هدایت است. امام، همانند پدری مهربان، رفتار بندگان را میبیند، از خطاهایشان رنج میبرد و از پیشرفت آنها خشنود میشود (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۴). باور به نظارت امام، موجب افزایش خودمراقبتی و پرهیز از گناه میشود. این اصل تربیتی، با ایجاد حس حضور در محضر امام، متربی را به خویشتنداری و تعهد اخلاقی تشویق میکند.
و. اشتیاق امام زمان؟عج؟ به هدایت مردم
یکی از ویژگیهای امام، دلسوزی و عشق شدید نسبت به هدایت مردم است. امام زمان؟عج؟، با علم کامل به مراتب کمال، مشتاقتر از خود انسانهاست که ایشان به سعادت برسند. این اشتیاق جلوهای از رحمت الهی است که در وجود امام جلوهگر شده است (مصباح یزدی، ۱۳۸۶، ص۲۱۳). از این مبنا میتوان نتیجه گرفت که متربی باید با امید به حمایت و راهنمایی امام، برای رشد و کمال همت کند. هیچگاه نباید احساس تنهایی، طرد شدن یا بیپناهی داشته باشد؛ زیرا ولیخدا مشتاق نجات اوست.
ز. امام زمان؟عج؟ یگانه انسان کامل در عصر غیبت
در انسانشناسی دینی، جایگاه والایی برای انسان تصویر شده است که از آن با عنوان «خلیفۀالله» یاد میشود. این مقام در قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است (بقره: ۳۰). بااینحال، خلافت الهی درواقع خاص انسانهای کاملی، همچون پیامبران و امامان معصوم؟عهم؟ است و هر انسانی به صرف انسان بودن، لزوماً به این مقام دست نمییابد. نمیتوان پذیرفت که بزرگترین جنایتکاران بشری نیز مشمول این مقام باشند؛ بلکه این خلافت مربوط به انسانهایی است که «علم الأسماء» دارند، یعنی افرادی خاص که در رأس آنها، امام معصوم؟عهم؟ قرار دارد و همواره حجت خدا بر روی زمیناند (ر.ک. رجبی، ۱۳۸۰). «بر پایه آیات قرآن، چون «خلیفه» در آیه با صیغه مفرد آمده، به وضوح نشان میدهد که در هر عصر تنها یک خلیفه و قطب وجود دارد» (ر.ک. حسنزاده آملی، ۱۳۷۲). این قطب، همان انسان کامل و امام معصوم است. از دیدگاه آیتالله مصباح یزدی، تنها امام معصوم است که در هر زمان انسان کامل حقیقی و معصوم میباشد و تسلیم در برابر غیر او، با آموزههای اصیل شیعه در تعارض است (مصباح یزدی، ۱۳۹۸، ص۳۳۴).
با توجه به این اصل، در تربیت مهدوی باید اصل اطاعت مطلق فقط به امام زمان؟عج؟ اختصاص یابد. هر کس دیگر که چنین ادعایی کند ـ مانند مدعیان یمانی، خراسانی، رابطان خودخوانده امام، یا مدعیان قطبیت ـ دعوت به باطل کرده است. تربیت درست مهدوی مانع افتادن در دام اینگونه انحرافات خواهد بود. در نهایت، «تنها امام معصوم است که مجرای فیض الهی و صاحب ولایت مطلقه است و هر کس دیگر، هرچند کامل و عارف باشد، نهایتاً بهرهمند از فیض امام است و نه جانشین او» (مصباح یزدی، ۱۳۹۸، ص۳۳۴).
در اندیشۀ علامه مصباح یزدی، تربیت مهدوی مبتنیبر مجموعهای از مبانی است که محور اساسی این مبانی، امامت و ولایت الهی امامان معصوم؟عهم؟ است؛ امام، استمرار ولایت الهی، حجت خدا و واسطه فیض است و تربیت بدون پذیرش ولایت او ناقص میماند. در عصر غیبت، ایمان به حضور امام و نقش هدایتگری او، همراه با انتظار فعال و مسئولیتپذیر، روح تربیت مهدوی را تشکیل میدهد. در این چارچوب، ولایت فقیه بهمثابه نیابت از امام در اداره جامعه و تربیت دینی ضرورت مییابد و اطاعت از فقیه جامعالشرایط جلوهای از ولایتمداری است. باور به نظارت امام بر اعمال بندگان، شفاعت و اشتیاق او به هدایت انسانها و نقش او بهعنوان یگانه انسان کامل و قطب عالم امکان موجب می شود امید، توکل و تعهد اخلاقی در متربی ایجاد شود. در مجموع، تربیت مهدوی از منظر علامه مصباح يزدي، فرایندی توحیدی و ولایتمحور است که با معرفت امام، ارتباط معنوی با او، و آمادگی برای ظهور، به تحقق جامعه منتظرِ حقیقی و متعهد میانجامد.
2. اهداف
طراحی هر الگوی تربیتی مستلزم تبیین دقیق ارکان و مؤلفههای سازنده آن است. در میان این مؤلفهها، «اهداف» از جایگاه ویژهای برخوردارند؛ چراکه جهتگیری کلی الگو، فرایند تربیت و نقطه مطلوب نهایی را مشخص ميکند. بدون تعیین اهداف، سایر مؤلفهها همچون اصول، روشها دچار اشکال خواهد شد و فعالیتهای تربیتی ممکن است دچار پراکندگی، سردرگمی و حتی تعارض شوند. اهداف مشخص، «شاخصی برای سنجش و ارزیابی میزان پیشرفت به سوی هدف» به دست میدهند (اعرافی و همکاران، ۱۳۹۵، ج۱، ص۱۵۲). در متون مربوط به تعلیم و تربیت اسلامی و فلسفۀ تعلیم و تربیت، به انواع و حیطهبندیهای گوناگونی برای اهداف اشاره شده است. یکی از دستهبندیها تفکیک میان هدف نهایی (غایی) و اهداف غیرنهایی (واسطی یا میانی) است. «مقصود از هدف نهایی، آخرین مطلوب و مقصودی است که شایسته است به دنبال آن باشیم». ارزش این هدف، ذاتی است، اما «اهداف غیرنهایی به اموری اطلاق میشود که با آنکه شایستگی آن را دارند که مطلوب واقع شوند، اما خود واسطهای برای رسیدن به هدفی بالاتر و والاترند و درنتیجه ارزش... آنها غیری است» (گروهی از نویسندگان، ۱۳۹۰، ص۲۱۴).
هدف غایی تربیت مهدوی از دیدگاه علامه مصباح يزدي، تربیت منتظر حقیقی و فعلیتبخشی به هویت «منتظر حقیقی» است. این منتظر، کسی است که در تمام ابعاد وجودی، برای یاری، همراهی و اطاعت محض از امام زمان؟عج؟ در استقرار حاکمیت جهانی عدل الهی، به آمادگی کامل و تراز دست یافته است. چنین منتظری، تجسم عینی معرفت، محبت و تسلیم است و تمام زندگی فردی و اجتماعی خود را در راستای ظهور تنظیم میکند. اهداف میانی که در ادامه میآیند، در حکم مراحل و ارکان ضروری برای تحقق این هدف غایی هستند.
3. اهداف میانی
1ـ3. تحقق معرفت مبتنیبر ولایت نسبت به امام عصر؟عج؟
نخستین هدف، گذار متربی از شناخت شناسنامهای و تاریخی امام زمان؟عج؟ و رساندن او به یک معرفت عمیقتر نسبت به حقیقت وجودی و جایگاه تکوینی و تشریعی امام زمان؟عج؟ است؛ یعنی متربی به حقیقت وجودی امام زمان؟عج؟ آگاهی یابد و بداند که جایگاه ایشان در نظام هستی کجاست (مصباح یزدی، ۱۳۸۴، ص۵۶). این معرفت، سنگبنای سایر اهداف میانی محسوب میشود. این هدف از «مبنای ولایت و امامت امامان معصوم؟عهم؟» و «مبنای امام زمان؟عج؟ بهعنوان تنها انسان کامل عصر غیبت» اتخاذ میگردد. با توجه به این هدف دو اصل قابل استفاده است: اصل «معرفت امام بهعنوان ولی» و اصل «شناخت حقیقت و عمل به آن».
2ـ3. ایجاد رابطۀ قلبی و شوق به امام زمان؟عج؟
پس از شناخت، هدف آن است که این معرفت به یک رابطۀ عاطفی تبدیل شود. این رابطه باید مبتنیبر محبت، امید و مهمتر از آن، یک اشتیاق دائمی باشد. این پیوند عاطفی، ریشه در مبانیای دارد که امام را یک حقیقت زنده، حاضر و مهربان معرفی میکنند: «مبنای امام بهعنوان مجرای فیض الهی»، «مبنای ناظر بودن امام بر اعمال» و «مبنای اشتیاق امام به هدایت مردم» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۷). این مبانی به متربی میآموزد که امام، واسطۀ همه برکات، پدری مهربان و ناظر بر رفتارها و مشتاق سعادت اوست.
مبتنیبر این هدف نیز اصولی را میتوان اتخاذ کرد. یکی اصل «توجه و توسل مستمر به حضرت» مبتنیبر این هدف نیز اصولی را میتوان اتخاذ کرد. یکی اصل «توجه و توسل مستمر به حضرت» و دیگری اصل «توجه به عرض الاعمال».
3ـ3. تحقق آمادگی همهجانبه برای اطاعت محض و یاری امام زمان؟عج؟
این هدف از مبنای «غیبت امام زمان» و «ولایت و امامت امامان معصوم؟عهم؟» استوار است. دوران غیبت، فرصتی برای تربیت انسانهایی است که خالص و خداجو باشند و این خلوص، نیازمند مجاهده و خودسازی است. اصول زیر را میتوان با توجه به این هدف اتخاذ کرد: اصل «آمادگی برای انجام وظیفه و اطاعت بیچونوچرا» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۶) و اصل «لزوم آمادگی همهجانبه برای یاری و جهاد».
4ـ3. زمينهسازی برای حاکمیت عدل از طریق حمایت از ولایت فقیه
تربیت مهدوی در اندیشۀ علامه مصباح يزدي علاوه بر رشد ابعاد وجودی فردی، هدفی اجتماعی و سیاسی دارد: تلاش برای استقرار و حمایت از نزدیکترین الگوی ممکن به حکومت عدل اسلامی در عصر غیبت. این هدف مبتنیبر مبنای «ولایت فقیه در عصر غیبت» (مصباح یزدی، ۱۳۹۴، ص۴۶) است. این باور که در غیاب امام معصوم، مسئولیت ادارۀ امور اجتماعی بر عهده فقیه جامعالشرایط است، دوران انتظار را از یک خلأ حکومتی به دوره مسئولیتپذیری تبدیل میکند.
اصل «تلاش برای تحقق نزدیکترین الگوی حکومت به حاکمیت امام زمان؟عج؟» و «ضرورت تبعیت و اطاعت از ولیفقیه جامعالشرایط» با توجه به این هدف قابل استفاده است.
با تحقق این اهداف چهارگانه «منتظر حقیقی» تربیت میشود. منتظر حقیقی کسی است که با عقلی روشن به ولایت امام معرفت دارد و قلباً به او عشق میورزد و در عرصۀ عمل، هم برای تهذیب نفس و اطاعت محض و هم برای جامعهسازی در صحنه حاضر است.
5ـ3. ارتباط مبانی و اهداف
در الگوی تربیتی اهداف باید از مبانی آن الگو استخراج شوند. در پژوهش حاضر، این ارتباط لحاظ شده است. اهداف تربیت مهدوی، هر یک ریشه در یک یا چند مبنا دارند.
هدف «تحقق معرفت مبتنیبر ولایت نسبت به امام» از «مبنای ولایت و امامت امامان معصوم؟عهم؟» و «مبنای امام زمان؟عج؟، بهعنوان تنها انسان کامل عصر غیبت» گرفته شده است. چون امام، ولیّ و حجت خدا و کاملترین انسان است، اولین هدف تربیتی باید شناخت جایگاه ولایی او باشد.
هدف «ایجاد رابطۀ قلبی و شوق به امام؟ع؟» از مبانیای نشئت میگیرد که چهرهای حاضر، زنده و مهربان از امام ارائه میدهند؛ یعنی «مبنای امام بهعنوان مجرای فیض الهی»، «مبنای ناظر بودن امام بر اعمال» و «مبنای اشتیاق امام به هدایت مردم». وقتی متربی بفهمد که امام واسطۀ نعمتها، ناظر بر رفتارها و مشتاق سعادت اوست، ارتباط عاطفی و قلبی با ایشان برقرار ميکند.
هدف «تحقق آمادگی همهجانبه برای اطاعت محض و یاری امام زمان؟عج؟» بر «مبنای غیبت امام زمان؟عج؟» استوار است. غیبت، دوران آزمون و آمادهسازی است. بنابراین، هدف تربیت در این دوران، رساندن فرد به آمادگی کامل برای یاری امام در زمان ظهور است.
هدف «زمینهسازی برای حاکمیت عدل از طریق حمایت از ولایت فقیه» از «مبنای ولایت فقیه در عصر غیبت» اخذ میشود. ازآنجاکه در دوران غیبت، نزدیکترین الگو به حکومت معصوم، حکومت ولیفقیه است، تلاش برای تحقق و حمایت از آن، یک هدف اجتماعی و سیاسی در تربیت مهدوی محسوب میشود.
4. اصول
پس از بررسی مبانی تربیت مهدوی که بهمثابه شالودههای نظری و اعتقادی الگوی تربیتی عمل میکنند، نوبت به استخراج و تبیین اصول حاکم بر آن میرسد. «اصول تربیت»، گزارههایی با ماهیت «تجویزی» یا «انشائی» هستند (اعرافی و همکاران، ۱۳۹۵، ج۱، ص۱۵۱). این گزارهها، که از مقایسه و ملاحظه «مبانی» و «اهداف» به دست میآیند، متضمن «باید»ها و «نباید»های کلی هستند که بهمنزله قواعد عمومی و دستورالعملهای کلان (باقری، ۱۳۹۲، ص۸۷)، عمل تربیتی را جهتدهی و تنظیم میکنند. اصول مشتمل بر سلسلهای از ضوابط و دستورالعملهای آموزشی ـ تربیتياند که راهنمای اندیشه و عمل تربیتی قرار میگیرند (رهنمایی، ۱۳۹۴، ص۷۷). این اصول برای درک چگونگی تربیت نسلی منتظر، فعال، و زمینهساز ضرورت دارد.
1ـ4. تربیت بر مبنای انتظار سازنده
نخستین و شاید محوریترین اصل در تربیت مهدوی از منظر آیتالله مصباح يزدي، بازتعریف و تصحیح مفهوم انتظار است. تأکید بر آن است که انتظار نباید بهمعنای انفعال یا یک آرزوی قلبی برای رفع مشکلات شخصی باشد. انتظار واقعی و ارزشمند آن است که انگیزه انسان، پیروزی و گسترش اسلام و حاکمیت ارزشهای الهی باشد و ظهور حضرت مهدی؟عج؟ را برای تحقق این آرمان متعالی بخواهد (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۴۴). این اصل، جهتگیری اصلی تربیت مهدوی را از خواستههای فردی به اهداف متعالی تغییر میدهد.
اگر انتظار صرفاً برای رهایی از مشکلات شخصی، سختی تکالیف دینی یا ظلم ستمگران باشد، در حقیقت به حال خود دلسوزی کردهایم و چنین انتظاری که از راحتطلبی و تنبلی نشئت گرفته باشد، فاقد ارزش است. در مقابل، انتظاری که ریشه در علاقه حقیقی به امام عصر؟عج؟ و اشتیاق به عزت اسلام و مسلمانان و احیای احکام الهی داشته باشد، انتظار با ارزش و واقعی تلقی میشود. لازمۀ چنین انتظاری، آمادگی برای پذیرش حکومت آن حضرت و دستورات ایشان است (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۴۴ و ۱۴۷). بنابراین مربی باید از هرگونه تربیت انفعالی، راحتطلبانه پرهیز کند و با گفتار، رفتار و برنامههای آموزشی خویش، روحیۀ مسئولیتپذیری، عشق به امام و دغدغه نسبت به سرنوشت اسلام را در متربی ایجاد نماید.
2ـ4. اصل پرورش روحیه تکلیفمداری در متربی
مربی در تربیت مهدوی باید فضای تعلیم و تربیت را به گونهای شکل دهد که متربی بیاموزد در هر شرایطی، انجام وظیفۀ الهی را بر هر مصلحت یا نتیجۀ ظاهری مقدم بداند. او باید با گفتار و رفتار خود نشان دهد که ارزش انسان در انجام آگاهانه و خالصانه تکلیف است، نه در دست یافتن به پاداش یا نتیجۀ فوري.
از نگاه مهدوی، تکلیفمداری تنها به دوران غیبت محدود نمیشود؛ بلکه در دولت کریمه نیز، مؤمنان دعوتگران به طاعت خدا و پیشگامان در مسیر حقاند؛ چنانکه در دعا آمده است: «وَ تَجْعَلَنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِیلِكَ» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۴۴).
بر این اساس مربی باید با الگوسازی از رفتار تکلیفمدار، آموزش مسئولیتپذیری متربی را برای ایفای نقش مؤثر در تحقق اهداف الهی و در نهایت، مشارکت آگاهانه در حکومت جهانی امام عصر؟عج؟ آماده سازد.
3ـ4. اصل تربیت متربی بر پایه باور به نظارت امام زمان؟عج؟ (عرض الاعمال)
این اصل بر یکی از اعتقادات شیعه، یعنی آگاهی امام عصر؟عج؟ از اعمال شیعیان و عرض اعمال به ایشان، استوار است. «وجود مقدس امام زمان؟عج؟ ناظر اعمال ماست و بالاتر از همه، ذات مقدس حقتعالى شاهد اعمال ماست» (مصباح یزدی، ۱۳۹۱، ج۲، ص۷۹). این باور باعث می شود متربی در زمینۀ خودکنترلی و تهذیب نفس تلاش کند. چنانکه در بخش مبانی گذشت امام؟ع؟ از اعمال شیعیان آگاهند و این اعمال به صورت هفتگی یا روزانه به ایشان عرضه میشود. «این آگاهی باید مؤمن را بر آن دارد که کاری کند که موجب خشنودی امام؟ع؟ شود، نه مکدر شدن خاطر شریف ایشان. چهبسا بسیاری از اعمال مورد رضایت حضرت را با وجود آگاهی، به دلیل عدم سازگاری با هوای نفس، ترک میکنیم» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۵).
این اصل متربی را نسبت به حضور دائمی یک ناظر آگاه و مهربان در زندگی توجه میدهد و منجر به افزایش مراقبت بر اعمال، اصلاح نیات، و تلاش برای جلب رضایت امام زمان؟عج؟ میشود. «اگر بکوشیم همیشه این حقیقت در ذهن ما باقى بماند که رفتار و گفتار و نیتهاى ما بر امام زمان؟عج؟ پوشیده نمىماند، همیشه دقت خواهیم کرد که گفتار و رفتارمان را کنترل کنیم و کارهایمان را هرچه بهتر و شایستهتر انجام دهیم» (مصباح یزدی، ۱۳۸۴، ص۷۱).
4ـ4. اصل پرورش روحیه اطاعت محض از امام زمان؟عج؟
اطاعت محض و بیچونوچرا از دستورات امام معصوم؟عهم؟ در زمان ظهور، یکی از اصول مهمی است که یاران واقعی ایشان باید ملتزم به آن باشند. این آمادگی، لازمۀ دوران انتظار دانسته شده است. این اصل یک تمرین عملی برای گذشتن از خواستههای نفس و دلبستگیهای مادی در زمینۀ انجام تکالیف الهی است. «حالِ ما باید به گونهاى باشد که اگر امام زمان؟عج؟ تشریف آوردند، آنچه به ما دستور مىدهند، بدون چونوچرا پذیرا باشیم؛ آماده باشیم که در خدمت آن حضرت از مال و جان و همه دلبستگىهاى خود بگذریم و همه را در اختیار ایشان قرار دهیم» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۶).
مربی باید با تأکید بر خودسازی، و مجاهده نفس، متربی را به جایگاهی برساند که در مسیر تحقق اهداف الهی، اطاعت از امام را همواره بر خواستههای شخصی و دلبستگیهای دنیوی مقدم بدارد. تقویت روحیۀ ایثار، پذیرش مسئولیت و پایبندی واقعی به دستورات دینی، از استلزامات این اصل است.
5ـ4. اصل توانمندسازی متربی برای یاری و جهاد
آمادگی برای یاری امام زمان؟عج؟، علاوه بر آمادگی قلبی، نیازمند کسب انواع توانمندیهای لازم است. «قرآن مىفرماید: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة» (انفال: 60)؛ هرچه از نیرو در توان دارید بسیج کنید. ما باید آمادگىهاى لازم را کسب کنیم؛ چراکه اگر ما آمادگى داشتیم دشمن عقبنشینى مىکند» (مصباح یزدی، ۱۳۸3، ص۲۰۵). در این زمینه سیره علمای گذشته جالب توجه است که در اوایل غیبت کبری برای آمادگی جهت یاری امام؟ع؟ به تمرینهای نظامی میپرداختند.
این اصل بهمعنای ضرورت تجهیز متربیان به انواع مهارتها و توانمندیهای جسمی، فکری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی است. قوت در اینجا مفهومی وسیع دارد و شامل هر آن چیزی است که جبهۀ حق را تقویت و دشمنان را تضعیف نماید (مکارم شیرازی و همکاران، 1374، ج7، ص221).
6ـ4. توجه و توسل مستمر به حضرت ولیعصر؟عج؟
ارتباط روحی و معنوی با امام عصر؟عج؟ از طریق توجه قلبی، دعا و توسل، یکی از ارکان مهم تربیت مهدوی است. گرچه توسل به اهلبیت؟عهم؟ در هر شرایطی مطلوب است؛ اما «انسان در هر زمان و هر عصری باید در درجة اول به امام همان عصر و زمان توسل جوید. در برخی از روایات اشاراتی شده است، به اینکه وقتی کسانی در زمان یکی از ائمة اطهار؟عهم؟، به امام دیگری توسل جستهاند، آنان را به امام همان عصر و زمان حواله دادهاند. این مطلب گویای این است که در هر زمان توسل و توجه به امام همان زمان اهمیت خاصی دارد» (مصباح یزدی، ۱۳۹۰، ص۱۴۴ـ۱۴۵).
تأکید این اصل بر بعد معنوی و عاطفی تربیت مهدوی است. تربیتیافتگان این مکتب، همواره خود را تحت عنایت امام عصر دانسته و از طریق دعا و توسل، ارتباط خود را با ایشان مستحکم نگاه میدارند. این امر به افزایش معنویت متربیان منتهی میشود.
7ـ4. اصل ایجاد و تعمیق شناخت ولایی در متربی
با استناد به حدیث «مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِيَّةً»(مجلسی، 1362، ج51، ص160)، مشخص میشود که معرفت امام در هر عصر ضرورت دارد. «شناختن امام عصر این نیست که آدم اسمش و اسم پدر و مادرش را بداند؛ بلکه به این معنا است که او را به ولایت و امامت بشناسد. او را ولىّامر و واجبالاطاعه بداند؛ زیرا اگر نداند از چه کسى باید اطاعت کند، گمراه خواهد شد و آنگاه جامعۀ اسلامى به تفرقه و ازهمپاشیدگى تهدید خواهد شد» (مصباح یزدی، ۱۳۸۴، ص۵۶).
تربیت مهدوی مبتنیبر این اصل، بر شناخت متربیان نسبت به مقام، شئون و اختیارات امام معصوم؟عهم؟ و نقش ایشان در نظام هستی و تشریع تأکید دارد. این معرفت، پایه و اساس محبت، اطاعت و یاری ایشان خواهد بود.
8ـ4. اصل هدایت متربی به شناخت و حمایت از نزدیکترین الگوی حکومت به حاکمیت امام زمان؟عج؟
مربی در تربیت مهدوی مؤظف است متربیان را به گونهای هدایت کند که ضمن شناخت مبانی حکومت مهدوی، نسبت به تحقق و حمایت از نزدیکترین شکل حکومت به حاکمیت امام زمان؟عج؟ احساس مسئولیت دینی و اجتماعی پیدا کنند. بر اساس معارف دینی، در دوران غیبت، وظیفۀ منتظران، تلاش برای پیادهسازی و حمایت از عادلانهترین و اسلامیترین شکل ممکن از حکومت است. «اگرچه تئوری ایدئال اسلام، حکومت واحد جهانی به رهبری امام معصوم؟عهم؟ است، اما در زمان عدم امکان تحقق کامل آن، باید به دنبال تحقق فرضهای نزدیکتر به آن بود. ازاینرو حتی در زمان تسلط حکومتهای جور، فقیهان تا حد امکان به اداره امور مؤمنان و اعمال بخشی از ولایت خود در قالب امور حسبیه میپرداختند» (مصباح یزدی، ۱۳۹۴، ص۲۰۸). بنابراین باید حکومتی شکل گیرد که رهبری آن بر عهده فردی باشد که از نظر علم، تقوا و عدالت، نزدیکترین شخص به امام معصوم است (مصباح یزدی، ۱۳۹۷، ص۱۲۷).
ازاینرو مربی باید در فرایند تعلیم و تربیت، روحیۀ مسئولیتپذیری سیاسی، بینش تشخیص نظام مطلوبتر، و انگیزه مشارکت در استقرار و حفظ حکومت اسلامی را در متربیان ایجاد کند. این هدایت تربیتی، زمینهساز آمادگی جامعه برای پذیرش و حمایت از حکومت جهانی مهدوی است و مانع بیتفاوتی سیاسی و اجتماعی در دوران غیبت میشود.
9ـ4. ضرورت تبعیت و اطاعت از ولیفقیه جامعالشرایط
این اصل که از مبنای اعتقاد به ولایت فقیه در عصر غیبت نشئت میگیرد بر لزوم اطاعت از فقیه جامعالشرایط بهعنوان نایب امام عصر؟عج؟ در ادارۀ امور جامعۀ اسلامی تأکید دارد. «ولایتِ فقیهِ جامعِ شرایط، فرع ولایت معصومان؟عهم؟ است. ما در زمان غیبت امام زمان ارواحنا فداه، ولایتِ فقیه جامعالشرایط را به وساطت حضرت، از طرف خدا مىدانیم» (مصباح یزدی، ۱۳۸۴، ص۵۷). «در دوران غیبت، رفتار وليفقیه براى ما حکم رفتار امام معصوم؟عهم؟ را دارد» (مصباح يزدي، 1384، ص۸۲). تصمیمها و دستورهای ولیفقیه که با هدف حفظ انسجام جامعه و مصالح اسلام و مسلمانان و با کمک متخصصان اتخاذ میشود، برای همگان الزامی است (مصباح یزدی، ۱۳۹۴، ص۲۳۲).
مربی در تربیت مهدوی باید رفتار، گفتار و روشهای تربیتی خود را به گونهای شکل دهد که متربی، ارزش تبعیت از ولیفقیه جامعالشرایط را درک کند و آن را بخشی از زندگی دینی و اجتماعی خود بداند. مربی با الگو شدن در اطاعت از رهبری الهی و نشان دادن احترام و وفاداری عملی، به متربیان میآموزد که تبعیت از ولیفقیه، تمرینی عملی برای اطاعت از امام معصوم؟عهم؟ و حفظ انسجام جامعۀ اسلامی است. این رفتار مربی روحیۀ مسئولیتپذیری و عمل به تکلیف در مسیر تحقق اهداف مهدوی را در او نهادینه میسازد. این اصل به طور خاص بر اطاعت و فهم جایگاه ولیفقیه تأکید دارد و بر اطاعتپذیری از حجت الهی در عصر غیبت تأکید ميورزد.
بهرهگیری از این اصول میتواند تربیت را به گونهای رقم بزند که متربیان هم به لحاظ اعتقادی به ظهور منجی معتقد باشند، هم به لحاظ عملی خود را برای ایفای نقش در دوران غیبت و آمادگی برای دوران ظهور آماده کنند.
5. ارتباط اهداف و اصول
چنانکه گذشت اصول، گزارههای تجویزی («باید»ها و «نباید»ها) هستند که مسیر رسیدن از مبانی به اهداف را مشخص میکنند. در الگو باید میان مؤلفهها ارتباط و انسجام وجود داشته باشد. در ادامه ارتباط بین اهداف و اصول تبیین شده است.
ارتباط با هدف معرفت امام عصر: اصل «معرفت امام بهعنوان ولی» و اصل «شناخت حقیقت و عمل به آن»، چگونگی دستیابی به هدف «تحقق معرفت» را تبیین میکنند. این اصول مشخص میکنند که معرفت مطلوب، صرفاً شناخت شناسنامهای نیست، بلکه شناخت امام بهعنوان ولی امر واجبالاطاعه است.
ارتباط با هدف رابطۀ قلبی: اصل «توجه و توسل مستمر به حضرت» و اصل «توجه به عرضۀ اعمال»، راهکارهای عملی برای رسیدن به هدف «ایجاد رابطۀ قلبی» هستند. این اصول به متربی میآموزند که چگونه از طریق دعا و خودکنترلی ارتباط عاطفی خود با امام را تقویت کند.
ارتباط با هدف آمادگی همهجانبه: اصول «انتظار سازنده»، «آمادگی برای انجام وظیفه و اطاعت بیچونوچرا» و «لزوم آمادگی کامل برای یاری و جهاد»، ابعاد مختلف هدف «آمادگی» را روشن میسازند. این اصول، آمادگی را از یک مفهوم ذهنی به یک برنامه عملی که شامل کسب توانمندیهای روحی، فکری و مادی است تبدیل میکنند.
ارتباط با هدف زمینهسازی: اصول «تلاش برای تحقق نزدیکترین الگوی حکومت به حاکمیت امام زمان؟عج؟» و «ضرورت تبعیت و اطاعت از ولیفقیه جامعالشرایط»، مسیر دستیابی به هدف «زمینهسازی برای حاکمیت عدل» را مشخص میکنند. این اصول، وظیفۀ سیاسی و اجتماعی منتظران را در عصر غیبت تبیین میکنند.
6. روشها
پس از تبیین اصول تربیت مهدوی، به بررسی روشها میپردازیم. «روش» به راهکارها، شیوهها و تدابیری گفته میشود که برای نیل به اهدافی عملی، مانند ایجاد تغییر مطلوب در رفتار، منش یا بینش فرد، اتخاذ میگردد (گروهی از نویسندگان، 1390، ص446). بدینترتیب، روشهای تربیتی، ابزارها و مجاری تحقق اهداف تربیتی محسوب میشوند.
1ـ6. عبرتگیری و پندآموزی از تاریخ امتها
این روش تربیتی، که ریشه در آیات قرآن کریم دارد، بر اهمیت مطالعه، تحلیل و تأمل در سرنوشت امتهای گذشته در نحوه مواجهه آنان با وعدههای الهی و فرستادگان الهی تأکید ميکند. توجه به این نکته ضروری است که هدف اساسی از این روش دانستن تاریخ نیست، بلکه عبرتگیری و پندآموزی است تا متربی با بصیرت نسبت به سنتهای الهی حاکم بر تاریخ، از تکرار خطاهای گذشتگان مصون بماند. در قالب یک استعاره میتوان چنین گفت که در این روش، تاریخ مانند آزمایشگاهی است که در آن، نتایج پایبندی به حق یا انحراف از آن قابل مشاهده است.
این روش با اصل انتظار سازنده مرتبط است؛ چراکه با نشان دادن سرنوشت اقوامی که در ادعای انتظار خود صادق نبودند، مانند برخی از بنیاسرائیل در زمان حضرت موسی؟ع؟ که با وجود انتظار منجی، پس از بعثت ایشان دچار تردید و نافرمانی شدند، یا گروهی از اهل کتاب که در آستانه ظهور پیامبر اسلام؟ص؟ منتظر ایشان بودند، اما پس از بعثت، منافع خود را بر حقیقت ترجیح دادند (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۴۵-۱۴۸)، به اصلاح انگیزه و رفتار منتظران در عصر حاضر کمک میکند.
مربی در استفاده از این روش باید فرازهای عبرتآموز تاریخ را انتخاب کرده و متربیان را به تفکر وادارد. مربی باید ذهن متربیان درباره عواملی که باعث انحراف آن امت شد، نقاط قوت و ضعف آنان در مواجهه با حجت الهی، شباهتها و تفاوتهایی بین شرایط آنان و شرایط فعلی متربیان درگیر کند. این روش برای جلوگیری از افتادن در دام انتظارهای سطحی، شعاری و بیعمل مؤثر است و به منتظر کمک میکند تا از سرنوشت کسانی که به تعبیر روایات، پس از ظهور حضرت مهدی؟عج؟ ممکن است به ایشان بگویند، ما به شما احتیاجی نداریم! برحذر باشد (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۴۵-۱۴۸).
2ـ6. دعا و درخواست از خداوند متعال برای تحقق آرمانهای مهدوی
دعا رابطی میان انسان و خداوند، و راهی برای رفع مشکلات و دستیابی به حاجات دنیوی و اخروی است. «مبادا از توسل، توجه، دعا، زیارت و سایر وسایل نزدیکى به خداوند و اولیاى والا مقام او غفلت کنیم! گاهى ممکن است یک کار کوچک، آنقدر لطیف و پرمعنا باشد که از عبادتهاى خیلى سنگین نیز اثرش بیشتر باشد» (مصباح یزدی، ۱۳۸۴، ص۴۸). در دعا هم برای تعجیل در فرج و استقرار دولت کریمه و هم برای سلامتی وجود مقدس امام عصر و همچنین برای کسب صلاحیتهای فردی و اجتماعی لازم جهت درک و یاری ایشان، از خداوند متعال استمداد و یاری طلبیده میشود.
توجه به این نکته ضروری است که اگر «براى ظهورش دعا کنیم، فقط براى خودمان سازنده و تکاملآور است. حضرت مهدى؟عج؟ به یقین، به دعا و صدقۀ ما یا اموالى که به نام او صرف مىکنیم، نیازى ندارد؛ اما خودش فرمود که براى فرج من دعا کنید. دعا خواندن براى فرج امام زمان، فرج ما است: «إِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج». منتظر فرج امام زمان؟عج؟ بودن، فرجها و گشایشهایى را براى انسانها به ارمغان مىآورد» (مصباح یزدی، ۱۳۸۴، ص۴۵).
مربی باید اهمیت و آداب دعا را به متربیان آموزش دهد و فلسفه و آثار آن را نیز تبیین کند. دعا برای امام زمان؟عج؟، در حقیقت، ابراز وفاداری، تجدید عهد و اعلام آمادگی برای خدمت در رکاب ایشان است. دعاها یاد امام را در دلها زنده نگه داشته و متربیان را از غفلت نسبت به امام غایب خود بازمیدارد. یکی از دعاهایی که باید مورد توجه باشد، این است که «از خداوند خواسته میشود که نیتی خالص، قلبی سلیم، صداقتی در گفتار و کردار، و حیاتی مرضیّ او و امام زمان؟عج؟ به انسان عطا فرماید و توفیق انجام اعمالی که موجب خشنودی آن حضرت میشود و فهم آنچه برای پیمودن این مسیر لازم است، ولی مجهول مانده، نصیب گردد» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۶).
3ـ6. طلب زیارت و اشتیاق به ملاقات امام عصر؟عج؟
این روش، که میتوان آن را مصداقی خاص از دعا دانست، بر ایجاد شوق قلبی و تلاش عملی برای کسب لیاقت و شایستگی ملاقات و بهرهمندی مستقیم از فیض حضور امام عصر؟عج؟ تأکید دارد. برای ارتباط با امام زمان؟عج؟ دعاها و اذکار متعددی وجود دارد که ازجملۀ آنها میتوان به دعای ندبه، زیارت آلیاسین و دعای عهد اشاره کرد. همچنین دعاهایی نقل شده که در آنها توضیح داده شده است چه کارهایی باید انجام شود و چه دعاهایی باید خوانده شود تا امکان مشاهده امام زمان؟عج؟ فراهم گردد.
اشتیاق به ملاقات، اگر صادقانه و از روی اخلاص باشد یک انگیزه قوی برای تهذیب نفس و پیمودن مسیر کمال تبدیل میشود. این طلب، اصل حفظ و تقویت رابطۀ قلبی و عملی با امام؟عج؟ را از طریق ایجاد یک هدف معنوی والا و جذاب (یعنی لقاء امام) معنا میبخشد. با تکرار و تأمل در عباراتی نظیر «هَلْ اِلَيْكَ يَابْنَ اَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقى؟... مَتى نَرانا وَ نَراكَ؟» (مصباح یزدی، ۱۳۸۲، ص۱۵۷)، متربی تمنای قلبی خود برای دیدار را بر زبان جاری میکند و به این حقیقت نیز واقف میشود که چنین وصالی، مستلزم کسب آمادگیهای روحی، فکری و عملی است.
نقش مربی در این زمینه، علاوه بر آشنا ساختن متربیان با اینگونه ادعیه و مضامین، کمک به فهم صحیح معنای طلب زیارت است. این طلب نباید به یک آرزوی صرف و بدون پشتوانه عملی تقلیل پیدا کند. بلکه باید متربی توجیه شود که راه یافتن به سوی امام؟عج؟ و لایق شدن برای نظر ایشان، از طریق مجاهده با نفس، کسب فضائل اخلاقی و خدمت به آرمانهای مهدوی قابل تحقق است. امید به زیارت و لقاء، سختیهای مسیر انتظار را برای منتظر آسانتر میکند. این اشتیاق، اگر با معرفت همراه شود، میتواند متربی را از بسیاری گناهان باز دارد؛ چراکه او همواره خود را در محضر امامی میبیند که آرزوی دیدارش را در سر دارد.
4ـ6. تمرین مسئولیتپذیری در عصر غیبت
ازآنجاکه یکی از اصول اساسی در تربیت مهدوی، انتظار سازنده و تکلیفمداری در دوران غیبت است، روش تمرین مسئولیتپذیری جایگاهی ویژه در میان روشهای تربیتی دارد. این روش برای تربیت افرادی متعهد، اهل وظیفه، و آگاه به نقش خود در جامعۀ دینی اجرا میشود. در عصر غیبت، مؤمن منتظر هم باید از نظر معرفتی و هم از نظر عملی آمادگی لازم را برای یاری امام زمان؟عج؟ کسب کند (مصباح یزدی، 1384، ص183). یکی از مؤثرترین راهها برای رسیدن به این آمادگی، تمرین مسئولیتپذیری از سنین پایین است. سپردن وظایف مشخص به متربی در خانه، مدرسه و مسجد اولین گامهای عملی در این زمینه است.
نکتۀ مهم در این روش ارتباط بین انجام مسئولیتها و نیت مهدوی است. بهاینمعنا که باید آموزش به گونهای باشد که هر مسئولیتی با نیت رضای الهی و خدمت به مسیر ظهور انجام شود. در این صورت، زندگی روزمره به میدان تمرین برای یاری امام تبدیل میشود.
7. ارتباط بین روشها با مبانی، اهداف و اصول
هر روش، یک یا چند اصل را محقق ساخته و به یک یا چند هدف خدمت میکند و ریشه در مبانی دارد.
روش «عبرتگیری از تاریخ امتها»: این روش، اصل «انتظار سازنده» را عملیاتی میکند. با تحلیل سرنوشت اقوام گذشته (که ریشه در مبنای باور به سنتهای الهی دارد)، به متربی کمک میکند تا از انتظارهای انفعالی پرهیز کرده و به هدف «آمادگی همهجانبه» نزدیک شود.
روش «دعا و درخواست از خداوند»: این روش اصل «توجه و توسل مستمر به حضرت» را محقق میسازد. این عمل، که بر مبنای «امام بهعنوان مجرای فیض» استوار است، به هدف «ایجاد رابطۀ قلبی و شوق به امام» کمک میکند.
روش «طلب زیارت و اشتیاق به ملاقات»: این روش نیز مانند دعا، اصل «توجه و توسل» را پیادهسازی کرده و با ایجاد انگیزه معنوی قوی، به هدف «ایجاد رابطۀ قلبی» و همچنین تهذیب نفس برای رسیدن به هدف «آمادگی برای اطاعت محض» یاری میرساند.
روش «عمل به تکالیف دینی و دعوت دیگران به آن»: این روش، اصولی مانند «شناخت حقیقت و عمل به آن» و «تکلیفمداری» را به عرصه عمل میآورد. این روش که مبتنیبر مبانی کلیدی دین (مانند تکلیفگرایی) است، هم به هدف آمادگی فردی (تهذیب نفس) و هم به هدف زمینهسازی اجتماعی خدمت میکند.
روش «تمرین مسئولیتپذیری در عصر غیبت»: این روش به طور مستقیم اصول «لزوم آمادگی همهجانبه» و «تبعیت از وليفقیه» را پیادهسازی میکند. این روش که از مبنای «ولایت فقیه» و «غیبت» نشئت میگیرد، متربی را برای رسیدن به هدف «آمادگی برای یاری امام» و «زمینهسازی برای حکومت عدل» آماده میسازد.
بهطور خلاصه، این مؤلفهها یک زنجیره منسجم را تشکیل میدهند: مبانی، چرایی و بنیادهای فکری را مشخص میکنند؛ اهداف، نقطۀ مطلوب نهایی را ترسیم میکنند؛ اصول، قواعد کلی حرکت به سوی اهداف را تعیین میکنند؛ و روشها، اقدامات عملی برای اجرای آن قواعد و رسیدن به آن اهداف هستند.
نتیجهگیری
این پژوهش با هدف استخراج و تدوین مبانی، اهداف، اصول و روشهای «تربیت مهدوی» بر اساس آراء و اندیشههای علامه مصباح یزدی به انجام رسید. از نتایج مهم این تحقیق آن است که «انتظار» را از یک حالت انفعالی و فردی، به یک «کنش فعال، مسئولانه و زمینهساز» تبدیل میکند. این تحول مبتنیبر مبانی مستحکمی است که امام زمان؟عج؟ را فقط یک منجی در آینده عنوان نمیکند، بلکه بهعنوان یک «حجت حاضر، ناظر و مجرای فیض الهی» در متن زندگی امروز معرفی میکند. این نگاه، متربی را به خودسازی و مراقبه دائمی هدایت میکند؛ چراکه او همواره خود را در محضر امامی آگاه و مهربان میبیند.
ویژگی دیگر این دیدگاه، در پیوند نظاممند میان سه حوزۀ «خودسازی فردی»، «ارتباط معنوی با امام» و «مسئولیت اجتماعی ـ سیاسی» است. درحالیکه در برخی از رویکردها بر یکی از این ابعاد متمرکز هستند، دیدگاه علامه مصباح يزدي این سه را لازم و ملزوم یکدیگر میداند. هدف غایی، یعنی تربیت «منتظر حقیقی»، تنها زمانی محقق میشود که فرد علاوه بر کسب معرفت و ایجاد رابطۀ قلبی از طریق دعا و توسل، خود را برای اطاعت محض و فداکاری آماده کرده و در عرصۀ عمل اجتماعی، برای تحقق نزدیکترین نمونه به حکومت مهدوی، یعنی حمایت از نظام مبتنیبر ولایت فقیه تلاش کند. این نگاه جامع تربیت مهدوی را به یک برنامۀ کامل برای زندگی تبدیل میکند. این پژوهش با ارائه اصولی همچون انتظار سازنده، شناخت حقیقت و عمل به آن، توجه به عرضالاعمال، آمادگی برای انجام وظیفه و اطاعت بیچونوچرا، تلاش برای تحقق نزدیکترین الگوی حکومت به حاکمیت امام زمان؟عج؟ و روشهای مشخصی، مانند «تکلیفمداری»، «عبرت از تاریخ» و «تمرین مسئولیتپذیری»، ظرفیت مناسبی برای طراحی برنامههای فرهنگی و راهنمای عمل خانوادهها دارد. یافتههای پژوهش مانند یک چارچوب نظری، از یکسو مانع ترویج انتظارهای بیعمل و از سوی دیگر، مانعی در برابر جریانهای انحرافی و مدعیان دروغین شود. در نهایت، تربیت مهدوی از منظر علامه مصباح یزدی، فرایند رشد و ترقی انسان برای رسیدن به جایگاهی است که مشتاق ظهور باشد و خود را لایق و آماده یاری امام عصر ساخته و دوران غیبت را به فرصتی برای مجاهده، رشد و زمینهسازی تبدیل کند.
- اسفندیاری، سمانه (1397). تحلیل محتوای بخش مهدویت کتب هدیههای آسمان مقطع ابتدایی از لحاظ اصول طراحی پیام آموزشی. پایاننامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه علامه طباطبائی.
- اعرافی، علیرضا و همکاران (۱۳۹۵). فقه تربیتی. قم: مؤسسۀ فرهنگی هنری اشراق و عرفان.
- امینی، محمد و همکاران (1391). تحلیل محتوای کتابهای هدیههای آسمان و فارسی مقطع ابتدایی از نظر توجه به مهدویت. اسلام و روانشناسی، 10، 7ـ26.
- انصاری، مریم و قلمکاریان، سیدمحمد (1401). نقش تربیت مهدوی در پرورش روحیه انتظار دانشآموزان از نظر معلمان. عصر آدینه، 36، 133ـ149.
- باقری، خسرو. (۱۳۹۲). الگوی مطلوب آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران. تهران: موسسه فرهنگی مدرسه برهان.
- بقایی، حسن و همکاران (1392). الگوی مفهومی ـ عملیاتی راهانداز راهبردهای تربیت مهدوی در نظام آموزشی کشور. مشرق موعود، 26، 89ـ165.
- بندهکریم، قدسی (1392). عوامل تأثیرگذار بر تربیت مهدوی. در: همایش بینالمللی دکترین مهدویت.
- حر عاملی، محمد بن حسن (1383). اثبات الهداۀ بالنصوص و المعجزات. بیروت: مؤسسۀ الاعلمی للمطبوعات.
- حسنزاده آملی، حسن (1372). انسان کامل از دیدگاه نهجالبلاغه. قم: قیام.
- حیدری کاشانی، محمدباقر و آقاطهرانی، مرتضی (1393). خانواده و تربیت مهدوی. تهران: کتاب یوسف.
- داودی، محمد و همکاران (1399). فلسفههای تعلیم و تربیت در تمدن اسلامی. تهران: سمت.
- رجبی، محمود (1380). انسانشناسی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- رضوی، عبدالحمید (1392). جستوجوی راهبردهای زمینهساز تربیت مهدوی در اسناد بالادستی نظام آموزش و پرورش. در: همایش بینالمللی دکترین مهدویت.
- رهنمایی، سیداحمد (1394). درآمدی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- شریفزاده، حکیمهالسادات و قاضی، مرضیه (1393). مهدویت و دلالتهای تربیتی آن (به لحاظ تنظیم اهداف، اصول و روشها). پژوهشهای تعلیم و تربیت اسلامی، 2(9)، 101ـ128.
- عبدالرحمیان، شهرزاد و همکاران (1399). تحلیل محتوای کتاب هدیههای آسمان پایه ششم ابتدایی از منظر توجه به مسئله مهدویت. پیشرفتهای نوین در روانشناسی، علوم تربیتی و آموزش و پرورش، 22(3)، 24ـ30.
- گروهی از نویسندگان (1390). فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی. تهران: مدرسه.
- مجلسی، محمدباقر (1362). بحارالأنوار. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391). ره توشه. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1397). نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1386). سفر به سرزمین هزار آیین. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1382). بر درگاه دوست. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1383). در پرتو ولایت. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1384). آفتاب ولایت. چ چهارم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1390). سجادههای سلوک. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1398). در جستجوی عرفان اسلامی. چ هفتم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مطهری، مرتضی (1389). بیست گفتار. تهران: صدرا.
- مکارم شیرازی، ناصر و همکاران (۱۳۷۴). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
- میرجلیلی، سیدمحمدعلی (1400). واکاوی مؤلفههای تربیت مهدوی در اندیشه استاد مرتضی مطهری. انتظار موعود، 74، 71-96.
- همتیان، هادی، همتیان، مهدی (1402). بررسی تأثیر مبانی انسان شناختی اسلامی بر نظام تربیتی اسلام در اندیشه علامه مصباح یزدی. پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی، 1، 7-32.
Copyright © 2026 The Author(s). This article is published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.



