تبیین معرفتشناختی تربیت جنسی کودکان (هفت تا دوازده سال) با استناد به قرآن و احادیث
Article data in English (انگلیسی)
مقدمه
تربیت جنسی کودکان بخش کلیدی پرورش اسلامی است. این تربیت باید بر پایۀ اخلاقمحوری، کرامت انسانی و پیشگیری از آسیبها استوار باشد؛ بهگونهایکه کودک ضمن آگاهی از حریمهای شخصی و اجتماعی، با هدایتگری والدین و نهادهای تربیتی، پاسداری از عفت و پاکدامنی را در چهارچوب ارزشهای دینی فراگیرد. قرآن کریم و روایات معصومین ؟عهم؟ با توجه به جامعیت اسلام و اهتمام فراوان به مسئلة عفت و حیا، الگویی متعادل ارائه میدهند که همزمان با صیانت از حریم کودکی، آمادگی برای گذار سالم به بزرگسالی را فراهم میکند (مطهری، 1375، ج19، ص433؛ مهدیزاده، 1383، ص83؛ عربپور و همکاران، ۱۴۰۲)؛ اما امروزه مواجهۀ زودهنگام کودکان با محتوای غیراخلاقی در فضای مجازی، کمبود برنامهریزی مدون تربیت جنسی در نظام آموزشی، سکوت خانوادهها بهدلیل تابوپنداری (حساسیت فرهنگی و اجتناب از بحث دربارة این موضوع) و فقدان منابع دینیِ کاربردی، موجب سردرگمی کودکان و نوجوانان شده است. این خلأ تربیتی آنان را بهسوی منابع غیرمتخصص و گاه مخرب سوق داده و پیامدهایی همچون بلوغ زودرس، انحرافات اخلاقی و آسیبهای روانی را بههمراه آورده است. ازهمینرو تحقیق پیش رو درصدد پاسخ به این سؤال است که: راهکارهای تربیت جنسی کودکان بر اساس قرآن و حدیث چیست؟
پرداختن به راهکارهای تربیت جنسی کودکان، آن هم با استفاده از متون مستحکم دینی مثل قرآن و حدیث، میتواند نویدبخش افرادی باشد که میخواهند فرزندان خود را از راهی مطمئن تربیت کنند؛ بهگونهایکه تضمینکنندة سعادت آنان باشد. از طرفی، نپرداختن به چنین راهکارهایی ممکن است سبب شود که والدین و متربیان بهصورت خودسرانه و بیضابطه به امر تربیت فرزندان اهتمام ورزند؛ همچنین میتواند علاوه بر برداشتهای سوء، همچون ضعیف بودن و ناکارآمدی دین، والدین را بهسمت منابع جایگزین سوق دهد که مکاتب آنان دارای مبانی، اهداف و نتیجة خاص خود هستند و با دین مبین اسلام سازگار نیستند.
پیشینه
نوشتههای گوناگونی دربارة تربیت جنسی بحث کردهاند. ابتدا به ذکر چند مورد از نگاشتهها، و در ادامه به توصیف آنها و در نهایت به وجه تمایز این مقاله با آن منابع پرداخته میشود.
پورامینی، محمدباقر (1383). تربیت جنسی در سیرة نبوی. مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی، (8)، 165ـ182)؛
فقیهی، علینقی و همکاران (1387الف). آموزش جنسی به کودک و نوجوان از دیدگاه اسلامی و مطالعات روانشناختی. تربیت اسلامی، 3(7)؛
فقیهی، علینقی و همکاران (1387ب). بررسی احادیث در زمینة راهکارهای تربیتی بهمنظور پیشگیری از رفتارهای نابهنجار جنسی نوجوانان و جوانان. تربیت اسلامی، 3(6)، 25ـ56؛
فقیهی، علینقی (1387). تربیت جنسی: مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث. قم: مؤسسة علمی ـ فرهنگی دار الحدیث؛
همچنین فصل دهم کتاب درآمدی بر نظامنامة تربیتی المصطفی (1393)، نوشتة جمعی از نویسندگان، انواع ساحتهای تربیتی، از جمله ساحت تربیت غریزی جنسی را مورد بحث قرار داده است.
صادقی، محمدجواد (1398). نقش خانواده در تربیت جنسی کودکان. پیشرفتهای نوین در علوم رفتاری، 4(30).
معزی، زهرا (1398). آموزش مسائل جنسی بر کودکان ابتدایی. مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی، 5(4)، 24ـ36.
نظری، ندا (1398). راهنمای کاربردی تربیت جنسی کودک و نوجوان (ویژۀ والدین). تهران: آفتاب گیتی.
کلهر، مژگان و همکاران (بیتا). تربیت جنسی نوجوانان؛ کتاب پسران.
رضایی و مهدیزاده (1404). تربیت جنسی نوجوانان در نظام تعلیم و تربیت رسمی. مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، 29(102)، 199ـ230.
تحقیق پورامینی (1383) بر تربیت جنسی از منظر سیرة نبوی تمرکز دارد و فقیهی (1387) در آثارش احادیث و مبانی قرآنی را برای پیشگیری از انحرافات جنسی و آموزش به کودکان/نوجوانان بررسی میکند. فصل دهم کتاب نظامنامة تربیتی (1393) ساحت غریزی جنسی را در چهارچوب تربیتی اسلامی بحث میکند؛ درحالیکه صادقی (1398) و معزی (1398) نقش خانواده و آموزش ابتدایی را برجسته میسازند. نظری و کلهر نیز راهنماهای عملی برای والدین و تربیت پسران ارائه میدهند. رضایی و مهدیزاده (1404) بر تربیت جنسی نوجوانان در نظام تعلیم و تربیت رسمی تأکید دارند.
اکثر مطالعات یادشده دارای یکی از محدودیتهای زیر هستند:
تمرکز بر نوجوانان و جوانان بهجای کودکان هفت تا دوازده سال (دوران نهفتگی و شکلگیری هویت جنسی)؛
تأکید صرف بر جنبههای رفتاری و عملی (جداسازی بستر، پوشش و...) بدون توجه عمیق به «بعد معرفتشناختی»؛ یعنی چگونگی ایجاد آگاهی و ادراک دینی در ذهن کودک؛
ارائة فهرست پراکندة آیات و روایات، بدون تبدیل آنها به الگوی ساختاریافتة پیشگیرانه ـ درمانگر؛
فقدان دستهبندی راهکارها بر اساس اولویت معرفتی (پیشگیری مقدم بر درمان) و بیتوجهی به نقش «معرفت درجة اول» (آگاهی عملی مؤثر بر رفتار) در مقابل معرفتشناسی فلسفی.
روش تحقیق
این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی است. گردآوری مطالب از طریق روش کتابخانهای و دیجیتال انجام میشود؛ به این معنا که دادهها از منابع معتبر قرآنی (مانند قرآن کریم، تفسیر المیزان و تفسیر تسنیم) و منابع حدیثی (مانند کتب معتبر شیعی، همچون اصول کافی، بحار الانوار و وسائل الشیعه)، از پایگاههای اطلاعاتی مانند نورمگز، کتابخانة دیجیتال قائمیه و نرمافزارهای حدیثی (مانند جامعالاحادیث) استخراج میشوند که هر کدام در محور بحث خود، از منابع معتبر و قابل استنادند.
در تحلیل دادهها، ابتدا آیات و روایات مرتبط با تربیت جنسی کودکان (هفت تا دوازده سال) از طریق روش تفسیر موضوعی شناسایی و استخراج میشوند. این روش شامل جستوجوی مضامین کلیدی همچون عفت، حیا، حریمهای جنسی و پیشگیری از انحرافات، با اولویتبندی بر اساس سن و جنبههای معرفتشناختی (دانشی و ادراکی) است؛ سپس این مطالب پس از توصیف و تحلیل به راهکارهای پیشگیرانه و درمانگر تبدیل میشوند.
1. مفهومشناسی تبیین معرفتشناختی
«معرفت» واژهای است عربی، معادل «شناخت» در فارسی، که در معانی مختلفی بهکار میرود؛ از جمله: مطلق علم؛ آگاهی و اطلاع؛ ادراکات جزئی؛ بازشناسی؛ علم مطابق با واقع و یقینی (مصباح یزدی، 1391، ص150). از نظر راغب اصفهانی، معرفت عبارت است از ادراک چیزی از طریق تفکر و تدبر در آثارش (راغب اصفهانى، 1412ق، ص562). راغب معرفت را اخص از علم و در مقابل انکار میداند و بر این باور است که چون معرفت بشری در مورد خدا با تدبر در آثار اوست، نه شناخت ذاتش، میتوان گفت: «فُلان یَعرِفُ اللهَ»؛ برخلاف «فُلان یَعْلَمُ اللهَ» (راغب اصفهانى، 1412ق، ص562). همچنین از نظر او، ویژگی دیگر معرفت این است که در علمِ اندکی که با تفکر بهدست آمده است، بهکار میرود؛ ازهمینرو «اللهُ یَعْلَمُ کذا» درست است؛ برخلاف «الله یَعرِفُ کذا» (راغب اصفهانى، 1412ق، ص562).
دعوت قرآن در بیش از هفتصد آیه، حاکی از امکان و اهمیت معرفت است؛ زیرا قرآن کریم هیچگاه به امر ناممکن پای نمیفشارد (رضایی و مهدیزاده، 1404، ص80). اما در این مقاله، معرفت و شناخت، در مقابل انگیزه و رفتار است و با معرفتشناسی در مقابل هستیشناسی که به وجود ذهنی یا واقعی اشیا میپردازد، فرق دارد. در اینجا معرفت به احساسات و افکار در زمینة شناخت، انگیزه و رفتار اشاره دارد که روی رفتار انسان اثر میگذارد، نه فقط ذهن یا واقعیت خارجی. علاوهبرآن، معرفتهای مورد بحث در این نوشته معرفت درجة اول است، نه درجة دوم؛ زیرا این نوع معرفت به دین تعلق میگیرد؛ ولی معرفتشناسی، معرفتی درجة دوم است. همچنین معرفتشناسی (در مقابل هستیشناسی)، به مسائلی از قبیل چیستی معرفت، هستی معرفت، منابع معرفت و... میپردازد، که خود یک علم جداگانه است؛ اما معرفت در این مقاله به آشناسازی، آگاهیبخشی و سایر مقولاتی از این دست میپردازد تا در مراحل بعدی به انگیزه و رفتار مخاطب خود بینجامد. در مجموع، این معرفتشناسی نهتنها در مقابل وجود نیست، بلکه آگاهیبخشی و آشناسازی که از اساسیترین مصادیق آن هستند، در عالم خارج واقع میشوند. در این پژوهش، تبیین معرفتشناختی تربیت جنسی بهمعنای فرایند آگاهانة ایجاد دانش و ادراک دینی در کودکان برای هدایت غرایز جنسی (از طریق راهکارهای پیشگیرانه و درمانگر) است.
1ـ1. تربیت در لغت
در خصوص ریشة لغوی «تربیت» اختلاف نظر وجود دارد. دستهای از لغتشناسان این واژه را منحصراً برگرفته از مادة «ربو» دانسته، آن را با «ربّ» و «مربّی» مرتبط میدانند. از نظر این گروه، «رب» مضاعف است؛ درحالیکه «مربی» ناقصالواو و از باب تفعیل است که معنای تدریجی را در خود جای داده است (مصطفوی، 1368، ج4، ص20). در مقابل، گروهی دیگر مانند راغب اصفهانی و ابنفارس، تربیت را دارای دو ریشة «ربو» و «ربب» میدانند. آنان برای توجیه تفاوت حروفی میان تربیت و «ربب»، تبدیل «باء» دوم به «یاء» را ارائه میکنند و به مثالهایی چون «ربّیتُ الولدَ فربّا» استناد میکنند که در آن، تربیت با تدریج و رشد همراه است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص340، ابنفارس، 1404ق، ج2، ص483). راغب در مفردات، «ربّ» و «ربّب» را مترادف با تربیت و پرورش تدریجی میشمارد و برای تأیید این ادعا، شعری از اعراب را بیان میکند که در آن، تربیت بهمعنای پرورش فرزند توسط فردی از قبیلة قریش توصیف شده است (راغب اصفهانی، 1412ق، ص336). گروه سومی، همچون عمر احمد، سه ریشة لغوی برای تربیت مطرح میکنند: «ربا» (رشد)، «ربی» (نشو و نما) و «ربّ» (اصلاح و تدبیر). آنها برای هر ریشه شاهدهایی از قرآن و اشعار عرب ارائه میدهند؛ مانند آیة 274 سورة بقره که از «یربو» در معنای افزایش مال استفاده شده است (احمد عمر، 1416ق، ص9). با وجود این تفاوتها، مادة مشترک «ربا» که معنای افزایش و تحول را دربردارد، در همة آرای یادشده حضور دارد.
2ـ1. تربیت در اصطلاح
در ادبیات تربیتی، تعاریف متعددی برای تربیت ارائه شده است. برخی آن را «پرورش تدریجی استعدادهای درونی» (سند تحول بنیادین، ص11) یا «راهنمایی جنبههای رشد شخصیت» (بهشتی، 1360، ص45ـ52) تعریف میکنند؛ درحالیکه دیگران بر «زمینهسازی برای شکوفایی استعدادهای الهی» تأکید دارند (فقیهی، 1393، ص68). در تفسیر المیزان، تربیت نهتنها به انسان، بلکه به حیوانات نیز اطلاق میشود؛ مانند تربیت سگ شکاری (طباطبایی، 1417ق، ج5، ص202) یا پرورش کودک (طباطبایی، 1417ق، ج15، ص260). این مفهوم شامل تربیت اخلاقی، تکوینی و حتی آموزش حیوانات برای مسابقه است (طباطبایی، 1417ق، ج6، ص166؛ ج9، ص130)؛ البته با لحاظ دیدگاه اسلام دربارة تربیت کودکان، که نهتنها حق، بلکه یک تکلیف است از سوی خداوند بر عهدة والدین (سجادی و همکاران، ۱۳۹۹)؛ که البته این امر مهم با تعامل دو نهاد مهم خانواده و دولت بهثمر مینشیند (سجادی و همکاران، ۱۳۹۹).
بنا بر گزارش ارائهشده از معانی این کلمه، بحث ریشهشناسی «تربیت» نشاندهندة تنوع دیدگاهها در خصوص منشأ لغوی آن است که از یک ریشه (ربو) تا سه ریشه (ربا، ربی، ربّ) گسترش مییابد. این واژه در اصطلاح، فراتر از پرورش اخلاقی است و شامل رشد جامع استعدادها و ظرفیتهای موجود در انسان و سایر موجودات زنده میشود. علامه در تفسیر المیزان با استناد به قرآن، تربیت را فرایندی گسترده میداند که هم در حوزة تزکیة نفس و هم در تدبیر امور جانداران مؤثر است.
3ـ1. تربیت جنسی
تعریفی که بتواند تربیت جنسی را از انواع گوناگون تربیت، یعنی تربیت عاطفی، عبادی، جسمی و... جدا کند، عبارت است از: مجموعة آموزشها، ایجاد موقعیتها و زمینهسازیهایی که متربی را با چگونگی ارضا و هدایت و تعدیل غریزة جنسی آشنا میکند و زمینة رشد شخصیت اجتماعی، اخلاقی و فرهنگی او را فراهم میآورد و او را از انحراف و لغزش جنسی مصون میدارد و سعادت و کامیابی دنیوی و اخرویاش را رقم میزند (جمعی از نویسندگان، 1393، ص200). دیدگاه صحیح در برخورد با آموزش مسائل جنسی دیدگاهی است که جامع، متعادل و با آموزش صحیح مسائل جنسیتی باشد، نه دیدگاه منع مطلق (افراط) یا بیتفاوتی و گریز (تفریط) (باقری و همکاران، 1399)؛ همانند مکتب لیبرال در امر تعلیم و تربیت، که رویکرد درمانگرانه دارد و دنبال کاهش آسیبهای اجتماعی، مانند فرزندان بیپدر، سقط جنین و... است؛ درصورتیکه رویکرد تربیت اسلامی، هم درمانگرانه است، هم پیشگیرانه (اعرافی، 1393، ص143). راهکارهای معرفتی تربیت جنسی کودکان به دو صورت پیشگیری و درمان ارائه میشود. همچنین یادآوری این نکته ضروری است که هر دو نوع راهکارهای مطرح در این نوشتار، اغلب به دوران کودکی دوم (هفت تا حدود دوازدهسالگی) اختصاص دارند که دوران شروع نقشهای جنسی و اجتماعی مناسب مردانه و زنانه است (سالاریفر، 1396، ص108)؛ اگرچه برای دوران اول کودکی (چهار تا هفتسالگی) بیتأثیر نخواهد بود.
2. راهکارهای معرفتی پیشگیرانه (دفعی)
معرفتزایی در تربیت جنسی، بهمعنای فرایند آگاهانة ایجاد، توسعه و تعمیق دانش و ادراک (معرفت) در کودکان دربارة مسائل جنسی است. این معرفتزایی میتواند دو رویکرد پیشگیرانه و درمانگر ـ و بهتعبیر دیگر، دفعی و رفعی ـ داشته باشد. معرفتزایی دفعی یا پیشگرانه معرفتی است که مانع ایجاد مسئلة جنسی و تبدیل آن به مشکل و بحران جنسیتی شود. این بخش از نوشته، که بر پایة آموزههای قرآنی و حدیثی استوار است، بهدنبال دفع و پیشگیری از سوءتفاهمها، انحرافات اخلاقی و آسیبهای روانی در دوران کودکی (بهویژه گروه سنی هفت تا دوازده سال) است؛ یعنی رویکردی پیشگیرانه، که پیش از بروز هرگونه مشکل یا انحراف، کودک را به شناخت صحیح و مبتنی بر عفت و حیا میرساند. این معرفتزایی به چهار راهکار اصلی تقسیم میشود: تبیین ضرورتهای جنسیتی؛ آموزشدهی امور جنسیتی به کودکان و مربیان؛ پاسخ معقول به سؤالات جنسیتی؛ و پرهیز از امور ناپسند در مسائل جنسیتی.
1ـ2. تبیین ضرورتهای جنسیتی
مسائل ضروری جنسیتی که از شکلگیری عادات نامطلوب جنسی پیشگیری میکنند، باید بسته به اقتضای سنی کودکان هفت تا دوازده سال ـ که در ادامه خواهد آمد ـ تبیین شود. این مسائل عبارتاند از: تبیین اصل مسائل جنسیتی؛ تبیین مکمل بودن زن و مرد در مسائل جنسیتی؛ و نیز تبیین و آشناسازی دربارة مسائل محرم و نامحرم و همچنین دربارة طبیعی بودن پارهای از امور مربوط به جنسیت.
1ـ1ـ2. تبیین مسائل جنسیتی
کودکان بسته به تبیین یا عدم تبیین مسائل جنسی، رفتار صحیح اجتماعی یا رفتار آسبپذیر اجتماعی از خود بروز میدهند (احمدی، 1370). با توجه به نیرومندی غريزة شهوت جنسى و نابهنجاریهای روانی حاصل از آن (فلسفی، 1389، ص350)، تبیین مسائل جنسیتی باید بر مبنایی صحیح و بهدور از معضلاتی چون آزادی عشق و آمیزش جنسی از قید ازدواج، آزادی نشر عکسهای جنسی، آزادی تمایل به همجنس و آزادی سقط جنین باشد (والدمن، 1383)؛ زیرا دین اسلام التذاذهاى جنسى را در چهارچوب و مقرارت خودش به محيط خانوادگى میبرد تا اجتماع براى كار و فعاليت سالم بماند (مطهری، 1375، ج19، ص433).
حضرت شعیب ؟ع؟ به دخترش گفت: قوی بودن حضرت موسی ؟ع؟ را از برداشتن صخره فهمیدی؛ امین بودن او را از کجا شناختی؟ دختر گفت: من جلوی او حرکت کردم. به من گفت: از پشت سر من بیا و اگر بیراهه رفتم، مرا بهسمت درست هدایت کن؛ بهدرستی که ما قومی هستیم که به پشت زنان نگاه نمیکنیم. حضرت موسی ؟ع؟ با این کار، مسائل جنسیتی را به بهترین نحو گوشزد کرده است (نوری، بیتا، ج۱۴، ص۲۷۴). از همین روست که قرآن کریم در داستان حضرت یوسف ؟ع؟ و زلیخا مسئلة جنسیت را بهگونهای تبیین و مدیریت میفرماید که نهتنها اشاعة فحشا نیست، بلکه مانع آن است (جوادی آملی، 1395، ج40، ص318).
در روایت، والدین امر شدهاند به جداسازی محل خواب فرزندان: «فَرِّقُوا بَيْنَهُمْ [فِي الْمَضَاجِعِ] إِذَا بَلَغُوا عَشْراً» (نوری، بیتا، ج۱۴، ص۲۷۴). این مسئله، علاوه بر اینکه راهکاری عملی است، با تبیین لسانی مسائل جنسیتی برای فرزندان نیز همراه است. بنابراین، تبیین ضرورتهای جنسیتی کودکان بر اساس مبانی اسلامی امری ضروری است تا از آسیبهای اجتماعی و روانی جلوگیری کند و به کنشهای مثبت اجتماعی منجر شود. عدم تبیین صحیح میتواند به انحرافات فردی و اجتماعی بینجامد؛ درحالیکه تبیین دینی، تعادل و سلامت جامعه را تضمین میکند. پیشنهاد میشود که والدین و مربیان از منابع قرآنی و روایی، شبیه آنچه در بالا ذکر شد، برای این تبیین استفاده کنند.
2ـ1ـ2. تبیین و تثبیت نگرش مکمل بودن زن و مرد در ایفای نقشهای جنسیتی
این نگرش که زن و مرد در ایفای نقشهای جنسیتی مکمل همدیگرند، نه جدا از یکدیگر، باید تبیین و نیز تثبیت شود. این امر، در روایات بهخوبی ملموس است. در روایتی، «تقبیل» (بوسیدن) هر دو جنس دختر و پسر منع شده است: «اذا بلغت الجاریة ست سنین فلا یقبلها والغلام لا تقبله المرأة اذا جاوز سبع سنین (حر عاملی، 1374، ج20، ص229)؛ وقتی دختربچه به ششسالگی رسید، پسر او را نبوسد؛ و پسر نیز وقتی سنش از هفتسالگی گذشت، زن او را نبوسد». با ایفای نقش هر دو طرف جنسیت، مسئلة جنسیت به سرانجام میرسد؛ زیرا ازیکسو غریزة جنسی، غریزهای است قابل مدیریت و کنترل؛ همچون اسب قدرتمند رامشدنی (احمدی، 1397)؛ ازسویدیگر، این غريزه، نيرومند، عميق و درياصفت است و با اطاعت شدن سركشتر مىشود؛ همچون آتش، كه هرچه به آن بيشتر خوراك بدهند، شعلهورتر مىشود (مطهری، 1375، ج19، ص434).
قرآن و روایات در مقام تربیت جنسی، هر جا سخن از این مسائل بهمیان آوردهاند، هر دو جنس را مدنظر داشتهاند؛ از جمله در آیات 30 و 31 سورة نور، هم زنان و هم مردان از چشمچرانی برحذر داشته شدهاند. همچنین در روایتی آمده است: «اَلصَّبِىُّ وَالصَّبِىُّ، وَالصَّبِىُّ وَالصَّبِيَّةُ، وَالصَّبِيَّةُ وَالصَّبِيَّةُ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمْ فِى الْمَضاجِعِ لِعَشْرِ سِنينَ (حر عاملی، 1374، ج15، ص183)؛ در دهسالگی، بستر خواب پسربچه از پسربچه، پسربچه از دختربچه، و دختربچه از دختربچه جدا شود». این روایت در راستای ایفای نقش جنسیتی، به ذکر دقیق مصادیق هر دو جنس اشاره دارد و موردی را استثنا نکرده است، که نشاندهندة مکمل بودن هر دو جنس در ایفای چنین نقشی است.
بنابراین، تبیین و تثبیت نگرشهای دقیق جنسیتی، استفاده از تمام امکانات، شامل آموزشهای رسمی و غیررسمی، کارگاه و مطالعة منابع مربوط را میطلبد (جمعی از نویسندگان، 1393، ص207). قرآن خود نیز با زبانی هنرمندانه، تعبیر «هَیتَ لَکَ» را بهکار میبرد که نشانة عفاف و ادب در گفتار است و شاید در این زمان معنای گزندهای را تداعی کند؛ لیکن در دوران نزول آن، از دورترین معانی کنایی بوده است؛ همانند کلمة غائط، فرج و... (جوادی آملی، 1395، ج40، ص310).
3ـ1ـ2. آشناسازی متربیان با احکام محرم و نامحرم و بیان قبح ارتباط آزاد روابط جنسی در فرهنگ
بهمقتضای روایات و حکم عقل، قبل از هر چیز باید خود متریبان ذهنیت معقول و شرعپسندی از احکام محرم و نامحرم و قبح ارتباط آزاد روابط جنسی در فرهنگ اسلامی بیابند تا در مرحلة بعد بتوانند با این ذهنیت معقول، مسائل جنسیتی، هویتیابی جنسی و سپس بلوغ جنسیتی را در کودکان نهادینه کنند (مکارم شیرازی، 1374، ج14، ص436). اگر دربارة مسائل جنسیتی مطرح در آیات و روایات آشناسازی لازم صورت گیرد، کودکان بهراحتی به بلوغ جنسیتی دست مییابند و مرزبندیهای جنسیتی را محترم و روابط آزاد جنسی را قبیح میشمارند. امام صادق ؟ع؟ فرمود: «يُفَرَّقُ بَيْنَ الغِلمانِ وَالنِّساءِ فِي المَضاجِعِ اذا بَلَغوا عَشرَ سِنينَ (کلینی، 1407ق، ج6، ص47، ح6؛ ابنبابویه، 1362، ص439، ح30)؛ پسران وقتى به دهسالگى رسيدند، بسترشان از زنان جدا مىشود». آشنایی با این مضمون، کودکان را دارای ذهنیت متعادل جنسی دربارة محرم و نامحرم میکند.
اگر روایات ذیل از پيامبر خدا ؟ع؟ و اهلبیت ؟ع؟ برای آنان تبیین شود، بهیقین آنان درک صحیحی از حریمهای جنسی خواهند داشت: «اَلصَّبِىُّ وَالصَّبِىُّ، وَالصَّبِىُّ وَالصَّبِيَّةُ، وَالصَّبِيَّةُ وَالصَّبِيَّةُ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمْ فِى الْمَضاجِعِ لِعَشْرِ سِنينَ (حر عاملی، 1374، ج15، ص183)؛ در دهسالگی، بستر خواب پسربچه از پسربچه، پسربچه از دختربچه، و دختربچه از دختربچه جدا شود» و «إذَا بَلَغَتِ اَلْجَارِيَةُ اَلْحُرَّةُ سِتَّ سِنِينَ فَلاَ يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تُقَبِّلَهَا (حر عاملی، 1374، ج20، ص330)؛ هنگامی که دختر آزاد به ششسالگی رسید، شایسته نیست که او را ببوسی».
4ـ1ـ2. ارائة اطلاعات لازم و مقدماتی دربارة طبیعی بودن مسائل جنسی پیش رو
باید با بهترین روش و در بهترین زمان، یعنی زمانی که حس کنجکاوی کودک برانگیخته میشود و خود او سؤالی را مطرح میسازد (همایش سراسری خانواده و مشکلات جنسی، 1388)، دربارة طبیعی بودن مسائل جنسی به کودکان آگاهی داد. البته باید خود مربیان (معلمان و والدین) دانش کافی در زمینة مسائل جنسی داشته باشند (زادهریحانی و همکاران، 1400، ص2374). این اطلاعرسانی باید با هدف طبیعی نشان دادن این امور و بر پایة دو قاعدة کلی باشد: 1. کشف و درک آنچه کودکان میدانند و نحوة نگرش آنها به مسائل جنسی؛ 2. صداقت در بیان مطالب (همایش سراسری خانواده و مشکلات جنسی، 1388).
2ـ2. آموزشدهی امور جنسیتی
آموزشدهی امور جنسیتی شامل شش مرحله است: آموزش مسائل جنسی عمومی؛ آموزش اجازهخواهی برای ورود به محل خلوت و اتاق والدین؛ آموزش حیامند و کرامتآمیز مسائل جنسی به متربیان؛ آموزش حیامندی، عفت و غیرت در تربیت جنسی بهعنوان مثلث فضایل اخلاقی تربیت جنسی؛ آموزش ویژگیهای جنسی اولیه برای کودکان؛ و آموزش ویژگیهای جنسی ثانویه برای کودکان. هر یک از این موارد بهطور جداگانه بررسی میشود.
1ـ2ـ2. آموزش مسائل جنسی عمومی و انفرادی در محیطهای گوناگون به متربیان
آموزش مسائل جنسی برای دوران کودکی دوم (هفت تا حدود دوازدهسالگی)، یعنی دوران شروع نقشهای جنسی و اجتماعی مناسب مردانه و زنانه (سالاریفر، 1396، ص108)، دارای اهمیت بیشتر است. احادیث، مشحون از آموزشهای مناسب جنسیتی است. این روایت که حضرت فاطمه ؟ع؟ در مقابل یک شخص نابینا باحجاب حاضر شد، با این استدلال که «اگر او مرا نميبيند، من او را ميبينم و او بوي تن مرا نيز حس ميكند» و مورد تمجید جدی پيامبر اکرم ؟ع؟ واقع شد (مجلسی، بیتا، ج43، ص91)، بهخوبی اهمیت والای پرهیز از مصاحبت با نامحرم را در ذهن کودکان دختر و پسر نهادینه میکند.
2ـ2ـ2. آموزش اجازهخواهی برای ورود به محل خلوت و نیز اتاق والدین
قرآن کریم با احکام گوناگون خود، از جمله مشترک نبودن محل خواب والدین و فرزندان، جلوی بلوغ زودرس جنسی کودکان را گرفته است (مهدیزاده، 1383، ص83). در منابع اسلامی برای جلوگیری از برانگیختگی جنسی افراد، در درون خانه نیز حریم و مرز تعریف شده است (عربپور و همکاران، ۱۴۰۲). طبق آیة «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» (نور: 58)، که به آیة استیذان معروف است، خدای حکیم در سه وقتِ قبل از نماز فجر، نیمروز که لباسها را درمیآورند و بعد از نماز عشا، ورود چند گروه از جمله فرزندان نابالغ را متوقف بر اجازة والدین کرده است. البته ذکر این سه وقت، کنایه از زمان خلوت و آشکار شدن عورات است. پس موضوعیتی ندارد و هر زمان دیگری هم که عورت حساب شود، مشمول این حکم است (اعرافی، 1393، ص159). این دستور نشانة اهتمام جدی قرآن به تربیت جنسی کودکان است. بخشی از مقولة تربیت جنسی فرزندان در خانواده، از طریق معرفتدهی بهثمر مینشیند. اسلام در فلسفة نظرى خود، طبيعت نفسانى انسان را شرير بالذات نمیداند؛ به همین دلیل از طریق آموزش مناسب، به تعدیل آن اقدام میکند و هیچگاه به کشتن نفس رأی نمیدهد (مطهری، 1375، ج19، ص653). این اقدام قرآن کریم حاکی از آن است که همه بهویژه کودکان، در زمینة تربیت جنسی، از جمله ورود به محیط شخصی افراد، نیاز به آموزش دارند (طبرسی، 1372، ج7، ص243).
3ـ2ـ2. آموزش حیامند و کرامتآمیز مسائل جنسی به متربیان دختر و پسر
فرایند تربیت جنسی میبایست خالی از هیجانات جنسی مثل شرم، دستپاچگی و... باشد تا مانع و اختلالی در آن ایجاد نکند که به لوث شدن و بیحاصلی تربیت بینجامد (احمدی، 1397). خداوند متعال در سورة یوسف ؟ع؟، خصوصیترین مسائل جنسی را در قالب مؤدبانهترین و عفیفانهترین گفتار بیان کرده است که بهاعتراف مفسران، بیان کردن آن مسائل بهجز این شیوه، امکان نداشت (جوادی آملی، 1395، ج40، ص310). این نوع بیان قرآن کریم، برای آموزشدهی جنسی کودکان و حتی غیر کودکان بسیار راهگشاست.
تعبیر «لامستم» برای همخوابگی زن و مرد، علاوه بر مراعات ادب در حیطة مسائل جنسیتی (طباطبایی، 1417ق، ج5، ص227)، اشعار به این دارد که آموزش مسائل جنسیتی برای سنین مختلف، از جمله کودکان، مراعاتهای فراوانی دارد که نباید هرگز از آنها عبور کرد؛ برخی چیزها را نباید گفت و برخی را باید با مراعات شرایط بهطور حیامند گفت.
4ـ2ـ2. آموزش حیامندی، عفت و غیرت در تربیت جنسی بهعنوان مثلث فضایل اخلاقی تربیت جنسی
الگوی آموزش مسائل تربیت جنسی را میتوان چون مثلثی دانست که زوایای آن عبارتاند از: حیامندی، عفت و غیرت. حیا در روانشناسى یکى از انفعالات روانى معرفى مىشود؛ اما در اخلاق بدین معناست که انسان بهدلیل ترس از آلوده شدن به گناه، خود را از مظان آلودگى به گناه دور بدارد (مصباح یزدی، 1391، ص92) و کسانی دارای حیا هستند که در درون خود به کرامت نفس و آبرومندى علاقه دارند (مصباح یزدی، 1392، ص292ـ294)، نه اینکه دچار کمرویى یا ضعف نفس باشند (مصباح یزدی، 1391، ص92). بنابراین، افراط و تفریط در خجالت کشیدن مذموم است و حیاى مطلوب آن است که انسان را از ارتکاب کار زشت بازدارد و در واقع، حالتى متوسط و معتدل بین «کمرویى» و «دریدگى و بىشرمى» است (مصباح یزدی، 1392، ص295).
با توجه به تعریف حیا، باید در کودکان احساس تکریم و احترام برانگیخته شود؛ زیرا حفظ ارزشمندی متربی، توجه دادن نوجوان به کرامت و بزرگی خویش از طریق تکریم وی، جلوگیری از توهین به شخصیت او، و دوری شدید از خوار شمردن وی، میتواند بهصورت یک مهار درونی مانع از ارتکاب اعمال پست و مبتنی بر امیال افراطگرایانة شهوانی شود (فقیهی و همکاران، 1387الف، ص 58).
احادیث نیز بر ایجاد و حفظ این حیامندی و عفت در کودکان تأکید دارند؛ از جمله این حدیث شریف: «إِذَا بَلَغَتِ الْجَارِيَةُ سِتَّ سِنِينَ فَلَا يُقَبِّلْهَا الْغُلَامُ وَالْغُلَامُ لَا يُقَبِّلِ الْمَرْأَةَ إِذَا جَازَ سَبْعَ سِنِينَ (حر عاملی، 1374، ج20، ص229)؛ هنگامی که دختر به ششسالگی رسید، پسر نباید او را ببوسد؛ و هنگامی که پسر به هفتسالگی رسید، نباید زنی را ببوسد»؛ یا این حدیث: «إذَا بَلَغَتِ اَلْجَارِيَةُ اَلْحُرَّةُ سِتَّ سِنِينَ فَلاَ يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تُقَبِّلَهَا (حر عاملی، 1374، ج20، ص330)؛ هنگامی که دختر آزاد به ششسالگی رسید، شایسته نیست که او را ببوسی»؛ و نیز جداسازی بستر فرزندان در این فرمایش پيامبر خدا ؟ص؟: «علِّموا أولادَكُمُ الصَّلاةَ إذا بَلَغوا سَبْعا، واضرِبُوهُمْ علَيها إذا بَلَغوا عَشْرا، وفَرِّقوا بينَهُم في المَضاجِعِ (متقی هندی، 1401ق، ج16، ص441)؛ فرزندان خود را در هفتسالگى نماز بياموزيد؛ و چون دهساله شدند، آنها را بر ترك نماز تنبيه كنيد و بسترهايشان را از هم جدا سازيد».
5ـ2ـ2. آموزش ویژگیهای جنسی اولیه برای کودکان
ویژگیهای جنسی اولیه شامل اندامهای تناسلی و ساختارهای مرتبط با تولید مثل است که از بدو تولد وجود دارند. در پسران شامل پنیس، بیضهها و مجرای ادراری، و در دختران شامل واژن، تخمدانها، رحم و کلیتوریس میشود (ترکاشوند و همکاران، ۱۴۰۱). آموزش در مورد ساختار هر یک از اندامهای بدن کودکان، چه دختر و چه پسر، کمک شایانی به هویتیابی جنسی آنان میکند. باید توجه کرد که این تبیین و روشنگری، با تکیه بر ساحت جنسی این اندامها صورت گیرد تا آثار مطلوب را ایجاد کند. این آموزش مشتمل است بر آموزش ویژگیها، ساختار و کارکرد اندامها؛ همچنین باید آموزشی باشد مبتنی بر ابعاد روانی، که در این صورت دارای اهمیت دوچندان است.
آموزش ویژگیهای جنسی اولیة کودکان با توجه به دامنة آن، با مرحلة تبیین تفاوت دارد. در این مرحله، متربی را در مقام آموزش میبینیم و او را بهطور کامل، نتیجهبخش و اصولی متوجه این مسائل میکنیم. در آموزش مسائل جنسیتی بر نقاط کلیدی تمرکز میشود که این موارد زمینة هرچه بهتر هویتیابی جنسی و تربیت جنسی را در ذهن کودکان تشکیل میدهد؛ برخلاف تبیین، که در قسمت اول مطرح شد.
آموزش مسائل جنسیتی توجه دقیقتری به مسئلة جنسیتی دارد و کودکان بهطور محسوستر و از نزدیک با مسئلة جنسیت آشنا میشوند.
6ـ2ـ2. آموزش ویژگیهای جنسی ثانویه برای کودکان
در مرحلة آموزش ویژگیهای اولیه، تثبیت اصل جنسیت صورت میگیرد؛ اما در مرحلة آموزش ویژگیهای جنسی ثانویه، علاوه بر اینکه اصل مسئلة جنسیت در ذهن کودک نهادینه میشود، یک گام جلوتر رفته، رابطة رشد جسمی خاص هر جنس با عواطف نیز بیان میشود. در واقع در این مرحله، بهسبب فعالیت هورمونها در بدن، کودکان با قیافة کودکی خود فاصله میگیرند و صفات ثانویه در قالب تغییرات خاص اندامی و جسمی نمایان میشود (ترکاشوند و همکاران، ۱۴۰۱).
ویژگیهای ثانویه در دوران بلوغ، تحت تأثیر هورمونها ظاهر میشوند و شامل تغییرات ظاهری، مانند رشد سینهها و پهن شدن لگن در دختران یا بم شدن صدا و رشد موهای صورت در پسران است. این تغییرات، نهتنها جسمی، بلکه عاطفیاند و میتوانند اضطراب ایجاد کنند؛ مثلاً قاعدگی در دختران یا انزال شبانه در پسران (ترکاشوند و همکاران، ۱۴۰۱). علاوه بر آموزشِ اصل ویژگیهای جنسی اولیه، باید به آموزش ویژگیهای جنسی ثانوی نیز پرداخته شود. برای مثال، باید بیان کرد که تغییرات جسمی چگونه در رشد اندامها و تحولات عاطفی ظهور و بروز مییابد؟ در آموزش ویژگیهای ثانوی، کودکان با مسائل جنسیتی آشنایی جدیتری پیدا میکنند. تفاوت مهمی بین این مرحله و مرحلة قبل وجود دارد که در ادامه بدان اشاره میشود. آموزش ویژگیهای جنسی ثانوی یک بعد ناشناختة دیگر از جنسیت را برای کودکان آشکار میکند که در نتیجه به اصل جنسیت خود و به اهمیت آن بیشتر واقف میشود. دو حدیث ذیل دال بر ایناند که مسائل گوناگون جنسیتی در همة ابعاد آن مورد توجه جدی هستند:
حدیث اول: «إِذَا بَلَغَتِ الْجَارِيَةُ سِتَّ سِنِينَ فَلَا يُقَبِّلْهَا الْغُلَامُ وَالْغُلَامُ لَا يُقَبِّلِ الْمَرْأَةَ إِذَا جَازَ سَبْعَ سِنِينَ (حر عاملی، 1374، ج20، ص229)؛ هنگامی که دختر به ششسالگی رسید، پسر نباید او را ببوسد و هنگامی که پسر به هفتسالگی رسید، نباید زنی را ببوسد».
حدیث دوم: «إذَا بَلَغَتِ اَلْجَارِيَةُ اَلْحُرَّةُ سِتَّ سِنِينَ فَلاَ يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تُقَبِّلَهَا (حر عاملی، 1374، ج20، ص330)؛ هنگامی که دختر آزاد به ششسالگی رسید، شایسته نیست که او را ببوسی».
3ـ2. پاسخ معقول و منطقی به پرسشهای جنسی
در اینجا چون کودکان یکی از دو رکن فعال میدان و سؤالکنندهاند، مربی باید با پاسخ دادن منطقی و معقول، به بهترین نحو به اقناع ذهنیت جنسی آنان بپردازد. در غیر این صورت، مشکلاتی در درون کودک رسوخ میکند و آثار آن در خارج بروز مییابد.
یکی از مراحل پاسخ، اصل جواب دادن به پرسش است. صرف پاسخ ندادن به سؤالات جنسی کودک و مسکوت گذاشتن آن، بیتوجهی به پرسشهای جنسی کودک را در ذهن او ایجاد میکند که آثار مخرب فراوان درونی و بیرونی دارد؛ آن هم در این دنیای عجیبی که فضای مجازی ایجاد کرده است.
یکی دیگر از مراحل پاسخ، صراحت، شفافیت، عدم ابهام در پاسخها و همچنین تناسب پاسخها با سطح فهم و رشد عاطفی متربیان است. پاسخ مربی به متربی، اگر صریح، شفاف و در سطح فهم و رشد عاطفی کودک نباشد، بهجای حل سؤال قبل، یک سؤال دیگر هم اضافه میکند.
از دیگر مراحل پاسخگویی به سؤالات جنسیتی کودکان، کافی بودن و قانعکننده بودن آن است. پاسخ کافی دادن، آگاهی والدین و مربیان را میطلبد. در غیر این صورت، پاسخ آنها هیچ ارتباطی با ریشه و علت رفتار کودک ندارد و این خود وضعیت را وخیمتر میکند (مهکام و دادستان، ۱۳۸۸، ص۷۹). پاسخ غیرواقعی و غیرعلمی به سؤالات جنسی کودکان، آنها را از ذهنیت خود دور و گاه بهطور کامل جدا میکند. باید توجه کرد که در این زمان نمیتوان از طریق پاسخ غیرواقعی به سؤالات آنان، خود را قانع کرد؛ زیرا کودکان متفاوتتر از هر زمانی مسائل را درک میکنند و فرق پاسخ علمی با غیرعلمی را متوجه میشوند. همچنین سؤالات کودکان را نباید نشانة انحراف او و چیزی غیرعادی جلوه داد و نه اینکه در پاسخ به او گفت: «بزرگ میشوی، میفهمی»؛ زیرا او بهدنبال بزرگ شدن میرود تا سرانجام روزی به جواب برسد و آنگاه اگر از راه نامطلوبی به جواب رسید، آثار وخیم آن ناگفته پیداست (میرزابیگی، 1398).
4ـ2. پرهیز از امور ناپسند در مسائل جنسیتی
آموزش امر مفیدی است؛ اما نه هرجا و دربارة هر چیزی. برخی از آموزشها ناپسندند که تحت عنوان تربیت جنسی سلبی از آن یاد میشود و به دو مورد اشاره میکنیم: آموزشهای ناپسند در تربیت جنسی و موضعگیریهای ناپسند در امور تربیت جنسی کودکان.
1ـ4ـ2. پرهیز از آموزشهای ناپسند
مسائل جنسی احتیاطبردارند. احساسات نفسانى بشر، آنگاه كه سر به طغيان برمیدارند، بشر را تنها بهسوى جنايت و اعمال انحرافى دعوت نمیكنند؛ بلكه مانند يك قدرت جابر مسلط ديكتاتور فرمان میدهند (مطهری، 1375، ج19، ص654). ازهمینرو قرآن كريم نفس را «امّارةٌ بالسّوء» (فرماندهنده به بدى و شر) توصيف میکند، نه «داعيةٌ بالسّوء» (دعوتكننده بهسوى بدى و شر) (مطهری، 1375، ج19). امام باقر؟ع؟ فرمودند: «إِيَّاكَ وَالْجِمَاعَ حَيْثُ يَرَاكَ صَبِيٌّ يُحْسِنُ أَنْ يَصِفَ حَالَكَ (تويسركانى، 1412ق، ج3، ص257)؛ پرهیز کن از عمل زناشویی در مکانی که کودکی شما را میبیند و حالات شما را درک میکند». از این حدیث بهخوبی میتوان فهمید که ادراک فرزندان از مسائل جنسیتی جدی است و غفلت والدین و مربیان، آنها را به گمراهی میکشاند.
دربارة آموزش مسائلی مثل غسل جنابت یا استمنا و مواردی از این قبیل، باید نیک اندیشید که آیا اصل این موارد برای کودکان باید مطرح شود؟ بهفرض مجاز بودن پارهای از موارد، باید خوب دقت کرد که در چه سنی و چه شرایطی باید مطرح شوند؟ برای مثال، آموزش کودکان دربارة ابتلا به استمنا باید از راه غیرمستقیم صورت گیرد تا پردة حیای متربی از بین نرود؛ زیرا احساس یک حجاب میان کودکان و مربیان دربارة مسائل جنسی بسیار ضروری است (قائمی، 1364)؛ یا برای سنین پیشدبستانی مسائلی در حد بیان تفاوت زن و مرد را میتوان مطرح کرد و برای دورة دبستان (شش تا دوازده سال)، به نقش پدری برای پسران و مسئلة گرفتاری ماهانة دختر باید بهطریقی استادانه اشاره کرد (هاشمی، 1350).
در توضیح ویژگیهای ظاهری زن و مرد، باید مواظب افراطگری بود. والدين اگر براى ايجاد خصلت حيا در دختران خود، حضور در برابر مردان را نوعى گناه بشمارند، باعث ایجاد افراط و تفريط در آنان میشوند (فقیهی، 1387، ص207). بهتر است والدين بهجاى اينكه بگویند: «تو نبايد در حضور مردان ظاهر شوى» یا «آنجا مرد هست؛ تو نمىتوانى بروى»، بگويند: «در حضور مردان نامحرم بايد باحجاب باشى؛ زيرا خداوند اين را دوست دارد و با ضوابط و آداب اجتماعى و فرهنگى و شخصيت انسانى هماهنگ است» (فقیهی، 1387، ص207)؛ چنانکه پاسخ دادن به سؤال جنسیتی کودک به این بیان که «تو منحرف شدی» یا «خودت که بزرگ شدی، میفهمی»، پاسخی مردود، بلکه تخریبکننده است (میرزابیگی، 1398). پس احتیاطبردار بودن مسائل جنسی، توجه جدی والدین را در برنامهریزیهای لازم، از جمله آموزش، میطلبد (فلسفی، 1389، ص364).
2ـ4ـ2. پرهیز از موضعگیریهای ناپسند
متربیان و والدین باید با تیزهوشی و نیز دوری از موضعگیری ناپسند، بدانند که شروع سؤالات جنسی کودکان، اغلب از حدود سنین سه تا چهارسالگی است و تا رسیدن به جواب قطعی و بهبهانههای مختلف ادامه دارد. والدین ناآگاه معمولاً در این مورد، یا سؤالهای آنان را بیجواب میگذارند یا ذهن کودک را با انبوهی از اطلاعات پر میکنند (همایش سراسری خانواده و مشکلات جنسی، 1388). در ادامه، برخی از مصادیق موضعگیری ناپسند را که باید متربیان از آنها پرهیز کنند، یادآور میشویم.
یکی از مصادیق ناپسند در مواجهه با سؤالات جنسی کودکان، برخورد هیجانی یا نفرتانگیز است. این برخورد در مصاف با انسانهای بزرگ هم نهی شده است؛ چه رسد به کودکان، آن هم در امر مهم تربیت جنسی. اگر والدین به سؤالات و کنجکاویهای جنسی کودکان واکنشهای مناسب، طبیعی و متناسب با ظرفیت و ادراک شناختی آنها داشته باشند، خطر منحرف شدن ذهنی کودکان در زمینة مسائل جنسی کاهش مییابد (همایش سراسری خانواده و مشکلات جنسی، 1388).
از دیگر مصادیق ناپسند موضعگیری در برابر سؤالات جنسی کودکان، محکوم کردن و تنبیه آنان بهدلیل چنین سؤالاتی است. اگر کودک احساس امنیت روانی نداشته باشد، هرگز سؤال خود را مطرح نمیکند و این برخلاف مقصود متربی است که همان تربیت جنسی کودکان است.
موضعگیری خارج از محدودة حیا و عفت نیز برای کودکان ناپسند است. متربیان باید مراقب باشند که جواب دادن به سؤالات جنسی کودکان، از طریق حرفهای تحریککننده نباشد. باید حجب و حیا در پاسخها موج بزند تا نقض غرض پیش نیاید؛ زیرا مربی بدون مراعات حجب و حیا نتیجة عکس خواهد گرفت.
3. راهکارهای معرفتی درمانگر (رفعی)
راهکارهای معرفتی درمانگر (رفعی)، برخلاف راهکارهای پیشگیرانه (دفعی)، مربوط به درمان مبتلایان است؛ یعنی افرادی که گرفتار آسیبهای جنسی شدهاند و اکنون باید از راهکارهای معرفتی استفاده کرد تا عارضة جنسیتی پیشآمده رفع و برطرف شود. این تبیینها دو گونهاند: آگاهسازی دربارة امور لازم (علمدهی) و توجیه مربیان و متربیان دربارة امور لازم (غفلتزدایی). همانگونهکه در مطالب بالا اشاره شد، میتوان این راهکارها را برای هر دو دوران کودکی در نظر گرفت؛ اگرچه تأکید، بر دوران کودکی دوم (هفت تا حدود دوازدهسالگی) است.
1ـ3. آگاهسازی دربارة امور جنسیتی
زن و مرد بهلحاظ ظاهری مثل پوشش و نیز بهلحاظ روحی و... تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند. زنان رابطهگرایند و با صحبت کردن بهدنبال ایجاد ارتباط با یک همدماند، نه دنبال راهحل مشکل خود (گری، 1384، ص19). درک یا عدم درک این تفاوتها، نقش بیبدیلی در جذب آنها به یکدیگر یا دور کردن آنها از هم دارد (زیبایینژاد، 1399).
این تفاوتها، گاه مجهولاند که از طریق آموزش و آشناسازی (راهکارهای پیشگیرانه)، باید علمدهی صورت گیرد؛ اما گاه مغفولاند؛ یعنی زن و مرد به تفاوتهای یکدیگر علم دارند، اما به آن توجه نمیکنند؛ که مسئلة این قسمت از نوشتار، یعنی راهکارهای درمانگر است.
1ـ1ـ3. آگاهسازی مربیان و متربیان دربارة دقت در خرید پوشش متناسب با هر جنس
از نظر اسلام، هم اصل پوشش و هم پوشش مختص هر جنس، از جنبههای مختلف همچون جنبههای روانى، خانوادگى، اجتماعى، بالا بردن احترام زن و جلوگيرى از ابتذال او، اهمیت بسیار زیادی دارد (مطهری، 1375، ج19، ص433). آموزههای معقول دین اسلام بهترین گام در پایداری جنسی افراد جامعه است که لازم است متربیان فریبخورده به یادگیری این آموزهها و مربیان ـ از جمله والدین ـ به یاددهی آنها برای نجات کودکان خود، که پیرو نقشهها و مدهای غلط و گرفتار ناپایداری جنسی شدهاند، همت ورزند (سالاریفر، 1396، ص121).
عنوان «نهی از تشبه زن و مرد به یکدیگر» در روایات، از جمله روایت امام باقر ؟ع؟ که این گروه از زنان و مردان را مورد نفرین رسول خدا ؟ص؟ معرفی میکند (ابنبابویه، 1362، ج2، ص587)، بهخوبی دست مربیان را برای نجات کودکان غلتیده به دامن بیگانگان باز میکند تا آنان را به سرزمین آشنای هویتیابی جنسی سوق دهند.
خرید پوشش متناسب، به هویتیابی جنس، یعنی تلقی شخص از خود بهعنوان مرد یا زن بودن (سالاریفر، 1396، ص121)، منتهی میشود. سزاوار است مربیان به این امر آگاهی کامل داشته باشند تا کودکان فریبخوردهای را که با پوشش نامتناسب در دام شیاطین غلتیدهاند، به جایگاه شایستة خود برگردانند. آگاهسازی مربی و متربی بهخوبی میتواند متربیانی را که بر اثر خرید و پوشش نامتناسب، هویتیابی جنسی آنان کمرنگ شده است، رهایی بخشد و درمان کند؛ در غیر این صورت، هویتیابی جنسی آنان به زوال کشیده میشود؛ بهگونهايکه متربیان دچار عارضة جابهجایی نامناسب احساسات و اخلاق میشوند و زن داراي احساسات و اخلاق مردانه و مرد نیز داراي اخلاق و عواطف زنانه میشود (مهدیزاده، 1383، ص60). مربیان در برخورد با متربیانی که علاقهمند به پوشش جنس مخالفاند، اگر بهموقع و دائم اثر این علاقهمندی (انتقال احساسات و عواطف جنس مقابل) را متذکر شوند، میتوانند شخص مبتلا را در حد خود از مسیر اشتباه بهسوی طبیعت متناسب خودش سوق دهند.
2ـ1ـ3. آگاهسازی مربیان و متربیان دربارة دقت در آرایش و پیرایش متناسب با هر جنس
مربیان باید دربارة آرایش و پیرایش متناسب کودکان آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند در این وادی جنسیتی دست متربیان را بگیرند و آنها را از گرفتار شدن در دامن گرسنگان شهوت نجات دهند. اسلام فرهنگ غریزة جنسی را بر اساس عقل و انسانیت بنیان مینهد و هر گونه خلأ قانونی یا قانونهای ناهماهنگ را در این زمینه هرجومرج جنسی میداند (امینزاده، 1378، ص38ـ39). مطابق معیار دین اسلام و فرهنگ عقلی، امور مربوط به جنسیت باید توجه به هویت جنسی و دوری از هرجومرج جنسی را در پی داشته باشد (امینزاده، 1378). این امر آنقدر اهمیت دارد که مراجع تقلید حتی در مسائل مقدس و بسیار مهمی چون تعزیهخوانی، پوشیدن لباس جنس مخالف را غیرمجاز دانسته یا جواز آن را مشروط به حفظ زیّ انسانی و اخلاقی کردهاند (امام خمینی و سایر مراجع، بیتا، ج2، ص1012). این دستورهای مترقی، گرچه برای پیشگیری از انحراف جنسی مفیدند، برای سامان بخشیدن به جامعهای که کودکانش مبتلا به هرجومرج جنسیاند نیز مفید و درمانگرند.
در ادامه، دو روایت در زمینة نهی از تشبه زن و مرد به همدیگر ذکر میشود:
روایت اول: «لاَ يَجُوزُ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَتَشَبَّهَ بِالرِّجَالِ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لَعَنَ اَلْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ اَلرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ لَعَنَ اَلْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ اَلنِّسَاءِ... (نوری، بیتا، ج3، ص246)؛ جايز نيست که زنان شبيه مردان شوند؛ زيرا رسول خدا ؟ص؟ زنانى را كه شبيه به مردان مىشوند و مردانى را كه شبيه به زنان مىشوند، نفرين كرده است».
روایت دوم: از نبی مکرم اسلام ؟ص؟ آمده است که چهار گروه را خدا از رحمت خویش دور کرده است و خدا و رسولش و ملائکه بر آنان لعن میفرستند: ...یکی از این گروهها زنانی هستند که خود را شبیه مردان میکنند (نوری، بیتا، ج13، ص203).
نتیجة فرایند تربیت جنسی صحیح در مورد کودکان باید اصلاح و تربیت جنسی باشد، نه انحراف جنسی؛ بهویژه دختران که تربیت مدرسهای یا خانوادگی باید آنها را به درک درستی از زنانگی خویش برساند (زیبایینژاد، 1399). این ادراک صحیح جنسیتی، هر یک از کودکان را به انجام رفتارهای متناسب با جنس خود رهنمون میسازد (سالاریفر، 1396، ص117). جامعهای که کودکانش در امر آرایش و پیرایش از محدودة جنسیتی خود پا را فراتر بگذارند، گرفتار پدیدهاي نوپیدا با عنوان «پسران دخترنما و دختران پسرنما» میشود (مهدیزاده، 1383، ص60) که اولین و مهمترین کار برای درمان آنها، بازگشت از راه اشتباهی است که رفتهاند.
3ـ1ـ3. آگاهسازی متربیان دربارة یاریخواهی از باورهای دینی و یاد مرگ و قیامت
کمکخواهی از باورهای دینی و یاد مرگ و قیامت تأثیر زیادی در انسانسازی و تربیت انسان، از جمله تربیت جنسی او، دارد. معاد و توحید با همة اقسامشان اساسیترین پایههای اقسام تربیت، بهویژه تربیت جنسی است (گروهی از نویسندگان، 1391، ص135 و 179). همانطوركه حواس ظاهر نقش مهمى در تحريك ميل جنسى دارند، حس باطن (يعنى فكر و خيالپردازى) نيز سهم بسزايى در اين زمينه دارد. در مقابل آن، «ياد خدا» نقش مهمى در دور كردن افكار شيطانى و نفسانى در خواب و بيدارى از انسان دارد.
بهمقتضای فرمایش امیر مؤمنان على ؟ع؟ که فرمود: دل نوجوان همچون زمين خالى است كه هرچه در آن افكنده شود، مىپذيرد (نهجالبلاغه، نامة 31)، مصداق اتمّ و اکمل متربیان در زمینه یاریخواهی باورهای دینی، کودکاناند. حضرت یوسف ؟ع؟ که فاصلة سنی نزدیکی با متربیان مورد بحث، یعنی کودکان هفت تا دوازده سال داشت، در پاسخ به درخواست زشت و نامشروع زلیخا، به دژ حصین توحید پناهنده شد. آنگاه با آرامش کامل فرمود: «قالَ مَعاذَ اللهِ اِنَّهُ رَبّی اَحسَنَ مَثوایَ اِنَّهُ لا یُفلِحُ الظّالِمونَ (یوسف: 23)؛ او پروردگار من است؛ به من احسان کرد و مرا از چاه درآورد و از تنهایی و گرسنگی نجات داد و منزلتم را بالا برد؛ ستمگران هرگز رستگار نمیشوند» (جوادی آملی، 1395، ج40، ص312).
4ـ1ـ3. آگاهسازی متربیان و والدین دربارة پیوند تغذیة مناسب با رشد بهنجار جنسی
متربیان و والدین باید از پیوند متناسب تغذیه با رشد بهنجار جنسی آگاه شوند. آیات و روایاتی وجود دارند دال بر اینکه خوردن و نوشیدن تأثیر بسزایی در تحریک، تعدیل یا تخریب قوای جنسی دارند. با توجه به تفاوت غذاها از نظر نوع ويتامينهاى موجود در آنها، درجة تحريككنندگىشان در مورد غريزة جنسى متفاوت است. ازاينرو بايد از برخی غذاهاى تند ـ كه محرك اين غريزهاند ـ اجتناب كرد (فقیهی، 1387، ص165ـ166).
تغذیه نقش کلیدی در تنظیم هورمونهای جنسی از طریق غدد درونریز ایفا میکند. رژیم غذایی نامناسب، مانند مصرف زیاد چربیهای اشباعشده و غذاهای آماده و شور، میل و عملکرد جنسی را کاهش میدهد و به مشکلاتی مانند خستگی، ناباروری و اختلالات عروقی منجر میشود (جمشیدی، 1403).
رژیم مدیترانهای (غلات، میوهها، سبزیجات و روغن زیتون) و مواد مغذی مانند آنتیاکسیدانها (بتاکاروتن و ویتامینهای C و E)، روی (در صدف و دانهها)، منیزیم (آجیل و غلات سبوسدار)، اسیدهای چرب ضروری (دانة کتان و بادام) و فولات (اسفناج و حبوبات) میل جنسی را افزایش میدهند و استقامت و کیفیت اسپرم را بهبود میبخشند. ویتامینهای گروه B و E نیز با حمایت از هورمونها و گردش خون، بهویژه در زنان، تمایل جنسی را تقویت میکنند. بنابراین، تمرکز بر غذاهای طبیعی و غنی از مواد مغذی، سلامت جنسی را حفظ میکند (جمشیدی، 1403).
2ـ3. توجیه کردن متربیان و مربیان در موارد لازم
اساتید و مربیان امور تربیت جنسی کودکان باید مراقب باشند که از ورود به مباحث تحریکآمیز خودداری کنند؛ بهویژه در دوران بين شش تا دوازدهسالگى که از نظر غريزة جنسى دوران مخصوصى است. در حدیث آمده است: «لَا يُجَامِعِ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَلَا جَارِيَتَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُورِثُ الزِّنَا (کلینی، 1407ق، ج5، ص499)؛ هنگامی كه کودکی در اتاق حضور دارد، مردان با زنان يا كنيزان خود آمیزش نمیکنند؛ زيرا اين کار، طفل را به راه زناكارى سوق ميدهد». این حدیث مربیان و متربیان را به اصول مهم مسائل جنسیتی رهنمون میشود (كلينى، 1407ق، ج5، ص499).
طبق اصل هماهنگى روشهاى تربيت و طبيعت، بهترين برنامة تربيتى در راه پرورش صحيح غريزة جنسى برای این دوران، برنامهاى است همراه با اختفاى غريزة جنسى و بهدور از شائبة تمايل جنسى (فلسفی، 1389، ص365) و اساساً از نظر روانشناسان، برنامههای تربیت جنسی باید با سن هفت تا دوازدهسالگی، که سن «نهفتگی» یا «اختفای جنسی» نام دارد، هماهنگ باشند؛ بهگونهایکه باعث بیداری زودرس جنسی آنها نشوند (صادقی، 1398). در ادامة حدیثی که از مجامعت در حضور فرزندان نهی کرده، آمده است: «كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَغْشَى أَهْلَهُ أَغْلَقَ الْبَابَ وَأَرْخَى السُّتُورَ وَأَخْرَجَ الْخَدَمَ» (كلينى، 1407ق، ج5، ص500). این فرمایش بهخوبی ضرورت مراقبتهای جنسیتی در خصوص اطرافیان، بهویژه فرزندان خردسال، را گوشزد میکند.
انسان بهمقتضای قوة شهوت خود، از شنیدن مطالب محرک هیجانی میشود. با یک نگاه استقلالی و مطابق قانون طبیعی و تکوینی بُعد حیوانی انسانها میتوان گفت که هرچه غریزه و خواست شهوی قویتر شود، سلطهگری این غریزه بر دیگر خواستهها نیز فزونی مییابد (امینزاده، 1378، ص16)؛ اما از طرفی، طبق سنت الهی حاکم بر مراتب هستی و نظام آفرینش، این مرتبة جسمانی و حیوانی، با تمام استعدادها و غرایز، صرفاً ابزاري است براي بعد انسانی (امینزاده، 1378، ص18). ازآنجاکه کودکان نیز از این قوة شهوانی برخوردارند و از طرفی آستانة تحمل پایینتری دارند، آموزش تحریکآمیز مسائل جنسی برای آنها تحریککنندهتر است و حس کنجکاوی آنها را فعالتر میکند. قرآن کریم دربارة عدهای چنین فرموده است: «وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا (نساء: 27)؛ خدا میخواهد با رحمت و لطفش به شما توجه کند؛ و آنان که از شهوات پیروی میکنند، میخواهند شما [در روابط جنسی از حدود و مقررات حق] به انحراف بزرگی دچار شوید». چنانکه در آیه آمده است، شهوت و لذتگرایی مانع گرایش انسان به تربیت، از جمله تربیت جنسی است (گروهی از نویسندگان، 1391، ص405). اسلام در برنامههاى تربيتى خود، هماهنگى قوانين تكوين و تشريع را مراعات کرده و با روشهاى عملى موجبات اختفاى تمايل جنسى كودكان را فراهم آورده است و كودكانِ از شش سال به بالا را از هر گونه عمل مهيجى كه باعث تحريك تمايل جنسى شود، دور نگاه داشته است (فلسفی، 1389، ص365).
نتیجهگیری
تربیت جنسی کودکان بهمثابة یکی از ساحتهای پیچیده و اثرگذار تربیتی، مستلزم طراحی نظاممند راهبردهای شناختی، انگیزشی و رفتاری است. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل محتوایی قرآن و روایات، راهکار معرفتی مورد نظر این مقاله را در دو محور کلی «پیشگیرانه» و «درمانگر» دستهبندی میکند و با تأکید بر اولویت ذاتی پیشگیری بر درمان، الگویی ساختاریافته برای مدیریت این حوزه ارائه میدهد.
الف) راهکارهای پیشگیرانه: بنیانگذاری ساختار شناختی
در گام نخست، راهبردهای پیشگیرانه بر دو رکن اساسی استوار است:
تبیین ضرورتهای جنسیتی: تدوین مبانی معرفتیِ روشن در خصوص تفاوتهای جنسیتی سنگ بنای تربیت جنسی شمرده میشود. این تبیین بهمثابة زیرساختی است که در صورت استحکام، نظام تربیتی را در برابر چالشهای آینده مقاوم میسازد و در صورت سستی، به فروپاشی کارکردهای آن میانجامد.
آموزش هدفمند: توانمندسازی مربیان و متربیان از طریق آموزشهای نظاممندِ مبتنی بر آموزههای دینی، شرط ضروری برای پیشگیری از آسیبهای جنسیتی است. این آموزشها باید همسو با مراحل رشد شناختی و عاطفی کودکان و با پرهیز از هر گونه ابهام یا تحریکپذیری طراحی شود.
در این راستا، مواجهة فعالانه با پرسشهای جنسیتیِ متربیان و ارائة پاسخهای عقلانی، از تبدیل شدن این پرسشها به بحرانهای رفتاری جلوگیری میکند. همچنین پایش دقیق گفتار و کنشهای مربیان بهمنظور اجتناب از ایجاد الگوهای نامناسب، شرط تحقق «فرصتسازی تربیتی» است.
ب) راهکارهای درمانگر: اصلاح و بازآفرینی شناختی
در مواجهه با چالشهای میدانی، راهکارهای درمانگر با دو سازوکار کلیدی عمل میکنند:
آگاهسازی هدفمند: ارتقای دانش جنسیتی متربیان در مواردی که ضعف شناختی به بروز رفتارهای ناهنجار انجامیده است.
توجیهگری تربیتی: بازخوانی و تصحیح باورهای نادرست جنسیتی از طریق گفتوگوهای غیرمستقیم و مبتنی بر حفظ کرامت انسانی. این فرایند، نهتنها به «غفلتزدایی» از خطاهای واقعشده میانجامد، بلکه با تقویت خودتنظیمگری، امکان بازگشتپذیری به هنجارهای تربیتی را فراهم میسازد.
جمعبندی: همگرایی پیشگیری و درمان در الگوی قرآنی.
همانگونهکه پژوهش نشان میدهد، راهکارهای پیشگیرانه و درمانگر در منظومة قرآنی، نه در تقابل، بلکه در پیوندی دیالکتیکی عمل میکنند: راهبردهای پیشگیرانه با ایجاد مصونیت شناختی، احتمال بروز بحرانها را به حداقل میرسانند و راهکارهای درمانگر با تمرکز بر اصلاحگری، آسیبهای موجود را به فرصتهای تربیتی تبدیل میکنند. این دوگانه، همچون دو بال یک نظام یکپارچه امکان مدیریت هوشمندانة چرخة تربیت جنسی ـ از کودکی تا نوجوانی ـ را فراهم میآورد. یافتههای این پژوهش مؤید آن است که تلفیق این راهبردها در چهارچوب آموزههای دینی، نهتنها پاسخگوی نیازهای زیستی و روانی کودکان است، بلکه با ایجاد توازن میان «آگاهیبخشی» و «مرزبانی اخلاقی»، الگویی پایدار برای جوامع اسلامی ارائه میدهد.
- قرآن کریم. ترجمة الهی قمشهای.
- نهج البلاغه.
- ابنبابویه، محمدبنعلی (1362). الخصال. قم: جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، مؤسسة النشر الإسلامی.
- ابنفارس، احمد (1404ق). معجم مقاییس اللغه. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
- احمد، عمر (1416ق). منهج التربیة فی القرآن و السنة. دمشق: دار المعرفه.
- احمدی، علیاصغر (1370). تحلیل تربیتی بر: روابط دختر و پسر در ایران. تربیت، 7(4)، 10ـ12.
- احمدی، علیاصغر (1397). اصول حاکم بر تربیت جنسی (بخش پنجم). رشد آموزش مشاور مدرسه، 13(3)، 4ـ8.
- اعرافی، علیرضا (1393). تربیت فرزند با رویکرد فقهی. قم: مؤسسة اشراق و عرفان.
- امام خمینی و سایر مراجع (بیتا(. رسالة توضیحالمسائل مراجع. قم: جامعة مدرسین حوزة علمیة قم، دفتر انتشارات اسلامی.
- امینزاده، محمدرضا (1378). اسلام و ارضاء غریزة جنسی. قم: مؤسسة در راه حق.
- باقری، ناصر؛ امینی راستایی، زهرا و پولادی، شیرین (1399). تربیت جنسی کودکان توسط والدین. آسیبهای اجتماعی کودک و نوجوان، 8(۳۲)، ۲۷ـ۴۲.
- بهشتی، احمد (1360). تربیت از دیدگاه اسلام. قم: دفتر نشر پیام.
- پورامینی، محمدباقر (1383). تربیت جنسی در سیرة نبوی. مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی، (8)، 165ـ182.
- ترکاشوند، فاطمه؛ پوربافرانی، زهرا؛ فرد، نسرین و رجبی، نیلوفر (۱۴۰۱). عوامل بلوغ زودرس کودکان. معارف علوم اسلامی و علوم انسانی، (۱۰)، ۲۳۰ـ۲۴۸.
- تویسرکانی، محمدنبیبناحمد (1412ق). لئالى الأخبار. قم: نشر علامه.
- جمشیدی، نازآفرین (1403). تأثیر رژیم غذایی بر کاهش میل جنسی. رویداد ۲۴. بهنشانی:
- https://www.rouydad24.ir/fa/news/375921
- جمعی از نویسندگان (1393). درآمدی بر نظامنامة تربیتی المصطفی. قم: مرکز بینالمللی ترجمه و نشر المصطفی.
- جوادی آملی، عبدالله (1395). تسنیم. تحقیق: روحالله رزقی شهرودی. قم: اسراء.
- حر عاملی، محمدبنحسن (1374). وسائل الشیعه. قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث.
- راغب اصفهانی، حسینبنمحمد (1412ق). مفردات ألفاظ القرآن. تحقیق: صفوان عدنان داوودی. بیروت: دار القلم.
- رضایی، حسین و مهدیزاده، سجاد (1404). تربیت جنسی نوجوانان در نظام تعلیم و تربیت رسمی. مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، 29(102)، 199ـ230.
- زادهریحانی، اعظم و همکاران (1400). تعلیم و تربیت در نظام آموزش و پرورش. مجموعه مقالات هشتمین کنفرانس بینالمللی پژوهشهای مدیریت و علوم انسانی در ایران. 2360ـ2376، در: https://www.noormags.ir/view/fa/creator/945573.
- زیبایینژاد، محمدرضا (1399). بایدها و نبایدهای الگوی تربیت دختران در اسلام. دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای. بهنشانی: https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=46190
- سالاریفر، محمدرضا (1396). درآمدی بر نظام خانواده. قم: هاجر.
- سجادی، مرضیه سادات؛ زارعان، محمدجواد و زارعان، منصوره (۱۳۹۹). اصول همافزایی نهاد خانواده و نظام تربیت رسمی، بر مبنای ولایت الهی. اسلام و پژوهشهای تربیتی، ۱۲(۲)، ۵ـ۲۲.
- سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390). تهران: دبیرخانة شورای عالی انقلاب فرهنگی.
- صادقی، محمدجواد (1398). نقش خانواده در تربیت جنسی کودکان. پیشرفتهای نوین در علوم رفتاری، 4(30)، 45ـ70.
- طباطبایی، سیدمحمدحسین (1417ق). المیزان فى تفسیر القرآن. قم: دفتر انتشارات اسلامی جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
- طبرسی، فضلبنحسن (1372). مجمع البیان فى تفسیر القرآن. تحقیق: محمدجواد بلاغی. تهران: ناصرخسرو.
- عربپور، مصطفی؛ مهکام، رضا و ابوترابی، علی (۱۴۰۲). مؤلفههای بازدارندگی از خیانت زناشویی بر اساس منابع اسلامی. روانشناسی و دین، ۱۶(۶۱)، ۹۷ـ۱۱۵.
- فقیهی، احمد (1393). روشهای تربیت اخلاقی در المیزان. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- فقیهی، علینقی (1387). تربیت جنسی: مبانی، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث. قم: مؤسسة علمی ـ فرهنگی دار الحدیث.
- فقیهی، علینقی و همکاران (1387الف). آموزش جنسی به کودک و نوجوان از دیدگاه اسلامی و مطالعات روانشناختی. تربیت اسلامی، 3(7)، 80ـ51.
- فقیهی، علینقی و همکاران (1387ب). بررسی احادیث در زمینة راهکارهای تربیتی بهمنظور پیشگیری از رفتارهای نابهنجار جنسی نوجوانان و جوانان. تربیت اسلامی، 3(6)، 25ـ56.
- فلسفی، محمدتقی (1389). کودک از نظر وراثت و تربیت. تهران: هیئت نشر معارف اسلامی.
- قائمی، علی (1364). لغزشهای جنسی کودکان و نوجوانان. پیوند، (۷۱)، ۱۳ـ۱۶.
- کلهر، مژگان و همکاران (بیتا). تربیت جنسی نوجوانان؛ کتاب پسران. تهران: دانژه.
- کلینی، محمدبنیعقوب (1407ق). الکافی. تصحیح: علیاکبر غفاری. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
- گروهی از نویسندگان (1391). فلسفة تعلیم و تربیت اسلامی. زیر نظر محمدتقی مصباح یزدی. تهران: مؤسسة فرهنگی مدرسة برهان.
- گری، جان (1384). مردان مریخی و زنان ونوسی. ترجمة حسن رفیعی و سیاوش میرزابیگی. تهران: پیک فرهنگ.
- متقی هندی، علاءالدین علیبنحسام (1401ق). کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال. تحقیق: بکری حیانی. بیروت: مؤسسة الرسالة.
- مجلسی، محمدباقربنمحمدتقى (بیتا). بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار. تحقیق: محمدباقر محمودی و عبدالزهراء علوی. قم: دار احیاء التراث العربی.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1391). اخلاق در قرآن. تحقیق و نگارش: محمدحسین اسکندری. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصباح یزدی، محمدتقی (1392). پندهای امام صادق ؟ع؟ به رهجویان صادق. تدوین: محمدمهدی نادری قمی. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مصطفوی، حسن (1368). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- مطهری، مرتضی (1375). مجموعه آثار. قم: صدرا.
- معزی، زهرا (1398). آموزش مسائل جنسی بر کودکان ابتدایی. مطالعات روانشناسی و علوم تربیتی، 5(4)، 24ـ36.
- مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه. قم: دار الکتب الإسلامیه.
- مهدیزاده، حسین (1383). تأثیر پوشش اسلامی در مهار غریزة جنسی. تهران: مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما.
- مهکام، رضا و دادستان، پریرخ (1388). تأثیر درمانگری اسلامی بر اختلالهای برونیسازیشده در کودکان و نوجوانان. روانشناسی و دین، ۲(۳)، ۶۹ـ۸۸.
- میرزابیگی، حسینعلی (1398). یادداشت؛ سؤالات جنسی کودکان را چگونه پاسخ دهیم. پیوند، 41(6)، ۳۵ـ۳۶.
- نظری، ندا (1398). راهنمای کاربردی تربیت جنسی کودک و نوجوان (ویژۀ والدین). تهران: آفتاب گیتی.
- نوری، میرزاحسین (بیتا). مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل. قم: مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث.
- والدمن، محمد (1383). چگونگی تنظیم رفتارها و روابط جنسی در غرب و کشورهای اسلامی بر اساس مقایسة دو جامعة آلمان و اتریش با جامعة ایران. مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی، (8)، 219ـ252.
- هاشمی، ابراهیم (1350). آموزش جنسی کودکان و نوجوانان. آموزش و پرورش (تعلیم و تربیت)، (۱)، ۴۶ـ۵۵.
- همایش سراسری خانواده و مشکلات جنسی (1388). مجلة پژوهش و حوزه. در: پایگاه اطلاعرسانی حوزه. بهنشانی:
- https://hawzah.net/fa/Article/View/86338.





