اسلام و پژوهش‌های تربیتی، سال یازدهم، شماره اول، پیاپی 21، بهار و تابستان 1398، صفحات 63-84

    مقایسه رویکرد دل‌مشغولی و آموزه‌های اخلاقی قرآن؛ به‌کارگیری روش تأیید در تربیت اخلاقی

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    سید علی اصغر حسینی محمدآباد / دکترای علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد / hosaini.366@razavi.ac.ir
    ✍️ محمد حسن رستمی / دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه فردوسی مشهد / rostami@um.ac.ir
    ابوالفضل غفاری / استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد / ghaffari@um.ac.ir
    چکیده: 
    یکی از روش های تربیت اخلاقی، تأیید است که در آن، مربی، شخصیت یا رفتار متربی را به بهترین شکل ممکن ارزیابی کرده، کارهای او را به بهترین انگیزه های واقعی ممکن نسبت می دهد. این پژوهش، با هدف بررسی و بیان دیدگاه قرآنی، دربارۀ روش تأیید در تربیت اخلاقی، انجام گرفته است. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و مقایسه ای است؛ بدین منظور، ابتدا روش های تربیت اخلاقی در رویکرد دل مشغولی، با مراجعه به کتاب ها و مقالات مرتبط، بیان شده است. سپس، روش های تربیت اخلاقی قرآن، با مراجعه به آیات قرآن و کتاب های مرتبط، استخراج شده، در سه محور اندیشه، احساس و رفتار ارائه گردیده است. در نهایت، با بررسی آموزه های اخلاقی دینی، دیدگاه قرآنی، دربارۀ روش تأیید بیان شده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که قرآن کریم، روش تأیید را به چند شکلِ ایجاد حس فضیلت جویی، عزتمندی و شرافت در انسان، بیان کرامت ذاتی انسان و استفاده از روش های تغافل و توبه به کار گرفته است.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Comparison of Care Approach and Moral Teachings of the Quran; Using Approval Method in Moral Education
    Abstract: 
    One of the methods of moral education is confirmation. In this method, the instructor evaluates trainee’s personality or behavior in the best possible way, attributing their actions to the best possible real motivations. The purpose of this study is to investigate and express the Qur'anic viewpoint on the method of confirmation in moral education. The research method is descriptive-analytical and comparative. For this purpose, the methods of moral education in the care approach are described first by looking at related books and articles. Then, the Qur’anic methods of moral education are discovered by referring to the Qur'anic verses and related books and they are introduced in three categories: thought, feeling and behavior. Finally, by examining religious moral teachings, the Qur'anic view on the method of confirmation is stated. The findings of the present study suggest that the Holy Quran has used the method of confirmation in a number of ways including developing a desire for virtues, honor, and dignity in humans, stating the innate dignity of human beings, and using the methods of negligence and repentance
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    ​​​​​​

     

      1. مقدمه

    اخلاق و تربيت اخلاقي، با توجه به نقش مهمي كه در سرنوشت انسان و جامعه دارد، از ديرباز مورد توجه انديشمندان و پيشوايان ديني بوده ‌است. بيشترين بخش آموزه‌هاي دين يهود، مسيحيت و اسلام و ساير اديان، آموزه‌هاي اخلاقي است. بيشتر فعاليت‌هاي بزرگان اين اديان، تأكيد بر تربيت اخلاقي مخاطبان بوده ‌است. با اين حال، در دورۀ پس از رنسانس در غرب، به اخلاق و تربيت اخلاقي، بي‌توجهي و گاهي با آن مبارزه شد. اين امر موجب شد كه اين كشورها، از نظر فردي و اجتماعي، دچار آسيب‌هاي جدي شوند. بنابراين، اين تجربه تلخ نشان داد كه انسان، اعم از مؤمن يا غير مؤمن به دين، هيچ‌گاه بي‌نياز از تربيت اخلاقي نيست. از‌اين‌رو،‌ امروزه تربيت اخلاقي از موضوعات مهم و مورد توجه انديشمندان حوزۀ تعليم و تربيت، مربيان، معلمان و والدين در مغرب‌زمين شده‌ است و تحقيقات متنوع و متعددي در اين زمينه،‌ انجام گرفته و مي‌گيرد (داودي، 1385).

    قرآن، کتاب اخلاق و تربیت است و از وجوه اعجاز قرآن، اعجاز اخلاقی و ارائه اصول و روش‌های تربیت اخلاقی هماهنگ با فطرت توحیدی انسان است (فيروزمهر، 1393، ص10-12). قرآن، بهترین نسخه شفابخش بيماري‌هاي روحی مؤمنان است (اسراء: 82). در قرآن، همۀ انسان‌ها به کسب فضایل اخلاقي و دوری از رذایل اخلاقي، دعوت شده‌اند (نحل:90). افزون بر اين، خداوند هدف از نزول قرآن را پرورش همه‌جانبۀ انسان‌ها (تزکیه)، بيان داشته‌ (جمعه: 2) و همة معارفي كه در قرآن مطرح شده، در اين راستا قابل ارزيابي است (تاج‌الدين و پازارگادي، 1388). پیامبر اسلامˆ نيز هدف از بعثت خویش را به کمال رساندن مکارم اخلاق بیان داشته (مجلسي، 1403ق، ج16، ص210) فرموده‌اند: اسلام،‌ همان داشتن اخلاق نيك است (متقي هندي، 1409ق، ج3، ص17).

    در روان‌شناسي و علوم تربيتي نيز رویکردهای متنوع و بسياري در زمينۀ تربیت اخلاقی وجود دارد؛ اما مهم‌ترين و مشهورترين آنها، رویکرد شناخت و رشد استدلال اخلاقی، رویکرد تربیت‌منش و رویکرد غم‌خواري است (داودي، 1385).

    رویکرد شناخت و استدلال اخلاقی از سال 1960م توسط کلبرگ و همکاران او، در طراحی برنامه‌های مربوط به تربیت اخلاقی مطرح گردید. در این روش، تحول اخلاقی تابعی از رشد و تحول شناختی فرد است. قانونمندی‌های اخلاقی، پیرو قانونمندی‌های شناختی به وجود می‌آید و گذر از مرحله ابتدایی اخلاقی، به مراحل بالاتر، با تحول شناختی کودک حاصل مي‌شود (رهنما، 1388، ص60).

    رويكرد تربيت‌منش، ریشه در عقاید اخلاقی فلاسفۀ فضیلت‌مدار، مانند ارسطو دارد. اين رویکرد، از نیمۀ اول قرن بیستم از سوي بنیادگرایانی مانند بنت، کیلپاتریک، ریان و وینی، به عنوان جانشینی برای رویکردهایی مانند تبیین ارزش‌ها و رشد اخلاقی کولبرگ مطرح شده‌ است (غفاري، 1384). اين رويكرد، برخلاف رويكرد شناختي كه تنها به ذهن دانش‌آموز و آگاهي‌هاي اخلاقي او توجه داشت، به پرورش منش اخلاقي دانش‌آموزان توجه دارد؛ زيرا معتقد است كه پرورش شناخت و استدلال اخلاقي در كودكان، به تنهايي موجب نمي‌شود كه آنان، اخلاقي زندگي و رفتار كنند.

    یکی از رویکردهاي جدید در فلسفه اخلاق و تربيت اخلاقي، رویکرد «دل‌مشغولی» يا «مراقبت» است. پايه‌گذاران اصلي اين رويكرد، گيليگان و نل نادينگز مي‌باشند (غفاري، 1384). اين رويكرد، مهم‌ترین مقدمات اخلاق سنتی مانند فضیلت، استدلال، داوري و جهان‌شمولی را به چالش كشيده، به جاي آن بر عنصر عاطفه تأکید می‌کند که موجب تصمیم‌گیري در لحظات تعارض، ارتباط مثبت با یکدیگر، دل‌مشغولی طبیعی و... می‌شود. این دیدگاه، اخلاقی بودن را به ارتباط با دیگران بر مبناي احساس مسئولیت، پذیرندگی و پاسخ‌گویی منوط می‌داند (همان). به‌طور کلی، رویکرد دل‌مشغولی بر عاطفه یا احساس تأکید می‌کند و از لحاظ فلسفی، بر عاطفه‌گرایی و طبیعت‌گرایی عملگرا تکیه دارد. توسل به عقل، منطق یا اصول اخلاقی، در توجیه رفتار اخلاقی چندان مورد توجه متفکران این مکتب نیست و بر مفاهیمی نظیر همدردي، نوع‌دوستی، شفقت و احساس مسئولیت تأکید دارد (همان).

    بنابراين، رويكردهاي متفاوتي براي تربيت اخلاقي وجود دارد كه هريك، مباني، اهداف، اصول و روش‌هاي متفاوتي براي تربيت اخلاقي دارند. ازاين‌رو،‌ متصديان و دلسوزان امر تربيت، آموزش و پرورش در كشور ما، بايد اين رويكردها را شناخته، با مباني ديني و ملي كشور ما ارزيابي كنند و در طراحي يك نظام تربيت اخلاقي كارآمد، از آنها استفاده كنند. در اين ميان، رويكرد دل‌مشغولی، اهميت ويژه‌اي دارد؛ زيرا نادينگز، كه نظريه‌پرداز اصلي اين رويكرد است، خود، مربي و معلمي است كه در همه مقاطع آموزشی، از ابتدایی تا دانشگاه تدریس کرده، در كنار تجربه‌هاي خود در تربيت و تدريس، خدماتی همچون مدیریت و برنامه‌ریزي درسی را براي مدارس عمومی انجام ‌داده است. لذا با مسائل و مشكلات تربيت اخلاقي در جهان كنوني درگير بوده، نظريات خود را بر اساس تجربه‌هاي عملي و تحقيقات نظري خويش، در جهت حل اين مسائل و مشكلات، ابداع و تبيين كرده است (کلمن، دپ و اورارک، 2011م).

      1. پيشينۀ پژوهش

    با توجه به جديد بودن رويكرد دل‌مشغولی در تربيت اخلاقي، منابعي كه به معرفي اين رويكرد، به‌ويژه به زبان فارسي پرداخته‌اند، اندك مي‌باشند. با اين حال، در اين زمينه مي‌توان از پژوهش‌هاي غفاري (1384 و 1385) ياد كرد كه اين رويكرد را معرفي كرده، نقدهاي اشخاصي مانند اسلوت، هولمز، استویانوف و کار را به اين رويكرد، بيان كرده است. غفاري (1384) در اين پژوهش، پيشينۀ تاريخي عاطفه‌گرايي را بررسي كرده ‌است. حقيقت و مزيدي (1387)، در اثر خود، به معرفي مباني فلسفي و روش‌هاي آموزشي چهار رويكرد تبيين ارزش‌ها، تربيت‌ منش، رشد شناختي و رويكرد ديني پرداخته‌اند. موحد، باقری و سلحشوری (1387)، ديدگاه‌هاي تربيتي غزالي را بر ديدگاه‌هاي تربيتي نادينگز تطبيق داده‌اند. حاتمي و غفاري (1393)، نيز مباني و اصول فلسفي و هستي‌شناسي در اخلاق ارتباطي نادينگز و كتاب مفاتيح الحيات جوادي آملي را بررسي كرده، به نقد مباني و اصول اخلاق ارتباطي نادينگز پرداخته‌اند. سجادی (1379)، نيز در مقالۀ «رویکردها و روش‌های تربیت اخلاقی و ارزشی»، به صورت كلي به معرفي برخي رويكردهاي تربيت اخلاقي و برخي روش‌هاي تربيت اخلاقي، پرداخته است. نادري (1392)، در پايان‌نامۀ «بررسی الگوهای تربیت اخلاقی معلمان در دوره ابتدایی بر اساس رویکرد عاطفه‌گرایی»، نشان داد که بر اساس روش‌هاي تربيت اخلاقي در رويكرد دل‌مشغولی، آموزش‌های اخلاقی معلمان، بیشتر بر اساس روش‌هاي سرمشق‌دهی و تأیید است و کمتر از روش‌های گفت‌وگو و ارائه تکالیف استفاده می‌کنند.

    پژوهش‌هايي كه به معرفي تربيت اخلاقي اسلامي و قرآني پرداخته ‌است و مباني، اصول، اهداف و روش‌هاي آن را بيان كرده ‌است، بسيار فراوان و متنوع است. مثلاً كساني همچون فيض كاشانى‏ (1376) و نراقي (1378)، با سبكي سنتي، فضائل و رذايل اخلاقي را برشمرده، روش‌هاي اسلامي رفع و دفع رذايل و ايجاد و تقويت فضايل را بيان كرده‌اند. افزون بر منابع قديمي، امروزه، پژوهش‌هايي با سبك جديد، در زمينه تربيت و تربيت اخلاقي اسلامي و قرآني، انجام گرفته است. باقري (1385) تلاش كرده است با سبكي نوين و كاربردي، مباني، اصول و روش‌هاي تربيت اسلامي را ارائه كند. روحانی‌نژاد (1389) و مطهري (1382) نيز به بيان برخي از اصول، اهداف و روش‌هاي تربيت در اسلام پرداخته‌اند. فیروزمهر (1393) برخي مباني، اهداف، اصول و روش‌هاي تربيت اخلاقي را از نگاه قرآن، بيان كرده ‌است.

      1. بيان مسئله

    اگرچه پژوهش‌هايي در زمينۀ تربيت اخلاقي در قرآن و رويكرد دل‌مشغولی انجام شده ‌است، اما تاكنون كتاب يا مقاله‌اي به صورت تخصصي، روش تأييد را بررسي نكرده، و ديدگاه قرآن را در اين زمينه، بيان نكرده ‌است. از‌اين‌رو، اين پژوهش در تلاش است به بررسي روش تأييد پرداخته، ديدگاه رويكرد دل‌مشغولی و قرآن را در اين باره بيان كند. از‌اين‌رو، اين پژوهش درصدد پاسخ‌گویی به اين پرسش‌هاست:

    1. اهداف و روش‌هاي تربيت اخلاقي، در رويكرد دل‌مشغولی و اهداف و روش‌های برگرفته از آموزه‌های اخلاقی قرآن چيست؟

    2. روش تأييد چيست، چه مشابهت‌ها و تفاوت‌هایی میان روش القا (تلقین) و تأیید وجود دارد؟

    3. مواضع ديدگاه قرآنی و رويكرد دل‌مشغولی دربارۀ روش تأييد در تربیت اخلاقی چگونه است؟

    روش انجام اين پژوهش، توصیفی‌ـ تحلیلی و مقایسه‌اي است؛ به اين شكل كه ابتدا، رويكرد دل‌مشغولی و اهداف و روش‌هاي تربيت اخلاقي در آن، با مراجعه به كتاب‌ها و مقالات مرتبط بيان شده ‌است. سپس، اهداف و روش‌هاي تربيت اخلاقي در قرآن، با مراجعه به آيات قرآن و كتاب‌هاي مرتبط، استخراج شده و در سه محور انديشه، احساس و رفتار ارائه گرديده است. در نهايت، با بررسي آموزه‌هاي اخلاقي قرآن، ديدگاه قرآن، دربارۀ روش تأييد بيان شده ‌است.

      1. 1. اخلاق و تربيت اخلاقي در رويكرد دل‌مشغولی

    در دل‌مشغولی، فرد با ملاحظه نیاز و کاستی‌ها در موضوعات مختلفی که ممکن است مورد دل‌مشغولی وی واقع شوند، دچار حالت رنج درونی می‌شود و در حالتی از رنج و اضطراب قرار می‌گیرد. در واقع، این حالت او را بیدار می‌کند تا از خود فراتر برود. بر اثر همین بیداري و حالت، نیازهاي دیگران را نیازهاي خود دانسته، در جهت برآورده كردن آنها به گونه‌اي تلاش می‌کند که دیگري را خود فرض می‌کند. در واقع، اساس این رویکرد، میل عاطفی نسبت به دیگران است. این میل، ناشی از تجربه‌هایی است که فرد در کودکی یا در گذشته، مورد دل‌مشغولی قرار گرفته‌ است (حاتمي و غفاري، 1393). اين رويكرد، بر زندگی با یکدیگر، ایجاد، نگهداری و توسعه روابط مثبت و همچنین بر انگیزش در تربیت اخلاقی تأکید دارد. بنابراين، دل‌مشغولی باید در راستاي رفاه، حمایت و بزرگی شخص مورد دل‌مشغولی باشد (غفاري، 1385، ص60).

    هدف از تربيت اخلاقي در رويكرد دل‌مشغولی، وارد كردن اخلاق در زندگي روزمره، اجتناب از آسيب رساندن به ديگران و بهبود بخشيدن به روابط انسان با ديگر موجودات است (نادينگز، 2002م، ص11). از‌اين‌رو، نادينگز اقسام دل‌مشغولی را اين‌گونه برمي‌شمارد:

    1. دل‌مشغولی براي خود: اين دل‌مشغولی شامل زندگی بدنی (ورزش، استراحت و تغذیه مناسب)، زندگی معنوی، زندگی شغلی و زندگی تفریحی می‌شود.

    2. دل‌مشغولی در حوزه درونی كه به دو شكل رابطۀ برابر و رابطۀ نابرابر وجود دارد.

    3. دل‌مشغولی براي افراد غریبه و دور: اين‌گونه دل‌مشغولی، به دل‌مشغولی در جهان گسترده‌تر، غریبه‌ها، خارجی‌ها و افراد معلول می‌پردازد. البته این دل‌مشغولی با مشکلات بیشتري صورت می‌گیرد؛ زیرا با کسانی که دور هستند، کمتر می‌توان روابط متقابل برقرار کرد. بنابراین، قادر به ارائه همدلی متقابل نیستیم. پس در برابر کسانی که امید به پاسخ متقابل آنها نیست، الزام و وظیفه کمتري داریم.

    4. دل‌مشغولی براي جانداران، گیاهان و زمین: نادینگز معتقد است، زندگی ما به زندگی حیوانات و گیاهان وابسته است. بنابراین، دل‌مشغولی براي حیوانات، گیاهان و محیط زیست نیز یکی دیگر از لوازم زندگی اخلاقی است.

    5. دل‌مشغولی براي جهان مصنوع: هرچند اشیا تأثیر اخلاقی مستقیمی بر ما ندارد، اما چگونگي رفتار ما با اشیا، بر زندگیمان اثرگذار است. بنابراين، رفتار غمخوارانه در این حوزه، شامل استفاده به‌جا و درست از اشیا، حفظ و مراقبت از آنها، ساخت، مرمت یا تعمیر آنها و درك و شناخت ارزش آنهاست.

    6. دل‌مشغولی براي اندیشه‌ها: در بحث دل‌مشغولی براي اندیشه‌ها، به علائق دانش‌آموزان پرداخته، گفته شده ‌است به جاي اینکه بر موضوعات خاصی متمرکز شویم، باید بدانیم که دانش‌آموزان به چه چیزهایی علاقه نشان می‌دهند. بنابراین، باید به این علائق احترام گذاشت. اگر بخواهیم دل‌مشغولی براي اندیشه‌ها محقق شود، باید دید دانش‌آموزان مایل به یادگیري چه چیزهایی هستند؛ برنامه تربیتی، باید با توجه به سطح درك آنها تنظیم شود. دانش‌آموزانی که نسبت به موضوعی علاقه‌مند نيستند، در سطح دیگري قرار داده می‌شوند. این امر، به معناي سطح پایین‌تر نیست، بلکه سطحی متفاوت است و هر دانش‌آموزي باید در سطحی قرار گیرد که خود او انتخاب می‌کند و مفید تشخیص می‌دهد (غفاري، 1385، ص60-63). به عقيدۀ نادينگز، ايجاد چنين مدارس و كلاس‌هايي، موجب پرورش نابغه‌ها، در رشته‌هاي مختلف علمي مي‌شود (نادنيگز، 1992م، ص60).

    روش‌هاي تربيت اخلاقي، كه رويكرد دل‌مشغولی براي رسيدن به هدف تربيت اخلاقي خود، به كار مي‌گيرد، عبارتند از:

        1. ارائه الگو

    اين رويكرد، مي‌كوشد منظور خود از دل‌مشغولی را از طریق الگوهاي خارجي، که دل‌مشغولی را در رفتار خویش نمایش می‌دهند، به متربيان معرفی كند؛ نه صرفاً در گفته‌ها و نوشته‌ها (نادينگز، 1998م، ص131). مربیان، معلمان و والدین، از الگوهای اصلی در تربیت اخلاقی به شمار می‌روند (رهنما، 1388، ص56). نادینگز معتقد است دانش‌آموزان از راه الگوها یاد می‌گیرند که چگونه نسبت به دیگران غم‌خواری کنند؟ همچنين، تشویق می‌شوند که آن رفتارها را برای خودشان انجام دهند (منصوري قزالحصار، 1394، ص38-39).

        1. گفت‌وگو

    «گفت‌وگو» به معناي سخن گفتن، گفت‌وگوي متقابل يا ارائۀ شفاهي بحث‌ها براي طرف مقابل، كه صرفاً پاسخ به سؤالات پراكنده باشد، نيست؛ بلكه روند و پايان آن، از ابتدا مشخص نيست. گفت‌وگو چيزي نيست كه از قبل، دربارۀ آن تصميم گرفته شده باشد و بعد در كلاس درس، به بحث گذاشته شود. پس گفت‌وگو مي‏تواند تفريحي يا جدي، منطقي يا تخيلي، هدف‏مدار يا فرايندمدار باشد؛ اما هميشه در جست‌وجوي چيزي است كه در آغاز معين نشده ‌است. گفت‌وگو، فرصت‌هايي را به يادگيرندگان براي سؤال كردن از علت مسائل مي‌دهد و از اين طريق بر آگاهي آنان مي‌افزايد. نادينگز معتقد است، يكي از علل جرم و بزهكاري، به‌ويژه در نوجوانان، تصميمات جاهلانۀ نادرست است. بنابراين، نوجوانان مي‌توانند از طريق گفت‌وگو آگاه شده، تصميمات درست بگيرند و از جرم، دور بمانند (نادينگز، 1992م، ص23). گفت‌وگو در مورد دل‌مشغولی، در سه سطح به متربي کمک می‌کند: اول اینکه، بدون گفت‌وگو نمی‌توان دل‌مشغولی را به درستی الگوسازي كرد. دوم اینکه، متربي با صحبت کردن در مورد دل‌مشغولی، با اَشکال مختلف آن آشنا شده، در نتیجه بهتر خواهد توانست رفتارهاي مختلف بزرگسالان، همچون سخت‌گیري یا سهل‌گیري را به عنوان دل‌مشغولانه یا غیر آن، ارزیابی و طبقه‌بندي کند (غفاري، 1384). سوم، با گفت‌وگو مي‌توان با ديگران، ارتباط عاطفي دل‌مشغولی برقرار كرده، آن رابطه را حفظ كرد (نادينگز، 1992م، ص23).

        1. عمل

    نادينگز مي‌گويد: ما و بچه‌ها، نياز داريم كه دل‌مشغولی را به صورت عملي تمرين كنيم. مثلاً دانش‌آموزان در تعمير وسايل آسيب‌ديده كمك كنند؛ در حفظ نظافت محيط همكاري كنند؛ والدين را در كارهاي خانه ياري دهند و مواردي از اين قبيل. بنابراين، بايد ساختار قانوني و فرصتي فراهم شود تا دانش‌آموزان در خانه، مدرسه، پارك‌ها، بيمارستان‌ها، ادارات، مزارع كشاورزي و مانند آن، بتوانند دل‌مشغولی را به صورت عملي، تمرين و تجربه كنند (نادينگز، 1986م، ص187). تجربۀ عملي كارهاي دل‌مشغولانه و مشاركت گروهي متربيان در آنها، از يك سو، ظرفیت توجه‌کنندگی و ارتباط بین‌فردي دانش‌آموزان را توسعه خواهد داد (غفاري، 1384). از سوي ديگر، متربيان با فوايد و پيامدهاي رفتارهاي اخلاقي و غم‌خوارانۀ خود مواجه مي‌شوند. اين امر، نقش مهمي در تربيت اخلاقي آنان خواهد داشت (رهنما، 1388، ص66).

        1. تأیید

    وجه تمايز رويكرد دل‌مشغولی از ساير رويكردها، در روش تربيتي تأييد است (نادينگز، 1998م، ص132). در روش تأييد، ما شخصيت يا كار مخاطب را به بهترين شكل ممكن، به‌گونه‌اي كه مطابق با واقع باشد، ارزيابي كرده، كارهاي او را به بهترين انگيزه‌هاي واقعي ممكن، نسبت مي‌دهيم (نادينگز، 2002م، ص288). در ادامه، به صورت مفصل از ‌اين ‌روش، بحث خواهد شد.

      1. 2. اخلاق و تربيت اخلاقي در آموزه‌های قرآنی

    قرآن، كتاب و برنامۀ جامع تربيت است (فيروزمهر، 1393، ص139). اين كتاب، انسان‌ها را به گام نهادن در مسير رشد و تربيت، تشويق كرده، ويژگي‌هاي نيك اخلاقي و صاحبان اين ويژگي‌ها را ستوده (فرقان:76-63) و خصوصيات بد اخلاقي و صاحبان آنها را، نكوهش كرده است (ماعون:7-1). اهدافي كه قرآن براي تربيت اخلاقي انسان در نظر دارد و روش‌هاي قرآن براي رسيدن به آنها، در سه حوزة اهداف و روش‌هاي پرورش اندیشۀ اخلاقی، اهداف و روش‌هاي پرورش احساسات اخلاقی، اهداف و روش‌هاي پرورش رفتار اخلاقی قرار دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.[1]

        1. 2-1. اهداف و روش‌های پرورش اندیشه اخلاقی

    پرورش بعد شناختي و فكري متربي و آشناسازي او با ويژگي‌هاي اخلاقي خوب و بد و قواعد و اصول اخلاقي، نقش تعيين‌كننده‌اي در تربيت اخلاقي دارد (داودي، 1388، ج3، ص94). از‌اين‌رو، قرآن در تربيت انديشۀ اخلاقي انسان، دو هدف دارد: پرورش آگاهی اخلاقی متربی و پرورش فهم و تعقل اخلاقی او.

    يكي از اهداف تربيت اخلاقي در قرآن، دادن برخي شناخت‌هاي اخلاقي به متربي و آشناسازي او با اصول و ارزش‌هاي اخلاقي است. مثلاً انسان به خوبي و ارزشمند بودن بخشش و كمك به ديگران، آگاه است. اما پرسشي كه مطرح مي‌شود، اينكه بخشيدن از مال خود به ديگران، تا چه اندازه‌اي رواست؟ خداوند حكيم در آيۀ 29 سورۀ اسراء به اين پرسش پاسخ مي‌دهد كه در بخشش، ميانه‌رو باشيد؛ يعني نه آن اندازه بخيل باشيد كه هيچ خيري از شما به ديگران نرسد و ديگران، شما را سرزنش كنند (ملوم) و نه آن‌گونه ببخشيد كه خودتان نيازمند و درمانده (محسور) شويد (سيد بن قطب، 1214ق، ج4، ص2224). قرآن براي پرورش آگاهي اخلاقي انسان، از روش‌هاي زير استفاده مي‌كند:

          1. دادن بينش صحيح به انسان در مورد هستي

    قرآن تلاش مي‌كند تا بينش و ديدگاهي صحيح به انسان‌ها، در زمينه‌هاي مختلف بدهد. مثلاً در مورد نظام هستی (آل عمران: 167)، دربارۀ دنیا و حقيقت زندگي (کهف: 7)، در زمينۀ حقیقت انسان و جايگاه او در نظام هستي (فاطر: 15)، در مورد تاریخ، جامعه و آيندۀ بشر در زمين (مجادله:21) و دربارۀ مرگ و پس از مرگ (عنکبوت:64). براي مثال، قرآن اين شناخت را به انسان مي‌دهد كه زندگي حقيقي و ابدي او،‌ پس از مرگ است (عنكبوت:64) و انسان در جهان پس از مرگ، سزاي كارهاي خود را مي‌بيند (آل عمران: 185). از ديدگاه قرآن، يقين به جهان پس از مرگ و حسابرسي كارهاي انسان در آن جهان، موجب فروتني انسان (بقره:45-46)، افزايش بردباري انسان در سختي‌ها (بقره:155-156)، راحت شدن نيكوكاري و كمك به نيازمندان براي انسان (نمل:3)، دادگري و رعايت حقوق ديگران (اعراف:29) و مانند آن است.

          1. بيان صفات اخلاقي نيك و بد و آثار و عواقب آنها

    قرآن ویژگی‌های اخلاقی زیبا و زشت را برای مخاطبان نام برده، تعریف و تحلیل مي‌کند (داودي، 1388، ج3، ص128). براي مثال، قرآن جهت دور نگه داشتن افراد از تكبر و غرور، برخي آثار آن را بيان داشته ‌است. مانند بي‌توجهي به عقل و منطق (غافر:37)، دور شدن از خداوند (لقمان: 18) و همراه با شيطان، به جهنم وارد شدن (اعراف: 18). همچنين، يكي از صفاتي كه خداوند از آن تمجيد كرده، حيا داشتن است (قصص:25).«حيا» در لغت به معناي رنجش و بيزاري نفس انسان، از زشتي‌ها و ترك آنهاست (راغب اصفهاني، 1412ق، ص268). وجود اين صفت در انسان، موجب دور شدن انسان از آلودگي‌ها و رفتارهاي زشت است (اسديان، قطبي و شعيري، 1394).

          1. تبیین موانع رفتارهای اخلاقی و راه‌های غلبه بر آنها

    براي نمونه، آيات 267-268 سورۀ بقره، موانع انفاق و كمك به نيازمندان را بيان مي‌كند. علامه فضل‌الله در تفسير اين آيات مي‌گويد: انسان به خاطر علاقه‌اي كه به اموالش دارد،‌ ذاتاً بخيل است. افزون بر اين،‌ اگر بخواهد به نيازمندان كمك كند، شيطان او را وسوسه كرده،‌ نسبت به از دست دادن ثروتش و فقير شدن، مي‌ترساند. به اين شكل انسان از كمك كردن به نيازمندان، منصرف مي‌شود. اما خداوند براي اينكه انسان بتواند بر اين ترس غلبه كرده، به نيازمندان كمك كند، مي‌فرمايد: روزي انسان به دست خداست و بخشش، ثروت انسان را زيادتر كرده، علاوه بر اين، سبب بخشيده شدن گناهان انسان مي‌شود (فضل‌الله، 1419ق، ج5، ص106).

    يكي ديگر از مهم‌ترين اهداف تربيت انديشۀ اخلاقي در قرآن، پرورش فهم و تعقل اخلاقي در متربي است (عابدي، 1384). مقصود از «پرورش تفکر» و «تعقل اخلاقی» این است که متربی با عقل و بینش پرورش یافته، بر اساس تعالیم دینی، به معیارهایی دست یابد که بتواند بایدها، فضیلت‌ها و امور سودمند و همچنین نبایدها، رذیلت‌ها و امور زیان‌آور را بشناسد و بر اساس آن، رذیلت‌ها را از خود دور کرده، خود را به فضایل اخلاقی آراسته كند (داودي، 1388، ج3، ص132). قرآن براي پرورش فهم و تعقل اخلاقي متربيان از روش‌هاي زير استفاده مي‌كند:

          1. بیان دليل دستورهای اخلاقی

    به عنوان نمونه، قرآن هنگامي كه در آيات 90-91 سورۀ مباركۀ مائده، مي‌خواهد حرمت شراب و قمار را بيان كند، علت حرام شدن آنها را نيز مي‌گويد. قرآن، اين دو را رجس، به معناي چيز نجس و ناپاك، و كاري شيطاني كه سبب ايجاد دشمني و كينه در ميان افراد، متزلزل كردن جامعه و غافل شدن از خداست، معرفي مي‌كند (طبرسي، 1372، ج3، ص370). به‌كار گيري اين شيوه، از يك سو، موجب مي‌شود كه متربي با علت حرمت مشروب و قمار،‌ آشنا شده، راحت‌تر و بهتر از آنها دوري كند. از سوي ديگر، موجب مي‌شود متربي به اين فهم و شناخت برسد كه از كارهاي زيان‌آوري كه سبب غافل شدن از خداوند و ايجاد كينه و دشمني ميان او و ديگران است، دوري كند.

          1. داستان‌گويي

    قرآن، براي پرورش اخلاقي مخاطبان، 221 داستان تربيتي نقل كرده ‌است (حقيقت و مزيدي، 1387). براي نمونه، خداوند، داستان صاحبان باغ ميوه را نقل مي‌كند (قلم:17-34). داستان از اين قرار است كه پيرمردي مؤمن، باغي خرم و بزرگ داشت. او هر سال، بخشي از ميوه‌هاي باغ را به نيازمندان مي‌داد. وقتي كه پيرمرد از دنيا رفت، فرزندان او گفتند: از اين پس سهمي به نيازمندان نمي‌دهيم. آنها، براي اينكه هنگام چيدن ميوه‌ها، نيازمندان، آنان را نبينند و سر نرسند، قرار گذاشتند صبح زود و در تاريكي، براي چيدن ميوه‌ها بروند. زماني كه آنها به باغ رسيدند، ديدند كه جز ويرانه و سوخته‌اي، از باغ باقي نمانده ‌است. اين داستان، نشان مي‌دهد كمك به نيازمندان، بيش و پيش از آنكه به سود نيازمندان باشد،‌ به سود و مصلحت خود ياري‌كننده است (مكارم شيرازي،‌ 1374، ج24، ص394).

          1. تمثيل

    در اين روش،‌ نكته‌هاي پيچيده و فراوان اخلاقي، در قالب مثال، روشن و ملموس شده، متربي به راحتي آنها را درك مي‌كند (حقيقت و مزيدي، 1387). براي نمونه، قرآن براي تبيين نقش انفاق در حفظ و افزايش مال انفاق‌كننده مي‌فرمايد: اموال كساني كه براي رضايت خداوند به نيازمندان كمك مي‌كنند، مانند باغي است كه روي تپه‌اي قرار دارد و هم باران شديد و هم باران اندك، برايش سودمند است و محصولاتش را افزون مي‌كند. اما كار كساني كه براي ريا انفاق مي‌كنند، يا پس از انفاق، منت مي‌گذارند، مانند دانه‌اي است كه بر سنگي كه اندك خاكي بر آن نشسته، پاشيده است و با اندك باد و باراني، خاك و دانه‌ها، شسته شده، فاسد و نابود مي‌گردد (بقره:264-265).

        1. 2-2. اهداف و روش‌های پرورش احساس‌ها و گرایش‌های اخلاقی

    قرآن، افزون بر توجه به انديشۀ انسان، توجه ويژه‌اي نيز به تربيت گرايش‌ها و احساسات اخلاقي انسان كرده ‌است. روش‌هايي كه قرآن براي تربيت احساسات اخلاقي انسان استفاده كرده، عبارتند از:

          1. محبت

    اين روش، از بهترین روش‌های تربیت اخلاقی اسلام است. محبت، نیروی فراوانی در برانگیختن احساسات درونی و شکوفا کردن گرایش‌های متعالی انسان دارد؛ به‌گونه‌ای که هرگاه انسان به چیزی دل بندد، این دلبستگی چنان او را مجذوب خود می‌سازد که همۀ تمایلات و رغبت‌های خود را متوجه خویش می‌کند (حاجي‌بابائيان، 1388، ص199). از‌اين‌رو، مربی برای ایجاد و استوار کردن رابطۀ محبت‌آمیز میان خود و متربی، بايد این علاقه و دوستی خود به متربی را بیان کند. این ابراز علاقه، موجب می‌شود که متربی نیز مربی خود را دوست داشته ‌باشد و با جان و دل به رهنمودهای او گوش داده، عمل کند (باقري، 1385، ج1، ص231). قرآن نیز از این روش استفاده كرده، گاهی نعمت‌هايي را كه خداوند به انسان داده ‌‌است، يادآوري مي‌كند (الرحمن:1-24؛ بقره:29؛ روم:21) تا محبت خداوند در دل انسان زياد شود (فيروزمهر، 1393، ص368). گاهي نيز مي‌فرمايد: خداوند، فلان عمل يا كساني كه فلان صفت (مانند عدالت) را دارند، دوست دارد (حجرات:10؛ ممتحنه:8؛ بقره:195) تا مؤمنان به سمت آن و كساني كه آن ويژگي را دارند، گرايش پيدا كنند. در برخي موارد مي‌فرمايد: خداوند، فلان عمل يا كساني كه فلان صفت (مانند غرور) را دارند، دوست ندارد (نساء:36؛ لقمان:18؛ قصص:77) تا مؤمنان از آن رفتار و صفت اخلاقي و از كساني كه به آن آلوده‌اند، دوري كنند.

          1. معرفی الگوهای اخلاقی

    روش الگـویی، از اساسی‌ترین روش‌های‌ تربیت اخلاقي اسـت (حقيقت و مزيدي، 1387). در این روش، مربی می‌کوشد نمونۀ حالت یا رفتار نیک را در معرض دید متربی قرار دهد، تا او از آن اسوه پیروی کرده، آن حالت یا رفتار را در خویش پدید آرد (باقري، 1385، ج1، ص144). قرآن کریم نيز از ‌اين ‌روش استفاده كرده، برخی افراد را به عنوان اسوه، معرفی می‌کند تا انسان‌ها، از ایشان الگو بگیرند. مانند ابراهيم و اسماعیل‡ كه الگوی تسلیم بودن در برابر خداوندند (صافات:102-103). سليمان† كه الگوي بندگي در اوج قدرت است (نمل:40) و حضرت محمدˆ كه الگوي كامل براي بشريت است (احزاب:21).

          1. برانگيختن و بازداشتن

    ترغيب و ترهيب يا برانگيختن و بازداشتن، به معناي ايجاد شوق و رغبت در فرد، براي انجام كاري يا ايجاد ترس در او براي ترك رفتاري است (ابن‌منظور، 1414ق، ج1، ص422). براي مثال، خداوند براي برانگيختن مسلمانان براي كمك به مظلومان، ميل فطري ياري رساندن به نيازمندان و ستمديدگان را در آنان برانگيخته، مي‌فرمايد: شما را چه شده ‌است كه به داد ستم‌ديدگان نمي‌رسيد (نساء: 75). همچنين ثروتمنداني را كه به دارايي خود، مغرور شده، به ديگران با ديدۀ حقارت‌ می‌نگرند و از مردم، عيب‌جويي و بدگويي مي‌كنند، تهديد كرده،‌ مي‌فرمايد: واي بر آنها! آنها بعد از مرگشان،‌ در آتشي كه جسم و روح آنها و درون و بيرونشان را مي‌سوزاند، عذاب مي‌شوند (همزه:1-9).

        1. 2-3. اهداف و روش‌های پرورش رفتار اخلاقی

    هدف اصلي در تربيت اخلاقي، ايجاد و تقويت عادت‌هاي رفتاري مطلوب در متربي است (حاتمي و غفاري، 1393)، به‌گونه‌اي كه متربي بتواند به آساني، در هر شرايط و در هر موردي، رفتار شايسته اخلاقي متناسب با آن را انجام دهد (داودي، 1388، ج3، ص94). به همين دليل، قرآن تأكيد فراواني بر رفتارهاي اخلاقي دارد و همواره در كنار سفارش به ايمان، به عمل صالح نيز سفارش كرده (بينه:7؛ عصر:3)، آن را نشانۀ راستي و درستي ايمان مي‌داند (انفال:2-4و74). قرآن براي ايجاد توانايي انجام تكاليف اخلاقي در متربيان، روش‌هاي زير را به‌كار گرفته ‌است:

          1. تمرين عملي دادن به متربي

    در شرایع آسمانی، برخی از دستورالعمل‌ها و تكاليف شرعي، در نظر گرفته شده ‌است که متربی باید پیوسته آنها را به‌جا آورد. انجام پيوستۀ اين تكاليف شرعی، اعتدال و بهبود صفات اخلاقي دروني انسان را به دنبال دارد (نصيرالدين طوسي، بي‌تا، ص131؛ نراقي، 1378، ص71). مانند نماز خواندن كه بر همۀ انسان‌ها واجب شده ‌است (نساء:103) كه روحيۀ تكبر و طغيان را در آنان مي‌شكند (ابن بابويه، 1385، ج1، ص248) و انسان را از كارهاي زشت بازداشته (عنکبوت:45)، او را در تحمل سختي‌ها و حل مشكلات، ياري مي‌كند (بقره:153).

          1. تشويق

    در روش تشویق، پي از اینکه متربی عمل اخلاقی را انجام داد، برای اینکه عمل اخلاقی او، تکرار شده، ترک نشود، او را تشویق می‌کنند (باقري، 1385، ج1، ص234). این تشویق و تأیید ممکن است، با تعریف و تمجید زبانی باشد، یا هدیه‌ای مادی، یا معنوی. مانند اینکه خداوند از مسلماناني كه با پيامبر اسلامˆ پيمان وفاداري بستند و به آن وفا كردند، تشكر كرده، مي‌فرمايد: به خاطر اين وفاداري، شما را در جنگ با مشركان، با اينكه تعداد و امكانات شما اندك بود، پيروز گردانديم و غنائم فراواني به شما داديم (فتح:18-20).

          1. تنبيه

    اگر عمل ضداخلاقی از متربی سر زد، برای جلوگيري از تكرار آن، متربي‌ تنبيه مي‌شود (باقري، 1385، ج1، ص234). براي مثال، خداوند می‌فرماید: ما به بني‌اسرائيل در زمان حضرت موسي† نعمت آسايش و غذاهاي لذيذي داديم كه به راحتي در اختيارشان قرار مي‌گرفت؛ اما آنها در برابر اين (نعمت‌ها)، ناسپاسي كردند و ما اين نعمت‌ها را از آنها گرفتيم (بقره:57-61).

          1. مواجه شدن با نتایج عمل

    بر اساس اين روش، به متربی اجازه داده می‌شود تا زیان یا سود عمل خود را ديده و درک کند. هنگامی که فرد ببیند پیامد عمل او، سود یا زیان خودش است، انگیزه‌ای درونی برای انجام یا ترک آن عمل پیدا می‌کند (باقري، 1385، ج1، ص151). مثلاً خداوند مي‌فرمايد: بني‌اسرائيل دو بار به قدرت و رفاه رسيدند. اما طغيان و فساد كردند و هربار، قدرتمنداني را بر آنان شورانديم تا آنان را تار و مار كردند. سپس، خطاب به بني‌اسرائيل مي‌فرمايد: اگر نيكي كنيد يا بدي، به خود كرده‌ايد (مكارم شيرازي، 1374، ج12، ص28، ذيل آيات 4-7 اسراء).

          1. توبه

    یکی از روش‌های تربیتی بسیار مؤثر، روش توبه و بازگشت است (روحاني‌نژاد، 1389، ص144) كه در ادامه به آن مي‌پردازيم.

      1. 3. بررسي روش تأييد در تربیت اخلاقی در رویکرد دل‌مشغولی و آموزه‌های اخلاقی قرآن

    گفته شد يكي از مهم‌ترين روش‌هاي تربيت اخلاقي در رويكرد دل‌مشغولی، كه وجه تمايز رويكرد دل‌مشغولی از ساير رويكردها است، روش تأييد مي‌باشد (غفاري، 1384). در روش تأييد، مربي شخصيت يا كار متربي را به بهترين شكل ممكن، به‌گونه‌اي كه مطابق با واقع باشد، ارزيابي كرده، كارهاي او را به بهترين انگيزه‌هاي واقعي ممكن، نسبت مي‌دهد (نادينگز، 2002م، ص288). به وسيلة فرايند تأييد، مربي، خود بهتري را در فرد نشانه مي‏رود؛ اما عمل خاص او را تأييد نمي‏كند. براي مثال، اگر رفتار غيرغم‌خوارانه از متربي سر زد، مربي به او مي‌گويد: «من می‌دانم شما سعی دارید به دوستتان کمک کنید...» (غفاري، 1385، ص91). تأييد واقعي، مستلزم شناخت درست و كافي افراد مورد دل‌مشغولی است، به‌گونه‌ای كه مربی بتواند انگيزة زيرين آنها را به‌گونه‏اي كه هم‌خوان با واقعيت باشد، مورد اشاره قرار دهد. در اين صورت، فرد مورد دل‌مشغولی، چنين انتسابي را خواهد پذيرفت كه در واقع، اين آن چيزي بوده ‌است كه او مي‏خواسته انجام دهد. چنين تأييدي، قوّت قلبي براي فرد مورد دل‌مشغولی به‌شمار مي‏آيد (غفاري، 1385، ص91).

    فرايند تأیید، مانع سرزنش كردن متربي شده، ديدگاه متربي را نسبت به خود ارتقا داده، سبب ايجاد يك تصوير بهتر از متربي نزد خويش مي‌گردد (نادينگز، 2002م، ص289). بابر، تأیید را عملی تصدیق‌کننده و تشویق‌کننده معرفی می‌کند؛ زیرا معتقد است هنگامي كه ما از سوي دیگران مورد تأیید قرار می‌گیریم، سعی می‌کنیم با آنها هم‌رنگ شویم و به دنبال این هستیم که خود بهتری را برای خودمان در نظر بگیریم (منصوري قزالحصار، 1394، ص40). بنابراين، تأييد و تلقين، از اين جهت مشابهت دارند كه در هر دو، مربي در پي القاي چيزي به متربي است. اما در روش تأييد، مربي‌ در مواردي كه رفتار اشتباهي از متربي سر زده‌ است، ميان رفتار اشتباه متربي و شخصيت خوب و خيرخواه او، تفاوت مي‌گذارد؛ از يك سو، رفتار ناپسند او را نكوهش مي‌كند. از سوي ديگر، شخصيت نيك او را مي‌ستايد و عز‌ت‌ نفس او را تقويت مي‌كند. افزون بر اينها، رفتار درست را نيز به او نشان مي‌دهد. درحالي‌كه در روش تلقين، زشتي و زيبايي صفات و رفتارهاي اخلاقي، بدون بيان دليل خوبي و بدي آنها به متربي القا مي‌شود. از‌اين‌رو، چون در روش تلقين، رشد عقلاني، دانشي و بينشي براي متربي وجود ندارد، برخي از صاحب‌نظران، تلقين را به عنوان روش تربيتي قبول ندارند (صفايي حائري، 1386، ص150؛ باقري، 1379؛ حيدري و نصربختياري، 1388). بررسي آموزه‌هاي اخلاقي قرآن نشان می‌دهد که قرآن کریم، بسیار پیش‌تر از این، روش تأیید را به چند صورت، به کار گرفته است:

        1. 1. بيان كرامت ذاتي انسان

    همان‌گونه كه گفته شد، روش تأييد در پي ايجاد تصويري بهتر از متربي نزد خويش است (نادينگز، 2002م، ص289) و همين هدف در قرآن كريم نيز دنبال مي‌شود. بر اساس آموزه‌هاي قرآن، خداوند در انسان‌ از روح خود‌ دميده (ص:71-72) و او را از بهره‌های درونی ویژه‌ای، مانند عقل و علم، برخودار كرده و او را برتر از ساير آفريدگان قرار داده و زمين و آنچه را در آن است، براي زندگاني او و رشد و رسيدنش به كمال آفريده است (بقره:29). بنابراين،‌ از ديدگاه قرآن، انسان از هر نژاد، قبيله، زبان، جنس، رنگ و سن، داراي بهترين نوع آفرينش و برخوردار از عزت و كرامت ذاتي است (اسراء:70). به همین دلیل، فرشتگاني كه تنها و تنها،‌ براي خداوند سجده مي‌كردند، دستور مي‌يابند كه در برابر اين آيت بزرگ الهي، به سجده افتند (حجر:28-30). از‌اين‌رو، خداوند براي ياري رساندن به انسان در حفظ كرامت ذاتي خود و پرورش آن، تا رسيدن به مقام والاتر از فرشتگان، كتاب كريم خود را براي تربيت آنان فرستاده ‌است (جوادي آملي، 1381، ص331).

        1. 2. ايجاد حس فضيلت‌جويي، عزت‌مندي و شرافت در انسان

    در فرايند تأیید، تصوير و حسي بهتر از متربي نزد خويش ايجاد مي‌گردد (نادينگز، 2002م، ص289). قرآن نيز با بيان آفرينش و فطرت آسماني انسان و جايگاه بلند او در نظام آفرينش، از يك سو، حس فضيلت‌خواهي را در انسان، بيدار و بارور مي‌كند (فيروزمهر، 1393، ص126-128). مقصود از «حس فضیلت‌جویی» این است که انسان به‌گونه‌ای آفریده شده ‌است که به فضايلي چون تقوا، راستي، فداكاري و مانند اينها گرایش دارد. گرایش او به این امور، به این دلیل است که آنها از نظر عقلی و معنوی، نيك و پسنديده‌اند. بر اساس این ميل، انسان به دنبال چیزهایی است که احساس می‌کند، کمال و فضیلت است؛ هرچند ممکن است در شناخت خود، دچار اشتباه شده، چیزی را بطلبد که در حقیقت نقص و رذیلت باشد و از چیزهایی که گمان می‌کند نقص و رذیلت است، دوری می‌کند؛ هرچند که شاید در شناخت خود، اشتباه کند و از فضایل حقيقي، دوری كند (همان). از سوي ديگر، حس كرامت، عزت نفس و بزرگي را در انسان ايجاد مي‌كند (فيروزمهر، 1393، ص126-128). منظور از «عزت نفس»،‌ حكم ارزشي فرد دربارۀ خود و توانايي‌هايش می‌باشد (آذربایجانی و همکاران، 1382، ص119). یکی از مهم‌ترین پایه‌ها و لوازم تربیت، ایجاد حس عزت نفس در متربی است، تا بدین‌گونه او با گرایش و رضایت درونی، به سوی نیکی‌ها حرکت کرده، از بدی‌ها، که انسان را پست می‌کنند، دوری کند (نجارپور استادی، 1387، ص27-48). كسي كه در خود احساس كرامت و عزت كند، خود را از لذت‌ها و نعمت‌هاي زودگذر دنيايي، كه مردم براي رسيدن به آن، خود را به آب و آتش مي‌زنند، بالاتر و ارزشمندتر مي‌بيند و مي‌داند. به همين دليل، براي رسيدن به آن، خود را به گناهان و رفتارهاي زشت، آلوده نمي‌كند. افزون بر اين، هنگام رخ نمودن سختي‌ها و به خطر افتادن اين لذت‌ها و خوشي‌ها، بردباري كرده، كريمانه رفتار مي‌كند. در مقابل، هرگاه انسان خود را پوچ و بي‌هدف ببيند و از گوهر الهي كرامت ذاتي خود غافل شود و خود واقعي‌اش را فراموش كند و خود بدلي و خيالي را جايگزين آن كند، آن‌گاه ارزش و ضدارزش، فضيلت و رذيلت و نقص و كمال براي او بي‌معنا مي‌شود. در اين صورت، انجام هر جرم، شرّ و بدي از چنين انساني انتظار مي‌رود (مكارم شيرازي، 1377، ج1، ص322). پژوهش‌هاي روان‌شناسي و تربيتي نيز نشان مي‌دهد داشتن عزت نفس، موجب استقلال و استواري شخصيت انسان شده (نيلي و همكاران، 1394)، نقش تعيين‌كننده‌اي در از بين بردن اضطراب، استرس و ناراحتي‌هاي رواني كودكان و به دست آوردن آرامش رواني و سلامت معنوي دارد (گلي، 1394).

    با توجه به آثار مهم تربيتي احساس كرامت و عزت نفس، قرآن مي‌كوشد اين احساس را به صورت بنيادي و واقع‌گرايانه در انسان ايجاد كند و در آموزه‌هاي اسلامي، افراد نسبت به اين كرامت ذاتي و گوهر دروني آگاه شده، از آنان خواسته مي‌شود كه آن را به هيچ بهايي، از دست ندهند. همچنين، به آنان دستور داده مي‌شود كه ديگران را نيز اكرام كنند و حس عزت و بزرگی را در آنان تقويت كنند (جوادي آملي، 1381، ص329). از‌اين‌رو، در آموزه‌هاي اسلامي، بسيار بر احترام گذاشتن به كودكان و حفظ عزت آنان تأكيد شده ‌است. براي مثال، قرآن مي‌فرمايد: با پدر و مادر خود، در اوج ادب و با رعايت كامل احترام و عزت آنان، برخورد كنيد (اسراء:23). همچنين مي‌فرمايد: يتيمان را كه شايد در جامعه، از عزت و احترام كمتري برخوردار باشند، به خوبي احترام كنيد (فجر:17). يا دربارۀ انفاق كردن مي‌فرمايد: اگر به نيازمندي كمك نكرديد، اما شخصيتش را بزرگ داشتید، بسيار بهتر از آن است كه به او كمك كنيد، اما آبرويش را ببريد و شخصيتش را در هم بشكنيد (بقره:263-264).‌ همچنين مي‌فرمايد: صدقات و انفاق‌هاي خود را بيشتر به تهي‌دستاني دهيد كه كرامت و عزت خود را حفظ کرده،‌ فقر و نياز شديد خود را ابراز نمي‌كنند و از ديگران كمك نمي‌خواهند (بقره:272-273).

        1. 3. استفاده از روش‌هاي تغافل و توبه

    قرآن کریم، در موارد متعددی، به ضعف و ناتوانی انسان اشاره کرده ‌است (نساء:25-28؛ انفال:66). بنابراین، ازآنجاکه انسان ضعیف است، در انجام تکالیفی که بر عهدۀ اوست، ممکن است دچار سستی شده، نتواند به‌خوبی، به آنها عمل کند. بنابراین، بر اساس اصل مسامحت و آسان‌گیری بر متربی در تربیت، نباید تکالیف سخت به متربی داد و در مقام انجام تکلیف نیز باید با او مسامحه کرد و نباید بر او سخت گرفت (باقری، 1385، ج1، ص220-221). ازاین‌رو، خداوند به مسلمانان اعلان مي‌كند که در دین اسلام، تکالیف سخت و دشوار نیست (حج:78) و خداوند، در مواردی به خاطر ضعف مسلمانان، برخی تکالیف را آسان‌تر کرده ‌است (بقره:185؛ توبه:91). پیامبر اکرمˆ نیز فرموده است دینی که من آورده­ام سهل و آسان است (كليني، 1365، ج5، ص494). افزون بر اين، بر اساس آموزه‌هاي قرآني، نفس انسان به صورت طبیعی و اولیه، از خوبی‌ها و کارهای نیک، گریزان است و او را به بدي‌ها و پستي‌ها فرمان مي‌دهد (يوسف:53). از‌اين‌رو، هميشه احتمال خطا و فرو افتادن انسان در گناهان وجود دارد. به همين دليل، در آموزه‌هاي قرآني و اسلامي، براي حفظ عزت نفس متربي از يك سو، و براي جبران خطا و گناه او از سوي ديگر، و همچنين براي ياري كردن او براي حركت در مسير رشد و سعادت، روش‌هاي تغافل و توبه به‌كار گرفته مي‌شود. نادينگز نيز بر اين باور‌ بود كه اگر خطايي از متربي سرزد، نبايد او را سرزنش كرد؛ بلكه با روش تأييد، بايد تلاش كرد هم شخصيت او را ارتقا بخشيد و هم رفتار درست را به او نشان داد (نادينگز، 2002م، ص289).

    بر اساس اصل حفظ عزت نفس و بزرگي متربي و ايجاد اين حس در او، مربيان بزرگ، بر اين باورند كه اولين مرحلۀ برخورد با خطا و رفتار ناشايست متربي، تغافل است؛ يعني مربي از خطاي متربي، چشم‌پوشي كرده، به‌گونه‌اي با او برخورد كند كه گويا مربي از خطاي او آگاه نشده و از متربي، هيچ اشتباهي سر نزده است؛ زيرا شايد متربي با ارزش‌هاي اخلاقي آشنا نبوده و به اين دلیل، خطايي از او سر زده ‌است. تغافل و چشم‌پوشي از خطاي متربي، موجب مي‌شود كه عزت نفس و احترام متربي حفظ شده، او هم خطاي خود را اصلاح كند و هم ديگر مرتكب آن خطا نشود (داودي، 1388، ج3، ص150)؛ زيرا آنچه مانع می‌شود که متربی آشکارا خطا و گناه نکند، احساس عزت اوست و تغافل، برای حفظ این احساس است (فيض كاشاني، 1376، ج5، ص125).

    از‌اين‌رو، يكي از ويژگي‌هاي خداوند رب العاليمن اين است كه رفتارهاي نيك بندگان را زود آشكار مي‌كند و پاداش مي‌دهد؛ اما كارهاي زشت آنان را مي‌پوشاند تا آبروي بندگان محفوظ بماند. به همين دليل، بندگان برگزيدۀ خداوند، كه راه بندگي او را طي كرده، رنگ و بوي او را گرفته و به مقام خليفة‌اللهي نائل آمده‌اند، نيز همين برخورد را با خطاكاران دارند. مانند برخورد يعقوب† با فرزندان خطاكارش. يعقوب† از حسادت پسرانش نسبت به يوسف† آگاه بود. از‌اين‌رو، از يوسف خواست كه خواب خود را براي آنها بيان نكند. اما هنگامي كه فرزندان يعقوب تصميم گرفتند يوسف را در چاه اندازند و نزد پدر آمدند تا از او بخواهند اجازه دهد كه فردا يوسف با آنها براي چراي گوسفندان و بازي بيايد، يعقوب† مخالفت كرد و فرزندان او‌ اصرار كردند. در نهايت، هنگامي كه پسران از علت مخالفت او پرسيدند، يعقوب به‌گونه‌اي با فرزندان حسود خود سخن گفت كه هم حسادت آنان بيشتر برانگيخته نشود، هم عزت و احترام آنها حفظ شود و هم اينكه حياي آنان و شرم آنها از انجام گناه، بيشتر گردد. ايشان، با پنهان كردن علم خودش به حسادت پسرانش نسبت به يوسف، فرمود: علت مخالفت من اين است كه مي‌ترسم شما از برادر كوچكتان غافل شويد و گرگ او را بخورد. شگفت اينكه هنگامي كه آنان يوسف را بردند و شب، با خبر مرگ او آمدند، اين مربي بزرگ الهي باز تغافل کرد و نگفت شما به خاطر حسادتان بلايي بر سر او آورده‌ايد. اما براي اينكه فرزندانش به خود آيند و هوشيار شده، توبه كنند و بدانند كه پدرشان، تغافل كرده، به آنان فرمود: هواي نفس شما، كار زشتي را در نظرتان، زيبا جلوه داده است و من به خوبي صبر مي‌كنم و از خداوند، براي رفع اين بلا، ياري مي‌خواهم (يوسف:10-18). همچنين، هنگامي كه يوسف† اولين بار بردارانش را كه او را به چاه انداخته بودند، ديد، آنها را شناخت، اما به روي خود نياورد و از آنها انتقام نگرفت (يوسف: 58). نيز هنگامي كه آنان به خاطر پيدا شدن جام عزيز مصر در كالاي بنيامين، به دزدي متهم شده بودند، به يوسف تهمت دزدي زدند؛ اما او از خطاي آنان، چشم‌پوشي كرد و فرمود: خدا بهتر مي‌داند؛ درحالي‌كه قدرت داشت و مي‌توانست آنان را همان‌جا، به شدت مجازات كند (يوسف:77).

    بنابراین، بر اساس آموزه‌های اسلامی، تا زمانی که خطای متربی در پرده و پوشیده است، از روش تغافل برای تربیت او استفاده می‌گردد. اما اگر خطا و گناه او آشکار شد، در اینجا مربی باید از روش عفو، و متربی از روش توبه استفاده کند. انسان به دليل داشتن غرایز و طبع حیوانی، گاهی مرتكب خطا و گناه مي‌شود. در این هنگام، مربی باید متربی خطاکار را نراند، بلکه او را به توبه دعوت كند (فيروزمهر، 1393، ص378).

    توبه، از «تَوب» گرفته شده و «تَوب» به معناي بازگشت از گناه (ابن منظور، 1414ق، ج2، ص61) و شرم داشتن و حيا است (فراهيدي، 1410ق، ج8، ص138). طبرسي مي‌گويد: اصل توبه، بازگشت است و حقیقت آن، پشیمانی بر کار زشت است با تصمیم قاطع بر اینکه دیگر آن عمل را انجام ندهد (طبرسي، 1372، ج2، ص21). بر اساس روش توبه، مربی نباید با دیدن خطای متربی، فوری او را تنبیه کند؛ بلکه باید خودش به سراغ متربی خطاکار رفته، او را متوجه خطایش کرده، آثار و پيامدهاي خطایش را برایش روشن سازد؛ زیرا گاهی فرد خطاکار اصلاً متوجه نیست که کار خطایی انجام داده است. اگر این‌گونه عمل شود، متربی به اشتباه خود پی برده، خود را اصلاح می‌کند (باقري، 1385، ج1، ص167). يكي از آثار و شايد مهم‌ترين اثر روش توبه، روشن كردن نور اميد در دل متربي و انسان خطاكار است. باور به رحمت و بخشش خداوند، موجب مي‌شود كه انسان گناهكار، راه بازگشت و جبران را باز ديده، به آغوش امن و پرمهر پروردگار برگردد (طوسي، 1414ق، ص88). از‌اين‌رو، خداوند گناه‌كاران را از نااميدي بازداشته، به ايشان نويد بخشش مي‌دهد و آنان را به بازگشت به سوي خود و جبران گذشته دعوت مي‌كند (زمر:53-54).

    در روش توبه،‌ بين شخصيت زيبا و نيك متربي و كار ناشايستي كه از او سر زده است، تفاوت قائل مي‌شويم. به‌گونه‌اي كه خود متربي خطاكار را جذب كرده، از شخصيت زيبا و خوب او تمجيد مي‌كند. اما كار زشت او را بد مي‌شماريم و از او مي‌خواهيم كه از خداوند بخشندۀ مهربان بخواهد كه كار بدش را ببخشد و خود او هم بايد خطاي خودش را جبران كند. از‌اين‌رو، خداوند مهربان به پيامبر اكرمˆ دستور مي‌دهد هنگامي كه افراد خطاكار نزد تو مي‌آيند، آنها را با آغوش باز بپذير و به رحمت و بخشش خداوند، نويد ده و بگو كه خداوند، حتماً كساني را كه توبه كرده و خطاهاي خود را جبران كنند، مي‌آمرزد (نساء:64؛ انعام:54). اين روش در سيرۀ اخلاقي حضرت يوسف† نيز مي‌بينيم. برادران يوسف، بسيار به او بدي كردند و او را از پدر دور كرده، آوارۀ ديار غربت كردند. حضرت يوسف† هنگامي كه آنها را ديد، در اوج قدرت بود. اما به روي آنها نياورد كه من يوسفم. هنگامي كه يوسف† خود را به آنها معرفي كرد، خودش به آنان گفت: شما آن ستم را بر من روا داشتيد،‌ چون آن زمان نادان بوديد. اما حالا كه عاقل و دانا شده‌ايد، سرزنشي بر شما نيست و برايشان دعا كرد تا خداوند آنان را بيامرزد (يوسف:92). پس از اين، زماني كه برادران يوسف نزد پدر رفتند، به اشتباه خود اعتراف كرده، از او خواستند برايشان از خداوند، آمرزش بخواهد. يعقوب† نيز آنان را سرزنش نكرد، بلكه فرمود به‌زودي از خداوند مي‌خواهم شما را بيامرزد (يوسف:97-98). سپس، هنگامي كه تمام خانوادۀ يوسف نزد او آمدند و همه در برابر او سجده كردند، براي اينكه آبرو و شخصيت برادرانش را نزد پدر حفظ كند، به پدر فرمود: كاري كه برادرانم با من كردند، به خاطر وسوسه و بدخواهي شيطان بود كه ميان من و برادرانم دشمني و كينه ايجاد كرد (يوسف:100). بنابراين، حضرت يوسف† با اين برخورد خود، از يك سو، آبرو و شخصيت برادران را حفظ كرد. از سوي ديگر، گناه و اشتباه آنان را ناشي از ناداني آنان و افتادن در دام شيطان دانست و آنان را از خطر ناداني و وسوسه‌هاي شيطاني آگاه كرد. همچنين، با تكرار واژۀ «اخوتي» (برادرانم) در مورد برادران خودش، راه و رسم برادري و جوانمردي را به برادران خود ياد مي‌داد.

      1. بحث و نتيجه‌گيري

    يكي از اصول تربيت اخلاقي انسان، حفظ و تقويت عزت نفس و كرامت اوست (هنرجو، بختیار و همكاران، 1394). بر اساس اين اصل تربيتي، انسان کرامت دارد و به خودی خود، بزرگ است و باید او را بزرگ شمرد و زمینه‌های عزت و بزرگي او را فراهم کرد. ازاین‌رو، باید روش‌های تربیتی به‌گونه‌ای باشد که احساس عزت واقعی را در فرد ایجاد کند (باقری، 1385، ج1، ص198).

    هنگامي كه مربي با برخود خوب و محترمانه، عزت و احترام را در متربي تقويت كرد، اين رفتار از يك سو، موجب مي‌شود كه متربي، احساس ارزشمندي و بزرگي داشته، خودپندارۀ مثبت در او شكل گيرد و اعتماد به نفس او افزايش يابد. از سوي ديگر، همين خودپندارۀ مثبت، موجب گرايش دروني او به نيكي‌ها و رفتارهایی است که عزت و آبروی او را نزد دیگران افزایش می‌دهد. همچنین، این خودپنداره، باعث دوري و بيزاري متربی از زشتي‌ها و رفتارهايي می‌شود كه جايگاه و شخصيت نيك او را نزد خود و ديگران، كاهش مي‌دهد (نيلي و همكاران، 1394؛ اخوان، 1378). از‌اين‌رو، قرآن در پي ايجاد باور به کرامت نفس و حس ارزشمند بودن، در افراد و جامعۀ اسلامي است (منافقون: 8). در رویکرد دل‌مشغولی نيز، مربی با روش تأیید در پی این است که میان ذات پاک متربی و عمل خطایی که انجام داده است، تفاوت بگذارد و از این راه، تلقی مثبتی از متربی در ذهن خودش ایجاد کند که این در رشد اخلاقی او اثر مثبت دارد. بنابراین، هم قرآن به حفظ كرامت و عزت نفس متربي تأكيد كرده و از روش تأييد استفاده كرده است، و هم رويكرد دل‌مشغولی. با اين تفاوت كه قرآن در سه حوزۀ اندیشه، احساس و رفتار، با اشاره به كرامت ذاتي و روح الهي انسان و با پرورش حس کرامت و عزت نفس در او، و با نشان دادن روش برخورد درست با انسان خطاکار، به صورت زيربنايي، از روش تأييد استفاده كرده است. اما در رويكرد دل‌مشغولی، بر نيت خير و ارادۀ نيك دروني متربي تأكيد مي‌شود. در مقابل، رويكرد دل‌مشغولی به شكلي روشمند، روش تأييد را تعريف كرده، مي‌كوشد آن را در تربيت اخلاقي به‌كار گيرد. اما اين روش در قرآن، به اين روشني، تعريف نشده‌ است. افزون بر اين، ازآنجاكه تربيت قرآني واقع‌بينانه است، در مواردي كه متربيان، باورها و گمان‌هاي نادرستي در تأييد خودشان دارند، قرآن به نقد اين باورها و گمان‌ها پرداخته، حقيقت را بيان كرده ‌است. براي مثال، قبيله‌اي نزد پيامبر اكرمˆ آمدند و گفتند ما ايمان آورده‌ايم (حجرات:14). اما آيه نازل شد كه خير! ازآنجاكه اينان، به خاطر ترس از كشته و اسير شدن، با زبان ادعاي ايمان و اسلام مي‌كنند، اينان تنها مسلمانند و با اين ادعا،‌ جان و مالشان محترم شده، احكام فردي و اجتماعي مسلمانان، در حق آنها جاري مي‌گردد. اما مؤمن كسي است كه افزون بر اقرار زباني، باور عميق قلبي نيز داشته باشد (طبرسي، 1372، ج9، ص207). همچنين، خداوند به كساني كه خود را پاك و وارسته پنداشته، ادعاي نيك‌خويي و نيك‌رفتاري داشتند، مي‌فرمايد: نيازي به اين ادعاها نيست! من كه به درون دل‌ها و اسرار سينه‌ها آگاهم، بهتر مي‌دانم كه چه كسي وارسته و تزكيه شده ‌است (نجم:32). در داستان گفت‌وگوي ابراهيم† با ستاره، ماه و خورشيدپرستان (انعام:74-84) نيز ايشان، باور آنان به وجود خداوند را و اينكه بايد او را پرستيد، تأييد مي‌نمايد. اما ايشان، با رفتار و گفتار خويش، بطلان و پوچي خداياني را كه آنان مي‌پرستيدند به آنان نشان داد و آفريدگار يگانۀ زوال‌ناپذير را به عنوان تنها خدايي كه شايستۀ ايمان آوردن و پرستيدن است، به آنان معرفي كرد (مكارم شيرازي، 1374، ج5، ص312). اما اين‌گونه نقدي در رويكرد دل‌مشغولی ديده نمي‌شود.

    بنابراین، با توجه به نقش زیربنایی باورمندی به کرامت نفس و حس عزت‌مندی در تربیت انسان، بايسته و شايسته است كه هر انساني، هم كرامت و بزرگي خويش را حفظ كند و هم عزت و كرامت ديگران را (فجر:17). همچنین والدين، مربيان، معلمان و همۀ كساني كه خود را در برابر تربيت اخلاقي افراد و جامعه مسئول مي‌دانند، بايد در رفتار و گفتار خود، عزت، آبرو و شرافت كودكان و متربيان را پاس داشته، پيوسته تقويت كنند و در صورتي كه خطا و اشتباهي از كودكان و متربيان سر زد، با تفاوت گذاشتن ميان آن رفتار اشتباه و شخصيت نيك متربي، رفتار او را سرزنش كرده، شخصيت و عزت نفس كودك و متربي را حفظ و تقويت كنند؛ نه اينكه شخصيت و عزت نفس او را نزد خودش، بشكنند و بدبشمارند و آبروي او را نزد ديگران ببرند.

     

     

    References: 
    • آذربایجانی، مسعود، سالاری، محمدرضا، عباسی، اکبر، کاویانی، محمد، و سيدمهدي موسوی اصل، 1382، روان‌شناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، تهران، سمت.
    • ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، 1385ق، علل الشرائع، تحقيق: سيدمحمدصادق بحرالعلوم، نجف، منشورات المكتبة الحيدرية.
    • ابن شعبة حراني، حسن بن علي، 1363، تحف العقول، چ دوم، قم، مؤسسة نشر إسلامي التابعة لجماعة المدرسين.
    • ابن منظور، محمد بن مکرم، 1414ق، لسان العرب، بیروت، دار صادر.
    • اخوان، شبنم، 1378، «عزت نفس و بزهكاري»، اصلاح و تربیت، ش 73، ص19.
    • اسدیان، صدیقه، قطبی، ثریا، و محمدرضا شعیری، 1394، «طراحی مقدماتی مدل حیا مبتنی بر برداشت از آیات قرآن و مقایسه آن با روان‌شناسی شرم»، روان‌شناسي باليني، ش 12.
    • باقری، خسرو، 1379، «تربیت دینی در برابر چالش قرن بیست و یکم»، مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی، ش 3، ص13-36.
    • ـــــ ، 1385، نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران، مدرسه.
    • تاج‌الدین، مرضیه، و مهرنوش پازارگادی، 1388، «قرآن کریم و نهضت تربیتی پرورشی: مؤلفه‌ها و شاخص‌های تربیتی از دیدگاه قرآن کریم»، کوثر، ش 32، ص62-47.
    • جوادي آملي، عبدالله، 1381، صورت و سيرت انسان در قرآن، چ دوم، قم، اسراء.
    • حاتمی، عماد، و ابوالفضل غفاري، 1393، «بررسی انتقادي اخلاق ارتباطی نادینگز با تأکید بر دیدگاه جوادي آملی در کتاب مفاتیح الحیات»، پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی، ش 22، ص59-83.
    • حاجي بابائيان اميري، محسن، 1388، روش‌هاي تربيت اخلاقي كاربردي در اسلام، تهران، سروش.
    • حر عاملي، محمد بن حسن، 1409ق، وسايل الشيعه، قم، مؤسسه آل‌البيت.
    • حقيقت، شهربانو، و محمد مزيدي، 1387، «بررسي و ارزيابي زمينة فلسفي و روش‌هاي آموزشي چهار رويكرد تربيت اخلاقي معاصر»، انديشه ديني، ش 26، ص105-134.
    • حیدری، محمدحسین، و حسن‌علي نصربختیاری، 1388، «تلقین؛ چالشی فراروی تربیت دینی»، اسلام و پژوهش‌های تربیتی، ش 2، ص85-108.
    • داودی، محمد، 1385، «رویکردها و پرسش‌های بنیادین در تربیت اخلاقی»، فصلنامه علمی پژوهشی انجمن معارف اسلامی، سال دوم، ش 2، ص153-175.
    • ـــــ ، 1374، سيرۀ تربيتي پيامبر و اهل‌بيت، چ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
    • ديلمي، حسن بن محمد، 1374، ارشاد القلوب، چ دوم، قم، شريف رضي.
    • راغب اصفهانى، حسين بن محمد، 1412ق، المفردات في غريب القرآن، دمشق، دار العلم.
    • روحانی‌نژاد، حسین، 1389، تعلیم و تربیت در اسلام، قم، زمزم هدایت.
    • رهنما، اکبر، 1388، درآمدی بر تربیت اخلاقی، تهران، آییژ.
    • سيد بن قطب، 1412ق، فى ظلال القرآن، بيروت، دار الشروق.
    • صفايى حائرى، على، 1386، ‏‏نامه‌هاى بلوغ‏، چ چهارم، قم، ليلة القدر.
    • طباطبايى، سيدمحمدحسين، 1417ق، الميزان فى تفسير القرآن، چ پنجم، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسين حوزه علميه قم.
    • طبرسى، فضل بن حسن، 1372، مجمع البيان فى تفسير القرآن، تهران، ناصرخسرو.
    • طوسی، محمد بن حسن، 1414ق، أمالي، قم، دار الثقافة للطباعة والنشر والتوزيع.
    • ـــــ ، بي‌تا، التبيان فى تفسير القرآن، بيروت، دار احياء التراث العربى.
    • ـــــ ، 1411ق، مصباح المتهجد، بيروت، مؤسسة فقه الشيعة.
    • عابدی، لطفعلی، 1384، «اهداف تربیت از دیدگاه معصومین»، مصباح، ش 57، ص39- 74.
    • غفاری، ابوالفضل، 1385، دو رویکرد معاصر در تربیت اخلاقی، تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی.
    • ـــــ ، 1384، «اخلاق و تربیت اخلاقی از منظر رویکرد دل‌مشغولی: جایگزینی براي رویکرد کولبرگی»، مطالعات تربیتی و روان‌شناسی، دوره 6، ش 2، ص5-28.
    • فراهيدى، خليل بن احمد، 1410ق، كتاب العين، قم، هجرت.
    • فضل‌الله، سيدمحمدحسين، 1419ق، تفسير من وحي القرآن، چ دوم، بيروت، دار الملاك للطباعة و النشر.
    • فیروزمهر، محمدمهدی، 1393، تربیت اخلاقی با نگاهی قرآنی، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • فيض كاشانى، ملامحسن، 1376‏،‌ المحجة البيضاء فى تهذيب الإحياء، چ چهارم، قم، مؤسسه النشر الاسلامى التابعه لجماعه المدرسين.
    • كليني، محمد بن يعقوب، 1365، الكافي، چ چهارم، تهران، دار الكتب الاسلاميه.
    • گلي، مهرناز، 1394، «نقش والدين در پرورش عزت نفس فرزندان و سلامت معنوي آنان از ديدگاه اسلام»، تاريخ پزشكي، ش 25، ص101-128.
    • لیثی الواسطی، علی بن محمد، بي‌تا، عیون الحکم و المواعظ، تحقیق: الشیخ حسین الحسینی البیرجندی، قم، دار الحدیث.
    • متقي هندي، علي بن حسام‌الدين، 1409ق، كنز العمال في سنن الاقوال و الافعال، تحقيق: الشيخ بكري حياني، بيروت، مؤسسة الرسالة.
    • مجلسی، محمدباقر، 1403ق، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار الائمة الاطهار، چ سوم، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
    • محمدی ریشهری، محمد، 1416ق، میزان الحکمة، قم، دار الحدیث.
    • مرتضوي، سيدمحمد، 1375، اصول و روش‌ها در نظام تربيتي اسلام، مشهد، امام محمدباقر.
    • مكارم شيرازى، ناصر، 1374، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية.
    • مكارم شيرازي و همكاران، 1384، اخلاق در قرآن، چ سوم، قم، مدرسة الامام علي بن ابي‌طالب.
    • منصوری قزالحصار، شرف‌الدین، 1394، صلاحیت حرفه‌ای معلمان مقطع ابتدایی شهر تربت جام در تربیت اخلاقی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد.
    • نادری، شیوا، 1392، بررسی الگوهای تربیت اخلاقی معلمان در دوره ابتدایی بر اساس رویکرد عاطفه‌گرایی، پايان‌نامه كارشناسي ارشد دانشگاه كردستان.
    • نجارپور استادی، سعید، 1378، «رابطۀ جو عاطفی خانواده، خودپنداره، عزت نفس و پایگاه اقتصادی اجتماعی بر شکل‌گیری هویت جوانان»، اندیشه و رفتار در روان‌شناسی بالینی، ش 9، ص49-58.
    • نراقى، احمد بن محمد مهدى، 1378، ‏معراج السعادة،‌ چ ششم،‌ قم، هجرت.
    • نصيرالدين طوسى، محمد بن محمد، بي‌تا، اخلاق ناصري، تهران، علميه اسلاميه.
    • نیلی، محمدرضا، نظري، حسین، و ستاره موسوي، 1394، «عزت نفس و آثار تربیتی آن از دیدگاه قرآن و احادیث»، پژوهش‌هاي اجتماعی اسلامی، سال بیست و یکم، ش 2، ص149-175.
    • هنرجو، بختیار، صدیقی، ابراهیم، و عباس صدیقی، 1394، «آسیب‌شناسی تربیت دینی در مدارس»، مجموعه مقالات سومين همايش علمي‌ـ پژوهشي علوم تربيتي و روان‌شناسي آسيب‌هاي اجتماعي و فرهنگي ايران، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی سروش حکمت مرتضوی.
    • Coleman, K.; Depp, L. & O'Rourke, K., «The Educational Theory of Nel Noddings», NewFoundations, retrievedfrom: http://www.newfoundations.com.
    • Noddings, Nel, Caring: A Relational Approach to Ethics & Moral Education, Berkeley and Los Angeles: University of California Press, 1986.
    • Noddings, Nel, Philosophy of Education, Westwiew Press, A Member of Perseus Books, L.L.C, 1998.
    • Noddings, Nel, Starting at Home: Caring and Social Policy, Berkeley and Los Angeles, California: University of Colifornia Press, 2002.
    • Noddings, Nel, The Challenge to Care in Schools: An Alternative Approach to Education, Columbia University: Teachers College Press, 1992.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسینی محمدآباد، سید علی اصغر، رستمی، محمد حسن، غفاری، ابوالفضل.(1398) مقایسه رویکرد دل‌مشغولی و آموزه‌های اخلاقی قرآن؛ به‌کارگیری روش تأیید در تربیت اخلاقی. دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 11(1)، 63-84

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سید علی اصغر حسینی محمدآباد؛ محمد حسن رستمی؛ ابوالفضل غفاری."مقایسه رویکرد دل‌مشغولی و آموزه‌های اخلاقی قرآن؛ به‌کارگیری روش تأیید در تربیت اخلاقی". دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 11، 1، 1398، 63-84

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسینی محمدآباد، سید علی اصغر، رستمی، محمد حسن، غفاری، ابوالفضل.(1398) 'مقایسه رویکرد دل‌مشغولی و آموزه‌های اخلاقی قرآن؛ به‌کارگیری روش تأیید در تربیت اخلاقی'، دو فصلنامه اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 11(1), pp. 63-84

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    حسینی محمدآباد، سید علی اصغر، رستمی، محمد حسن، غفاری، ابوالفضل. مقایسه رویکرد دل‌مشغولی و آموزه‌های اخلاقی قرآن؛ به‌کارگیری روش تأیید در تربیت اخلاقی. اسلام و پژوهش‌های تربیتی، 11, 1398؛ 11(1): 63-84