ميزان درگيري اسناد بالادستي آموزش و پرورش ايران با مؤلفه‌هاي برنامة درسي معنوي

* حسين كارآمد/ استاديار گروه علوم تربيتي، مجمتع آموزش عالي علوم انساني وابسته به جامعة المصطفي العالميه hkaramadbi@gmail.com
محسن ديبايي صابر/ استاديار گروه علوم تربيتي، دانشگاه شاهد m.dibaei1359@gmail.com
دريافت: 29/05/1399 ـ پذيرش: 03/10/1399

چكيده
اين پ‍ژوه‍ش‌ با هدف بررسي ميزان درگيري اسناد بالادستي آموزش و پرورش ايران با مؤلفه‌هاي برنامة درسي معنوي صورت پذيرفته است. روش پژوهش، توصيفي شامل تحليل اسنادي و نيز تحليل محتواست و داده‌هاي اسنادي به‌شيوة كيفي و داده‌هاي تحليل محتوا با استفاده از شاخص‌هاي توصيفي در فرايند تحليلي آنتروپي شانون بررسي شده‌اند. ي‍اف‍ت‍ه‌‌ه‍اي‌ پ‍ژوه‍ش‌ بيانگر آن است كه چارچوب مفهومي برنامة درسي معنوي را مي‌توان بر اساس مدارك و مستندات مرتبط در چهار مؤلفة هنر و زيباشناسي، تعقل، اخلاق و روح تدوين كرد. افزون بر اين، ميزان توجه به مؤلفه‌هاي برنامة ‌درسي معنوي در اسناد بالادستي آموزش و پرورش متفاوت است؛ به‌طوري‌كه در مجموع 510 مرتبه به مؤلفه‌هاي برنامة درسي معنوي در اين اسناد بالادستي توجه شده كه ميزان تراكم آن در مؤلفة اخلاق 198 فراواني (82/38 درصد)، در مؤلفة تعقل 155 فراواني (39/30 درصد)، در مؤلفة هنر و زيباشناسي 95 فراواني (62/18 درصد) و در مؤلفة اعتقاد به روح (ماوراءالطبيعه) 62 فراواني (15/12 درصد) بوده است. همچنين ميزان توجه به مؤلفه‌ها، در سند تحول بنيادين 232 فراواني (49/45 درصد)، در برنامة ‌درسي ملي 154 فراواني (19/30 درصد)، در نقشة جامع علمي كشور 81 فراواني (88/15 درصد) و در چشم‌انداز بيست‌ساله 43 فراواني (43/8 درصد) بوده است. در بين اسناد مورد بررسي، بيشترين ضريب اهميت، مربوط به سند تحول بنيادين آموزش و پرورش (323/0) و كمترين ضريب اهميت مربوط به سند چشم‌انداز بيست‌ساله (109/0) بوده است.
كليدواژه‌ها: آموزش و پرورش، اسناد بالادستي آموزش و پرورش، برنامة ‌درسي معنوي، تحليل محتوا.

سال انتشار: 
1399
شماره مجله: 
24
شماره صفحه: 
41