مهارت هاي تفكر انتقادي دركتاب هاي «مطالعات اجتماعي» دورة ابتدايي

سال هشتم، شماره اول، پياپي 15، بهار و تابستان 1395

حسين کريميان/ گروه فلسفه تعليم وتربيت، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامي، اراک، ايران

                                                                                    hosein.karimian46@yahoo.com

فائزه ناطقي/ گروه فلسفه تعليم وتربيت، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامي، اراک، ايران  f-nateghi@iau-arak.ac.ir

محمد سيفي/ گروه فلسفه تعليم وتربيت، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامي، اراک، ايران Seifiir2000@yahoo.com

دريافت: 18/11/1394 ـ پذيرش: 26/3/1395

چكيده

يکي از مؤلفه هاي تعيين کنندة تعليم و تربيت مؤثر، توسعة مهارت هاي تفکر انتقادي در فراگيران است. ابزار مهم اين فرايند در نظام هاي متمرکز آموزشي، کتاب هاي درسي است که مي  تواند با افزايش ضريب تفکر يا دعوت به پژوهش، رشد تفکر انتقادي را در پي داشته باشد. هدف اين تحقيق ارزيابي ميزان توجه به کتاب هاي «مطالعات اجتماعي» دورة ابتدايي به مهارت هاي تفکر انتقادي است. جامعة آماري کتاب هاي «مطالعات اجتماعي» پايه هاي سوم تا ششم دورة ابتدايي است که مجموع آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوري اطلاعات «چک ليست» محقق ساخته بر اساس مؤلفه هاي تفکر انتقادي ليپمن است. نتايج نشان مي دهد: 1. مهارت هاي تفکر انتقادي در سطوح تجزيه و تحليل، ترکيب، ارزشيابي و توضيح در پايه هاي گوناگون تحصيلي دورة ابتدايي متفاوت است. 2. مهارت هاي تفکر انتقادي در تمام سطوح تجزيه و تحليل، ترکيب، ارزشيابي و توضيح در تمام کتاب هاي پايه هاي سوم تا ششم پايين تر از حد انتظار است. 3. وضعيت نسبي مهارت هاي تفکر انتقادي در سطح توضيح، درکتاب هاي «مطالعات اجتماعي» بهتر از سطوح ديگر است. 4. در مجموع، کتاب هاي «مطالعات اجتماعي» دورة ابتدايي از ايجاد توانايي مهارت هاي تفکر انتقادي مطلوبي در شاگردان برخوردار نيست.

کليدواژه ها: تحليل محتوا، مهارت هاي تفکر انتقادي، مطالعات اجتماعي، دورة ابتدايي.