همسرگزيني؛ بررسي تطبيقي معيارها در انديشة اسلامي با معيارهاي پذيرفته شده از سوي جوانان شهر کرمان

سال چهارم، شماره اول، بهار و تابستان 1391، صفحه 141 ـ 164
Islām va Pazhūheshhāye Tarbīyatī, Vol.4. No.1, Spring & Summer 2012

سيدرضا موسوي*

چكيده

هدف اين پژوهش بررسي معيارهاي پذيرفته شدة جوانان شهر کرمان براي همسرگزيني و تطبيق آن با معيارهاي توصيه شده بر اساس آموزه‌هاي ديني است. بدين منظور، با مراجعه به آيات و روايات، معيارهاي توصيه شده در شرع مقدّس براي يک ازدواج سالم و موفق استخراج گرديد. از سوي ديگر، با شناسايي معيارهايي مورد قبول جوانان (دختر و پسر) در همسرگزيني، مجموعة اين دو دسته معيار در قالب يک پرسش‌نامه گردآمده و در معرض نظرسنجي جوانان 18 تا 35 سال مجرّد شهر کرمان قرار داده شد، تا اولويت‌هاي همسرگزيني آنان شناسايي شود. نتايج به‌دست آمده نشان داد که پاسخ‌گويان از 6 معيار اصلي در ديدگاه نظري اسلام، تنها دو معيار آن يعني «پاک‌دامني» و «عقل و هوش» را در اولويت قرار مي‌دهند. در حالي که جوانان غير از اين دو معيار، معيارهايي همچون «ميزان تحصيلات، وضعيت اقتصادي و شغل» را در رتبه‌بندي خود در اولويت قرار داده‌اند. به عبارت ديگر، پاسخ‌گويان بيشتر معيارهايي را که از نظر آموزه‌هاي ديني در سطح دوم قرار دارند، به‌عنوان معيارهاي سطح اول خود پذيرفته و معيارهاي سطح اول را در آموزه‌هاي ديني در رديف‌هاي بعدي قرار داده‌اند. همچنين در اولويت‌بندي معيارهاي ازدواج، بين دختران و پسران، تفاوت معناداري مشاهده نمي‌شود، هرچند اين هماهنگي در معيارهاي دو جنس، با ملاک‌هاي ديني رابطة معناداري وجود ندارد.

كليدواژه‌ها: معيار همسرگزيني، انديشة اسلامي، جوانان..


* عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بافت، دانشجوي دكتراي مدرسي معارف         mosavireza313@yahoo.com
دريافت: 1390/3/10 - پذيرش: 1390/7/15


 

مقدّمه

پيامبر گرامي(ص) مي‌فرمايند: «هيچ خانه و بنايي نزد خداوند، از ازدواج کردن محبوب­تر نيست.»1

يكي از مهم‌ترين انتخاب‌هاي انسان در زندگي، انتخاب همسر است؛ زيرا بدين وسيله، به تشكيل خانواده مي‌پردازد و اين امر در زندگي شخصي، اجتماعي و تربيت فرزندان تأثير بسزايي دارد. اهميت اين انتخاب به‌قدري است كه مي‌توان سعادت و رضايت و نيز ناكامي و حسرت آدمي را در زندگي به چگونگي اين انتخاب مربوط دانست. ازدواج موفق و تشكيل يك خانوادة پايدار و مستحكم، به دو عامل مهم و اساسي بستگي دارد:

اول. كفويت؛ يعني وجود تناسب، هم‌شأني و هم‌طرازي نسبي ميان زن و شوهر؛
دوم. تفاهم؛ يعني همديگر را فهميدن و علت رفتارهاي همديگر را درک کردن و به ديگري در باورها و رفتارهاي شخصي‌اش حق دادن. در اين صورت توانايي انسان در تحمّل و پذيرش تفاوت­هاي همديگر، تا حدّ شگفت‌آوري افزايش مي‌يابد.

اما براي ازدواج با همسري هم‌شأن و رسيدن به تفاهم در زندگي، آگاهي از ملاك‌هاي منطقي گزينش همسر و رعايت آن در انتخاب ضروري است. جوان مسلمان ايراني بايد باور کند که همسرگزيني بر اساس معيارهاي اسلامي و قرآني است که زوج­ ها را از فوايد شگفت­انگيز ازدواج بهره‌مند خواهند ساخت و با ارضاي نيازهايشان، در بستر عقلانيت و معنويت، همراه با تفاهم و همدلي به آرامش خواهند رسيد. اينجاست که کلام نوراني رسول گرامي(ص) درک مي‌شود که مي‌فرمايند: «هر کس ازدواج کند نيمي يا دو سوم دين خود را به چنگ آورده است. پس در بقية آن پرهيزگاري پيشه سازد.»2 و مي‌فرمايند: «ازدواج سنّت من است و هر کس از سنّت من روي بگرداند از من نيست.»3 نيز مي‌فرمايند: «هرگاه مردي براي ازدواج نزد شما آمد و اخلاق و دينش مورد رضايتتان بود، به او دختر بدهيد؛ زيرا اگر اين کار را انجام ندهيد، در روي زمين فتنه و فسادي بزرگ روي خواهد داد. دوشيزگان همانند ميوه­هايي بر روي درختان هستند که اگر چيده نشوند آفتاب آنان را فاسد مي‌كند؛ زيرا آنان بشرند.»4

با الگوهاي غربي و انسان‌محور، كه حدّ والاي انساني در آن فراموش شده و اعتقاد به مبدأ و معاد مورد انكار قرار گرفته و همة حيات در دنياي موقّت، آن هم براي ارضاي نيازهاي مادي و رواني خلاصه مي­شود، نمي­توان از تحکيم خانواده و کاهش آمار طلاق سخن گفت، بلكه خانواده به شدت آسيب مي‌بيند. متأسفانه در كشور ما نيز به‌دليل عدم توجه به مجموعه­ الگوهاي اسلامي در انتخاب همسر و نيز در روابط زناشويي و غفلت از ارضاي نياز معنوي، هر ساله بر تعداد طلاق­هاي محضري و عاطفي افزوده مي‌شود و خطر ازهم‌پاشيدگي بر سر بسياري از کانون­هاي خانوادگي سايه افکنده است.

«طبق گزارش سازمان ثبت احوال در يازده ماه نخست سال 1388 در هر ساعت، 100 واقعة ازدواج و 14 واقعة طلاق به ثبت رسيده است. نيز در يازده ماه نخست سال 1388، آمار طلاق نسبت به مدت مشابه سال قبل، 2/13 درصد افزايش داشته است.5 در سال 1389 تعداد 137200 واقعة طلاق در كشور ثبت شده كه نسبت به مدت مشابه سال قبل، 1/9 درصد افزايش داشته است.6 مديركل آمار و جمعيت ثبت احوال كشور خبر داد: ازدواج­هاي ثبت شده در سال 1390 بالغ بر 874 هزار و 792 ازدواج بوده و آمار طلاق ثبت شده نيز 142 هزار و 841 مورد بوده که آمار طلاق 1/4 درصد نسبت به سال 1389 افزايش يافته است.7

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، معصومه آباد (رئيس كميتة نام‌گذاري شوراي شهر تهران) با اشاره به رشد آمار طلاق و اينکه 17 درصد طلاق‌ها در سال گذشته (1390)، در سال اول ازدواج رخ داده است، اظهار داشت: شهر تهران بيشترين آمار طلاق را در ميان شهرهاي كشور دارد و علي‌رغم برخي تصوّرات كه وضعيت معيشتي را موجب طلاق مي‌داند، در شمال شهر تهران، آمار طلاق بيشتر از نقاط جنوبي شهر بوده است. در شميران از هر سه ازدواج در سال گذشته، دو مورد به طلاق منجر شده است. اين در حالي است كه در مناطق جنوبي پايتخت، از هر 3/4 ازدواج يكي به طلاق منجر شده است.8

ازاين­رو، شمار روزافزون موارد طلاق موجب شده است تا مشاورة پيش از ازدواج به عنوان يك ضرورت مطرح گردد. اين مشاوره ابتدا در زمينة مسائل پزشکي و ژنتيکي بود، ولي امروزه مشاوره در زمينة مسائل شخصيتي، رواني، معيارهاي انتخاب همسر و چگونگي ارتباط با همسر و ساير اعضاي خانواده، براي كاهش آمار طلاق و اختلافات خانوادگي، از مسائل مهم و اساسي به شمار مي­آيد. بايد اين واقعيت را بپذيريم که جوانان ما مهارت­هاي لازم براي کسب موفقيت و شادکامي در زندگي، به ويژه مهارت انتخاب همسر، را نمي‌شناسند. برخي از جوانان بدون داشتن کمترين اطلاعات لازم در زمينة انتخاب همسر و ساير مهارت­هاي ضروري ازدواج مي­كنند و اين منشأ بسياري از مشكلات بعدي، همچون طلاق است. از اين‌رو، براي کاهش آمار طلاق و به منظور استحکام خانواده‌ها، بايد همة مسئولان براي حلّ اين معضل اجتماعي اقدام کنند. يکي از مهم‌ترين راه‌کارهاي تأثيرگذار در اين زمينه، راهنمايي خانواده­ها و دختران و پسران جوان است تا جلوي انتخاب­هاي ناصحيح گرفته شود. اگر ازدواج و فرايند خواستگاري با معيارهاي عقلاني و توصيه­ هاي قرآن کريم و پيشوايان معصوم(ع) صورت پذيرد، آمار طلاق­ها و اختلافات خانوادگي به شدت کاهش مي­يابد.

هدف اصلي پژوهش «بررسي ميزان ارتباط معيارهاي همسرگزيني از منظر قرآن و حديث با معيارهاي مقبول جوانان شهر کرمان» و اهداف فرعي آن عبارت است از:

1. بررسي و تشخيص معيارهاي انتخاب همسر در انديشة اسلامي؛
2. سنجش معيارهاي پذيرفته شدة جوانان شهر کرمان در انتخاب همسر؛
3. بررسي رابطة بين جنسيت و اولويت‌بندي معيارهاي ازدواج.

سؤال اصلي تحقيق اين است: «آيا ميان معيارهاي اسلامي و معيارهاي مقبول جوانان شهر کرمان براي انتخاب همسر ارتباطي وجود دارد؟» سؤالات فرعي تحقيق اين است:

1. مهم‌ترين معيارهاي انتخاب همسر در انديشة اسلامي کدام است؟
2. اولويت معيارهاي همسرگزيني جوانان شهر کرمان به ترتيب کدام است؟
3. آيا ميان معيارهاي پسران و دختران شهر کرمان براي انتخاب همسر ارتباطي وجود دارد؟

فرضيات تحقيق

در اين تحقيق، يک فرضية اصلي و يک فرضية فرعي آزمون خواهد شد:

فرضية اصلي

H1: بين معيارهاي همسرگزيني جوانان شهر کرمان و معيارهاي اسلامي ارتباط وجود دارد.
Ho: بين معيارهاي همسرگزيني جوانان شهر کرمان و معيارهاي اسلامي ارتباط وجود ندارد.

فرضية فرعي

H1: بين معيارهاي همسرگزيني دختران و پسران شهر کرمان ارتباط وجود دارد.
Ho: بين معيارهاي همسرگزيني دختران و پسران شهر کرمان ارتباطي وجود ندارد.

معيارهاي همسرگزيني در انديشة اسلامي

معيارهاي ازدواج به معيارهاي اوليه (بايسته) و ثانويه (شايسته) تقسيم مي­شود. برخورداري از معيارهاي اوليه در هر زمان و مکاني ضروري است، ولي ملاک‌هاي ثانويه بر حسب شرايط زماني و مکاني قابل تغيير و بازنگري است و پس از وجود ملاک­هاي اوليه اهميت مي‌يابد.

الف. ملاک‌هاي اوليه و بايسته

1. ايمان: رسول خدا(ص) مي‌فرمايند: « اگر كسي به عنوان خواستگاري به نزد شما آمد كه خُلق و دينش را مي­پسنديد با او ازدواج كنيد، و اگر به اين دستور عمل نكنيد فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود خواهد آمد.»9

2. حُسن خلق: مردى به امام رضا(ع) نوشت: يكى از بستگانم از دخترم خواستگارى كرده، ولى او داراي اخلاق بدي است، چه كنم؟ حضرت فرمودند: «اگر بدخلق است، دخترت را به ازدواج او درنياور.»10

3. پارسايي: سومين صفت لازم براي يك همسر مناسب، برخورداري از تقوا11 در حدي است که همسر از گناهاني مانند زنا12 و شراب‌خواري13 اجتناب کند و به طور علني و آشکار، مرتکب گناهان ديگر نشود.14

4. پاك‌دامني: پاک‌دامني زن، او را از خيانت به کانون خانواده و همسر خويش حفظ مي‌کند، و پاک‌دامني مرد، او را از نگاه هوس‌آلود به نامحرمان و از خيانت به حريم خانواده و همسر بازمي‌دارد. حضرت صادق(ع) مي‌فرمايند: «كفو بودن در اين است كه عفيف بوده و از امكانات اقتصادي نيز برخوردار باشند.»15

5. هوشمندي: همسر عاقل امکانات خانواده و شرايط و اوضاع زندگي را خوب درک مي‌کند، توقّعات بيجا و بلندپروازي ندارد تا همسرش را در فشار قرار دهد. بيشتر اختلافات خانوادگي معلول جهالت و ناداني زن و شوهر يا يکي از آن‌هاست. همسر عاقل گذشت و بردباري دارد و با بهانه‌هاي کوچک، زندگي را متلاشي نمي‌سازد.16 امام علي(ع) مي‌فرمايند: «با انسان احمق و نفهم ازدواج نكنيد؛ زيرا معاشرت با او بلايي است عظيم و فرزندانش نيز ضايع خواهند شد.»17 رسول خدا(ص) به حضرت علي(ع) فرمودند: «يا على، هيچ فقرى بدتر از نادانى نيست، و هيچ مالى سودمندتر از عقل نيست.»18 عاقل در انديشة اسلامي، خود را در برابر خانواده و اجتماع مسئول مي‌داند. «اى مؤمنان، خود و خانواده‌تان را از آتشى كه هيزم آن، انسان­ها و سنگ­هاست، حفظ كنيد.»19 (تحريم:6)

6. همتايي فرهنگي: همتايي و تناسب فرهنگي يعني آن‌دو به طور نسبي، از يک ديدگاه و نگرش در مسائل گوناگون زندگي (سياسي، مذهبي و ارتباط با ديگران) برخوردار باشند. هنجارها و ارزش­هاي پذيرفته شدة آن‌دو (در شيوة ارتباط، استفاده از ابزارها و رسانه­هاي تصويري نوين، شنيدني­ها و ديدني­ها و چگونگي گذران اوقات فراغت و مانند آن) نسبتاً برابر باشد و يا نحوة تربيت يكى از زن و شوهر بر خلاف ديگرى نباشد؛ مثل آنكه شوهر در خانواده­اى بزرگ شده و در اجتماعى تربيت يافته باشد كه كلمات خشن و تند و زننده زياد به كار مى­رفته و او هم به آن سخنان عادت كرده است، ولى زن در محيط و خانواده­اى متين و مؤدّب بزرگ شده باشد كه در تمام مدت عمرش، آن‌گونه سخنان به گوشش نخورده و فكر نمى­كرده كه ممكن است چنين کلماتي از دهان انسانى خارج شود.

امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «زن عارفه­ (فهميدة فرزانه) بايد در کنار مرد عارف (فهميدة اهل معرفت) قرار گيرد، نه غير آن.»20

امام علي(ع) مي‌فرمايند: «عاقل آن نيست كه خير را از شر تميز دهد، بلكه عاقل آن است كه بهترين دو شر را بشناسد. (يعنى شرى را كه زيان كمترى دارد انتخاب كند.)»21

بنابراين، اگر مردى پاك و نظيف با زنى پليد و كثيف ازدواج كند گرفتار يكى از دو شر شده است: سازش با همسر يا جدايى و طلاق. اگر او عاقل باشد شرّ خفيف را انتخاب مى‌كند و شرّ سنگين را از خود دور مى‌سازد. و از اين دو بهتر، آنكه پيش از پيوند ازدواج، بيشتر دقت کند تا دو جوان در ابتداى زندگى، گرفتار مشكلى نشوند. نيز مي‌فرمايند: «كسى كه با نادانان همنشينى كند، بايد آمادة قيل و قال شود.»22

7. سلامت جسمي: مقصود از «سلامت جسمي» اين است كه طرف مقابل داراي بيماري مزمن و حادي همچون جذام، پيسي، ايدز و مانند آن نباشد. نيز از اندام سالمي برخوردار باشد. اگر احياناً کسي بخواهد اين صفت را ناديده بگيرد، بايد با منطق قوي و خواست ايماني اين کار را انجام دهد تا مبادا پس از ازدواج بگويد: «اشتباه کردم»؛ چرا که جبران خطاي ازدواج‌هاي غيرعاقلانه بسيار سخت، پرهزينه و طاقت‌فرساست.

پيامبر اکرم(ص) وقتي مي‌خواستند ازدواج کنند به زني که به خواستگاري مي‌فرستادند مي‌فرمودند: «به زن نگاه کن و دهان و گردن او را استشمام کن»؛23 زيرا بوي بد موجب آزار طرف مقابل مي‌شود و او براي رهايي از بوي بد، مجبور مي‌گردد از همسرش دوري کند در نتيجه، زندگي در کامش تلخ مي‌گردد. اين حق براي طرفين محفوظ است که پيش از ازدواج، از بدبو يا خوش­بو بودن دهان و از اندام همسر آينده اطلاع پيدا کنند.24

8. سلامت جنسي: زوجين بايد از سلامت جنسي برخوردار باشند؛ زيرا امروزه مسلّم شده است كه علت بسياري از آشفتگي­هاي رواني، لغزش­هاي اخلاقي، خيانت­ها، شكست­هاي زندگي زناشويي، ناسازگاري­ها، بدخلقي­ها، خلاف‌كاري­ها و حتي جنايات، بي‌توجهي به مسائل جنسي است و يا مسائلي که به نحوي با آن ارتباط دارد، و چه بسيار خانواده­هايي كه محيط گرم و صميمانة اوليه­شان در اثر ناآشنايي با مسائل جنسي، به محيطي سرد و بي روح مبدّل گشته و نغمات عاشقانه، جاي خود را به كلمات ناپسند داده و چه بسا كار را به طلاق كشانده است.25

به گزارش برخي از پژوهشگران، علت اصلي دست‌کم 80 درصد از متاركه‌ها و تنش‌هاي خانوادگي، «آشفتگي‌ها و ناسازگاري‌هاي جنسي ميان زن و شوهر» است كه آنها را نسبت به هم سرد، بي‌ميل و بي‌رغبت كرده، اما با بهانه‌هاي غير واقعي از يکديگر متاركه مي‌کنند. در برخي موارد، اين مسئله (عدم نشاط جنسي)، از نظر زن و شوهر پنهان است و ممکن است حتي خودشان هم نتوانند علت سردي خود را نسبت به هم درك نمايند و بهانه‌هاي ديگري را علت عدم سازش ذکر كنند كه متأسفانه غالباً چنين است.26

دين مقدّس اسلام زن و شوهر را در خلوت‌خانه هم رهبرى و راهنمايى فرموده است؛ رهبري‌هايى بسيار دقيق و مفصّلي كه شايد رياكاران و كج‌انديشان را خوشايند نباشد، ولى به واقع، اگر اسلام اين رهبري‌ها را نمى‌نمود، دينى ناقص و نارسا بود و مورد اعتماد قرار نمى‌گرفت. مگر نه اين است كه اگر وظيفه زن و شوهر در آيين همبستري معيّن نباشد، موجب نزاع و درگيرى ميان آنها مى‌شود و گاهى موجب انحرافات جنسي و يا طلاق؟ مگر نه اين است كه اگر همبسترى مطابق دستور الهى نباشد، موجب سقط جنين، نقص عضو و بيماري‌هاى جسمى و روانى كودك مى‌گردد؟27 به موارد ذيل دقت کنيد: قرآن کريم مي‌فرمايد: «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ؛ زنان شما كشتزار شمايند. هرگونه که ‌مي‌خواهيد، به كشتزار خود درآييد.»28 دانشمندان اسلامى از آية شريفة مزبور استفاده مى‌كنند كه نزديكى از راه عقب، يا حرام است يا كراهت دارد؛ زيرا آنجا كشتزار نيست؛ يعنى موجب توليد نسل نمى‌شود، ولى نزديكى از راه جلو به هرگونه و به هر شكلى كه خود زن و شوهر بخواهند، مجاز است و مانعى ندارد.

يکي از اصحاب امام صادق(ع) از ايشان پرسيد: «لذيذترين كارها چيست؟ هر كس چيزى گفت: سپس خود ايشان فرمودند: «لذيذترين كارها همبستر شدن با زنان است.»29

امام صادق(ع) خطاب به مردان فرمودند: «اگر يکي از شما به همسرش نزديک شود و سپس برخيزد و او را ارضا نکند، اگر همسرش به يک سياه ­زنگي دست يابد به او متوسّل مي­شود. پس هنگام نزديکي، شوخي و ملاعبه کنيد که لذت­بخش و بهتر است و زن بهتر ارضا مي‌شود.»30 امام صادق(ع) مي‌فرمايند: «كسى كه زنان متعددى بگيرد و نتواند با همة آنها همبستر شود، اگر يكى از آنها زنا كند، گناهش به گردن مرد است.»31

پيغمبر گرامي(ص) مي‌فرمايند: «سه چيز از ستم محسوب مى‌شود: ... سوم آنكه مردى با زنش نزديكى كند ولي قبلاً با او بازى نکرده و با او ور نرفته باشد.»32

رسول خدا(ص) به زنان فرمودند: «وقتى شوهرانتان شما را طلب مي‌كنند و شما مشغول نمازيد، نماز خود را طول ندهيد تا شوهرانتان را از حقى كه بر شما دارند مانع شده باشيد.»33

«امام صادق(ع) فرمودند: «زنى نزد رسول خدا(ص) آمد و سؤال كرد: حق شوهر بر زن چيست؟ فرمودند: زن بايد نياز (غريزى) شوهرش را برآورد، هرچند آن زن بر مركبى سوار باشد.»34

رسول خدا(ص) فرمودند: «از جمله زنان بد، زنى است كه چون شوهرش با او خلوت كند، شوهرش را مانع شود و مانند شتر چموش بدركابى كند.» (گويا پيامبر اكرم(ص) مى‌خواهند زنان امّتش خوش‌رخت‌خواب باشند تا خلوت‌خانة آنها خشك و حيوانى و بى‌روح نباشد.)35

راوى مي‌گويد: «از امام صادق(ع) دربارة مردى پرسيدم كه با همسرش به سفر رفته است و اگر نزديكى كند، آب براى غسل كردن ندارد، چه کند؟ فرمودند: «اگر غريزه بر او فشار آورده، حلال است (كه نزديكى كند و سپس براى نماز تيمّم نمايد.) سپس به حضرت عرض كردم: از پيغمبر اکرم(ص) روايت شده است كه آن حضرت به ابوذر فرمودند: «با همسرت نزديكي كن تا خدا به تو پاداش دهد. ابوذر تعجب كرده و گفته است: با زنم نزديكى كنم و خدا به من پاداش دهد؟! پيغمبر(ص) فرموده‌اند: آرى، همچنان‌كه اگر زنا كنى خدا عذابت مى‌كند (چون با همسر حلالت نزديكى كنى، پاداشت مى‌دهد.) سپس امام صادق(ع) فرمودند: «همچنين اگر غريزة جنسي به او فشار آورد و او از ترس گرفتار شدن به حرام، با همسر حلال خود نزديكى كند، خدا پاداشش مى‌دهد.»36

پيامبراکرم(ص) مي‌فرمايند: هر مؤمني که با همسرش درآميزد، هفتاد هزار فرشته بال‌هايشان را براي آنها مي‌گسترانند و رحمت خدا بر آنان نازل مي‌گردد.»37

امام صادق7 مي‌فرمايند: «هيچ مباح و حلالي نزد خداوند، دوست‌داشتني‌تر از آميزش با همسر نيست. پس زماني که مؤمن با همسرش نزديکي نمايد و غسل جنابت مي‌کند، شيطان به گريه مي­افتد و مي‌گويد: اي واي! اين بنده از پروردگارش اطاعت نمود و گناهانش بخشيده شد.»38

رسول اکرم(ص) مي‌فرمايند: «چون کسي مي‌خواهد با زن خود جماع کند، به روش پرندگان و مرغان به نزد او نرود، بلکه ابتدا با او بازي و خوش‌طبعي کند، سپس درآميزد.»39

امام علي(ع) مي‌فرمايند: «چون يکي از شما خواست با همسرش آميزش کند، از شتاب کردن در اين کار بپرهيزد؛ چرا که زنان هم نيازهايي (جنسي) دارند.»40

9. اصالت خانوادگي: معيارهاي همسرگزيني دو قسم است: معيارهايي که بايد آنها را در شخص مقابل و همسر آينده جست‌وجو کرد و معيارهايي که بايد آنها را در خانوادة وي يافت؛ زيرا خانواده در شکل‌گيري شخصيت انسان نقش بسزايي دارد. نديدن شخص در متن خانواده، خطاي بزرگي است. اگرچه ممکن است انساني با تأثيرپذيري از ساير عوامل تربيتي، اثر تربيتي و فرهنگي خانواده­اش را کم‌رنگ و يا بي‌اثر کند، اما استثنا قاعده نيست. قرآن کريم مي­فرمايد: «وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِداً؛ (اعراف:58) سرزمين پاك (و آماده) گياهش به فرمان پروردگارش بيرون مى‏آيد. اما زمين خبيث (و شوره‏زار) جز محصولى اندك و بى‏فايده بيرون نمى‏دهد.»

بنابراين، يکي از اصولي که اسلام براي انتخاب همسر وضع نموده، انتخاب همسر بر اساس نجابت و اصالت خانوادگي است؛ به اين معنا که شريک زندگي بايد از خانواده‌اي اصيل و ريشه‌دار باشد که در بين مردم، به شرافت و پاکي و شايستگي اخلاق معروف است؛ چراکه مردم همانند معادني هستند که از لحاظ اصالت و حقارت، فساد و سلامت اخلاقي با يکديگر متفاوتند!41

روزي پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «اي مردم، از سبزه‌زاري كه در منجلاب روييده باشند، بپرهيزيد. گفتند: منظور شما چيست؟ فرمودند: منظور زن زيبايي است که در خانوادة پست و فرومايه پرورش يافته.»42

نيز آن حضرت(ع) فرمودند: «به اشخاص هم‌شأن زن بدهيد و از اشخاص هم‌شأن زن بگيرند و محل نطفه‏هاى خود را به‌دقت انتخاب كنيد.»43

همچنين ايشان فرموده‌اند: «با خانوادة شايسته ازدواج کنيد؛ زيرا عِرق (نطفه و ژن) تأثير مي‌گذارد.»44

البته رعايت اين اصل براي كساني الزامي است كه خود در خانواده­‌اي اصيل رشد يافته باشند، وگرنه براي كسي كه خانواده‌اش از اصالت لازم برخوردار نيست، اشكالي ندارد با دختري از خانوادة مشابه ازدواج نمايد.

ب. ملاک‌هاي ثانويه و شايسته

1. زيبايي: زيبايي و جذّابيت ظاهري يکي از ملاک‌هاي مهم در پيوند ازدواج و استمرار آن است. حصول ميل و علاقة متقابل و برطرف شدن نيازهاي جنسي، مبتني بر احساس زيبايي زن و مرد نسبت به يکديگر است. جذّابيت و کشش زيبايي يک خصوصيت طبيعي است که در متون اسلامي شواهدي بر آن وجود دارد: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد.»45 بر اساس تعاليم اسلام، نگاه به چهره و اندام جنس مخالف، در صورتي که قصد لذتي در آن نبوده و براي ازدواج باشد، نه‌تنها مجاز شناخته شده، بلکه مورد تأکيد قرار گرفته است؛46 زيرا اين امر زمينة استمرار عواطف مثبت بين زن و شوهر را فراهم مي‌سازد.

در زمان پيامبر(ص) شخصي از زني خواستگاري كرد، اما گويا او را خوب نديده بود. حضرت فرمودند: «اگر او را ديده بودي، اميد سازش و تفاهم بيشتر، و زندگي‌تان بادوام‌تر بود.»47

حضرت صادق(ع) مي‌فرمايند: «مرد در صورتي كه قصد دارد با زني ازدواج كند، مي‌تواند به صورت و موضع دستبندش نگاه كند.»48

2. فرزند‌آوري: از ديدگاه اسلام، هرچند جذّابيت ظاهري حايز اهميت است، ولي برخي ملاک‌هاي ديگر مانند دين‌داري و فرزندآوري بر آن ترجيح دارند. بنابراين، اگر معلوم شود که شخصي فرزندآور نيست، هرچند زيبا باشد، از شرايط قابل قبول برخوردار نخواهد بود؛49 زيرا يکي از اهداف مهم ازدواج، توليد و پرورش فرزند است و از نيازهاي مهم رواني انسان‌، تعلّق و پيوستگي، به ويژه با فرزند، است.50

3. هم‌کفوي: کفويت و همسان‌گزيني در انتخاب همسر، به عنوان يک قاعدة جهاني همسرگزيني پذيرفته شده است. همساني در مکان زندگي و تولّد، طبقة اجتماعي، صفات اخلاقي و ويژگي‌هاي روان‌شناختي، مذهب و دين، سن و سال و ويژگي‌هاي فرهنگي و نژادي، مورد تأکيد بيشتر محققان قرار گرفته است.51 در تبيين روان‌شناختي اين قاعده، مي‌توان گفت: در مرتبة نخست، همساني موجب جذب افراد به يکديگر، به سبب برانگيخته شدن عواطف مثبت آنان مي‌شود. در مرتبة دوم، همتايي بيشتر، موجب سازگاري بيشتر است.52 تحقيقات نشان مي‌دهد كه همساني به استمرار و استحکام پيوند نيز کمک مي‌کند و در مقابل، بررسي­ها در زمينة علل اختلافات زناشويي نشان مي‌دهد که زوجين نوعي عدم تشابه در خصلت‌هاي گوناگون از خود بروز مي‌دهند.53

اسلام در گزينش همسر، بر اصل «کفويت» ـ به ‌معناي همتايي و همانندي ـ54 بسيار تأکيد دارد و مي­گويد: بهتر است زن و مرد در ويژگي‌هاي مناسب ازدواج، به طور نسبي همتاي هم باشند و البته اين همساني، در زمينة ايمان55 و مراتب ايمان و ويژگي‌هاي اخلاقي تأکيد بيشتري شده است. از‌اين‌رو، پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايند: «برخي از مؤمنان، همتاي برخي ديگرند.»56 يعني: صرف ايمان، موجب همتايي دو نفر نمي‌شود، بلکه آن‌دو بايد در مراتب ايمان، يعني در (چگونگي پاي‌بندي‌شان به ارزش­هاي ديني، ويژگي‌هاي اخلاقي و عفّت و حيا) نيز همتاي يکديگر باشند تا بتوانند شادکامي، سازگاري زناشويي و رضايت از زندگي را تجربه کنند. تصريح قرآن کريم به اينکه «زنان پاك براى مردان پاك، و مردان پاك براى زنان پاك.»57 بدين معناست كه زن و مرد در تقوا و دين‌داري هم بايد همتاي يکديگر باشند.58

البته بايد توجه داشت که مفهوم «کفويت» و همسان همسري نسبي است و داراي مراتب متعدد است. بنابراين، بايد همتايي دو نفر در جمع‌بندي همة ملاک­ها در نظر گرفته شود. ممکن است کسي نسبت به همسرش در جنبه‌هايي بالاتر باشد، در حالي‌که همسر وي در جنبه‌هاي ديگري از او بالاتر است. در اين‌باره، به بعضي از کلمات اولياي دين اشاره مي‌شود: «همتايي و هم‌شأني به اين است که کسي پاک‌دامن باشد و زندگي با او همراه با آسايش باشد.»59

«کسي در نامه‌اي به امام جواد(ع) اعلام کرد: من مثل و مانندي براي ازدواج با دخترانم نيافته‌ام، چه کنم؟ امام جواد(ع) در جواب فرمودند: «دربارة نيافتن همتا براي دخترانت زياد نينديش (و فرصت‌ها را از دست نده)، بلکه اگر از اخلاق و دين‌داري خواستگاران، رضايت داشتي، دخترانت را به همسري آنان درآور، وگرنه فتنه و فساد بزرگي در زمين ايجاد مي‌شود.»60

امام رضا(ع) مي‌فرمايند: «اگر ما مي‌خواستيم اعضاي خانواده‌مان خود را به افرادي که کاملاً همتا و هم‌شأن ما باشند همسر دهيم، بدون همسر مي‌ماندند!»61

از مجموع اين سه روايت، روشن مي‌شود که همتايي در ازدواج، امري نسبي است و لازم است در برخي شرايط زماني و مکاني، از آن صرف‌نظر شود.

ملاک‌هاي عرفي گزينش همسر

«سلامت ظاهري و جسماني فرد، تفاوت سنّي، زيبايي چهره و اندام، توانايي باروري و رنگ پوست (نژاد)»62 (ملاك‌هاي جسماني)؛ «هوشمندي و همگوني زن و شوهر،63 تحصيلات، تشابه در نگرش‌ها،64 عواطف و شخصيت و ملاک‌هاي رفتاري و اخلاقي»65 (ملاك روان‌شناختي)؛ «توانايي ادارة خانواده، نوع شغل، ميزان ثروت و درآمد بالا، براي مرد، و کم ‌هزينه بودن، توانايي کافي براي انجام کار و ادارة خانه، براي زن» (ملاک اقتصادي)66؛ «ازدواج درون‌ديني و همساني طبقات اجتماعي» (ملاك اجتماعي)؛ و «ملاك‌هاي خانوادگي مانند ازدواج با خويشاوند يا بيگانه، وضعيت خانوادگي همسر، مانند نظر مثبت يا منفي اعضاي خانواده دربارة يک فرد» بخشي از ملاک­هاي همسرگزيني عرفي به شمار مي‌آيد.67

دكتر نوّابي‌نژاد در بحثي تحت عنوان «ويژگي­هاي با اهميت براي ازدواج» مي‌نويسد:

دختر و پسر به هنگام ازدواج مهم است به رشد جسماني، عاطفي، اجتماعي، عقلي و اخلاقي يكديگر توجه كنند و عوامل زير را در ازدواج موفق و استحكام خانواده، مؤثر بدانند و آنها را در انتخاب همسر مورد توجه قرار دهند: ايمان و اعتقادات مذهبي، تناسب سنّي، تناسب تحصيلي، زمينه­هاي تربيتي و فرهنگي خانواده، وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي خانواده، تناسب و تفاهم، به جاي تطابق و تشابه در سليقه، عواطف و احساسات و نگرش به زندگي.»[68]

1. تناسب سنّي: رشد عقلي، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي انسان لزوماً با سن تقويمي و شناس‌نامه‌اي او هماهنگ نيست. بنابراين، نبايد تناسب سنّي را يك شرط ضروري و الزامي براي تفاهم بين زن و مرد در نظر گرفت، به شرطي كه معيارهاي ديگري كه از ويژگي‌هاي مهم يك فرد رشد يافته است، مورد توجه قرار گيرد. غالباً توصيه مي‌كنند كه زن قريب دو تا چهار سال از مرد كوچك‌تر باشد. كارشناسان خانواده براي دختران سنين 20ـ 22 سال و براي پسران 24ـ 26 سال را توصيه مي‌كنند؛ چون پسر، قريب 4 سال ديرتر از دختر به بلوغ مي‌رسد. البته رعايت اين تفاوت به اين مقدار (حدود 4 سال) الزامي نيست، اين خصوصيت را بايد با ديگر خصوصيات دختر و پسر بررسي كرد.

2. همتايي در تحصيلات: بهتر آن است كه زن و شوهر از نظر معلومات و تحصيلات علمي، زياد با هم فاصله نداشته باشند تا تفاهم بيشتري در زندگي زناشويي وجود داشته باشد. اين ويژگي را بايد با ويژگي‌هاي ديگر بررسي كرد؛ به اين معنا كه اگر ـ مثلاً ـ زن داراي تكبّر و غرور بي‌جاست و كم‌ظرفيت است، نبايد سواد و تحصيلاتش بيش از مرد باشد؛ زيرا حتماً مشكلات فراواني در زندگي‌شان به وجود خواهد آمد. اما اگر عاقل و متواضع باشد، احتمال بروز اين مشكل‌كمتر است. در خصوص مرد هم مسئله به همين شكل است، البته با كمي تفاوت.

3. تناسب در وضعيت اقتصادي ـ اجتماعي خانواده: داشتن شغل و امكان تأمين معاش خانواده از معيارهاي اصولي است كه هر مردي هنگام ازدواج بايد دارا باشد. طبق قوانين و عرف ايراني، تأمين مخارج خانواده و نيازهاي اوليه و اساسي زندگي، مثل خوراك، پوشاك و مسكن همسر و فرزندان، آن هم طبق شأن و منزلت زن، از وظايف و مسئوليت‌هاي اجتناب‌ناپذير مرد است. بنابراين، شروع زندگي با مردي كه كار ندارد، تنها به اميد آنكه در آينده شغلي خواهد داشت، چندان منطقي نيست. نكتة مهم ديگر اينكه خانوادة دختر و پسر بايد از نظر طبقه و وضع اقتصادي ـ اجتماعي، همسان باشند تا سازگاري بيشتري را در كنار هم تجربه كنند.

4. شغل: هر مرد بايد به کاري اشتغال داشته باشد تا مخارج خود و خانواده­اش را تأمين کند. اما دختر بايد توجه داشته باشد که هر شغلي آثار و لوازم خاص خود را دارد. برخي شغل‌ها پردرآمدند و بعضي کم‌درآمد.69 بايد توجه کرد که هر شغلى الزاماتى دارد كه چاره‏اى جز پذيرش آنها نيست. برخي شغل‏ها ملازم غيبت شبانه و يا حضور طولاني مدت خارج از منزل است. بعضى شغل‏ها با كثيف شدن لباس و جسم همراه است و.... از سوي ديگر، هر كس بايد پيش از ازدواج، تكليف خود را با مسئلة خانه‌دار يا شاغل بودن خانمش روشن كند. برخي پيش از ازدواج، شاغل بودن همسر را به صورت ملاكي آنچنان برجسته در ذهن خود حك مي‌كنند كه ساير ملاک­ها را به پاي آن قرباني مي‌كنند، در حالي كه اگر زني را به خاطر درآمد اقتصادي و استقلال مالي انتخاب كنند، هدف از ازدواج، بهره­كشي خواهد بود كه يكي از اهداف انحرافي ازدواج است.

5. تناسب روحى و رواني: روان‌شناسان و مشاوران خانواده معتقدند: زنان و مرداني که از لحاظ عواطف، حجم فعاليت و توان، درون‌گرايي و برون‌گرايي، سردي و گرمي مزاج و مانند آن، وضعيتي معمولي دارند مانع خاصي براي ازدواج با يکديگر ندارند، اما ازدواج پرتوان يا بيش‌فعال با کم‌تحرّک و سنگين، برونگرا و اجتماعي با درونگرا و مُنزوي، پرهيجان با سرد مزاج و مانند آن مشکلات فراواني (از جمله، بدبيني، غرور، تحقير، دل‌زدگي، و افسردگي) به دنبال دارد.

روش تحقيق

تحقيق حاضر از نوع تحقيقات توصيفي بوده و به شيوة «پيمايشي» انجام شده است. جامعة آماري اين تحقيق تمام جوانان مجرّد 18 تا 35 سال شهر کرمان بوده است. نمونة تحقيق بر اساس فرمول­هاي آماري 360 نفر محاسبه شد. ميانگين سنّي براي پسران 3/23 سال و دختران 9/22 سال بود. همچنين پسران شرکت کننده 75 درصد داراي تحصيلات فوق ديپلم و بالاتر و دختران 79 درصد داراي اين سطح تحصيلات بودند. ابزار اندازه‌گيري اين تحقيق پرسش‌نامة محقق ساخته مشتمل بر 33 گويه بود. در طرّاحي گويه­هاي اين پرسش‌نامه، محقق با مراجعه به آيات و روايات، معيارهاي توصيه شده از سوي شرع مقدّس براي يک ازدواج سالم و موفق را استخراج کرد. از سوي ديگر، با توجه به اينکه در جامعه نيز معيارهايي وجود دارد که از سوي جوانان (دختر و پسر) در همسرگزيني مورد توجه قرار مي‌گيرد، آنها نيز شناسايي شد و مجموعة اين دو دسته معيار در قالب يک پرسش‌نامه گرد آمده و در معرض نظرسنجي جوانان 18 تا 35 سال مجرّد شهر کرمان قرار داده شد تا اولويت­هاي همسرگزيني آنان مورد شناسايي قرار گيرد. در اين پرسش‌نامه، پاسخگو بايد درجة اهميت هر معيار را در يک طيف 5 درجه‌اي (خيلي زياد ـ زياد ـ متوسط ـ کم و خيلي کم) مشخص سازد. روش اعتباريابي اين پرسش‌نامه، صوري و محتوايي بود. سؤالات از نظر ظاهر و نيز محتوا با موضوع تحقيق مطابقت داده شد. پايايي پرسش‌نامه بر اساس روش «کرونباخ» (آلفاي کرونباخ) 70/0 به‌دست آمد که مقدار قابل قبولي است.

روش اجرا

براي نمونه‌گيري، ابتدا شهر به 5 منطقة جغرافيايي تقسيم شد و در هر منطقه، نمونة مورد نظر از چندين مکان به نسبت ذيل انتخاب شد: ميدان اصلي 25%، خيابان اصلي 25%، پارک و فضاي سبز 20 %، مغازه 10% و منزل 20% . پرسشگر پس از حضور در مکان مورد نظر، از هر چند عابر، يکي را به تصادف انتخاب کرد و پس از معرفي خود، هدف از تحقيق را بيان نمود و در صورت موافقت و دارا بودن شرايط (سن 18 تا 35 و تجرّد)، مصاحبه خود را، که مبتني بر پرسش‌نامه بود، انجام داد. براي دست‌يابي به منازل، پرسشگر از هر خيابان اصلي، دو کوچه را به تصادف انتخاب کرد و در آن کوچه، با مراجعه به منازل داراي پلاک فرد يا زوج، حضور يک جوان مجرّد در منزل را جويا شد و در صورت تأييد و آمادگي، پرسش‌نامه در اختيار وي قرار گرفت. ابزار گردآوري اطلاعات پرسش‌نامه­اي بوده که نظر پاسخ‌گويان اخذ شد. با توجه به سؤالات کم پرسش‌نامه، زمان لازم براي تکميل هر کدام، قريب پنج دقيقه و کل زمان صرف شده سي ساعت در نظر گرفته شد.

يافته­هاي تحقيق

اين تحقيق در پي پاسخ‌گويي به اين سؤال بود که آيا ميان معيارهاي همسرگزيني در انديشة اسلامي با معيارهاي مقبول جوانان شهر کرمان ارتباطي وجود دارد يا خير؟

آزمون فرضيه‌ها

فرضية اول (فرضية اصلي)

H1: بين معيارهاي همسرگزيني جوانان شهر کرمان و معيارهاي ديني ارتباط وجود دارد.
Ho: بين معيارهاي همسرگزيني جوانان شهر کرمان و معيارهاي ديني ارتباطي وجود ندارد.
براي آزمون اين فرضيه، معيارهاي ازدواج بر اساس آموزه‌هاي ديني رتبه‌بندي شد و رتبه­هاي داده شده از سوي پاسخ‌گويان نيز مشخص گرديد. در ادامه، براي بررسي ارتباط بين اين رتبه‌ها، از ضريب همبستگي «اسپيرمن» استفاده شد.

جدول (1) اولويت ملاک­هاي انتخاب همسر از ديدگاه اسلامي و گروه نمونه

سطح معيارها

اولويت معيارهاي اسلامي و عقلايي همسرگزيني

اولويت معيارهاي همسرگزيني جوانان شهر کرمان

معيارهاي اوليه و بايسته

تفاهم مذهبي

همتايي اخلاقي

تناسب در هوش و عقل

پاک‌دامني

تناسب فرهنگي

سلامت جسمي و جنسي

اصالت خانوادگي

10

12

2

1

8

9

6

ملاک‌هاي ثانويه و شايسته

تناسب روحي و رواني

زيبايي

کار و شغل

تحصيلات

وضعيت اقتصادي

سن

7

13

4

3

5

11

R= - ./044 sig= ./88

ضريب به‌دست آمده نشان مي‌دهد که بين دو متغير (معيارهاي همسرگزيني در انديشة اسلامي و معيارهاي مقبول جوانان شهر کرمان) همبستگي منفي وجود دارد؛ اما اين رابطه معنادار نيست. معناي اين يافته‌ها آن است که بين اولويت‌هاي جوانان براي ازدواج و اولويت‌هايي که شرع مقدّس معيّن کرده است نه‌تنها رابطة مثبتي وجود ندارد، بلکه تا اندازه‌اي در خلاف جهت يکديگر نيز هستند. همان‌گونه که جدول مزبور نشان مي‌دهد، از شش معيار اصلي ديني، چهار معيار (تفاهم مذهبي، همتايي اخلاقي، سلامت جسماني، و تناسب در فکر و فرهنگ) که قريب 66 درصد معيارها را تشکيل مي‌دهد، در اولويت‌بندي معيارهاي گروه نمونه، جزو معيارهاي سطح دوم قرار گرفته است. به‌عبارت ديگر، تنها در 34 درصد از موارد، بين اولويت معيارهاي ديني براي ازدواج و اولويت معيارهاي گروه نمونه تطابق و همخواني وجود دارد. در بين معيارهاي اصلي ديني، همتايي اخلاقي در بين معيارهاي سيزده‌گانه گروه نمونه، به عنوان ملاک دوازدهم، و تفاهم مذهبي به‌عنوان معيار دهم قرار گرفته است که جاي تأمّل دارد. همچنين کار و شغل، که در معيارهاي ديني به‌عنوان معيار سطح دوم مطرح شده است، در اولويت‌بندي گروه نمونه، به‌عنوان معيار اصلي و رتبة چهارم اهميت را دارد.

فرضية دوم (فرضية فرعي)

H1: بين معيارهاي همسرگزيني دختران و پسران شهر کرمان ارتباط وجود دارد.
Ho: بين معيارهاي همسرگزيني دختران و پسران شهر کرمان ارتباطي وجود ندارد.
براي آزمون اين فرضيه، معيارهاي ازدواج دختران و پسران جداگانه رتبه‌بندي شد و ارتباط آنها با استفاده از ضريب همبستگي «اسپيرمن» آزمون گرديد. جدول (2) اين نتايج را نشان مي‌دهد:

جدول (2): اولويت ملاک‌هاي ديني انتخاب همسر براي دختران و پسران شهر کرمان

اولويت دختران

رتبه

اولويت پسران

رتبه

تناسب در پاک‌دامني

4

تناسب در پاک‌دامني

4

تناسب در هوش و عقل

2

تناسب هوش و عقل

2

هم‌سطح بودن تحصيلات

11

هم‌سطح بودن تحصيلات

11

کار و شغل

10

کار و شغل

10

اصالت خانوادگي

12

اصالت خانوادگي

7

وضعيت اقتصادي

8

وضعيت اقتصادي

12

تناسب روحي و رواني

7

تناسب فرهنگي

5

سلامت جسمي و جنسي

6

سلامت جسمي و جنسي

6

تفاهم مذهبي

1

تناسب روحي و رواني

8

تناسب فرهنگي

5

تفاهم مذهبي

1

سن

13

سن

13

همتايي اخلاقي

2

همتايي اخلاقي

2

زيبايي

9

زيبايي

9

R=./70 sig= ./008

ضريب همبستگي به‌دست آمده بيانگر آن است که بين دو متغيّر، همبستگي مثبت معناداري وجود دارد. اين بدان معناست که در اولويت‌بندي معيارهاي ازدواج، بين دو جنس توافق وجود دارد. نکتة قابل ملاحظه پايين قرار گرفتن تفاهم مذهبي و همتايي اخلاقي به‌عنوان يک معيار است که در هر دو جنس، جزو ملاک‌هاي سطح دوم و پايين قرار دارند. بر اساس اطلاعات جدول مزبور، اگر هفت معيار اوليه را به‌عنوان معيارهاي اصلي در نظر بگيريم، در پژوهش حاضر، اولويت دختران و پسران فقط در يک معيار با هم اختلاف دارند: دختران تناسب روحي و رواني را از معيارهاي اصلي مي‌دانند، و پسران تناسب فرهنگي را جزو معيارهاي اصلي قرار داده‌اند. در تحليل جنسيتي، هر دو جنس تفاهم مذهبي و همتايي اخلاقي را جزو معيارهاي سطح دوم قرار داده‌اند. به‌طور کلي، مي‌توان گفت: از نظر طبقه‌بندي معيارهاي ازدواج به معيارهاي سطح اول و معيارهاي سطح دوم، بين دختران و پسران، تطابق بالايي وجود دارد، هرچند اين تطابق با معيارهاي برآمده از قرآن کريم و روايات همخواني ندارد.

نتيجه‌گيري

تحقيق حاضر در پي پاسخ‌گويي به اين سؤال بود که معيارهاي پذيرفته شده از سوي جوانان شهر کرمان براي ازدواج، تا چه حد با معيارهاي توصيه شده در شرع مقدّس اسلام مطابقت دارد. نتايج تحقيق نشان داد که از شش معيار اصلي در ديدگاه نظري اسلام، تنها دو معيار، يعني تناسب در پاک‌دامني و تناسب در عقل، از سوي جوانان در اولويت قرار گرفته است. اين در حالي است که جوانان غير از اين دو معيار، معيارهايي همچون تحصيلات و وضعيت اقتصادي را در اولويت قرار داده‌اند. به عبارت ديگر، پاسخ‌گويان بيشتر معيارهايي را که از نظر آموزه‌هاي ديني در سطح دوم قرار دارد، به‌عنوان معيارهاي سطح اول خود پذيرفته‌اند و اين بدان معناست که معيارهاي سطح اول ديني را در رديف‌هاي متوسط به پايين جاي داده‌اند. در بررسي اولويت معيارها بين پسران و دختران، در هر دو جنس، چهار معيار «تناسب در پاک‌دامني، تناسب در بهرة هوشي، همتايي تحصيلي و تناسب شغلي»، در رديف‌هاي اول تا چهارم قرار دارد. ديگر معيارها با دو سه رتبه اختلاف، در اولويت‌هاي بعدي قرار مي‌گيرد. تناسب ظاهري از ديدگاه هر دو جنس در آخرين رديف قرار دارد. با توجه به اين دو نوع دسته‌بندي (مقايسة معيارهاي اسلامي و ملاک‌هاي پسران و دختران شهر کرمان) مي‌توان گفت: توافق و هماهنگي پسران و دختران بر سر معيارهاي جاري در جامعه بيش از توافق آنها بر سر معيارهاي ديني است؛ يعني هر دو جنس معيارهاي سطح اول اسلامي را در اولويت دوم خود قرار داده‌اند. نکتة قابل تأمّل آنکه اگرچه جوانان تمام معيارهاي ديني را در اولويت انتخاب خود قرار نداده‌اند، اما «معيار پاک‌دامني»، که ريشه در فرهنگ ديني و اسلامي آنان دارد، در رأس معيارهاي آنان است.

پيشنهادها

با توجه به يافته‌هاي تحقيق و به منظور نزديک کردن معيارهاي مطرح جوانان با معيارهاي ديني، پيشنهاد مي‌شود:

1. تشکيل خانواده بر اساس الگوي انسان‌محور و غربي، که خدا و معاد و ارزش‌هاي اخلاقي در آن انکار مي‌شود، نمي­تواند به تحکيم خانواده کمترين کمکي بنمايد. بنابراين، با ايجاد تسهيلات همه‌جانبه براي ازدواج جوانان در ايران، اما بدون توجه به معيارهاي همسرگزيني و زمينه­هاي اسلامي تحکيم خانواده و روابط زناشويي، نمي‌توان آمار روزافزون طلاق را کاهش داد. بنابراين، ازدواج با معيارهاي علوي و فاطمي، به لحاظ تأثير آن بر سلامت جسم و روان جوانان مسلمان و سلامت اخلاق و فرهنگ جامعه بايد در اولويت سياست‌هاي دولت اسلامي قرار گيرد و در برنامه‌هاي كشوري لحاظ گردد.

2. والدين به لحاظ نقش مؤثري كه در اين زمينه دارند، بايد شرايط مساعدي براي ازدواج جوانان و همسرگزيني آنان بر اساس معيارهاي اسلامي فراهم آورند: تربيت ديني و عاطفي فرزندان، آگاه ساختن جوانان با اهداف و معيارهاي منطقي و ديني انتخاب همسر، كمك به فرزندان خود در شناخت و گزينش همسر مطابق معيارهاي منطقي و اسلامي، اجتناب از سخت‌گيري در ازدواج از نظر رعايت آداب و رسوم و تعيين مهرية زياد، اهميت دادن به نظرات فرزندان در انتخاب همسر و خودداري از ازدواج‌هاي تحميلي، حذف معيارهاي غير عقلاني و چشم و هم‌چشمي­هاي خرافي در عرصة ازدواج و توجه به معيارهاي اسلامي همچون معنويت، عقلانيت، عفّت و اخلاق، به جاي مهرية سنگين، زيبايي و ثروت.

3. به دليل آنکه ايجاد تسهيلات در امر ازدواج سالم و با الگوهاي اسلامي تنها در توان و اختيارات خانواده‌ها نيست، از اين‌رو، بايد مراجع مهم اجتماعي از طريق تهية طرح‌هاي كوتاه‌مدت، ميان‌مدت و درازمدت، شرايط را براي ازدواج جوانان با الگوي‌هاي اسلامي، قرآني و مکتب نبوي(ص) و اهل‌بيت(ع) مساعد سازند. انجمن اوليا و مربيان كشور، شوراي عالي جوانان، سازمان صدا و سيما، وزارت‌خانه‌هاي گوناگون، به‌ويژه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت مسكن و شهرسازي، وزارت دادگستري، كميتة امداد امام خميني(ره)، انجمن‌هاي خيريه، بانك‌هاي كشور، صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و نهادهاي ديگر نقش مؤثري در تسهيل امر ازدواج و ترويج فرهنگ ناب اسلامي در گزينش همسر بر اساس معيارهاي اسلامي دارند.

4. به منظور آگاه ساختن جوانان و خانواده­ها با موضوع ازدواج و حقوق همسران، لازم است برنامه‌ريزي­هاي لازم در اين زمينه صورت گيرد؛ همچون ايجاد دوره‌هاي آموزشي توسط انجمن اوليا و مربيان با به‌کارگيري کارشناسان قرآن‌باور و مسلمان، گسترش مراكز مشاورة خانواده که مشاوران آن معتقد به تعاليم قرآني و اسلامي باشند، انتشار كتاب­هاي مناسب براي جوانان و خانواده‌ها، نگارش مقالات مناسب در مجلات و روزنامه‌هاي كثيرالانتشار در اين زمينه با تأکيد بر الگوهاي اسلامي، تهية فيلم‌هاي مناسب (با رويکرد اسلامي)، و ارائة آن در جلسه­هاي آموزش خانواده و تلويزيون، تشكيل همايش‌ها و كنگره‌هاي لازم در اين زمينه با رويکرد انديشه­هاي حيات‌بخش قرآني، انجام پژوهش‌هاي لازم و ارائة نتايج آن به مراجع تصميم‌گيري و ارائة سخنراني­هاي مناسب توسط سخنرانان قرآن‌باور در مجامع مذهبي، آموزشي و فرهنگي.


پي‌نوشت‌ها:

1. محمّدبن علي صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج3، ص383.
2.تاج الدين شعيرى‏، جامع الأخبار، ص101.
3. همان، ص102.
4. ‌فضل‌بن حسن طبرسى، مكارم الأخلاق، ص205.

5. www.khabaronline.ir
6
. www.sabteahval.ir.
7. www.wafa.ir.
8. www.isna.ir.

9. نهج الفصاحه، ترجمة ابوالقاسم پاينده، ص178.
10. محمّدبن حسن حرعاملي، وسائل‌الشيعه، ج14، ص54.
11. فضل‌بن ‌حسن طبرسى‏، همان، ص204.
12. نور: 3.
13. تاج‌الدين شعيرى، همان، ص151.
14. ميرزاحسين نوري‌طبرسي، مستدرک ‌الوسائل، ج14، ص191.
15. همان، ص51.
16. ابراهيم اميني، انتخاب همسر، ص102.
17. محمّدبن حسن حرعاملي، همان، ج14، ص 56.
18. محمّد‌بن يعقوب کليني، فروع کافي، تحقيق: علي‌اكبر غفاري، ج1، ص.25
19. تحريم: 6؛ والعصر.
20. محمّدبن حسن حرعاملي، همان، ج20، ص551.
21. محمّدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 75، ص6.
22. عبدالواحدبن محمد تميمي آمدي، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص432.
23. محمّدبن يعقوب کليني، الکافي، ج5، ص325.
24. عليرضا اسداللهي‌فرد، گفتني‌هاي ازدواج، ص93.
25. عليرضا اسداللهي‌فرد، همان؛ ر.ك: زهره منصوري و همكاران، بررسي رابطه بين الگوي رفتار جنسي و سازگاري زوجي زنان.
26. آرون تي بك، عشق هرگز كافي نيست، ترجمة مهدي قراچه‌داغي، ص99، ر.ك: ميراحمد هاشمي‌فرد، مسائل و اختلافات جنسي در زن و مرد.
27. سيد‌جواد مصطفوي، بهشت خانواده، ص67.
28. بقره: 223.
29. محمّدبن يعقوب کليني، الكافي، ج5، ص351.
30. محمّدبن حسن حرعاملي، همان، ج20، ص118.
31. محمّدبن يعقوب کليني، الکافي، ج5، ص566.
32. محمّدباقر مجلسي، همان، ج71، ص174.
33. محمّدبن يعقوب کليني، الكافي ، ج5، ص508.
34. فضل‌بن ‌حسن طبرسي، همان، ص214.
35. محمّدبن حسن طوسى، التهذيب لاحکام، ج7، ص400.
36. محمّدبن حسن حرعاملي، همان، ج20، ص110.
37. ميرزاحسين نوري طبرسي، همان، ج14، ص154.
38. محمّدبن حسن حرعاملي، همان، ج2، ص179.
39. همان، ج20، ص117.
40. همان، ج20، ص118.
41. محمّدبن يعقوب کليني، الكافي، ج8، ص177.
42. محمّدبن حسن حرعاملي، همان، ج14، ص29.
43. نهج الفصاحه، ترجمة ابوالقاسم پاينده، ص510.
44. فضل‌بن ‌حسن طبرسى، همان، ص210.
45. حسام‌الدين متقي هندي، کنزالعمال، ح17166؛ محمّدباقر مجلسي، همان، ج74، ص18.
46. حرعاملي، همان، ج14، ص60-61.
47. همان، ج20، ص90.
48. همان، ج14، ص95.
49. همان، ص33.
50. ابراهام مزلو، انگيزش و شخصيت، ترجمة احمد رضواني، ص79.
51. همان، 30.
52. مسعود آذربايجاني و ديـگران، روان‌شناسي اجتمـاعي بـا نـگرش بـه منـابع اسلامي، ص256ـ261.
53. باقر ساروخاني، جامعه‌شناسي خانواده، ص68-69.
54. محمّدباقر مجلسي، همان، ج14، ص29.
55. همان، ص44.
56. همان.
57. نور: 26.
58. سيد‌محمّد حسين طباطبائي، تفسير الميزان، ج15، ص115.
59. محمّدباقر مجلسي، همان، ج100، ص372.
60. محمّدبن يعقوب كليني، الکافي، ج5، ص348.
61. محمّدباقر مجلسي، همان، ج75، ص367.
62. باقر ساروخاني، همان، ص51-52.
63. همان، ص61-64.
64. مسعود آذربايجاني و ديـگران، همان، ص256.
65. محمّدرضا سالاري‌فر، خانواده در نگرش اسلام و روان شناسي، ص27-28.
66..همان.
67. ر.ك: محمّدرضا، سالاري‌فر، «همسرگزيني در انديشه ديني»، کتاب زنان، ش25.
68 احمد صافي، خانوادة متعادل و نامتعادل، ص35.
69. ابراهيم اميني، همان، ص129-130.


منابع

نهج الفصاحه، ترجمة ابوالقاسم پاينده، چ چهارم، تهران، دنياي دانش، 1382.
آذربايجاني، مسعود و ديـگران، روان‌شناسي اجتمـاعي بـا نـگرش بـه منـابع اسلامي، چ دوم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سمت، 1382.
اسداللهي‌‌فرد، عليرضا، گفتني‌هاي ازدواج، چ پنجم، قم، صبح پيروزي، 1386.
اميني، ابراهيم، انتخاب همسر، چ دهم، تهران، شرکت چاپ و نشر بين‌الملل، 1384.
بك، آرون‌تي، عشق هرگز كافي نيست، ترجمة مهدي قراچه‌داغي، تهران، ارين كار، 1371.
تميمي آمدي، عبدالواحدبن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1366.
حرعاملى، محمّد‌بن حسن، وسائل الشيعه، قم، موسسه آل البيت (ع)، 1409ق.
ساروخاني، باقر، جامعه‌شناسي خانواده، تهران، سروش، 1370.
سالاري‌فر، محمّدرضا، «همسرگزيني در انديشه ديني»، مطالعات راهبردي زنان، ش25، 1383، ص217- 240.
ـــــ، خانواده در نگرش اسلام و روان‌شناسي، چ پنجم، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سمت، 1388.
شعيرى، تاج‌الدين، جامع الأخبار، قم، رضى‏، 1405ق.
صدوق، محمّدبن علي،‏‏ من لا يحضره الفقيه،‏ چ دوم، قم، جامعه مدرسين،‏ 1404ق.
صافي، احمد، خانوادة متعادل و نامتعادل، چ نهم، تهران، انجمن اوليا و مربيان، 1386.
طباطبائي، سيدمحمّدحسين، تفسير الميزان، قم، جامعه مدرسين، 1374.
طبرسى، فضل‌بن ‌‌حسن، مكارم الأخلاق، چ چهارم، قم، شريف رضي، 1370.
طوسي، محّمدبن ‌حسن، تهذيب الاحكام، قم، نور وحي، 1386.
کليني، محمّد‌بن يعقوب، الكافي، چ دوم، تهران، اسلاميه، ‏1362.
ـــــ، فروع کافي، تحقيق: علي اکبر غفاري، چ دوم، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1388.
متقي هندي، حسام‌الدين، کنزالعمال، بيروت، مؤسسه الرساله، 1409ق.
مجلسي، محمّدباقر، بحار‌الانوار، تهران، اسلاميه، 1372.
مزلو، ابراهام، انگيزش و شخصيت، ترجمة احمد رضواني، مشهد، آستان قدس رضوي، 1367.
مصطفوي، سيد‌جواد، بهشت خانواده، تهران، هاتف، 1390.
منصوري، زهره و همكاران، بررسي رابطه بين الگوي رفتار جنسي و سازگاري زوجي زنان، در: مجموعه مقالات اولين همايش منطقه‌اي رواني، اجتماعي و حقوقي زنان، رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامي، بي‌تا.
نوري طبرسي، ميرزاحسين، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، بيروت، دار ابن‌كثير، بي‌تا.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان (موج دوم)، تهران، دفتر طرح و پيمايش ارزش‌ و نگرش‌ها، 1381.
هاشمي‌فرد، ميراحمد، مسائل و اختلافات جنسي در زن و مرد، چ هفتم، تهران، چهر، 1371.
يوسفي، عليرضا، «بهداشت رواني ازدواج»، پيوند، ش219، 1376، ص37- 41.

www.isna.ir.
www.khabaronline.ir
www.sabteahval.ir
.
www.wafa.ir.