بررسی روش‌های تدريس و ارزشيابی معلمان دروس دينی و نگرش و رفتار دينی دانش‌آموزان دبيرستان‏های دخترانه ناحيه 2 شهر كرمان

سيدحميدرضا علوي* / زهره اكبرزاده**

چكيده

اين تحقيق به منظور تبيين وضعيت روش‌هاي تدريس و ارزشيابي معلمان دروس ديني دبيرستان‏هاي ناحية2 شهر كرمان و نگرش و رفتار ديني دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي مذكور انجام گرديده است. ابزار جمع‏آوري اطلاعات، پرسش‌نامه بوده است كه 34 سؤل آن مرتبط با سنجش روش‌هاي تدريس، 26 سؤل مرتبط با سنجش روش‌هاي ارزشيابي معلمان، 32 سؤل مرتبط با سنجش نگرشي ديني و 7 سؤل مرتبط با سنجش رفتار ديني دانش‏آموزان طراحي وتنظيم گرديد. جامعة آماري تحقيق، كليه معلمان دروس ديني و دانش‏آموزان مقطع متوسطه ناحية 2 شهر كرمان و حجم نمونه شامل كليه معلمان دروس ديني و 307 دانش‏آموز بوده است كه به روش نمونه‏گيري خوشه‏اي انتخاب گرديدند. نتايج تحقيق بيانگر آن است كه نمرة روش تدريس و ارزشيابي معلمان خوب (يا مطابق با ضوابط و موازين روش‌هاي تدريس و ارزشيابي يعني 4 از 5) مي‏باشد. همچنين ميانة متغير نگرش ديني دانش‏آموزان دبيرستان‏ها بين 4 و 5 (خوب و عالي) قرار دارد. در حالي‌كه، ميانه متغير رفتار ديني برابر3 (متوسط) مي‏باشد.

كليد واژه‌ها: روش تدريس، روش ارزشيابي، نگرش ديني، رفتار ديني، معلم، دانش‏آموز، دبيرستان

مقدمه

معلم و شاگرد، دو عنصر اساسي نظام تعليم و تربيت به شمار مي‏روند، روش‌هاي تدريس و ارزيابي معلمان از شاگردان نيز اصلي‏ترين وظيفة آموزگاران است.

اين موضوع، آن‌گاه اهميت دوچندان مي‏يابد كه آموزگاران دروس ديني، رسالت‏شان را در قبال شاگرداني كه مقطع بسيار حساس و بحراني نوجواني را سپري مي‏كنند، مد نظر داشته باشد. چنين رسالتي، در قالب ظهور نگرش‏ها و رفتارهاي ديني خاص در نوجوانان و جوانان دانش‏آموز، تجلي مي‏يابد.

آگاهي از وضعيت موجود روش‌هاي تدريس و ارزشيابي آموزگاران دروس ديني و نگرش و رفتار ديني دانش‏آموزان ـ كه آرمان اصلي اين پژوهش نيز هست ـ مي‏تواند به نوعي بيانگر فاصله وضعيت موجود با وضعيت مطلوب بوده و راه را براي برنامه‏ريزي سنجيده‏تر و دقيق‏تر در جهت سوق دادن به وضعيت مطلوب، هموار سازد. نگاهي گذرا به وضعيت موجود در جامعه اسلامي معاصر و فقدان پژوهش‏هاي دقيق، لزوم و ضرورت انجام اين‏گونه پژوهش‏ها را افزون‏تر جلوه مي‏دهد. در اين نوشتار برآنيم تا به بررسي و تحليل موارد ذيل بپردازيم و در واقع، مسير را براي برنامه‏ريزي دقيق‏تر، هموار سازيم:

1. نگرش ديني دانش‏آموزان دبيرستان‏ها؛

2. رفتار ديني دانش‏آموزان دبيرستان‏ها؛

3. روش‌هاي تدريس و ارزشيابي آموزگاران دبيرستان‏ها؛

4. آيا ميان روش‌هاي تدريس و ارزشيابي آموزگاران زن و مرد دبيرستان‏ها تفاوت وجود دارد؟

5. آيا ميان روش‌هاي تدريس و ارزشيابي آموزگاران دبيرستان‏ها در پايه‏هاي تحصيلي گوناگون تفاوت وجود دارد؟

6. آيا ميان نگرش و رفتار ديني دانش‏آموزان پسر و دختر دبيرستان‏ها تفاوت وجود دارد؟

7. آيا ميان نگرش و رفتار ديني دانش‏آموزان در پايه‏هاي گوناگون تحصيلي تفاوت وجود دارد؟

روش‏هاي تدريس و ارزشيابي

هر كس كه به نوعي با مقوله تدريس در هر سطحي سر و كار داشته باشد مي‏داند كه كسب آگاهي‏هاي افزون‏تر نسبت به روش‌هاي تدريس، مي‏تواند در بهبود اثربخشي تدريس، نقش چشمگير داشته باشد.[81]

آشنايي با روش‏ها و فنون تدريس و به‏كارگيري آنها موجب مي‏شود كه هدف‌هاي آموزش و پرورش به آساني و در مدت زماني كوتاه‏تر تحقق يابند.[82] شناخت نسبت به «روش‏هاي كلي تدريس»، «روش‏هاي اختصاصي در هر درس»، «روان‏شناسي تربيتي»، «روان‏شناسي رشد»، «شيوه‏هاي نوين ارزشيابي»، «كاربرد مواد آموزشي» و «فنون كلاس‏داري»، بر هر آموزگاري لازم، بلكه واجب است تا بتواند وظيفه خطيري را كه بر عهده گرفته است، به شايستگي انجام دهد. ناآشنايي با اين علوم و فنون سبب مي‏شود [آموزگار] بي‏آنكه بداند، صدمات و لطمات جبران‏ناپذير به روح و روان فراگيران خود وارد آورد، به‏ويژه اگر توجه كنيم كه هر [آموزگاري] در عين حال، مربي كودكان و نوجواناني است كه در بهترين سال‏ها و در مناسب‏ترين شرايط فكري و رواني، در اختيار او قرار گرفته‏اند و بر اوست كه به تربيت و پرورش آنها بپردازد و آنها را براي زندگي سعادتمندانه و بناي جامعه‏اي مترقي آماده سازد.[83]

با توجه به تحولات جامعه، نقش تعليم و تربيت در جهان امروز، پرورش هر فرد و آماده ساختن او براي مشاركت مؤثر در فعاليت‏هاي زندگي مي‏باشد. به ديگر سخن، آموزش و پرورش، بايد امكانات پرورش استعدادها و توانايي‏هاي كلي دانش‏آموزان را تا حداكثر ظرفيتي كه دارند فراهم سازند تا بتوانند نقش خود را در جامعه متحول و پيچيده، به نحو مطلوب ايفا كنند. پيداست در چنين شرايطي، نقش آموزش و پرورش و بالطبع نقش امتحان يا ارزشيابي و نيز شيوه‏هاي تدريس مطالب به شاگردان تغيير مي‏كند.[84]

نگرش ديني

برخي از دانشمندان علوم اجتماعي، دين‏داري يا وابستگي به مذهب را داراي حداقل دو بعد «اجراي فرايض مذهبي» و «اعتقادات مذهبي» دانسته‏اند، كه اجراي فرايض مذهبي مثل نماز، روزه و...، به وسيله مشاهدات علمي آشكار خواهد شد و اعتقادات مذهبي، از راه پاسخ به پرسش‏هاي عقيدتي، مكشوف خواهد شد.[85]

از ديدگاه آلپورت[86] جهت‏گيري مذهبي، به دو صورت «دروني» و «بيروني» مي‏باشد. وي قابل قبول‏ترين روش متمايز كردن اين دو قطب مذهب را اين مي‏داند كه بگوييم شخصي با «مذهب بيروني» مذهبش را به كار مي‏گيرد. در صورتي كه، شخص داراي «مذهب دروني» با مذهبش زندگي مي‏كند. بر اساس نظر «آلپورت» مذهب دروني، مذهبي فراگير، داراي اصول سازمان‏يافته و دروني شده است كه خود، غايت و هدف است، نه وسيله‏اي براي رسيدن به هدف شخصي. ولي فردي كه جهت‏گيري مذهبي دروني دارد، با مذهبش زندگي مي‏كند و مذهبش با شخصيتش يكي مي‏شود. در حالي كه، شخصي كه جهت‏گيري مذهبي بيروني دارد، مذهبش با شخصيت و زندگي‏اش تلفيق نشده است و براي او، مذهب وسيله‏اي است كه براي ارضاي نيازهاي فردي از قبيل امنيت، مورد استفاده قرار مي‏گيرد.

سنجش نگرش مذهبي

از طريق ابزارهاي گوناگوني مي‏توان نگرش مذهبي و دين‏داري افراد را اندازه‏گيري كرد كه اين ابزارها به نام سازنده‏هاي آنها ساخته شده است و مهم‏ترين آنها عبارتند از:

1. پرسش‌نامه درون‏سويي و برون‏سويي: آلپورت و راس اين مقياس را تعبيه كردند. آلپورت، روان‏شناس برجسته آمريكايي در گستره‏هاي شخصيت و روان‌شناسي اجتماعي است. وي عميقاً دين‏دار بود، به‏ويژه در مورد نقش دين در زندگي، مطالعه كرد و از پژوهش‏گراني است كه تلاش مي‏كند در مورد دين‏داري، نظريه‏پردازي كند. وي به كمك «راس» موفق به ساخت پرسش‌نامه‏اي براي سنجش جهت‏گيري ديني شد كه اين مقياس، داراي20 ماده است و داراي دو زير مقياس 1 ـ 9 سؤالي (جهت‏گيري دروني) و 2 ـ 11 سؤالي (جهت‏گيري بيروني) مي‏باشد.[87]

2. مقياس نگرش مسيحيت (1976): اين مقياس، توسط «فرانسيس» ساخته شد. اين پرسش‌نامه بر مبناي مقياس ليكرت پنج درجه‏اي ساخته شده و نگرش افراد مسيحي را نسبت به مسيحيت مي‏سنجد.

3. مقياس شفارد: اين پرسش‌نامه، توسط «باست» و همكاران در سال (1981) ساخته شد.[88] اين مقياس بر مبناي شيوه نمره‏گذاري ليكرت و به منظور تمايزگذاري بين مسيحيان و غير مسيحيان تهيه شده است. هر ماده از اين مقياس، با توجه به نقش كتاب مقدس تدوين شده است. اين مقياس تنها در دين مسيحيت كاربرد دارد.

4. پرسش‌نامه فرافكن احمدي علوان آبادي (1352): اين پرسش‌نامه بر مبناي اصول فرافكن تهيه شده كه شامل 20 سؤال كامل‏كردني و 5 سؤال حكايت به منظور مقايسه طرز فكر مذهبي دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي اسلامي و غير اسلامي تهران تهيه شده است.

5. پرسش‌نامه نگرش مذهبي گلريز (1353): اين پرسش‌نامه داراي 25 سؤال و دو پاسخ است، هر كدام از پاسخ‏ها بار خاصي دارد كه بعد از نمره‏گذاري، نگرش مذهبي فرد اندازه‏گيري مي‏شود. پايايي اين آزمون از طريق همبستگي با آزمون آلپورت به دست آمده و برابر با 80% گزارش شده است. از آن زمان تا كنون، بيشتر مطالعاتي كه در زمينه نگرش مذهبي در ايران صورت گرفته، از اين پرسش‌نامه بهره گرفته‏اند.

6. پرسش‌نامه نگرش مذهبي خداياري (1376): اين پرسش‌نامه داراي 40 ماده است كه توسط جمعي از پژوهشگران حوزه و دانشگاه تهيه شده و در سال 1378 با حذف برخي از مواد آن، به يك مقياس 32 ماده‏اي تبديل شده است.

7. پرسش‌نامه نگرش مذهبي شيرشاهي (1378): از تغيير پرسش‌نامه خداياري و همكاران از 44 ماده و32 ماده و از 6 گزينه و 5 گزينه ساخته شده است.[89]

سنجش رفتار ديني

«چارلز گلاك»، پس از مرور مطالعات بي‏شمار پژوهشگران ديگر، ابعاد چهارگانه‏اي را براي دين در نظر گرفت. وي با دستچين كردن اين چهار بُعد، از لابه‏لاي مطالعات اين پژوهشگران، مفهوم عملياتي مستقلي از دين ساخت. اين ابعاد چهارگانه عبارت بودند از: بُعد تجربي ناظر بر تجربيات معنوي فرد، بُعد ايدئولوژيك ناظر بر باورهاي مذهبي، بُعد مناسكي ناظر بر اعمال و رفتارهاي مذهبي و بُعد استنتاجي (پيامدي) كه ناظر است بر اصول و فرامين دين در زندگي.[90] «داوس» نيز مانند «گلاك»، براي سنجش مذهبي بودن افراد، چهار بعد را به شرح زير كافي دانست:

1. حضور در كليسا؛

2. اعتقادات مذهبي؛

3. تعهد يا اهميت مذهب در زندگي؛

4. الهام يا شهود مذهبي.[91]

«اينگلهارت»، با ارائه شواهد تجربي بي‏شمار، به بهره‏گيري رايج پژوهش‏گران از معرف ميزان حضور در كليسا به عنوان شاخص باورها و گرايش ديني، انتقاد مي‏كند. وي، معرف حضور در كليسا را فقط يك شاخص تقريبي از باورهاي مذهبي دانسته و بر اين باور است كه، مذهبي بودن را نبايد معادل انجام رفتارها، آداب و مناسك مذهبي دانست؛ چون بر اين اساس، تصويري نسبتاً گمراه‏كننده و خام از دين‏داري مردم، به دست خواهيم آورد. وي اظهار مي‏دارد كه، اگرچه آمارهاي حضور در كليسا، نشانه شاخص تقريبي روندها در تغيير ايمان مذهبي، بهتر از هيچ است، ولي مسلماً جانشين سنجش‏هاي مستقيم اين باورها نيستند.[92] به نظر اينگلهارت «اعتقاد به خدا» و «تعهد مذهبي»، به ميزان اهميت خداوند نزد افراد، شاخص بسيار حساس، پس از دين‏داري است.[93] «كلودسركليف» در اندازه‏گيري دين‏داري يك مسلمان، رفتار ديني وي را اصل قرار داده و از آن به دفعاتي كه انسان عادتا در يك شبانه‏روز نماز مي‏گذارد، تعبير مي‏كند. ولي او اشاره دارد كه هر شاخص رفتاري به تنهايي براي انداره‏گيري دين‏داري كافي نيست، چون رفتار ديني، فقط يكي از ابعاد دين‏داري است.

كمال‌المنوفي در پژوهش خود تحت عنوان «اسلام و توسعه»، دين را داراي دو بُعد متمايز دانسته كه عبارتند از: «شناخت ديني» و «رفتار ديني». وي از ميان معرف‏هاي بعد رفتار ديني تنها نماز را كافي دانسته است؛ چون بر اين باور است نماز در اسلام جايگاه ويژه‏اي دارد.[94]

سنجش دين‏داري جوانان

«اگر اجازه دهيم اعمال بي‏سابقه نسل‏هاي جوان‏تر ما ادامه يابد، تمدن ما محكوم به نااميدي است». اين سخن، يك پيام‏آور رستاخيز در عصر معاصر نيست، بلكه گفتاري است كه بر يك لوحه باستاني مكشوفه در شهر اور[95] نقش بسته است.[96]

اين عبارت‏ها، بازتاب عقيده‏اي نسبت به جوانان است كه در هر عصري، شايع به نظر مي‏رسد. بنابر اين عقيده، جوانان هر دوره‏اي نسبت به ديگر گروه‏هاي سني، پايبندي و تعهد اندكي به نظم اجتماعي منظور داشته و مظهر سركشي و طغيان عليه هنجارهاي حاكم به شمار مي‏روند.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي، انديشه تحول اساسي در نظام اجتماعي، به منظور همسو كردن همة ابعاد و اجزاي آن با ارزش‏ها و موازين دين اسلام، در دستور كار نظام سياسي ايران قرار گرفت. در اين راستا، «تربيت ديني» از اهداف عمده نظام اجتماعي تعريف شد و جهت‏گيري كلي نظام سياسي و فرهنگي كشور در راستاي تقويت و گسترش ارزش‏ها و باورهاي ديني در ميان مردم (به ويژه نسل جديد) شكل گرفت. با اين حال، امروزه پس از گذشت سي سال از عمر انقلاب اسلامي ايران، بسياري از مردم با مشاهدة برخي شيوه‏هاي رفتاري جوانان، به اين نتيجه رسيدند كه باورها و رفتارهاي مذهبي اين دسته از افراد كه همه سال‏هاي زندگي‏شان را در سايه اين نظام ديني سپري كرده‏اند، چندان مطلوب و خرسند كننده نيست و جامعه در انتقال ارزش‏ها و موازين ديني به نسل جديد خود، كاملاً با شكست رو به رو شده است.

حال پرسش اصلي اين است كه، بحراني و اسفناك قلمداد كردن وضعيت دين‏داري نوجوانان و جوانان، چقدر با واقعيت‏ها تطابق دارد و آيا مي‏توان وضعيت دين‏داري جوانان را صرفاً بر اساس برخي شيوه‏هاي رفتاري آنان كه مغاير با شيوه‏هاي رفتاري بزرگسالان يا الگوهاي رفتاري مذهبيون انقلابي است، به درستي استنباط كرد؟ در واقع بسياري از افراد، با مشاهده برخي از رفتارهاي اجتماعي نابهنجار از سوي جوانان، چگونگي اعتقاد و تعلقات مذهبي اين گروه را استنباط كرده و بر آن اساس، وضعيت دين‏داري آنها را بحراني و فاجعه‏آميز تلقي مي‏كنند. در صورتي كه، وقتي نتيجه‏گيري‏ها و استنباط‏هاي خود را در خصوص دين‏داري جوانان، فقط بر اساس برخي رفتارهاي اجتماعي آنان (مثل نحوه آرايش، الگوهاي لباس،...) بنا سازيم، نه بر اساس اطلاعات و شواهد جزئي‏تر و مشخص‏تري كه از پژوهش‏هاي تجربي به دست مي‏آيد، تصويري نسبتاً گمراه كننده و مفهومي مغلوب و خام از گرايش‏هاي جوانان و نوجوانان نسبت به دين به دست خواهيم آورد. شيوه رفتاري جوانان، هرچند كه نابهنجار باشد، به يقين، جانشين سنجش‏هاي مستقيم باورها و تعلقات ديني نيست. براي داوري دربارة دين‏داري جوانان و نوجوانان، بايد دقت نظر فراواني داشت و به دور از هرگونه شتابزدگي، از يك يا چند وجه رفتاري، همه دين‏داري آنان را نتيجه نگرفت. فروكاستن دين‏داري، صرفاً به يك سلسله موازين رفتاري خاص و ظاهري، در واقع محدود كردن دين در قالب تنگ و ظاهري است.[97]

مروري بر پژوهش‏هاي مشابه

الف) مطالعات انجام شده در خارج از كشور:

1. «ايوان بازيك حداد» و «آديرث لوميس» در سال1983 مطالعه‏اي درباره مساجد امريكا انجام داده‏اند كه گزارش آن در كتابي به نام «گسترش ارزش‏هاي اسلامي در ايالات متحده امريكا» به چاپ رسيده است. پژوهشگر، با بهره‏گيري از پرسش‌نامه، به صورت حضوري اطلاعاتي از 347 نفر از مسلمانان حاضر در پنج مسجد نيويورك، ميدوست و سواحل شرقي به دست آورده است.

خلاصه اين پژوهش بدين گونه بوده است كه، هرچه الفت افراد با مساجد بيشتر باشد، آنها به اجراي دقيق احكام اسلامي تعهد بيشتري دارند. اين پژوهش نشان مي‏دهد كه بين سن و مشاركت در فعاليت‏هاي مسجد، رابطه وجود دارد؛ بدين ترتيب كه، جوانان بيشتر از افراد مسن به مسجد مي‏روند و همچنين افراد متأهل، بيشتر از مجردين در مسجد حضور مي‏يابند.

2. «ديويد دي واس» و «يان مك الستر» (1987) در نوشتاري تحليلي با عنوان «تفاوت‏هاي جنسيتي در دين» به بررسي اين مسئله پرداختند كه چرا زنان، از مردان مذهبي‏ترند. براي تبيين تفاوت‏ها، از نظريه «موقعيت ساختاري» بهره گرفته است كه در آن از نقش زنان در بچه‏داري، مشاركت كمتر آنان در كار و نگرش نسبت به كار و خانواده به عنوان ساختاري ياد مي‏شود كه زمينه را براي مذهبي‏تربودن زنان نسبت به مردان فراهم مي‏كند.

3. بر اساس تحقيق انجام شده بر روي سن و مشاركت ديني توسط «هوارد بحر» (1970)، در فاصله 18 تا 30 سالگي، ميزان حضور در كليسا به شدت كاهش و در فاصله 30 تا 35 سالگي اين كاهش به تدريج از بين مي‏رود و پس از سن 35 سالگي تا كهنسالي، به گونه‏اي يكنواخت افزايش مي‏يابد.

4. «اس ام استلزبرگ، ماري بالير ـ لوي، لينداي وايت» (1995) در تحقيقي با عنوان «مشاركت ديني در اوان بزرگسالي و تأثيرهاي سن و چرخة زندگي خانوادگي بر عضويت در كليسا» به بررسي تحولات زندگي از قبيل ازدواج، طلاق، روابط جنسي پيش از ازدواج، بر مشاركت ديني در ايالات متحدة امريكا پرداخته‏اند.

اين پژوهش‏ها در فاصلة سال‏هاي 1972 تا 1986 در سطح ملي، در ايالات متحده صورت گرفته است. در اين پژوهش، داده‏هاي مربوط به دوره 1986 ـ 1979 ـ 1976 كه مقطع سني 22 تا32 سالگي افراد مورد مطالعه را در بر مي‏گيرد، جهت تحليل برگزيده شده است. از جمله فرضيه‏هاي مطرح شده در اين پژوهش، مي‏توان به دو فرضيه اساسي زير اشاره كرد:

الف) ازدواج، مشاركت ديني را افزايش مي‏دهد.

ب) از هم‏پاشيدگي روابط زناشويي، به كاهش مشاركت ديني مي‏انجامد و اين كاهش در مورد مردان، بيش از زنان است. ميزان مشاركت ديني در هر سه مقطع سني مورد نظر ديني (يعني22، 25و32 سالگي) هم در زنان و هم در مردان، همراه با افزايش سن افزيش مي‏يابد. البته، ميزان مشاركت ديني زنان در هر سه مقطع، از ميزان مشاركت ديني مردان بيشتر است. بر اساس برآوردهاي رگرسيوني، پژوهش‏گران، پيش‏بيني كرده‏اند كه امكان مشاركت ديني براي مردان و زنان متأهل نسبت به دوران تجرد، به ميزان 4 تا 8 درصد افزايش يافته است و معنايش اين است كه تأثير ازدواج بر مشاركت ديني، مثبت و معنادار است. فقط براي زنان 25 ساله، اين تاثير معنادار نيست. هم‏باليني، هم در مردان و هم در زنان تأثير منفي داشته است؛ به گونه‏اي كه امكان عضويت افراد مجرد در كليسا از زمان هم‏باليني نسبت به زمان پيش از آن از حدود 35 درصد به 15 درصد كاهش يافته است و نتايج به دست آمده، بدين گونه بوده است كه هم‏باليني، تأثير منفي و ازدواج، تأثير مثبت بر مشاركت ديني (عضويت افراد در كليسا) دارد.

5. پور يوسفي (1984) در پژوهش خود با عنوان «گرايش ديني دانشجويان مسلمان مشغول به تحصيل در دانشگاه ميشيگان امريكا» نمره بالايي براي نمونه خود كه دربردارنده دانشجويان مسلمان مشغول به تحصيل در دانشگاه ميشيگان امريكا بودند، گزارش مي‏كند.

6. برگين و همكاران (1987: 197) پژوهشي در بين دانشجويان دانشكده «مورسن» انجام دادند كه بر مبناي آن، دين‏داري دروني با عملكرد مثبت اشخاص و سازگاري آنها، رابطه مثبت داشته و همچنين با ميزان اضطراب آنها ارتباط منفي داشت.

7. يحيي (1988) در پژوهش خود با عنوان «ميزان دين‏داري مسلمانان ساكن ميشيگان» گزارش مي‏كند كه، نسبت بالايي از پاسخگويانش كه مسلمانان ساكن ميشيگان بودند، «خيلي دين‏دار» يا «دين‏دار» طبقه‏بندي شدند.

ب) مطالعات انجام شده در داخل كشور:

1. سراج‏زاده (1375)، پژوهشي با عنوان «نگرش‏ها و رفتارهاي ديني نوجوانان تهراني و دلالت‏هاي آن براي نظريه سكولارشدن» انجام داده است. در اين پژوهش، مدل گلاك و استارك براي سنجش دين‏داري مورد استفاده قرار گرفته است. به نظر گلاك و استارك در همه اديان دنيا، به رغم تفاوت‏هايي كه در جزئيات دارند، عرصه‏هاي مشتركي وجود دارد كه دين‏داري در آنها متجلي مي‏شود. اين عرصه‏ها كه مي‏توان آنها را ابعاد مركزي دين‏داري به حساب آورد، عبارتند از ابعاد اعتقادي، مناسكي، عاطفي و پي‏آمدي. بُعد اعتقادي يا باورهاي ديني، عبارت است از باورهايي كه انتظار مي‏رود پيروان آن دين بدانها اعتقاد داشته باشند. بُعد مناسكي، يا اعمال ديني، شامل اعمال ديني مشخصي همچون عبادت نماز، شركت در آيين‏هاي ديني خاص، روزه گرفتن و غيره است كه انتظار مي‏رود پيروان هر دين، آنها را به جا آورند.

بُعد تجربي يا عواطف ديني، ناظر به عواطف و تصورات و احساسات مربوط به داشتن رابطه با جوهري ربوبي همچون خدا يا واقعيتي غايي يا اقتداري متعالي است. بُعد فكري يا دانش ديني، مشتمل بر اطلاعات و دانسته‏هاي مبنايي در مورد باورداشت‏هاي هر دين است كه پيروان هر دين بايد آنها را بدانند. بُعد پي‏آمدي يا آثار ديني، ناظر بر اثرهاي باورها، اعمال، تجارب و دانش ديني بر زندگي روزمره پيروان است. اگر بخواهيم ابعاد دين‏داري مدل گلاك واستارك را بر اسلام منطبق كنيم، مجموعه‏اي از باورها كه (اصول دين) خوانده مي‏شود را مي‏توان با باورهاي ديني تطبيق داد.

همه عبارت‏هاي پرسش‌نامه، پرسش‏هاي نگرشي بودند و در طول يك طيف پنج قسمتي از نوع ليكرت، ارزشگذاري شدند:

1. كاملاً مخالف؛

2. مخالف؛

3. بينابين؛

4. موافق؛

5. كاملاً موافق.

فقط عبارت‏هاي معرف بُعد عملي اين سؤالات، مربوط به رفتار واقعي بودند. جامعه مورد نظر، محدود به دانش‏آموزان سال سوم دبيرستان و حجم نمونه شامل 391 نفر بود.

يافته‏هاي پژوهش حاكي از آن است كه دانش‏آموزان دبيرستاني، در مجموع داراي گرايش‏ها و علايق ديني بالايي هستند؛ در حالي كه نمره‏هاي دين‏داري گروه كوچكي (4/2) درصد پايين بوده نمره‏هاي 8/45 درصد متوسط و نيمي از نمونه داراي نمره‏هاي بالا بودند. ميانگين نمره‏هاي دين‏داري كلي هم 57/3 از 5 بود.

با آنكه توزيع پاسخ‌گويان از نظر نمره‏هاي دين‏داري در مناطق چهارگانه مورد مطالعه تقريباً يكسان بوده، گرايش ديني افراد ساكن در مناطق شمالي، بر اساس معرف دين‏داري به كار رفته در اين پژوهش، اندكي كمتر از افراد ساكن در مناطق جنوبي شهر بود. مي‏توان گفت كه گرايش‏هاي ديني در طبقه‏هاي پايين‏تر اجتماعي، قوي‏تر از طبقه‏هاي بالاتر است.

2. طالبان (1377) پژوهشي با عنوان «سنجش دين‏داري جوانان» انجام داده است. اين پژوهش كه در شهر تهران انجام شده است و براي سنجش دين‏داري، سه بُعد اعتقادات مذهبي، مناسك مذهبي و تعهد مذهبي يا اهميت دين در زندگي را در نظر گرفته است و جامعه تحقيق را همه دانش‏آموزان دختر و پسر سال‏هاي اول، دوم و سوم دبيرستان‏هاي روزانه دولتي، نمونه مردمي و غير انتفاعي شامل مي‏شدند و حجم نمونه، عبارت از 733 نفر از دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي شهر تهران بود.

نتايج يافته‏ها نشان مي‏دهد كه:

الف) دانش‏آموزان از باورهاي مذهبي بالايي برخوردار بودند و تفاوت معناداري از لحاظ آماري بين دختران و پسران وجود نداشت؛

ب) در بُعد مناسكي، نتايج حاكي از آن بود كه تنها 7/15 درصد جوانان، پايبندي به نماز نداشتند و 4/55 درصد پاسخ‌گويان پايبندي كامل به نماز داشتند و 9/28 درصد پايبندي نسبي به نماز داشتند و پايبندي به نماز با متغير جنسيت، ارتباط كاملاً معناداري داشته و در پسران بيشتر از دختران بود؛

ج) در بُعد تعهد مذهبي نيز اكثريت قريب به اتفاق جوانان جمعيت نمونه تحقيق، يعني 93 درصد آنان در زندگي‏شان اهميت زيادي به خداوند مي‏دادند كه از اين ميان، نسبت پسران بيش از دختران بود (1/94 درصد در مقابل 1/92 درصد)، شمار پاسخ‌گوياني كه اظهار كرده‏اند خداوند در زندگي‏شان از اهميت كمي برخوردار است. بسيار ناچيز بود (11 نفر معادل 5/1 درصد)، در اين ميان نيز نسبت پسران كمي بيش از دختران بود (8/1 درصد در مقابل 3/1 درصد) و به طور كلي، 83 درصد افراد نمونه تحقيق، دين‏داري قوي و 6/2 درصد آنها دين‏داري ضعيف داشتند.

نتايج اين پژوهش نشان داده است كه از هر شاخص كه براي دين‏داري بهره بگيريم، نه‏تنها دين‏داري و تعلق مذهبي جوانان نمونه تحقيق، بحراني و اسفناك نبوده، بلكه اكثريت مطلق آنان، داراي تعلقات ديني بالايي هستند. مشاهده‏هاي اين پژوهش، مبني بر ميزان بالاي دين‏داري جوانان نمونه تحقيق، كاملاً مغاير ديدگاه بدبيناني است كه همواره وضعيت ايمان مذهبي جوانان و نوجوانان تهراني را بسيار ضعيف و فاجعه‏آميز ارزيابي مي‏كنند.

3. در تحقيق صباغ‏پور (1372) حجم نمونه را 222 پسر دانش‏آموز تهراني تشكيل مي‏داد. در مطالعه وي، براي نگرش ديني سه بعد تعريف شده است: دانش، احساسات و آمادگي براي عمل. وي گزارش مي‏كند كه پاسخگويان از نظر دين‏داري در سطح پاييني قرار داشتند؛ به گونه‏اي كه 65 تا 97 درصد آنها در هر سه بعد نگرش ديني، در مقوله پاييني قرار گرفتند. به نظر سراج‏زاده، اين نتيجه‏گيري غير عادي ممكن است ناشي از به كار بردن معيارهاي سخت‏گيرانه در تعريف دين‏داري باشد. افزون بر اين، فقدان گزارش دقيق در مورد روش تحقيق و ابهام دين‏داري به كار رفته در گزارش تحقيق، كاملاً مشهود است كه روايي سنجه به كار رفته را به شدت زير سؤل مي‏برد و باعث مي‏شود تا نتوان يافته‏هاي آن را جدي گرفت.

4. خداياري فرد و همكاران (1377)، پژوهشي با عنوان «آماده‏سازي مقياس نگرش مذهبي دانشجويان» در دانشكده روان‌شناسي دانشگاه تهران انجام داد. بدين منظور، با بهره‏گيري از پيشينه پژوهش و متون اسلامي، مقياسي مشتمل بر 52 پرسش طراحي شد كه اين پرسش‏ها ابعاد اعتقادي انسان را در برمي‏گرفت و سپس با انجام دو مطالعه مقدماتي، فرم نهايي مقياس تهيه شد. در نهايت، پرسش‌نامه با 44 داده چند گزينه‏اي و 7 ماده سنجش گمانه‏اي آماده شد. پرسش‌نامه روي 369 نفر دانشجوي دانشگاه صنعتي شريف اجرا شد و اعتبار آزمون، مورد بررسي قرار گرفت وجهت بررسي روايي پرسش‌نامه 235 نفر از طلاب حوزه علميه قم و 83 دانشجوي رشته هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پرسش‏هاي آزمون پاسخ دادند. نتايج نشان داد كه ميانگين نمره‏هاي نگرش مذهبي طلاب حوزة علميه قم به طور معناداري بالاتر، از ميانگين نمره‏هاي دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف و دانشجويان هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. همچنين نتايج فرعي زير هم از يافته‏هاي اين پژوهش‏ها حاصل شد:

الف) ميان نگرش مذهبي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه صنعتي شريف تفاوت معناداري وجود دارد و اين تفاوت در پسران بيشتر از دختران است؛

ب) تفاوت معناداري بين نگرش مذهبي دانشجويان رشته‏هاي علوم فني وجود ندارد؛

ج) تفاوت معناداري بين نگرش مذهبي پسران و دختران طلبه وجود دارد و اين تفاوت در دختران بيشتر از پسران است.

5. علوي (1379) پژوهشي را با عنوان «بررسي رفتار و عملكرد ديني نوجوانان سال‏هاي اول، دوم و سوم دبيرستان‏هاي كرمان» انجام داده است. هدف از اين تحقيق، تبيين و بررسي وضعيت موجود رفتار و عملكرد ديني نوجوانان پسر و دختر سال‏هاي اول، دوم و سوم دبيرستان‏هاي پسرانه و دخترانه دولتي و غير انتفاعي شهر كرمان بوده و روش تحقيق به كار برده شده، روش توصيفي مي‏باشد و جامعه آماري آن را همه دانش‏آموزان متوسطه شهر كرمان مشتمل بر 94 دبيرستان تشكيل داده است. ابزار گردآوري اطلاعات پرسش‌نامه از نوع بسته بوده كه به علت شمار بسيار زياد پرسش‏ها، به دو پرسش‌نامه شماره 1و2 تنظيم شده است.

ابزار گردآوري اطلاعات، پرسش‌نامه‏اي محقق ساخته جهت سنجش 74 مؤلفه ديني بوده است كه روايي پرسش‌نامه معادل 84/0، و اعتبار آن معادل 95/0 محاسبه و تعيين شده است. متغيرهاي مورد بررسي نوع مدرسه، جنس و كلاس بوده و نتايج حاصله، نشان‏گر آن بود كه، ميانگين نظرهاي پاسخ دهندگان در مورد رعايت 74 مؤلفه ديني 8/63% بوده است كه وضع مطلوبي را نشان مي‏دهد و ميانگين نظرهاي پاسخ دهندگان در مورد عدم رعايت هفتاد و چهار مولفه طراحي شده 1/16% بوده و 1/20% باقيمانده يا بي‏نظر بودند يا به پرسش‏ها پاسخ نداده‏اند. در مورد هر يك از هفتاد و چهار مؤلفه ديني تحقيق، ميزان درصد نظرهاي افرادي كه قائل به رعايت مؤلفه‏هاي مربوطه بوده‏اند، از اين‌رو، رفتار و عملكرد ديني مطلوبي را داشته‏اند، به مراتب بيش از افرادي بوده كه اظهار داشته‏اند با رعايت مؤلفه‏هاي ديني مربوط، مخالف يا كاملاً مخالف بوده‏اند، منهاي شايعه‏پراكني، تواضع مذموم، حسد، لهو و لعب، تكبر ممدوح. همچنين لازم به يادآوري است كه، در مورد بسياري از مؤلفه‏هاي مربوط به رفتار و عملكرد ديني، وضعيت مدارس دولتي، بهتر از مدارس غير انتفاعي بوده و همچنين در رابطه با جنسيت، بين عملكرد ديني دختران و پسران، تفاوت معناداري وجود دارد. در مورد بسياري ديگر از مؤلفه‏هاي مربوط به رفتار و عملكرد ديني، وضعيت دختران بهتر از پسران بوده است. ولي هيچ ترتيب و نظم خاصي كه بتوان در مورد وضعيت رفتار و عملكرد ديني نوجوانان در سال‏هاي اول، دوم و سوم متوسطه اظهار داشت، به چشم نمي‏خورد.

6. عظيمي يزدي (1381) در تحقيق خود با عنوان «بررسي وضعيت و عوامل مرتبط با نگرش مذهبي دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه شهر كرمان» با حجم نمونه 500 نفر از دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه كه جامعه آماري آن همه دبيرستان‏هاي دخترانه شهر كرمان بوده است، به اين نتايج رسيده است:

الف) ميانگين نگرش مذهبي دانش‏آموزان نوجوان، معادل 92/127 به دست آمده كه با وضعيت مطلوب (160=X) نزديك به 32 نمره فاصله را نشان داده است؛

ب) در تحليل رگرسيوني چند متغيره، عواملي كه در ارتباط با يكديگر با نگرش مذهبي رابطه مثبت نشان داده‏اند، عبارتند از: روحانيون، والدين، كتاب درسي، پايه تحصيلي، بُعد خانوار، رفتن به محيط‏هاي مذهبي، ديگر آموزگاران، دوستان، مربي پرورشي، بهره‏گيري از فيلم ويدئو و راديو تلويزيون؛

ج) عواملي كه با نگرش مذهبي رابطة منفي داشتند عبارتند از: پيشرفت تحصيلي، رفتن به سينما، بهره‏گيري از رايانه و بازي‏هاي رايانه‏اي.

7. شيرشاهي (1378) پژوهشي با عنوان «بررسي نظرهاي شاگردان متوسطه دربارة ارزش‏ها و باورهاي مذهبي» انجام داده است. ابزار سنجش اعتقاد مذهبي، پرسش‌نامه و جامعه آماري اين پژوهش را همه دانش‏آموزان دبيرستاني دختر و پسر پايه اول، دوم و سوم استان مركزي دربرمي‏گيرند كه در سال تحصيلي78 ـ 1377 مشغول به تحصيل بوده‏اند. نمونه مورد مطالعه شامل 600 نفر از دانش‏آموزان مي‏باشند كه در رشته‏هاي گوناگون ادبيات و علوم انساني، علوم تجربي و رياضي‏فيزيك و رشته عمومي اشتغال به تحصيل داشته‏اند. دامنة سني افراد 14 ـ 18 سال بوده و ابزار جمع‏آوري داده‏ها پرسش‌نامه بوده است. نتايج حاصل از پژوهش حاكي از آن است كه:

الف) تفاوت معناداري بين نگرش مذهبي دختران و پسران وجود دارد و نگرش مذهبي دختران، قوي‏تر از پسران است؛

ب) مذهبي دانش‏آموزان دختر پايه‏هاي اول تا سوم دبيرستان، تفاوت معناداري وجود دارد و نگرش مذهبي به ترتيب در پايه اول، قوي‏تر از پايه‏هاي ديگر و دانش‏آموزان پايه دوم نسبت به پايه سوم، از نگرش مذهبي قوي‏تر برخوردارند؛

ج) در مورد نگرش مذهبي دانش‏آموزان پسر پايه‏هاي اول تا سوم، نتايج زير حاصل شد:

بين نگرش مذهبي دانش‏آموزان پسر پايه اول و دوم، تفاوت معناداري وجود ندارد؛ ولي تفاوت بين نگرش مذهبي دانش‏آموزان در پايه اول و دوم با پايه
سوم معنادار است و نگرش مذهبي دانش‏آموزان پايه‏هاي اول و دوم، بيش از پايه سوم است.

د) نگرش مذهبي دانش‏آموزان رشته‏هاي گوناگون، تفاوت معناداري را نشان مي‏دهد كه در اين مورد به ترتيب، دانش‏آموزان رشته عمومي، علوم انساني و علوم تجربي و علوم رياضي قرار دارند. در اين ميان، تفاوت نگرش مذهبي رشته‏هاي عمومي با ديگر رشته‏ها و تفاوت نگرش مذهبي دانش‏آموزان رشته علوم انساني و رياضي، معنادار مي‏باشد. همچنين:

1. نگرش مذهبي در دانش‏آموزان دختر، بالاتر از دانش‏آموزان پسر است؛

2. تفاوت‏هاي نگرش مذهبي بين پايه‏هاي سه گانه متوسطه از سال اول تا سوم، به‏طور معناداري (P<0/05) سير نزولي داشته و كاهش مي‏يابد؛

3. اولاً، دانش‏آموزان رشته عمومي (سال اول متوسطه) نسبت به ساير رشته‏ها كه سال اول و دوم هستند، از اعتقادات و گرايش‏هاي مذهبي بالاتري برخوردارند و ثانياً، دانش‏آموزان رشته علوم انساني نسبت به دانش‏آموزان رشته رياضي فيزيك، گرايش بيشتري را نسبت به مسائل مذهبي نشان داده‏اند.[98]

8. رستمي گوهري، پژوهشي را با عنوان «بررسي رفتار ديني و عوامل مرتبط با آن در دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه شهر كرمان» انجام داده است. هدف از انجام آن، آگاهي از وضعيت موجود رفتار ديني و عوامل مرتبط با آن در بين دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه كرمان بوده است. از اين‌رو، تلاش شده تا رفتار ديني دانش‏آموزان تعيين و نيز برخي از عوامل مرتبط با آن شناسايي شود. نتايج عمده پژوهش بدين شرح است:

الف) بر اساس داده‏هاي حاصل از پرسش‌نامه، در مجموع از 625 نفر حجم نمونه، رفتار ديني بيشتر آنها متوسط (8/41%) بوده است.

ب) با در نظر گرفتن پايه تحصيلي، در ميان دانش‏آموزان سال اول با حجم نمونه 199 نفر، رفتار ديني بيشتر آنها خوب (7/35%)، در ميان دانش‏آموزان
سال دوم با حجم نمونه 212 نفر، رفتار ديني بيشتر آنها متوسط (9/42%) و در ميان دانش‏آموزان سال سوم با حجم نمونه 213 نفر رفتار ديني بيشتر آنها
متوسط (9/46%) بوده است. همچنين ميانگين رفتار ديني دانش‏آموزان سال اول و دوم 5/3 از 5 و ميانگين رفتار ديني دانش‏آموزان سال سوم 3/3 از 5 به دست آمده است.

ج) با در نظر گرفتن نوع مدرسه، بالاترين ميانگين نمره رفتار ديني مربوط به دانش‏آموزان دبيرستان شاهد و پس از آن، به ترتيب دبيرستان‏هاي نمونه دولتي، دولتي و غير انتفاعي بوده است و با توجه به نتايج به دست آمده از آزمون تحليل واريانس براي رفتار ديني پاسخ‌گويان به تناسب پايه تحصيلي و نوع مدرسه، نمره رفتار ديني دانش‏آموزان به تناسب پايه تحصيلي و نوع مدرسه متفاوت است. همچنين بر اساس نتايج آزمون توكي، ميانگين نمره رفتار ديني دانش‏آموزان پايه اول، دوم و سوم، تفاوت معنادار داشته است.

د) بر اساس نتايج رگرسيون پيش‏رونده عوامل مرتبط با رفتار ديني به ترتيب بيشترين تأثير، عبارتند از:

1. ميزان درآمد خانواده؛

2. نوع مدرسه؛

3. پايه تحصيلي؛

4. ميزان تصميم‏گيري در خانواده؛

5. ميزان تحصيلات پدر.

ه‍ ) در ارتباط با پايه تحصيلي، عوامل مرتبط با رفتار ديني دانش‏آموزان پايه اول به ترتيب بيشترين تأثير عبارتند از:

1. ميزان درآمد خانواده؛

2. نوع مدرسه؛

3. در قيد حيات بودن مادر.

عوامل مرتبط با رفتار ديني دانش‏آموزان پايه دوم به ترتيب بيشترين تأثير عبارتند از:

1. نوع مدرسه؛

2. ميزان درآمد خانواده؛

3. ميزان تصميم‏گيري در خانواده، و براي پايه سوم، عامل مرتبط، متغير دوره تحصيلي بوده است.

و) در ارتباط با نوع مدرسه، عوامل مرتبط با رفتار ديني دانش‏آموزان دختر دبيرستان‏هاي دولتي به ترتيب بيشترين تأثير عبارتند از:

1. ميزان درآمد خانواده؛

2. ميزان تحصيلات پدر؛

3. شغل پدر.

ژ) عوامل مرتبط با رفتار ديني دختران دبيرستان‏هاي نمونه دولتي به ترتيب بيشترين تأثير عبارتند از:

1. ميزان تحصيلات مادر؛

2. پايه تحصيلي؛

3. ميزان تصميم‏گيري در خانواده، و عامل مرتبط با رفتار ديني دختران دبيرستاني شاهد، شغل مادر و عامل مرتبط با رفتار ديني دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه غير انتفاعي، پايه تحصيلي بوده است.

9. ثمره رضايي (1377) در پژوهش خود با عنوان «بررسي عملكرد معلمان مقطع ابتدايي (شهري و روستايي) شهرستان بم در به كارگيري روش‌هاي تدريس و وسايل كمك آموزشي، به اين نتايج به دست يافته است كه آموزگاران دوره ابتدايي، تنها در تدريس درس‏هاي علوم تجربي و رياضي، كمابيش از روش‌هاي تدريس فعال و شماري وسايل كمك آموزشي بهره گرفته‏اند. در مجموع، عمده فعاليت آنها مبتني بر بهره‏گيري از روش‌هاي سنتي و مستقيم و معلم‏محور در تدريس بوده است. اين امر، بدون بهره‏گيري مؤثر از وسايل كمك آموزشي، به ويژه در تدريس اجتماعي، ديني و ادبيات بوده است.

10. ضياءالديني (1379) در پژوهشي با عنوان «بررسي روش‌هاي تدريس معلمان دوره‏هاي ابتدايي و راهنمايي شهر كرمان»، به اين نتيجه رسيده كه 2/20 درصد از آموزگاران ابتدايي، نياز به آموزش دارند و اين حاكي از عدم تناسب رشته تحصيلي آنان با دروس مورد تدريس است. همچنين فعاليت‏هاي بيرون از كلاس آنان بسيار كم بوده و بسياري از آموزگاران، طرح درس ندارند و در اين زمينه بين مدارس ابتدايي و راهنمايي، تفاوت معناداري وجود ندارد.

11. نوراللهي فرد (1377) در پژوهش خود با عنوان «ميزان آشنايي و به كارگيري شيوه‏هاي ارزشيابي از آموخته‏هاي دانش‏آموزان توسط دبيران دبيرستان‏هاي خرم‏آباد»، به اين نتايج دست يافته است كه ميزان آشنايي و به‏كارگيري شيوه‏هاي ارزشيابي هنجاري به تكويني و پاياني در نزد دبيران، در حد مطلوب است. ميزان آشنايي و به‏كارگيري شيوه‏هاي ارزشيابي هنجاري و ملاك مطلقي در نزد دبيران، در حد متوسط و كمتر است. ميزان آشنايي و به‏كارگيري شيوه‏هاي ارزشيابي در نزد همكاران زن، بيشتر از مردان است. ميزان آشنايي و به‏كارگيري شيوه‏هاي ارزشيابي در نزد همكاران داراي مدرك ليسانس، بيش از ديگر افراد است. سرانجام آنكه، بين آشنايي و به‏كارگيري هر يك از شيوه‏هاي ارزشيابي، همبستگي معنادار وجود دارد.

12. شريفي (1352) در پژوهشي با عنوان «مطالعه درباره شيوه‏هاي ارزشيابي در نظام آموزش عمومي»، سه نوع امتحان داخلي، هماهنگ و نهايي را از ديدگاه‏هاي زير، مورد بررسي قرار داده است:

ـ ارتباط محتوا و شيوه انجام امتحان با برنامه‏ها و اهداف آموزشي.

ـ تحليل محتوايي پرسش‏هاي انواع امتحانات سه‏گانه مذكور از نظر اصول روان‏سنجي.

ـ رابطه بين عملكرد دانش‏آموزان در امتحانات داخلي و امتحانات هماهنگ يا نهايي.

نتايج پژوهش ياد شده نشان مي‏دهد كه در همه انواع امتحانات، از نظر ارتباط محتوا و شيوة اجرايي آنها با برنامه‏ها و هدف‌هاي آموزشي، برخي نارسايي‏ها مشاهده شد. با وجود اين، امتحانات هماهنگ و نهايي، از اين نظر نسبت به امتحانات داخلي برتري دارند. تحليل محتوايي پرسش‏هاي انواع امتحانات سه‏گانه، نشان‏گر آن است كه پرسش‏ها عمدتاً به سطح دانش معطوف بوده و سطح‏هاي عالي‏تر يادگيري مانند تجزيه و تحليل و تركيب و ارزشيابي، چندان مورد توجه طراحان نبوده است. از اين نظر نيز امتحانات هماهنگ و نهايي نسبت به امتحانات داخلي، از برتري نسبي برخوردارند. بين عملكرد دانش‏آموزان، در امتحانات داخلي و هماهنگ يا نهايي، همبستگي قابل ملاحظه‏اي وجود دارد. بنابراين، از روي نتايج امتحانات داخلي مي‏توان عملكرد دانش‏آموزان را در امتحانات هماهنگ و يا نهايي با سطح اطمينان بالايي پيش‏بيني كرد. نتيجه اين بررسي، لزوم اجراي امتحانات هماهنگ را ترديدآميز مي‏سازد.

روش

روش انجام پژوهش، بستگي به هدف، ماهيت موضوع پژوهش و امكانات اجرايي آن دارد.[99] روش جمع‏آوري اطلاعات و روش آماري جهت تجزيه و تحليل اطلاعات، متفاوت بوده و بالطبع، گزينش روش پژوهش نيز بر اساس همين عوامل مي‏باشد.[100] با توجه به آنكه هدف اساسي اين پژوهش، توصيف وضعيت موجود روش‌هاي تدريس، ارزشيابي آموزگاران و نگرش و رفتار مذهبي دانش‏آموزان مي‌باشد، از اين‌رو، از روش تحقيق توصيفي بهره‏گيري شده است.

جامعه آماري در اين پژوهش عبارت است از: همه دانش‏آموزان مقطع دبيرستان، اعم از دختر و پسر كه در سال‏هاي اول، دوم و سوم دبيرستان‏هاي ناحيه 2 كرمان، مشغول تحصيل هستند و كه شامل 9077 دانش‏آموز پسر و 8954 دانش‏آموز دختر كه جمعا 18031 نفر است و همچنين 36 دبير ديني مرد و 57 دبير ديني زن كه در مقطع دبيرستان مشغول تدريس هستند.

نمونه اين پژوهش، همه دانش‏آموزان مقطع دبيرستاني كه به نحوي در محدوده تدريس دبيران ديني و قرآن قرار مي‏گيرند و همه دبيران ديني و قرآن را شامل مي‏شود. در اين پژوهش، به دليل گسترده بودن شمار دانش‏آموزان، از روش نمونه‏گيري خوشه‏اي چند مرحله‏اي[101] بهره‏گيري شده است. در اين روش، واحد اندازه‏گيري، فرد نيست، بلكه گروه‏ها به صورت تصادفي گزينش مي‏شوند، در صورتي كه عمل نمونه‏گيري، به‏صورت تصادفي ساده در داخل گروه ادامه يابد، نمونه‏گيري خوشه‏اي چند مرحله‏اي ناميده مي‏شود. اين روش نمونه‏گيري، زماني به كار برده مي‏شود كه جامعه آماري، گسترده باشد و گزينش نمونه از اعضاي جامعه، دشوار و نيازمند وقت، نيروي انساني و هزينه زياد بوده و گزينش گروهي از اعضا، امكان‏پذير و آسان‏تر از گزينش اعضاي جامعه باشد. اين روش، در مدارس و پژوهش‏هاي آموزشي كاربرد بسياري دارد و اجراي آن در مقايسه با ديگر روش‏ها، نيازمند وقت كمتري است و موجب صرفه‏جويي در منابع مالي و انساني است.

به منظور گزينش مناسب گروه نمونه و با در نظر گرفتن تجربه آموزشي كارشناسان اداره آموزش و پرورش ناحيه 2، عوامل سه‏گانه كادر آموزشي، امكانات آموزشي و فيزيكي مدارس، موقعيت اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي دانش‏آموزان مدارس، مبناي تقسيم‏بندي جامعه آماري به چهار گروه نمونه دولتي، «قابل توجه»، «عادي» و «لازم‏التوجه» قرار گرفت كه اين تقسيم‏بندي در جدول (1) آمده است.

جدول 1: تقسيم‏بندي مدارس و شمار دانش‏آموزان به تفكيك هر پايه

گروه نام آموزشگاه پايه اول پايه دوم پايه سوم جامعه نمونه
گروه 1:مدارس نمونه دولتي دخترانه شهيد ايرانمنش پسرانه سيدكمال‏الدين موسوي 66 39 64 19
گروه 2:مدارس قابل توجه پسرانه امام خميني(ره) (دولتي)

پسرانه طالقاني (دولتي)

پسرانه خواجوي كرماني (غيرانتفاعي)

دخترانه پروين اعتصامي (دولتي)

دخترانه ملاصدرا (دولتي)

دخترانه يكان (غير انتفاعي)

دخترانه روشنگر (غيرانتفاعي)

دخترانه ريحانه (غير انتفاعي)

دخترانه فاطميه (دولتي)

272 216 164 71
گروه 3:مدارس عادي پسرانه قدس (دولتي)

دخترانه اعتصام (دولتي)

دخترانه اسوه (دولتي)

دخترانه وليعصر (دولتي)

دخترانه 38 شهدا (دولتي)

224 64 66 37
گروه 4:مدارس لازم التوجه پسرانه كيخسرو شاهرخ (دولتي)

دخترانه بنت‏الهدي باغين (دولتي)

دخترانه حجاب اختيارآباد (دولتي)

       
جمع جامعه نمونه   307

(لازم به يادآوري است مدارسي كه در اين تقسيم‏بندي چهار گانه قرار نگرفته‏اند، زيرگروه مدارس عادي بوده‏اند. )

 

پس از تقسيم‏بندي مدارس به چهار گروه بالا، از هر گروه 3/1 يا 30% دبيرستان‏ها به تصادف گزينش شده است. سپس 30% جمعيت آنها گزينش و دوباره از 30% جمعيت آنها 30% گزينش شده است، كه همه اين موارد به شكل كاملاً تصادفي بوده است. نتيجه گزينش به شرح زير است:

از مدارس گروه 1 به دليل اينكه در زمان انجام پژوهش تنها دو مدرسه نمونه بيشتر موجود نبود، يكي از آنها به طور تصادفي گزينش شد كه نمونه اين تحقيق، دبيرستان نمونه دولتي شهيد ايرانمنش بود.

از مدارس گروه 2، كه شامل مدارس قابل توجه مي‏باشند، سه مدرسه به شكل تصادفي انتخاب شده‏اند كه شامل دبيرستان پسرانه امام خميني(ره)، دخترانه پروين اعتصامي و غير انتفاعي دخترانه ريحانه مي‏باشند.

از مدارس گروه 3 كه مدارس معمولي‏اند، دبيرستان پسرانه قدس و دخترانه اعتصام انتخاب شده و از مدارس گروه 4، كه شامل مدارس لازم‏التوجه مي‏باشند، دبيرستان پسرانه كيخسرو شاهرخ گزينش شده‏اند، كه با توجه به آمار دانش‏آموزان اين دبيرستان‏ها و انتخاب 3/1 از جمعيت دانش‏آموزي، جامعه نمونه تحقيق شامل 307 دانش‏آموز شده است كه به شكل تصادفي از بين سال‏هاي اول، دوم و سوم گزينش شده‏اند. لازم به يادآوري است كه، جمعيت جامعه نمونه با توجه به گروه‏بندي مدارس، در جدول (1) آمده است.

در مواردي كه تماس مستقيم با آزمودني‏ها وقت فراوان مي‏گيرد و يا هزينه زيادي را مي‏طلبد، يا به دليل حجم زياد نمونه و گستردگي آن، دشوار و يا حتي غير ممكن باشد، از ابزار پرسش‌نامه براي جمع‏آوري داده‏ها استفاده مي‏شود.

در اين پژوهش نيز با توجه به حجم زياد نمونه و گسترده بودن آن، براي صرفه‏جويي در وقت و هزينه، از پرسش‌نامه براي جمع‏آوري داده‏ها بهره‏گيري شده است.

پرسش‌نامه در بيشتر جاها شرايط عملي‏تر و آسان‏تري را فراهم كرده و
به پژوهشگر اين امكان را مي‏دهد تا نمونه‏هاي بزرگ‏تر را مطالعه و بررسي
كند، همچنين موجب ايجاد شرايط تقريباً يكسان آزمودني‏ها هنگام تكميل پرسش‌نامه است.

جمع‏آوري اطلاعات جهت پژوهش بالا از راه 4 پرسش‌نامة 5 گزينه‏اي صورت گرفته است. براي تهيه آن، نخست پرسش‏هاي پژوهش، مفهوم‏سازي شد و ابعاد هر مفهوم مشخص گرديد، تا سرانجام معرف‏هايي كه به كمك آنها بتوان ابعاد متغير را اندازه‏گيري كرد، مشخص شوند.

براي تبديل كيفيت به كميت و بيان مطالب به صورت آماري، همچنين آساني كار پاسخ‌گويان، از طيف ليكرت استفاده شد تا ميزان دقت و سنجش بالا رود و همچنين امكان محاسبات آماري در سطحي دقيق فراهم شود. در اين روش، آزموني‏ها نظر خود را بر مبناي يك طيف كه معمولاً از 5 قسمت تشكيل شده و با واژه‏ها يا نشانه‏ها مشخص شده است، در برابر هر يك از پرسش‏ها روشن مي‏كنند، با توجه به اينكه اين روش از دقت و اعتبار بالايي برخوردار است، لذا در بسياري از پژوهش‏هاي ميداني وسيع و نيز در علوم اجتماعي، مناسب و با كاربرد زياد، قابل استفاده است.

از 4 پرسش‌نامه استفاده شده در اين پژوهش، دو پرسش‌نامه مربوط به دبيران و دو پرسش‌نامه مربوط به دانش‏آموزان مي‏باشد. دو پرسش‌نامه مربوط به دبيران، به صورت يك پرسش‌نامه تنظيم و در اختيار آنها قرار گرفته است، پرسش‏هاي پرسش‌نامه در دو بخش تنظيم شده است كه بخش اول از پرسش 1 الي 34، مربوط به بررسي روش تدريس و بخش دوم از پرسش 35 الي 60 مربوط به بررسي روش ارزشيابي دبيران مي‏باشد. پرسش‌نامه‏هاي مربوط به دانش‏آموزان نيز به صورت جداگانه بوده كه يك پرسش‌نامه مربوط به سنجش نگرش ديني و شامل 32 پرسش و پرسش‌نامه ديگر مربوط به رفتار ديني دانش‏آموزان و شامل 7 پرسش مي‏باشد.

پرسش‌نامه پژوهش هم روايي محتوايي و هم روايي صوري دارد. روايي عبارت است از ميزان كارآيي آزمون براي اندازه‏گيري خصيصه‏اي كه به منظور اندازه‏گيري آن خصيصه ساخته شده است.[102] رواسازي تست، گردآوري شواهد گوناگوني است كه نشان مي‌دهد نمونه پرسش‏هاي تست، آنچه را كه پژوهشگر در پي آن است، مي‏سنجد.[103]

آزمون، زماني داراي روايي محتوايي است كه پرسش‏هاي مطرح شده در آن، نمونه معرفي از تمامي حيطه‏ها و مهارت‏ها، توانايي‏ها، درك مفاهيم و ساير رفتارهايي باشد كه قرار است به وسيله آزمون، اندازه‏گيري شود. تجزيه و تحليل روايي محتوايي تا حدي جنبه ذهني دارد و اگر چند متخصص، پس از تحليل روايي محتوايي آزمون، آن را تأييد كنند، مي‏توان به آن استناد كرد.[104]

پرسش‏هاي پرسش‌نامه با بهره‏گيري از نظر متخصصان، صاحب‏نظران، كتاب‏هاي گوناگون و پژوهش‏هاي پيشين، تنظيم شده و براي اظهار نظر و بررسي در مورد روايي محتوايي آن، در اختيار چند نفر از استادان، متخصصان و صاحب‌نظران روان‌شناسي و علوم تربيتي قرار گرفت. بنا به نظر متخصصان، محتواي پرسش‏ها، متناسب با پرسش‏هاي پژوهش است و با اهداف پژوهش سازگاري دارد.

با توجه به نتايج به دست آمده، روايي پرسش‌نامه بررسي روش تدريس و ارزشيابي، برابر با 66/90%، روايي پرسش‌نامه سنجش رفتار ديني، برابر با 002/85% و روايي پرسش‌نامه نگرش ديني، معادل 33/77% محاسبه شد.

اعتبار، به دقت و صراحت روش اندازه‏گيري مربوط مي‏شود. شاخص‏هاي اعتبار، نشانه ثبات و قابليت تكرار ابزار اندازه‏گيري است. آنچه در مبحث اعتبار مورد توجه است، درجه و دقت اندازه‏گيري است و پژوهشگر مي‏خواهد بداند اگر فردي را دو بار با روش مورد نظر بسنجد، نتايجي كه به دست مي‏آيد، با چه دقتي تكرار مي‏شود.[105]

اعتبار، دو معناي متفاوت دارد: معناي نخست اعتبار، ثبات و پايايي نمره‏هاي آزمون در طول زمان است؛ به اين بيان كه اگر يك آزمون، چند بار دربارة يك آزمودني اجرا شود، نمره وي در همه موارد يكسان باشد. معناي ديگر اعتبار، به همساني دروني آن اشاره دارد و مفهوم آن اين است كه، پرسش‏هاي آزمون تا چه اندازه با يكديگر همبستگي متقابل دارند.

اگر ضريب اعتبار آزموني كم باشد، بدان معناست كه پرسش‏هاي گوناگون آزمون، متغير واحدي را اندازه‏گيري نمي‏كنند. به ديگر سخن، آزمون ممكن است داراي اشكال باشد.

بنابراين، آزموني كه بين پرسش‏هاي آن هماهنگي وجود داشته باشد، از همساني دروني بالايي برخوردار است. اگر آزموني براي هدف‌هاي پژوهشي به كار مي‏رود، ضريب اعتبار بين 70% تا 80% كافي به نظر مي‏رسد.[106]

با توجه به نتايج به دست آمده، اعتبار (پايايي) پرسش‌نامه بررسي روش تدريس و ارزشيابي، همبستگي بيش از 99% را نشان مي‏دهد. اعتبار پرسش‌نامه رفتار ديني نيز همبستگي بيش از 99% را بيان مي‏كند و اعتبار (پايايي) پرسش‌نامه نگرش ديني هم همبستگي بيش از 99% را نشان مي‏دهد.

به منظور كشف نارسايي‏هاي پرسش‌نامه و آشنايي با دشواري‏هاي احتمالي اجرا و همچنين تعيين ضريب اعتبار پرسش‌نامه، نخست به طور مقدماتي پرسش‌نامه‏هاي تهيه شده، روي دو گروه نمونه 10 نفري اجرا شد: (يك گروه از دبيران و يك گروه از دانش‏آموزان). پس از آن، با توجه به اينكه يكنواخت بودن آموزش براي تكميل نهايي پرسش‌نامه و يكساني تقريبي شرايط همه پاسخ‌گويان هنگام تكميل پرسش‌نامه، مورد نظر پژوهشگر قرار داشته است، پژوهشگر به هر دبيرستاني كه به صورت تصادفي خوشه‏اي انتخاب شده مراجعه و پس از توجيه مدير دبيرستان، دانش‏آموزان گروه نمونه، با روش تصادفي ساده گزينش شدند. پيش از تحويل پرسش‌نامه به دانش‏آموزان، توضيحات لازم داده شد و وقت كافي جهت پاسخ دادن به پرسش‏هاي پرسش‌نامه براي آنها در نظر گرفته شد و از آنان خواسته شد كه كاملاً صادقانه و دقيق به پرسش‏هاي پرسش‌نامه پاسخ دهند.

نيز به آنها يادآوري شد كه از نوشتن نام و نام خانوادگي خودداري كنند. از مدير و معاونان نيز درخواست شد كه در محل تعيين شده براي پاسخ‌گويي دانش‏آموزان به پرسش‏هاي پرسش‌نامه حضور نداشته باشند. پس از اينكه دانش‏آموزان به پرسش‏ها پاسخ دادند، پرسش‌نامه‏ها جمع‏آوري شده و تجزيه و تحليل گرديد.

در اين پژوهش براي توصيف داده‏هاي جمع‏آوري شده، از انواع شاخص‏هاي آمار توصيفي از جمله فراواني، درصد، درصد پاسخگو، فراواني تجمعي، انواع جداول و نمودارها و ميانه سطري بهره‏گيري شده است. براي چگونگي ارتباط بين متغيرها، از ضريب همبستگي «پيرسون»، «اسپيرمن» و «رگرسيون» بهره‏گرفته شده است و همه محاسبات آماري، به وسيله رايانه نرم‏افزار SPSS انجام گرديد است و نحوه نمره‏گذاري پرسش‌نامه‏ها به‏گونه‏اي بوده كه براي مثال در 34 پرسشي كه مربوط به روش تدريس بوده است، گزينه‏اي كه بهترين حالت يا روش را مشخص مي‏كند، نمره 5 دارد.

حال اگر هر ستون مربوط به يك پرسش و هر سطر مربوط به يك فرد (پرسش‌نامه) باشد، بايد از پاسخ‏هاي داده شده، يك ميانة سطري گرفته شود؛ يعني 34 عدد ستون، تبديل به يك ستون شود كه تمام تجزيه و تحليل مثلاً مربوط به روش تدريس، بر روي اين ستون انجام شود.

علاوه بر اين، از آنجايي كه همه پرسش‏ها پنج گزينه‏اي هستند و پاسخ‏ها، كدهاي 1 تا 5 دارند، بنابراين ميانه آنها نيز در فاصله 1 تا 5 قرار مي‏گيرد كه به صورت زير كدگذاري شده است:

1. بسيار ضعيف، 2. ضعيف، 3. متوسط، 4. خوب، 5. عالي.

ستون‏هاي ديگر (روش ارزشيابي، نگرش ديني و رفتار ديني) نيز به همين روش محاسبه و كدگذاري شده‏اند.

نتايج

توزيع فراواني نگرش ديني دانش‏آموزان

بر اساس جدول شماره 2 و نمودار شماره 1، 3/0 درصد از دانش‏آموزان، داراي نگرش ديني بسيار ضعيف، 3/0 درصد آنها داراي نگرش ديني ضعيف، 0/13 درصد آنها داراي نگرش ديني متوسط، 9/30 درصد داراي نگرش ديني خوب و 0/55 درصد نيز داراي نگرش ديني عالي مي‏باشند. يك نفر نيز به اين پرسش پاسخ نداده است.

جدول 2: توزيع فراواني نگرش ديني دانش‏آموزان

پاسخگو درصد درصد فراواني   پاسخگو
3/0 3/0 1 بسيار ضعيف
3/0 3/0 1 ضعيف
1/13 0/13 40 متوسط
0/31 9/30 95 خوب
2/55 0/55 169 عالي
0/100 7/99 306 كل
  3/0 1 بي‌پاسخ
  0/100 307 كل

 

نمودار 1: توزيع فراواني نگرش ديني دانش‏آموزان

 

 

توزيع فراواني رفتار ديني دانش‏آموزان

با توجه به جدول شماره 3 و نمودار شماره 2، 1/10 درصد دانش‏آموزان داراي رفتار ديني بسيار ضعيف، 8/23 درصد داراي رفتار ديني ضعيف، 4/38 درصد داراي رفتار ديني متوسط، 2/18 درصد داراي رفتار ديني خوب و 5/8 درصد داراي رفتار ديني عالي مي‏باشند. همچنين، سه نفر به اين پرسش پاسخ نداده‏اند.

جدول 3: توزيع فراواني رفتار ديني دانش‏آموزان

پاسخگو درصد درصد فراواني   پاسخگو
2/10 1/10 31 بسيار ضعيف
0/24 8/23 73 ضعيف
8/38 4/38 118 متوسط
4/18 2/18 56 خوب
6/8 5/8 26 عالي
0/100 0/99 304 كل
  0/1 3 بي‌پاسخ
  0/100 307 كل

 

نمودار 2: توزيع فراواني رفتار ديني دانش‏آموزان

 

بررسي توزيع پاسخ‏هاي روش تدريس و روش ارزشيابي

با توجه به نمودار 3، ميانه پاسخ‏هاي روش تدريس و ارزشيابي هر دو برابر 4 (خوب) به دست آمده است.

البته پاسخ‏هاي بسيار اندكي هم در گزينه‏هاي ضعيف، متوسط و عالي وجود دارد.

 

 

نمودار 3: نمودار جعبه‏اي روش‌هاي تدريس و روش‌هاي ارزشيابي معلمان

مقايسه توزيع روش تدريس و ارزشيابي در زنان و مردان

با توجه به نمودار 4، ميانه پاسخ‏هاي روش تدريس و روش ارزشيابي هم در زنان و هم در مردان، برابر 4 (خوب)، به دست آمده است. پراكندگي پاسخ‏هاي روش تدريس در زنان، از پراكندگي پاسخ‏هاي همين متغير در مردان كمتر است.

دست‏كم 50 درصد پاسخ‏هاي روش تدريس و روش ارزشيابي در مردان، پايين‏تر از 4 (خوب) قرار دارد. در حالي‏كه دست‏كم 50 درصد پاسخ‏هاي روش ارزشيابي در زنان، بالاتر از 4 (خوب) قرار دارد.

 

 

 

نمودار 4: نمودار جعبه‏اي روش‌هاي تدريس و ارزشيابي معلمان به تفكيك جنسيت

مقايسه توزيع روش تدريس و ارزشيابي در پايه‏هاي تحصيلي مختلف

با توجه به نمودار 5، ميانه پاسخ‏هاي روش تدريس و روش ارزشيابي در هر سه پايه تحصيلي، برابر 4 (خوب) به دست آمده است.

دست‏كم50 درصد پاسخ‏هاي روش ارزشيابي در پايه اول، بالاتر از 4 (خوب) قرار دارد و دست‏كم50 درصد از پاسخ‏هاي روش تدريس در پايه سوم، بين 3 (متوسط) و 4 (خوب) قرار دارد.

نمودار 5: نمودار جعبه‏اي روش‌هاي تدريس و ارزشيابي معلمان به تفكيك پايه تحصيلي

 

بررسي توزيع نگرش و رفتار ديني دانش‏آموزان

با توجه به نمودار 6، ميانه متغير نگرش ديني بين 4 و 5 (خوب و عالي) قرار دارد. در حالي كه، ميانه متغير رفتار ديني، برابر 3 (متوسط) به دست آمده است. پراكندگي پاسخ‏هاي رفتار ديني، از پراكندگي پاسخ‏هاي نگرش ديني بيشتر است. در متغير نگرش ديني، دست‏كم50 درصد پاسخ‏ها بين 4 (خوب) و 5 (عالي) قرار گرفته‏اند. در حالي كه، در متغير رفتار ديني، دست‏كم 50 درصد پاسخ‏ها، بين 2 (ضعيف) و 4 (خوب) قرار گرفته‏اند.

 

نمودار 6: نمودار جعبه‏اي نگرش ديني و رفتار ديني دانش‏آموزان

 

مقايسه توزيع نگرش و رفتار ديني در پسران و دختران دانش‏آموز

با توجه به نمودار 7، ميانه پاسخ‏هاي نگرش ديني در پسران، برابر 5 (عالي) و در دختران، بين 4 (خوب) و 5 (عالي) قرار گرفته است.

ميانه پاسخ‏هاي رفتار ديني در هر دو گروه دختران و پسران، برابر 3
(متوسط) قرار گرفته‌اند. دست‏كم 50 درصد پاسخ‏هاي متغير نگرش ديني در
هر دو گروه پسران و دختران، بين 4 (خوب) و 5 (عالي) قرار گرفته است. در
حالي كه، دست‏كم50 درصد پاسخ‏هاي متغير رفتار ديني در دختران،
بين 3 (متوسط) و 4 (خوب) و در پسران بين 2 (ضعيف) و 3 (متوسط) قرار گرفته‏اند.

 

 

نمودار 7: نمودار جعبه‏اي نگرش ديني دانش‏آموزان به تفكيك جنس

 

مقايسه توزيع نگرش و رفتار ديني دانش‏آموزان در پايه‏هاي تحصيلي گوناگون

با توجه به نمودار 8، ميانه پاسخ‏هاي نگرش ديني در پايه اول و سوم، برابر 5 (عالي) و در پايه دوم برابر 4 (خوب) قرار گرفته است. ميانه پاسخ‏هاي رفتار ديني در هر سه پايه، برابر 3 (متوسط) قرار گرفته است.

دست‏كم 50 درصد پاسخ‏هاي متغير نگرش ديني در هر سه پايه تحصيلي،
بين 4 (خوب) و 5 (عالي) قرار گرفته است. در حالي كه، دست‏كم
50 درصد پاسخ‏هاي متغير رفتار ديني در پايه اول بين 2 (ضعيف) و 3
(متوسط) و در پايه‏هاي دوم و سوم، بين 2 (ضعيف) و 4 (خوب) مي‌باشد.

 

نمودار 8: نمودار جعبه‏اي رفتار ديني و نگرش ديني دانش‏آموزان به تفكيك پايه تحصيلي

نتيجه‌‏گيري

يكي از نتايج پژوهش اين است كه، نگرش ديني دانش‏آموزان، با توجه به ميانه پاسخ‏هاي نگرش ديني، بين 4 و 5 (خوب و عالي) قرار گرفته است كه با نتيجه پژوهش‏هاي پژوهش‏گراني از جمله طالبان (1377)، سراج‏زاده (1375)، شيرشاهي (1378) و خداياري (1377) هم‏سو مي‏باشد و با نتايج پژوهش صباغ‏پور (1372) و عظيمي (1381) ناهم‏سو است. در ضمن، با نتايج پژوهش‏هاي پوريونسي (1984) و يحيي (1988)، كه در امريكا روي دانشجويان مسلمان انجام گرفته، همخواني دارد. اين، نشان دهنده آن است كه افراد مسلمان، از بالاترين ميزان نگرش مذهبي برخوردارند.

درباره پژوهش صباغ‏پور (1372)، كه در مورد «بررسي نگرش مذهبي در مدارس پسرانه شهر تهران» انجام گرفته است، نگرش مذهبي دانش‏آموزان در سه بُعد (دانش، احساسات و آمادگي براي عمل)، در سطح بسيار پاييني قرار دارد؛ به‏گونه‏اي كه 65 تا 97 درصد آنها، در سه بُعد ياد شده، در مقوله پايين قرار گرفته‏اند. البته، اين نتيجه‏گيري غير عادي، ممكن است ناشي از به كاربردن معيارهاي سخت‏گيرانه در تعريف دين‏داري باشد. فقدان تبيين دقيق روش تحقيق و ابهام سنجه دين‏داري به كار رفته در آن، روايي سنجه به كار رفته را زير سؤال مي‏برد.

يكي ديگر از نتايج اين پژوهش اين است كه، ميانه متغير رفتار ديني دانش‏آموزان، برابر 3 (متوسط) به دست آمده است و پراكندگي پاسخ‏هاي رفتار ديني، از پراكندگي پاسخ‏هاي نگرش ديني بيشتر است. نتيجه ياد شده با پژوهش رستمي (1381)، كه از كل نمونه (625 نفر)، 8/41 درصد نمونه پژوهش (216 نفر) رفتار ديني متوسط و 9/30 درصد (193 نفر) رفتار ديني خوبي داشته‏اند، هم‏سويي و همخواني دارد.

در پژوهش سراج‏زاده (1375)، كه درباره «نگرش‏ها و رفتارهاي ديني نوجوانان تهراني» و دربارة دانش‏آموزان سال سوم دبيرستان انجام شده، دانش‏آموزان در مجموع داراي گرايش‏ها و علاقه‏هاي ديني بالايي تشخيص داده شدند. در حالي كه، نمره‏هاي ديني گروه كوچكي (2/4 درصد) پايين بود و نمره‏هاي 8/45 درصد متوسط و نيمي از نمونه، داراي نمره‏هاي بالا بودند و ميانگين نمره دين‏داري كلي هم 57/3 از 5 بود و ميانگين نمره دين‏داري در بُعد مناسكي، 5/2 از 5 بود كه اين نتايج با پژوهش حاضر همخواني داشته و تفاوت چنداني مشاهده نمي‏شود.

در پژوهش علوي (1379) نيز، كه درباره رفتار و عملكرد ديني نوجوانان دبيرستان‏هاي كرمان انجام شده است، ميانگين نمره‏هاي رفتار ديني (8/63) بوده كه وضع مطلوبي را نشان مي‏دهد.

در دو پژوهش طالبان (1377) و سراج‏زاده (1375)، نكته درخور اهميت، فاصله نسبتا زيادي است كه بين اعتقادات پاسخ‌گويان به خداوند، معاد، قرآن و رفتار ديني آنان مانند نماز، روزه و قرآن خواندن وجود دارد. به ديگر سخن، درجه اعتقادي نوجوانان به مقوله دين، بسيار خوب است. ولي رفتار ديني آنان، درجه پايين‏تري را نسبت به سطوح اعتقادات آنان نشان مي‏دهد. در اين پژوهش، رفتار ديني دانش‏آموزان، نمره متوسط داشته است و مطلوبيت پايين‏تري را نسبت به نگرش ديني آنان نشان مي‏دهد.

از سوي ديگر، در اين پژوهش، روش‌هاي تدريس و ارزشيابي معلمان دروس ديني، "خوب" (و نه عالي) ارزيابي شد كه اين امر تا حدودي با نتايج پژوهش نوراللهي فرد (1377) نسبت به پژوهش‏هاي ثمره رضايي (1377) و شريفي (1352)، كه در مورد روش‌هاي تدريس يا ارزشيابي معلمان دروس ديني يا ديگر دروس انجام گرفته است، همخواني دارد. زمان متفاوت انجام پژوهش‏ها و همچنين جامعه آماري گوناگون و بررسي روش‌هاي تدريس و ارزشيابي دروس گوناگون، مي‏تواند از جمله عوامل احتمالي تفاوت نتايج پژوهش‏هاي ياد شده باشد.

بر اساس نتايج پژوهش حاضر، پيشنهاد مي‏شود كه براي سوق دادن روش‌هاي تدريس و ارزشيابي آموزگاران دروس ديني دبيرستان‏ها، از «خوب» به سمت «عالي» و همچنين سوق دادن رفتار ديني دانش‏آموزان از «متوسط» به سمت «عالي»، تلاش افزون‏تري شود.

* دانشيار دانشكده علوم تربيتي شهيد باهنر كرمان / ** كارشناسي ارشد مديريت آموزشي، كرمان.

دريافت: 8/8/87 ـ پذيرش: 10/12/87.

[81]. ر.ك: فولي و اسميلانسكي، روش‌هاي تدريس در علوم پزشكي، ترجمة احمد سلطان‌زاده.

[82]. امان‌الله صفوي، كليات روش‏ها و فنون تدريس، ص 238.

[83]. محمدعلي سادات، راهنماي معلم، ويژه معلمان ديني، ص 2.

[84]. حسن‌پاشا شريفي، سنجش و اندازه‏گيري در آموزش و پرورش، ص 14.

[85]. پيرت رونژر، مباني پژوهش در علوم اجتماعي، ترجمه محمد دادگران، ص 60.

[86]. Alport, G. W. and Ross. G. M. "personal religious orientation and prejudice", Journal of personality and social psychology 5: 432 – 343.

[87]. بل جي واتسن، «روان‌شناسي دين در جوامع مسلمين»، ترجمه قرباني، قبسات2 و 3.

[88]. به نقل از بروان 1987: Brown, L. B, The psychology of religious belief, Academic press Inc.

[89]. عصمت عظيمي يزدي، بررسي وضعيت و عومل مرتبط با نگرش مذهبي دانش آموزان دبيرستان‌هاي دخترانه شهر كرمان، پايان‌نامة كارشناسي ارشد.

[90]. اديمون كيوي و لوك‌دان كامپنهود، روش تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمة عبدالحسين نيك‌گهر، ص 116.

[91]. دي ان دواس، پيمايش در تحقيقات اجتماعي، ترجمه هوشنگ نايبي، ص 300.

[92]. رونالد اينگلهارت، تحول فرهنگي در جامعه پيشرفته صنعتي، ترجمه مريم وتر، ص 210.

[93]. همان، ص 212.

[94]. همان.

[95]. از مراكز مهم تمدن سومري كه به گفته تورات، زادگاه ابراهيم نبي بوده و در حدود 3500 سال پيش از ميلاد شهر آبادي بوده است.

[96]. رابرت لاور، ديدگاه‌هايي دربارة دگرگوني‌هاي اجتماعي، ترجمة كاووس سيد امامي، ص 179.

[97]. محمدرضا طالبان، نمايه پژوهش 7 و 8، 1375، ص 121 ـ 129.

[98]. ر.ك: عصمت عظيمي يزدي، بررسي وضعيت و عومل مرتبط با نگرش مذهبي دانش آموزان دبيرستان‌هاي دخترانه شهر كرمان، پايان‌نامة كارشناسي ارشد.

[99]. عزت الله نادري و مريم سيف نرافي، روش‌هاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني، ص 59.

[100]. جان بست، روش‌هاي تحقيق در علوم تربيتي و رفتاري، ترجمة حسن پاشا شريفي و نرگس طالقاني، ص 281.

[101]. Multi - stage cluster sampling.

[102]. حسن پاشا شريفي، سنجش و اندازه‌گيري در آموزش و پرورش، ص 213.

[103]. صدر علي هومن، روش‌هاي پژوهش علمي، ص 206.

[104]. حسن پاشا شريفي، سنجش و اندازه‌گيري در آموزش و پرورش، ص 216.

[105]. صدر علي هومن، روش‌هاي پژوهش علمي، ص 206.

[106]. حسن پاشا شريفي، سنجش و اندازه‌گيري در آموزش و پرورش، ص 187 ـ 202.

 

 

منابع

ـ احمدي علوان آبادي، سيداحمد؛ مقايسه‏اي در طرز فكر مذهبي كلاس سوم دبيرستان‏هاي اسلامي و غير اسلامي، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، 1352، دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران، كتابخانه دانشگاه.

ـ اينگلهارت، رونالد؛ تحول فرهنگي در جامعة پيشرفته صنعتي، ترجمة مريم وتر، تهران، كوير، 1373.

ـ بست، جان؛ روش‌هاي تحقيق در علوم تربيتي و رفتاري، ترجمة حسن پاشا شريفي و نرگس طالقاني، تهران، رشد، 1371.

ـ ثمره رضايي، علي؛ بررسي عملكرد معلمان مقطع ابتدايي (شهري و روستايي) شهرستان بم در به‏كارگيري روش‌هاي تدريس و وسايل كمك آموزشي، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، كرمان، مركز آموزش مديريت دولتي، 1377.

ـ حداد، ايوان يازبك و آديرث، لوميس؛ گسترش ارزش‏هاي اسلامي در ايالات متحده امريكا، ترجمة افضل وثوقي، سازمان مدارك فرهنگي اسلامي، تهران، 1371.

ـ دواس، دي ان؛ پيمايش در تحقيقات اجتماعي، ترجمة هوشنگ نايبي، تهران، نشر ني، 1376.

ـ رستمي گوهري، عصمت؛ بررسي رفتار ديني و عوامل مرتبط با آن در دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه شهر كرمان، پژوهشكدة تعليم و تربيت استان كرمان، 1381.

ـ رونژر، پيرت؛ مباني پژوهش در علوم اجتماعي، ترجمة محمد دادگران، تهران، آگاه، 1364.

ـ سادات، محمدعلي؛ راهنماي معلم، ويژة معلمان ديني، تهران، وزارت آموزش و پرورش، 1370.

ـ سراج‏زاده، سيدحسين؛ نمايه پژوهش 7 و 8، 1377.

ـ شريفي، حسن پاشا؛ سنجش و اندازه‏گيري در آموزش و پرورش، تهران، [بي‏نا]، 1352.

ـ شيرشاهي، ذبيح‏اللّه‏؛ بررسي نظارت شاگردان متوسطه دربارة ارزش‏ها و اعتقادات مذهبي، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران، 1378.

ـ صفوي، امان‏اللّه‏؛ كليات روش‏ها و فنون تدريس، تهران، معاصر، 1369.

ـ ضياءالديني، طيبه؛ بررسي روش‌هاي تدريس معلمان دوره‏هاي ابتدايي و راهنمايي شهر كرمان، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، كرمان، مركز آموزش مديريت دولتي، 1379.

ـ طالبان، محمدرضا؛ نمايه پژوهش شماره 7 و 8، 1377.

ـ عظيمي يزدي، عصمت؛ بررسي وضعيت و عوامل مرتبط با نگرش مذهبي دانش‏آموزان دبيرستان‏هاي دخترانه شهر كرمان، پايان‏نامه كارشناسي ارشد، مديريت آموزشي، دانشگاه شهيد باهنر كرمان، 1381.

ـ علوي، سيدحميدرضا؛ بررسي رفتار و عملكرد ديني نوجوانان سال‏هاي اول، دوم و سوم دبيرستان‏هاي كرمان، اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي، كرمان، 1379.

ـ علوي، سيدحميدرضا؛ روش تدريس سخنراني و پرسش و پاسخ، كرمان، دانشگاه شهيد باهنر كرمان، 1384.

ـ كيوي، اديمون و كامپنهود، لوك دان؛ روش تحقيق در علوم اجتماعي، ترجمة عبدالحسبن نيك‏گهر، تهران، توتيا، چ دوم، 1365.

ـ لاور، رابرت؛ ديدگاه‏هايي درباره دگرگوني‏هاي اجتماعي، ترجمة كاووس سيد امامي، تهران، مركز نشر دانشگاهي، 1373.

ـ نادري عزت‏اللّه‏ و سيف نداقي، مريم؛ روش‌هاي تحقيق و چگونگي ارزشيابي آن در علوم انساني، تهران، بدر، 1377.

ـ واتسن، بل جي؛ «روان‌شناسي دين در جوامع مسلمين»، ترجمة قرباني؛ فصلنامه قبسات 2 و 3، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1377.

-Alport, G. W. and Ross. G. M. "personal religious orientation and prejudice". Journal of personality and social psychology, 5: 432 - 343, 1967.

-Devaus, D. and McAlister, I. Gender differences in religion: A test of the structural location theory. American sociological review. 52: 472 – 481, 1987.

-Brown, L. B, The psychology of religious belief. London: Academic press Inc, 1987.

-Bahr, H. M. Aging and rel;igious disaffiliation. Social forces, 49: 59 - 71, 1970.

-Stolzenberg, R. M.; Blair, L. & Waite, L. J. Religious participation in early adulthood: age and family life cycle effects on church membership. American sociological review. 60: 84 - 103, 1995.