بررسی احساس پوشيدگی، هوش هيجانی و سلامت روان با توجه به نوع پوشش در خانم‏های 15 تا 45 ساله شهر تهران

مريم پوررحيمي مرني،* علي سليماني،** عليرضا مهدويان،*** نعيمه بزمي****

چكيده

پژوهش حاضر به بررسي رابطة احساس پوشيدگي با متغيرهايي نظير سلامت روان و هوش هيجاني در سه گروه از خانم‏هاي چادري، مانتويي معمولي و مانتويي مُددار پرداخته است. نمونه مورد مطالعه شامل 300 نفر از خانم‏هاي 15 تا 45 ساله شهر تهران مي‏باشد كه به روش تصادفي انتخاب و از طريق پرسش‌نامه سلامت عمومي،آزمون هوش هيجاني بار ـ اُن[107] و پرسش‌نامه محقق‏ساخته مورد سنجش قرار گرفته‏اند. اطلاعات با استفاده از روش آماري تحليل واريانس يكراهه و همبستگي پيرسون مورد تجزيه و تحليل قرارگرفتند. نتايج اين پژوهش،به قرار زير است:

ـ بين افراد با پوشش چادر، مانتويي معمولي و مانتويي مددار از لحاظ احساس پوشيدگي تفاوت وجود دارد كه در اين بين، گروه با پوشش چادر بالاترين احساس پوشيدگي و مانتويي معمولي كمترين احساس پوشيدگي را دارا هستند.

ـ بين احساس پوشيدگي، سلامت روان و متغيرهاي آن رابطه وجود دارد.

ـ بين احساس پوشيدگي، هوش هيجاني و متغيرهايش رابطه وجود دارد.

ـ بين هوش هيجاني و سلامت روان رابطه وجود دارد.

كليد واژه‏ها: احساس پوشيدگي، پوشش، سلامت روان، هوش هيجاني.

مقدمه

پوشش يكي از مسائل عميق و ريشه‏اي جوامع انساني است كه ضمن ايجاد وقار موجب محافظت انسان در برابر تغييرات جوي و وجه‏تمايز او از ساير موجودات است. بشر در زندگي اجتماعي خود به منظور ايجاد ارتباط و رساندن پيام از نشانه‏هايي استفاده مي‏كند كه يكي از مشهورترين اين نشانه‏ها پوشاك است. پوشاك از ابزارهاي كارآمد و مؤثر در پيشبرد هرگونه هويت‏سازي و هويت‏پردازي است.

يكي از مسائلي كه امروزه در بحث پوشش مطرح مي‏شود، مُد و مدگرايي است. طبق نظريه جرج سيمل[108]، مُد همان تغيير غيرمتمركز جنبه‏هاي فرهنگي زندگي است و از يك تنش اساسي و پايه‏اي در وضعيت اجتماعي انسان‏ها ناشي مي‏شود. از يك سو، هركدام از ما تمايل داريم كه از ديگران تقليد كنيم و از سوي ديگر، دوست داريم نسبت به آنها متفاوت باشيم. جريان مُد به هردوي اين تمايلات توجه مي‏كند. مُد يكي از راه‏هاي گوناگون زندگي است كه به كمك آن مي‌توان با همگوني با ساير انسان‏ها، به سمت يك زندگي اجتماعي حركت نمود، ضمن اينكه در اوج اين همگوني، مي‌توان كه از آنها متمايز بود؛ يعني دو نيروي مخالف در زندگي، مدام كشمكش ايجاد مي‏كند و مُد نيز تأثير اين دو نيروي متضاد در درون انسان است. اما مدگرايي و مُد تنها در يكي ازقطب‏هاي مخالف عمل كرده و فرد مدگرا يا مدام خود را شبيه به ديگران درمي‏آورد يا همه سعي او اين است كه با ديگران متفاوت باشد. در حقيقت، وقتي مُد جديد گسترش پيدا مي‏كند به تدريج افت كرده و به پايين‏ترين حد خود مي‏رسد. دليل آن نيز اين است كه، هر لحظه تعداد بيشتري از افراد از آن پيروي كرده و پس از مدتي آن مُد به صورت امر عادي درآمده كه تنوع قبلي را ندارد.[109] در اين مفهوم، قرباني مُد يك عبارت هيپوكندريايي (خودبيمارانگاري) تشديد شده است. طبق نظر روان‌شناسان، يك فرد كه لباسش مورد توجه زياد است، بيشتر تلاش مي‏كند كه عدم اعتماد به نفس خود را مخفي كند، جلب توجه كند و گاهي خودبزرگ‏بيني‏اش را به كمك لباس تأييد كند.[110] ما انسان‏ها مجموعه‏اي از پوشش‏ها را براي پنهان ساختن ضعف‏هايمان به وجود مي‏آوريم. پوشش نقش مهمي در سازگاري رواني ـ اجتماعي ما انسان‏ها ايفا مي‏كند و عامل مهم در اين بين، بازخوردي است كه از ديگران در مورد بدن خود دريافت مي‏كند.[111]

پژوهش حاضر به بررسي احساس پوشيدگي، هوش هيجاني و سلامت روان، با توجه به نوع پوشش (چادري، مانتويي معمولي و مانتويي مددار) در خانم‏هاي 15 ـ 45 ساله شهر تهران مي‏پردازد. اين پژوهش در پي كشف اين مسئله است كه، آيا متغيرهايي نظير احساس پوشيدگي، هوش هيجاني و سلامت روان بر يكديگر تأثيرگذارند و آيا بين افراد با پوشش چادر، مانتويي معمولي و مانتويي مددار، از لحاظ اين متغيرهاي رواني، تفاوت وجود دارد؟ منظور از احساس پوشيدگي در اين پژوهش حسي روان‌شناختي و دروني در مورد حفظ بدن و عورت در برابر نگاه ديگران است. به عبارت ديگر، منظور از احساس پوشيدگي الزاماً با پوشش فيزيكي حاصل نمي‏شود، بدين معنا كه ممكن است خانمي داراي چادر باشد، اما احساس كند اندامش مورد توجه قرار دارد. در نتيجة احساس پوشيدگي پاييني دارد. برعكس، خانمي كه از نظر پوشش فيزيكي چندان پوشيده نيست، ممكن است احساس كند پوشش قابل قبولي دارد و در نتيجه، احساس پوشيدگي بالايي داشته باشد.

به نظر مي‏رسد، اين احساس به نوع پوشش، فرهنگ و هنجارهاي اجتماعي وابسته است. اين حس در موقعيت‏ها و برخوردهاي اجتماعي براي شخص قابل درك است و با توجه به نمرة شخص از آزمون محقق ساخته، ويژگي‏هاي زمينه‏اي كه بين 3 تا 24 در نوسان است، اندازه‏گيري مي‏شود.

در تعريف هوش هيجاني نيز مي‏توان گفت: هوش هيجاني نوع ديگري از باهوش بودن است كه شامل درك احساسات خود براي تصميم‌گيري مناسب در زندگي و توانايي كنترل حالت‏هاي اضطراب‏آور و كنترل واكنش‏ها است.[112]

به نظر گلمن[113]، هوش هيجاني شامل عناصر دروني نظير ميزان خودآگاهي، خودانگاره، احساس استقلال، ظرفيت خودشكوفايي و قاطعيت و عناصر بيروني نظير روابط بين فردي، سهولت در همدلي و احساس مسئوليت مي‏شود.[114]

منظور از سلامت روان، طبق نظر لوينسون[115] كيفيت احساس شخص نسبت به خود، دنياي اطراف، محيط زندگي و اطرافيان است.

نتايج پژوهش سياروچي و اندرسون[116] (2000) نشان داد كه هوش هيجاني رابطه ميان استرس و متغيرهاي بهداشت رواني را تعديل مي‏كند. در پژوهشي بار ـ اُن (2000)، تايلور، بگبي و پاركر (1997) بيان مي‏كنند كه بيماران مبتلا به افسردگي معمولاً نمرات بالايي در[117]TAS-20 دارند. اين افراد، كه از علائم بدني شكايت مي‏كنند، هوش هيجاني پاييني دارند. نتايج پژوهش دهاقين (1383) نشان داد كه، در مقايسه دو گروه چادري و مانتويي، ميانگين سلامت روان در گروه چادري بالاتر است.

در پژوهشي كه باقري‏نژاد (1380) انجام داد، بين عواملي نظير ميزان مذهبي بودن، رشته تحصيلي دانش‏آموزان، بعد خانواده، مرتبه شغلي پدر و درآمد والدين با مُدپرستي فرزندان رابطة معناداري ديده شده است.[118]

فرضيه‏هاي پژوهش حاضر عبارتند از:

1. بين افراد با پوشش چادر، مانتويي معمولي و مانتويي مددار از لحاظ احساس پوشيدگي تفاوت وجود دارد.

2. بين احساس پوشيدگي و سلامت روان و متغيرهاي آن رابطه وجود دارد.

3. بين احساس پوشيدگي و هوش هيجاني و متغيرهاي آن رابطه وجود دارد.

4. بين هوش هيجاني و سلامت روان رابطه وجود دارد (به تفكيك سه گروه).

بركسي پوشيده نيست كه سازه پوشش (حجاب)، يكي از شاخص‏ها و نمادهاي مهم طرز فكر و نگرش‏هاي مردم يك كشور است كه در دستورات صريح مذهبي بر رعايت آن تأكيد شده است. اما در عين حال، بسيار مناسب است كه علم نيز در چارچوب وظايف انساني خود به تبيين اين مسئله بپردازد كه چرا دين بر رعايت پوشش مناسب تأكيد بسيار دارد. با توجه به اينكه تاكنون در زمينه رابطه پوشش با ساير متغيرهاي روان‌شناختي، نظير سلامت روان يا هوش هيجاني تحقيقات بسيار كمي صورت گرفته است و با عنايت به مسائل آسيب زايي كه در پي پوشش نامناسب پديد مي‏آيد و نهايتاً، با توجه به اين كه امروزه در جامعه ما پديده مهمي به نام مد و مدگرايي وجود دارد كه مي‏تواند در جهت سست‏كردن بنيان‏هاي فرهنگي كشور عمل كند، ضروري مي‏نمود كه در اين زمينه پژوهشي صورت گيرد.

روش

نوع پژوهش مورد نظر توصيفي از نوع پيمايشي است. جامعه آماري مورد نظر شامل كليه خانم‏هاي 15 ـ 45 ساله شهر تهران مي‏باشد كه از اين جامعه، گروهي شامل 300 نفر به صورت تصادفي (در هر گروه پوشش چادر، مانتويي معمولي و مانتويي مددار 100 نفر) به عنوان نمونه انتخاب شدند.

ابزار مورد استفاده در اين مطالعه، شامل پرسش‌نامه هوش هيجاني بار ـ اُن است كه شامل 90 سؤال و شيوة نمره‌گذاري آن بر مبناي مقياس ليكرت مي‏باشد. ميزان آلفاي كرونباخ براي كل آزمون 93% و همچنين پايايي آزمون به روش زوج ـ فرد 88% گزارش شده است. از ابزارهاي ديگر مورد استفاده در اين پژوهش، فرم 28 سؤالي پرسش‌نامه سلامت عمومي گلدبرگ[119] است كه داراي چهار زيرمقياس نشانه‏هاي بدني، اضطراب و بي‏خوابي، نارسا كنش وري اجتماعي و افسردگي مي‏باشد. ضريب پايا يي كلي آزمون 88% و ضريب پايايي خرده‏آزمون‏ها را بين 50 تا 81 درصد گزارش كرده‏اند. پرسش‌نامه محقق ساخته كه اطلاعاتي دربارة وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي، نوع پوشش آزمودني، احساس پوشيدگي و تابع مُدبودن افراد فراهم مي‏كند. احساس پوشيدگي آزمودني‏ها جمعاً با سه سؤال سنجيده مي‏شود كه دربردارندة احساس پوشيدگي شخص در حال خريد يا گردش در شهر، هنگام حضور در جمع (دوستان، ميهماني و...) و هنگام حضور در محل كار، دانشگاه يا در هر محل رسمي ديگر است. تابع مُد بودن افراد نيز با شش سؤال، كه دربردارنده ميزان تأثيرپذيري آزمودني‏ها از بازار، تحت تأثير رسانه‏ها بودن در انتخاب لباس و... است، مشخص مي‏شود. روش جمع‏آوري اطلاعات نيز شامل سه مرحله است: 1. ساختن پرسش‌نامه محقق‏ساخته؛ 2. تكثير پرسش‌نامه‏ها؛ 3 ـ توزيع پرسشنامه‏ها و تكميل آنها.

براي تجزيه و تحليل اطلاعات نيز از نرم افزار (SPSS) و روش آماري تحليل واريانس يكراهه، آزمون همبستگي پيرسون استفاده گرديده است.

نتايج پژوهش

جدول شماره 1 آزمون تحليل واريانس يكراهه براي بررسي احساس پوشيدگي بر حسب نوع پوشش

منابع تغييرات مجموع مجذورات درجه آزادي ميانگين مجذورات Fمشاهده شده سطح معناداري
بين گروهي 42/1522 2 21/761 90/43 0001/0
درون‌گروهي 56/5149 297 33/17    
كل 98/6671 297      

با توجه به جدول فوق، Fمشاهده شده با مقدار 90/43 در سطح معناداري (P=0/0001) تفاوت معناداري بين احساس پوشيدگي در سه گروه پوشش را
نشان مي‏دهد.

جدول (1 ـ 1): آزمون تعقيبي توكي[120] براي بررسي احساس پوشيدگي بر حسب نوع پوشش

گروه اول گروه دوم

J I

اختلاف ميانگين

(I-J)

سطح معناداري سطح اطمينان 95 %
حد پايين حد بالا
چادر مانتويي معمولي *30/5 0001/0 91/3 69/6
چادر مانتويي مد دار *98/3 0001/0 59/2 37/5
مانتويي معمولي ـ مانتويي مد دار 32/1 066/0 7/0- 71/2

جدول فوق نشان مي‏دهد كه، افراد با پوشش چادر با مانتويي معمولي با تفاوت ميانگين 30/5 در سطح معناداري 0001/0 و افراد با پوشش چادر با مانتويي مُددار با تفاوت ميانگين 98/3 در سطح معناداري 0001/0 را نشان مي‏دهند كه فرض تفاوت احساس پوشيدگي در اين دو گروه را تأييد مي‏كند. ولي در گروه مانتويي معمولي با مانتويي مُددار تفاوت معناداري در احساس پوشيدگي ديده نشده است.

جدول (1 ـ 2)ترتيب ميانگين احساس پوشيدگي بر حسب نوع پوشش

نوع پوشش تعداد ميانگين
چادر 100 10/20
مانتويي مد دار 100 12/16
مانتويي معمولي 100 80/14

جدول فوق نشان مي‏دهد كه، احساس پوشيدگي در گروه چادر با ميانگين 10/20 در بالاترين سطح و در گروه مانتويي معمولي با ميانگين 80/14 در پايين‏ترين سطح قرار دارد.

جدول شماره 2 ـ آزمون همبستگي بين احساس پوشيدگي و سلامت روان و متغيرهايش

  نشانه‌هاي جسماني اضطراب و بي‌خوابي اختلال در كاركرد اجتماعي افسردگي سلامت روان
احساس پوشيدگي 028/0- *14/0- 09/0- *13/0- *13/0
سطح معناداري 62/0 01/0 10/0 02/0 02/0
تعداد 300 300 300 300 300

جدول فوق نشان مي‏دهد كه، بين احساس پوشيدگي و اضطراب و بي‏خوابي همبستگي منفي (14 / 0 - <r) در سطح معناداري (01 / 0<p 1) بين احساس پوشيدگي و افسردگي نيز همبستگي منفي با (13 / 0 - <r) در سطح معناداري (02 / 0<p) ديده شده كه نشان مي‏دهد با افزايش احساس پوشيدگي، افسردگي و اضطراب و بي‏خوابي كاهش مي‏يابد. بين سلامت روان و احساس پوشيدگي نيز همبستگي مثبت 13 / 0 <rدر سطح معناداري 02 / 0<pديده شد؛ يعني با افزايش احساس پوشيدگي، سلامت روان افزايش مي‏يابد.

جدول شماره 3: آزمون همبستگي بين احساس پوشيدگي و هوش هيجاني و متغيرهايش

متغير احساس پوشيدگي سطح معناداري تعداد
حل مسئله **16/0 005/0 300
خوشبختي **15/0 007/0 300
استقلال 04/0 48/0 300
تحمل فشار رواني *12/0 03/0 300
خود شكوفايي *14/0 01/0 300
خود آگاهي هيجاني 10/0 06/0 300
واقع گرايي *12/0 02/0 300
روابط بين فردي 09/0 08/0 300
خوش بيني *13/0 02/0 300
عزت نفس 10/0 07/0 300
كنترل تكانش 04/0 45/0 300
انعطاف پذيري 05/0 30/0 300
مسئوليت پذيري *18/0 001/0 300
همدلي 03/0 55/0 300
خود ابرازي 0001/0 99/0 300
هوش هيجاني **16/0 005/0 300

با توجه به جدول فوق، بين احساس پوشيدگي و متغيرهاي نظير حل مسئله، خوشبختي، تحمل فشار رواني، خودشكوفايي، واقع گرايي، خوش‌بيني و مسئوليت پذيري و هوش هيجاني همبستگي مثبت معنادار ديده شده است. با توجه به حجم نمونه 300 نفر، ضرايب همبستگي 12% و بالاتر از نظر آماري معنادار شناخته شده است.

جدول شماره 4: آزمون همبستگي بين سلامت روان و هوش هيجاني در سه گروه پوشش (چادر، مانتويي معمولي و مانتويي مد دار)

  سلامت روان در چادر‌هاي سلامت روان در مانتويي‏هاي معمولي سلامت روان در مانتويي‏هاي مددار
هوش هيجاني 61/0 48/0 43/0
سطح معناداري 0001/0 0001/0 0001/0
تعداد 100 100 100

با توجه به جدول فوق، بين هوش هيجاني و سلامت روان در سه گروه پوشش همبستگي مثبت و معنادار ديده شده است.

جدول (4 ـ 1): ميانگين و انحراف معيار هوش هيجاني و سلامت روان بر حسب پوشش

نوع پوشش ميانگين هوش هيجاني انحراف معيار هوش هيجاني ميانگين سلامت روان انحراف معيار سلامت روان
چادر 80/326 75/39 02/63 62/11
مانتويي معمولي 16/320 23/31 96/61 62/12
مانتويي مد دار 72/319 29/31 55/61 28/11

با توجه به جدول فوق، در پوشش چادر ميانگين هوش هيجاني و سلامت روان در بالاترين مقدار به ترتيب 80/326 و 02/63 و در پوشش مانتويي مددار ميانگين هوش هيجاني و سلامت روان در پايين‏ترين مقدار به ترتيب 72/319 و 55/61 قرار دارد.

نتيجه‌گيري

نتايج اين پژوهش در راستاي بررسي احساس پوشيدگي، هوش هيجاني و سلامت روان، با توجه به نوع پوشش افراد مورد مطالعه نشان داد كه افراد با پوشش چادر احساس پوشيدگي بالاتري نسبت به افراد با پوشش مانتو داشتند. ميانگين احساس پوشيدگي در گروه چادر در بالاترين مقدار يعني 10/20 و در گروه مانتويي معمولي در پايين‏ترين حد يعني 80/14 قرار دارد (جدول1 ـ 2). به نظر مي‏رسد، اين تفاوت به دست آمده را مي‏توان با استفاده از بحث گروه‏هاي مرجع و همسان‏سازي با آنها در روان‌شناسي پويايي گروه تبيين كرد. به نظر مي‏رسد، چون گروه مانتويي مُددار با گروه‏هايي از نظر پوشش همسان‌سازي مي‏كنند كه از پوشيدگي فيزيكي پاييني برخوردارند و اين پوشيدگي كم براي آنها مسئله مهمي نيست؛ زيرا با پوشش كمي در جوامع خود ظاهر مي‏شوند. در نتيجه اين گروه با پوششي كه در حال حاضر از آن برخوردارند، ـ در مقايسه ـ احساس پوشيدگي بالايي دارند. از سويي، به دليل اينكه گروه مانتويي معمولي خود را از لحاظ پوشش با گروه چادري مقايسه مي‏كنند، بنابراين احساس پوشيدگي كمتري را در خود تجربه مي‏كنند. در تعيين رابطه بين احساس پوشيدگي و سلامت روان و متغيرهاي آن، همبستگي مثبت و معناداري بين احساس پوشيدگي و سلامت روان ديده شده است. يعني با افزايش احساس پوشيدگي، سلامت روان افزايش مي‏يابد. بين احساس پوشيدگي و اضطراب و بي‏خوابي و افسردگي همبستگي منفي معنادار وجود دارد. اين امر نشان مي‏دهد با افزايش احساس پوشيدگي، اضطراب و بي‏خوابي و افسردگي كاهش مي‏يابد. بين احساس پوشيدگي و نشانه‏هاي جسماني و اختلال در كاركرد اجتماعي، رابطه‏اي ديده نشده است.

در تعيين وجود رابطه بين احساس پوشيدگي و هوش هيجاني و متغيرهايش، بين احساس پوشيدگي و متغيرهايي نظير حل مسئله، خوشبختي، تحمل
فشار رواني، خودشكوفايي، واقع‌گرايي، خوش‏بيني و مسئوليت‏پذيري و هوش هيجاني همبستگي مثبت معناداري ديده شده است. بين احساس پوشيدگي و متغيرهايي نظير استقلال، خودآگاهي هيجاني، روابط بين فردي، عزت نفس، كنترل تكانش، انعطاف پذيري، همدلي و خودابرازي رابطه‏اي ديده نشده است؛ يعني افراد با احساس پوشيدگي بالاتر توانايي بالاتري در حل مسئله، يعني تشخيص و تعريف مشكلات، ارائة راه حل‏هاي مؤثر و مفيد، تحقق بخشيدن و اعمال آنها، در تحمل فشار رواني يعني مقاومت كردن در برابر رويدادها و موقعيت‏هاي فشارآور، در واقع گرايي يعني سنجش هماهنگي بين چيزي كه به طور هيجاني تجربه شده و چيزي كه به صورت واقعي وجود دارد، در خودشكوفايي يعني درك ظرفيت‏هاي بالقوة خود، در مسئوليت‏پذيري يعني بروز خود به عنوان يك عضو داراي حس همكاري و مؤثر در گروه، در خوش‌بيني يعني در زيركانه نگاه كردن به زندگي و تقويت نگرش‏هاي مثبت، حتي در صورت بروز بدبختي و احساسات منفي و خوشبختي، يعني لذت بردن از خود و ديگران و احساسات مثبت و صريح داشتن دارند.

در تعيين رابطه بين سلامت روان و هوش هيجاني، بين هوش هيجاني و سلامت روان درهر سه گروه همبستگي مثبت و معناداري ديده شده است. ميانگين هوش هيجاني و سلامت روان در گروه چادري در بالاترين مقدار و در گروه مانتويي مُددار در پايين‏ترين مقدار قرار دارد، به عبارت ديگر، افراد با پوشش فيزيكي بيشتر، از هوش هيجاني و سلامت روان بالاتري در مقايسه با افراد ديگر برخوردارند. در نهايت، در مورد احساس پوشيدگي مي‏توان گفت: عاملي كه ميزان اين احساس را تعيين مي‏كند آن است كه شخص به چه ميزان بين پوشش فيزيكي خود و گروه مرجع خود شباهت تشخيص دهد. به هر ميزان درجه اين شباهت توسط شخص بالاتر ارزيابي گردد منجر به احساس رضايت بيشتر و بالعكس خواهد شد. البته تحت شرايطي، با توجه به درجة هماهنگي يا ناهماهنگي ميان ارزش‏هاي اجتماعي و ارزش‏هاي شخصي، اين ارتباط دست‏خوش تغييراتي مي‏گردد. زماني كه بين ارزش‏هاي شخصي و ارزش‏هاي جامعه‏اي كه در آن زيست مي‏كنيم اختلاف وجود دارد، شخص گروه‏هاي مرجع خود را در خارج از مرزهاي جغرافيايي سرزمين خود برمي‏گزيند. اين مسئله در خصوص انتخاب نوع پوشش نيز صادق است. به هرحال، آنچه كه ضروري به نظر مي‏رسد توانايي درك، سازگاري و انعطاف‏پذيري شخص در ارتباط با ارزش‏ها و هنجارهاي اجتماعي خودي است؛ زيرا در اين صورت است كه سلامت و تندرستي معنا پيدا مي‏كند.

* دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه علم و فرهنگ.

** و *** و **** استاديار دانشگاه علم و فرهنگ تهران. دريافت: 8/9/87 ـ پذيرش: 11/10/87.

 

[107]. Bar-on Emotional Quotient.

[108]. George Simel.

[109]. ر.ك: باقر ساروخاني، جامعه‌شناسي ارتباطات.

[110]. وحيده دهاقين، بررسي ارتباط نوع پوشش با سلامت روان جهت‌گيري مذهبي، ويژگي‌هاي شخصيتي و عملكرد تحصيلي در بين دانشجويان دختر دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، علامه طباطبائي و جهاد دانشگاهي.

[111]. Yana Mikheeva, Psychology of Clothing.

[112]. راحله سموعي، ، ترجمه و هنجاريابي آزمون هوش هيجاني بار ـ اُن، ص 1 ـ 10.

[113]. Golman.

[114]. ر.ك: دانيل گلمن، هوش هيجان، ترجمة نسرين پارسا.

[115]. Levinson.

[116]. Ciarochi & Anderson.

[117]. Toronto Alexithymia Scale؛ مقياس نارساخواني تورنتو.

[118]. مرتضي باقر نژاد، بررسي جامعه‌شناختي مدگرايي دانش‌آموزان پايه‌هاي دوم سوم دبيرستان‌هاي پسرانه شهر كرمان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد.

[119]. Goldberg.

[120]. آزمون تعقيبي توكي آزموني است كه در صورت معناداربودن آزمون تحليل واريانس، تفاوت بين سطوح متغيرها را نشان مي‏دهد.

منابع

ـ باقري نژاد، مرتضي، بررسي جامعه‏شناختي مدگرايي دانش‏آموزان پايه‏هاي دوم و سوم دبيرستان‏هاي پسرانه شهر كرمان، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد باهنر كرمان، 1380.

ـ دهاقين، وحيده، بررسي ارتباط نوع پوشش با سلامت روان، جهت‏گيري مذهبي، ويژگي‏هاي شخصيتي و عملكرد تحصيلي در بين دانشجويان دختر دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، علامه طباطبائي و جهاد دانشگاهي، پايان نامه كارشناسي، مؤسسه آموزش عالي جهاد دانشگاهي، 1383.

ـ ساروخاني، باقر، جامعه شناسي ارتباطات، تهران، اطلاعات، 1382.

ـ سموعي، راحله، ترجمه و هنجاريابي آزمون هوش هيجاني بار ـ اُن، مؤسسه تحقيقاتي علوم رفتاري سينا، 1381.

ـ گلمن، دانيل، هوش هيجاني، ترجمه نسرين پارسا، تهران، رشد، 1380.

- Mikheeva; Yana, Psychology Of Clothing, April 26, Article Source: http://Ezine Articles.Com, 2006.

- Veltheim; John, Psychology of Body (Dorrowed from Naked Beneath your clothing). Vanudist.home.att.net.