چگونگی توليد نظريه

علي شريعتمداري*

چكيده

همزمان با تهيه مقدمات چاپ اولين شمارة مجله «اسلام و پژوهش‏هاي تربيتي»، مورد لطف و تشويق استاد دكتر علي شريعتمداري قرار گرفتيم و مقاله‌اي كوتاه از ايشان دريافت كرديم. آنچه درپي مي‏آيد مقدمه‏اي در زمينه توليد نظريه است كه ضمن تشكر از لطف ايشان، به احترام مقام استادي و پيشكسوتي تقديم علاقمندان مي‏كنيم.

 

چگونگي توليد علم

مقام معظم رهبري در پاسخ به پژوهش‌گران حوزه فرمودند:

«توليد نظريه و پرورش نيروي تفكر، رسالت اساسي مراكز آموزشي حوزه و دانشگاه است. به سخن ديگر بررسي آراء و نظريات در رشته‏هاي مختلف علمي و ديني و همچنين ارتباط با رشته‏هاي مختلف علمي و ديني جزء وظائف و رسالت دانشگاهيان و اصحاب حوزه است.»[6]

در اينجا لازم است اين نكته نيز روشن گردد كه در سطوح ديگر آموزشي مثل دبستان، دوره راهنمايي و دبيرستان نيز آشنا كردن شاگردان بر مبناي رشته‏هاي مختلف علمي، ديني و پرورش نيروي تفكر در دانش‏آموزان هدف اساسي كار مربيان را تشكيل مي‏دهد.

بايد چگونگي آموزش علوم ديني را در سطوح گوناگون آموزشي روشن نمود، ارتباط تفكر را با رشته‏هاي مختلف مشخص كرد و صلاحيت علمي معلمان و استادان را در اين سطوح معين نمود.[7]

توليد نظريه و پرورش نيروي تفكر خود مبتني بر مقدماتي است كه بدون فراهم كردن آن مقدمات، افراد قادر به توليد نظريه نخواهند بود.

در سطوح مختلف، آموزش به صورت ارائه مطالب از سوي معلم و تلاش شاگرد در فرا گرفتن آنچه معلم بيان مي‏كند جاري و ساري است. اين شيوه در مراكز آموزشي جهان نيز به معرض اجرا گذاشته مي‏شود. كتاب‌هايي كه در شيوه آموزشي از سوي كشورهاي بزرگ جهان از جمله آمريكا منتشر شده حاكي از نقش مؤثر معلمان در ارائه مطالب درسي است. البته، گفتگو دربارة مشاركت دانش‏آموزان، در بحث و طرح سؤال از سوي ايشان و حتي نقش فعال دانش‏آموزان صورت مي‏گيرد، اما مطالعه آنچه در مراكز آموزشي جهان مي‏گذرد نقش انفعالي شاگردان را در سطوح گوناگون نشان مي‏دهد. معلمان در سطوح گوناگون به ارائة مطالب علمي مي‏پردازند.

نگارنده در كتاب «رسالت تربيتي و علمي مراكز آموزشي»، شش جلد از كتاب‌هاي آمريكايي مربوط به شيوه آموزش را مورد نقد و بررسي قرار داده است.

مؤلفان كتاب «الگوهاي تدريس»، زير عنوان «خانواده و پردازش اطلاعات»، از هفت الگو بحث مي‏كنند. اين الگوها عبارتند از 1ـ الگوي تدوين مفهوم،
2ـ الگوي تفكر استقرائي، 3ـ الگوي آموزش تحقيق 4ـ آموزش از طريق ارائه
5ـ حفظ كردن، 6ـ عقل در حال رشد. 7ـ الگوي تحقيق در علم زيست‏شناسي.[8] همان‌طور كه ملاحظه مي‏شود، تفكر يا تحقيق، كه جنبه‏هاي مختلف را دربر مي‏گيرد، مورد نظر مؤلفان نبوده است.

برخي از نويسندگان از روش‌هاي گوناگون بحث مي‏كنند. در اين زمينه بايد نشان داد كه چگونه با روش‌هاي گوناگون به خصوص روش ايراد سخنراني، روش طرح سؤال و فعاليت‌هاي علمي و از حفظ خواني مي‏توان به دانش‏آموز كمك كرد تا از طريق كشف به يادگيري بپردازد و در جهت هدف‌هاي اصلي آموزش پيش برود. همان‌طور كه ملاحظه مي‏شود، اين دسته از نويسندگان درباره روش تحقيق به عنوان «روش آموزش» بحث نمي‏كنند.

در موضوع «آموزش راهبردي يا استراتژيك و يادگيري» در بخش آموزش علوم گفته مي‏شود، مفاهيم علمي بايد به وضوح به شاگردان ارائه و آموزش داده شوند. در اجراي روش تحقيق به عنوان «روش آموزش»، شاگردان خود به ارائه مفاهيم علمي مي‏پردازند.[9]

شيوه پيشنهادي مبتني بر چند اصل است:

1. اجراي اصول يادگيري در زمينه فعال بودن يادگيرنده

2. اجراي روش تحقيق در آموزش.

3. آشنا كردن شاگردان به مراحل تحقيق.

4. ارائة مبحث علمي در كلاس به وسيله همه شاگردان.

5. مشخص نمودن اجزاء اصلي يك مبحث علمي (نظريات، مفاهيم تازه، اصول و قوانين حاصل از نظريات).

6. فعال بودن شاگرد؛ به اين معنا كه او خود از پيش به مبحث علمي مورد نظر آشنا باشد، اركان اصلي هر مبحث علمي را تشخيص دهد، ضمن مطالعه اجزاء اصلي هر مبحث، خود از نظريات، مفاهيم تازه، اصول و قوانين مطرح شده يادداشت برداري و آماده باشد تا در كلاس همراه ديگر شاگردان خود شخصاً به ارائة مبحث علمي بپردازد.

7ـ آشنايي كامل معلم به مبحث علمي به گونه‏اي كه در كلاس درس نقش راهنما را ايفا كند و بحث‌هاي شاگردان را هدايت نمايد.

8ـ اجراي آموزش به صورتي كه آثار تربيتي را همراه داشته باشد. (بايد توجه داشت كه معلم يا استاد در كلاس درس فرصت خاصي را به طرح امور تربيتي اختصاص نمي‏دهد).

بنابراين، شيوة آموزش بايد به گونه‏اي باشد كه فرد را در مسير رشد فكري و عقلاني، رشد اجتماعي، رشد عاطفي، رشد اخلاقي و معنوي و رشد بدني هدايت كند. در اجراي اين روش است كه، شاگرد با روش تحقيق آشنا مي‏شود، چگونگي اجراي روش تحقيق را به وسيله دانشمندان در تدوين مباحث علمي فرا مي‏گيرد، خود شخصا از نظريات، مفاهيم تازه اصول و قوانين، دركي عميق كسب مي‏كند. به سخن ديگر، ثمرة علم را مي‏چشد.

با اجراي اين روش، شاگردان مستعد در سطح عالي مي‏توانند به طرح سؤالات اساسي مبادرت كنند و خود به تحقيق اصيل اقدام نمايند.

معمولاً در سطح ابتدايي و متوسطه و دوره كارشناسي و كارشناسي ارشد شاگردان اطلاعات علمي لازم را در هر رشته كسب مي‏كنند. اين نكته روشن است كه تا فرد در يك رشته تخصص پيدا نكند، نمي‏تواند به تحقيق اصيل مبادرت كند. اينكه برخي از مؤلفان تصور مي‏كنند تحقيق محور آموزش ابتدايي يا متوسطه است، توجه به عدم تخصص شاگردان ندارند. هدف از طرح روش تحقيق در سطوح مختلف، آشنا كردن شاگردان به روش تحقيق و مراحل اساسي اين فرايند است. در دوره‏اي كه شاگرد تخصص لازم را در رشته‏اي معين كسب كرده است و به سخن ديگر، به آراء و نظريات دانشمندان آشنا شده است، در اين دوره خود ممكن است با تحليل شرايط و اوضاع و احوال، به طرح سؤالي تازه مبادرت كند و خود شخصا به تحقيق بپردازد و «توليد علم» كند.

در زمينه پرورش نيروي تفكر، توجه خوانندگان را به سميناري كه در سال 1988 در پاريس تشكيل شده بود جلب مي‏كنم. در اين سمينار، متخصصان تعليم و تربيت آمريكا، انگليس، فرانسه، استراليا و برخي از كشورهاي ديگر شركت كرده بودند. موضوع بحث در سمينار، پرورش بود. نگارنده مقالات شركت كنندگان را كه در كتاب «فراگرفتن تفكر و يادگيري» درج شده است، در كتاب پرورش تفكر مورد نقد و بررسي قرار داده است. برخي از شركت كنندگان ارائة درسي در منطق را پيشنهاد نموده‏اند. به نظر نويسنده، اگر آموزش منطق به وسيله معلم صورت گيرد و شاگرد به حفظ چند قاعده يا اصل بپردازد در اين صورت، فكر شاگرد پرورش نمي‏يابد. گروهي از شركت كنندگان معتقدند، تدريس رشته‏هاي علمي خود به خود موجب رشد تفكر مي‏شود. مطالعه رشته‏هاي علمي از طريق آنچه نگارنده پيشنهاد كرده است، يعني طي مراحل تحقيق آن طور كه دانشمند در تدوين مبحث علمي انجام مي‏دهد، نيروي تفكر را در شاگرد رشد مي‏دهد. شاگرد خود به تحليل مبحث علمي مي‏پردازد، مسئله يا سؤال اساسي را در هر مبحث مشخص مي‏كند، اطلاعات لازم را جمع‏آوري مي‏كند و چگونگي تدوين نظريه علمي را از طريق تفسير اطلاعات فرا مي‏گيرد. در اجراي اين روش، شاگرد خود به بررسي انتقادي نظريه مي‏پردازد و نظريه علمي مدلل را مورد تأييد قرار مي‏دهد. همان طور كه ملاحظه مي‏شود، شاگرد از طريق تفكر و طي مراحل تحقيق به كسب علم مي‏پردازد و نيروي تفكر خود را پرورش مي‏دهد.

مسئله تربيت معلم و تربيت استاد در ايجاد تحول علمي در كشور و در اشاعة علم و آماده كردن شاگردان براي طرح انديشه‏هاي تازه اهميت ويژه دارد.

در شرايط كنوني بايد معلمان دبستان را از ميان ليسانسيه‏ها انتخاب كرد و از وجود آنها در تدريس رشته تخصصي استفاده نمود. در دبيرستان نيز بايد از ليسانسيه‏هاي برجسته و افرادي كه درجه فوق ليسانس در رشته تخصصي دارند استفاده كرد. در دانشگاه نيز بايد از افرادي استفاده كرد كه در سطح دكتري تحصيل كرده باشند. آنچه اهميت دارد آشنايي معلمان ابتداي، متوسطه و استادان دانشگاه با اصول تعليم و تربيت، تعليم و تربيت اسلامي، روان‌شناسي تربيتي، شيوة آموزش و شيوة تحقيق است.

* استاد دانشگاه تهران. دريافت: 12/7/87 ـ پذيرش 22/10/87.

[6]. علي شريعتمداري، رسالت تربيتي و علمي مراكز آموزشي، ص 113 ـ 119.

[7]. علي شريعتمداري، پرورش تفكر، ص 76.

[8]. Jones, Beauely and Others, 1987.

[9]. Brucegoy "and Marcha Wei" p 49, 50.

منابع

ـ مقام معظم رهبري، روزنامه اطلاعات، 17 بهمن 1381، ش 22107.

ـ علي شريعتمداري، رسالت تربيتي و علمي مراكز آموزشي، تهران، سمت، چ دوم، 1375.

ـ ـــــــــــــــ ، پرورش تفكر، تهران، مؤسسه پژوهشي ابن‌سينا، جامعه پژوهشگران، 1378.

- Beauely Jones, and Others, stategic Teaching and Learning Cognitive, instructionin the Content areas A.S.C.D, 1987.

- Bruce Jones, and Marcha Weil, Models of Teaching, Prentice Hall, internation Editors, 1986.