آسيب شناسي سيستمي آموزش و پرورش و ارائة راه كارها

سال نهم، شماره اول، پياپي 17، بهار و تابستان 1396

اصغر افتخاري/ دانشيار دانشکده معارف اسلامي و علوم سياسي، دانشگاه امام صادق عليه السلام eftekhariasg@gmail.com

محمدرضا آرام/ دانشجوي دكتري علوم سياسي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي    mr.aram@chmail.ir

دريافت: 17/10/1395 ـ پذيرش: 10/4/1396

چکيده

مسئلة اصلي در اين مقاله، فهم عملکرد موجود و مطلوب نظام آموزش و پرورش به مثابة سيستمي اثرگذار در تعامل با ديگر سيستم هاست. در اين جستار، با استفاده از نظرية «سيستم ها» و با تأکيد بر ميزان تناسب ورودي و خروجي اين سيستم و بازتاب هاي مستقيم و غيرمستقيم آن بر ديگر سيستم هاي پيراموني، درصدد پاسخ گويي به اين سؤال هستيم که آموزش و پرورش چه آسيب هاي درون سيستمي و برون سيستمي ايجاد مي کند و راه کار برون رفت از آنها چيست؟

تعليم دانش غالباً ناپايدار و ناکارآمد و با صبغة غالب علوم طبيعي و به تبع آن، طولاني بودن دورة آموزش و پرورش، از آسيب هاي عمدة اين سيستم محسوب مي شود. حل بنيادين مشکلاتي همچون بيکاري، بزه کاري، انحرافات جنسي، بدحجابي، کم کاري، کاهش زادوولد و نيازهايي مانند تشکيل بهنگام خانواده، نيازمند اصلاح سيستم کنوني آموزش و پرورش به مثابة کارخانة انسان سازي است. يکي از مهم ترين راه حل هاي برون رفت از وضع موجود، تغيير در محتواي آموزشي است كه در نتيجة آن، سنوات تحصيل به قريب شش سال تقليل يافته، رضايت عمومي از نظام سياسي و درآمد ناخالص ملي افزايش چشمگير خواهد داشت.

کليدواژه ها: آموزش و پرورش، محتواي درسي، تحول علوم انساني، كارآمدي، جمهوري اسلامي ايران.